تصویری آرمانگرایانه ازهنر متعالی
[ ]
(بدل شیطان)فیلمی در باره عدی پسرصدام
نظرات 0

درباره فیلم بدل شیطان

*****************

 گردآوری و تدوین:مهردادمیخبر

مشخصات فیلم:

کارگردان لی تماهوری
بازیگران دومنیک کوپر
تاریخ‌های انتشار ۲۲ ژانویه ۲۰۱۱
۲۹ ژوئه ۲۰۱۱ (آمریکا)
مدت زمان ۱۰۸ دقیقه
کشور بلژیک
هلند
زبان انگلیسی
هزینهٔ فیلم ۱۹.۱ میلیون دلار
فروش گیشه ۱،۳۶۱،۵۱۲ میلیون دلار

 

The Devil s Double.jpg

 مقدمه:

*****

 بدل شیطان (به انگلیسی: The Devil's Double) یک فیلم درام محصول سال ۲۰۱۱ است. این فیلم براساس ماجرایی واقعی از زندگی عدی صدام حسین، پسر بزرگ صدام حسین و بدل وی، لطیف یحیی است.ماجراهای این فیلم برگرفته از کتاب «من فرزند رئیس جمهور بودم» نوشته لطیف یحیی، افسر وظیفهٔ سابق عراقی ساخته شده‌است. این کتاب در اواخر دهه نود منتشر شد. لطیف یحیی در این کتاب تجربه‌اش را از زندگی عدی صدام، پسر بزرگ صدام حسین بیان می‌کند که یک زندگی پر از خشونت، بی‌رحمی و ابتذال بوده‌است. این فیلم وقایع سال‌های ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۷ عدی حسین و لطیف یحیی را نشان می‌دهد.بدل شیطان نقدهای تقریباً مثبتی از طرف منتقدان فیلم و سینما دریافت کرد.

شمائی کوتاه  ازداستان

****************

لطیف یحیی(دومینیک کوپر) یک سرباز عراقی است که در جنگ ایران و عراق می‌جنگد. عدی حسین، پسر بزرگ صدام حسین او را از جبهه فرا می‌خواند تا بدل او شود. عدی حسین مبتلا به بیماری دگرآزاری (سادیسم) است. او مردم را به راحتی می‌کشد و دختران جوان را بعد از آن که از خیابان‌های شهر می‌رباید می‌کشد. لطیف تلاش می‌کند که او را متوقف کند. اما عدی دست از کارهایش بر نمی‌دارد. لطیف فرار می‌کند و عدی او را تهدید می‌کند که اگر برنگردد پدر او را می‌کشد. اما لطیف حاضر به برگشتن نمی‌شود و عدی پدر وی را می‌کشد و ...

 

عکسهائی از عدی و بدل او

گسترش مطلب

***********

 بدل شیطان The Devil's Double فیلمی است که ماجراهای آن در سال های 1996 – 1987 در عراق میگذرد و گوشه هایی تکان دهنده از زندگی عدی حسین، پسر بزرگ صدام حسین رییس جمهور و دیکتاتور عراق را به نمایش میگذارد.
فیلم بر اساس کتابی به همین نام نوشته لطیف یحیی، بدل عدی حسین ساخته شده، محصول سال 2011، زمان نمایش 109 دقیقه و درجه R است. فیلم ساخت کشورهای بلژیک و هلند بوده و زبان نمایش آن نیز انگلیسی است.


کارگردان The Devil's Double ، لی تاماهوری Lee Tamahori است. کارگردان نیوزیلندی که کارگردانی بیست و یکمین فیلم جیمز باند Die Another Day را در سال 2002 برعهده داشت. تاماهوری تقریبا تمام جوایز سینمایی اش را برای کارگردانی فیلم Once Were Warriors محصول سال 1994 بدست آورده.

فیلم بدل شیطان، داستان زندگی بدل عدی پسر صدام

بازیگران اصلی فیلم :

************************

دومینیک کوپر Dominic Cooper در نقش عدی صدام حسین و لطیف یحیی:

بازیگر تئاتر و سینما متولد سال 1978 در گرینویچ لندن است. مادرش مربی مهد کودک و پدرش متصدی حراج هستند. او که در دو نقش عدی صدام حسین و لطیف یحیی در این فیلم بازی بسیار خوبی را به نمایش گذاشته، تا کنون در چهل و سه فیلم سینمایی و سریال تلویزیونی بازی کرده که در بین آنها میتوان از فیلم Mamma Mia در سال 2008، My Week With Marilyn سال 2011 و Abraham Lincoln:Vampire Hunter در سال 2012 نام برد.

از مسائل خصوصی زندگی وی، رابطه اش با آماندا سیفرید Amanda Seyfried است که در سال 2010 ، دومینیک کوپر به دلیل اینکه آنها در دو کشور مختلف زندگی میکردند، آنرا پایان رساند.

لودیواین سانیه Ludivine Sagnier در نقش سراب:

برنده خرس نقره ای فستیوال فیلم برلین و جوایز فیلم اروپا European Film Awards در سال 2002برای بازی در فیلم 8 Women ، سه بار کاندیدای دریافت جایزه سزار در سالهای 2003 برای فیلم 8 Women ، 2004 برای فیلم Swimming Pool و 2007 برای فیلم A Secret و یکی از کاندیداهای بازیگر زن منتخب اروپا از طرف تماشاگران در مراسم European Film Awards برای بازی در فیلم Swimming Pool در مراسم سال 2003.

لودیواین سانیه متولد 1979 در فرانسه بوده و پدرش پروفسور و استاد دانشگاه پاریس است. ا و بعنوان یک بازیگر سابقه بازی در چهل و نه فیلم وسریال را در کارنامه اش دارد که میتوان به سریال Navaro در سال 2002و فیلم " پاریس دوستت دارم" Paris, je t'aime در سال 2006، اشاره کرد.

فیلیپ کواست Phillip Quast در نقش صدام حسین:

بازیگر تئاتر، تلویزیون و سینما متولد 1957 در استرالیا. او بیشترین شهرتش را برای نقش آفرینی روی صحنه تئاتر دارد و سه بار برنده جایزه Laurence Olivier بهترین بازیگر شده است و یکی از معروف ترین کارهایش، بازی در نقش بازرس ژاور در تئاتر موزیکال "بینوایان" است.


کارهای او در سینما و تلویزیون بیشتر شامل سریال های تلویزیونی است که آخرین آنها سریال Bed of Roses در سال 2010 است.
"بدل شیطان" به زندگی عدی صدام حسین پرداخته است که خشونت، هوسرانی، جنون و افسار گسیختگی اش آنهم در دوران دیکتانوری صدام حسین برعراق، زبانزد بود. چندی پیش و در سال 2008 نیز مینی سریال تلویزیونی با نام "خانه ی صدام" House of Saddam که تولید مشترک BBC و HBO و در چهار قسمت بود، به قدرت رسیدن و سقوط صدام حسین را به تصویر کشید که البته در آن سریال کمتر به زندگی و مسائل شخصی صدام و پسرانش پرداخته شده بود.

سریال "خانه ی صدام" در ایران بعلت بازی شهره آغداشلو در نقش ساجده تلفاح، همسر صدام حسین و مادر دو پسر او عدی و قصی، مورد توجه خاصی از طرف تماشاگران قرار گرفت. در سریال فوق، فیلیپ آردیتی Philip Arditi بازیگر ایتالیایی- انگلیسی تلویزیون درنقش عدی حسین ظاهر شد که شهرت زیادی را برای وی بهمراه داشت. 


این سریال در سال 2009 و در مراسم بفتا، کاندیدای دریافت پنج جایزه بود که برنده هیچکدام نشد ولی در همین سال شهره آغداشلو جایزه Emmy بهترین بازیگر نقش مکمل را برای بازی در این سریال از آن خود کرد.

منبع مورد استفاده برای ساخت فیلم Devil's Double ، همانطور که عنوان گردید، کتاب لطیف یحیی، بدل عدی صدام حسین بوده است که نام فیلم نیز از نام کتاب گرفته شده.لطیف یحیی، متولد سال 194 در یک خانواده کرد بود و طبق گفته هایش، در دوران تحصیل همکلاس عدی بوده و به همین علت نیز مورد توجه بوده. او که در زمان جنگ با ایران در جبهه های جنگ حضور داشت، در سالهای آخر جنگ بعلت شباهتش بعنوان بدل عدی حسین انتخاب میشود و حتی در جریان جنگ کویت بجای عدی با سربازان عراقی دیدار کرده و برای آنها سخنرانی میکند.

ولی روابط او با عدی رو به وخامت میرود و علت آن نیز بنا به گفته لطیف یحیی، زنی بود که مورد علاقه عدی بود ولی به یحیی توجه بیشتری نشان میداد. این موضوع باعث خشم عدی و تیراندازی او به یحیی میشود و لطیف یحیی تصمیم به فرار به سمت شمال کشور میگیرد. در آنجا توسط مبارزان کرد بعلت شباهتش به عدی دستگیر و زندانی میشود ولی بعد که هویت واقعی اش مشخص میشود، کردها اورا آزاد کرده و لطیف یحیی در سال 1992 به اتریش پناهنده میشود.

بر طبق فیلم "بدل شیطان" لطیف یحیی را بسختی میتوان پیدا کرد و آخرین بار بهمراه همسر و دو فرزندش در ایرلند دیده شده است.

در سال 2009 و در برنامه Hard Talk در کانال BBC لطیف یحیی گفته بود که عدی حسین از یک بیمار روانی هم بدتر بوده و پس از اینکه زن زیبایی را از روی هوس برای خودش انتخاب میکرده، پس از مدتی او را در اثر شکنجه و ضرب و شتم تبدیل به یک تکه بزرگ گوشت در حال نفس کشیدن میکرد. سپس وی را کشته و مانند زباله در جایی مدفون مینمود.
یکی از اپیزود های برنامه Locked Up Abroad در کانال National Geographic در سال 2012 نیز به زندگی لطیف یحیی اختصاص یافته بود.
البته لازم به توضیح است که دو روزنامه نگار به نام های Eoin Butlerاز روزنامه Irish Times و Ed Caesar از روزنامه Sunday Times ، پس از مصاحبه با لطیف یحیی، درستی اظهارات او را مورد تائید قرار ندادند.




مشروح داستان فیلم

********************************

فیلم با نمایش صحنه های جنگ ایران وعراق شروع میشود. 
در سال 1987، لطیف یحیی که در جبهه جنگ با ایران مشغول انجام وظیفه است، بعنوان فدایی و بدل عدی صدام حسین انتخاب میشود. او که از یک خانواده سطح بالا از نظر اجتماعی میباشد در دوران تحصیل همکلاس عدی بوده و بعلت شباهتش با او همواره مورد توجه سایر دانش آموزان بوده است.لطیف یحیی به بغداد منتقل میشود و پس از مطلع شدن از این موضوع از پذیرش آن خودداری میکند. ولی پس از شکنجه های بدنی و تهدید خانواده اش از سوی عدی، ناچار به قبول پیشنهاد فوق شده و پس از یکسری تغییرات در بدن مانند مدل دندان ها، قد و یکسری جراحی برروی صورت بعنوان بدل و فدایی عدی کار خود را آغاز میکند. به پدر و مادرش نیز اطلاع میدهند که او در جبهه جنگ با ایران کشته شده است. 

پس از آن لطیف یحیی میتوانست از کلیه امکانات رفاهی و تجملی عدی مانند استفاده و اقامت در کاخ، استفاده از وسایل و حتی اتومبیل فراری عدی استفاده کند و سعی زیادی میکند تا رفتارهای افراطی و غیر معقول عدی را برطرف کند که البته کاملا ناموق است.

یک شب هنگامیکه با عدی و محافظین به یک کلوب شبانه میروند، در حالیکه عدی مشغول خوشگذرانی است، لطیف یحیی سوار فراری عدی شده به مخفیانه به خانه پدری اش میرود و در حالیکه سعی میکند تا بتواند از دور خانواده اش را ببیند توسط محافظین عدی دستگیر شده و شدیدا با شلاق تنبیه میشود.
در یک کنفرانس با حضور رهبران کویت، حساسیت روز افزون عدی حسین نسبت به کویتی ها مشخص میشود. او فکر میکند که کویتی ها از حوزه نفتی رمیلا سوء استفاده میکنند در حالیکه نفت آن منطقه متعلق به عراق است و جنگ اول خلیج فارس با این جمله عدی شروع میشود: "دیگه دوره شیخ ها به پایان رسیده".

عدی زوز به روز سادیستی تر و افسارگسیخته تر میشود. با فراری اش هنگام تعطیلی مدارس دخترانه به خیابان رفته و دختران مورد علاقه اش را به زور هم شده سوار کرده و با خود میبرد. یکی از این موارد، دختر چهارده ساله ای است که عدی وی را مجبور میکند تا در یک میهمانی با او باشد.

در این میهمانی (که براساس یک میهمانی واقعی به افتخار سوزان مبارک، همسر حسنی مبارک در سال 1988 میباشد) عدی با محافظ شخصی و یکی از مورد اعتمادترین افراد پدرش که حتی غذای صدام حسین را قبل از او کمی میخورد تا مسموم نباشد، به نام کامل حنا با بازی محمد فردا درگیر میشود.عدی اعتقاد داشت که کامل حنا باعث آشنایی صدام حسین و زنی به نام سمیرا شاهبندر شده که در نهایت منجر به ازدواج دوم صدام و نابودی زندگی مادرش شده است. 

به همین علت و همچنین حسادت به کامل حنا برای اعتمادی که پدرش به او داشت، جلوی چشمان میهمانان با چاقو به جان کامل حنا افتاده و شکم او را پاره کرده و روده هایش را خارج میکند و در نهایت با شلیک به سر وی، کامل حنا را به قتل میرساند. فردای آنروز نیز محافظین عدی جسد برهنه دختر جوان همراه او را پیدا میکنند.

در ادامه فیلم لطیف یحیی بهمراه سراب، معشوقه عدی( با بازی لودیواین سانیه) از کشور خارج شده و به مالت فرار میکنند ولی سراب که دخترش در عراق است از ترس مجبور به تماس با عدی میشود و محل آنها لو میرود. عدی پدر لطیف یحیی را مجبور میکند تا تلفنی با فرزندش صحبت کرده و او را مجبور به بازگشت کند و سپس پدر یحیی را میکشد.
لطیف یحیی مخفیانه به عراق بازمیگردد و سعی میکند تا با کمک یکی از همدستانش عدی حسین را به قتل برسانند. همدست لطیف یحیی فردی است که در روز عروسی اش، عدی عروس وی را را باخود برده و پس از کتک زدن به او تجاوز میکند و دختر پس از این اتفاق خود را از بالای ساختمان به پایین انداخته و خودکشی میکند.
لطیف یحیی و همدستش در روز نیمه شعبان و درحالیکه عدی قصد دارد تا دختر جوان دیگری را اغوا کرده و سوار ماشین خودش کند، به او حمله ور میشوند. همدست او توسط محافظین با شلیک گلوله از پای در می آید ولی لطیف یحیی با چندین شلیک عدی را مورد اصابت قرار میدهد ( که طبق گزارشات تائید نشده، ناحیه تنا سلی عدی در این حادثه در اثر یک شلیک مستقیم شدیدا آسیب دیده بود.)
لطیف یحیی موفق به فرار میشود و عدی حسین بر اثر این حادثه دچار معلولیت و لنگش میشود که تا پایان عمرش با اوست.

22 جولای، نهمین سالگرد کشته شدن عدی و قصی حسین است که پس از شناسایی محل اقامتشان در شهر موصل در درگیری با نیروهای ارتش آمریکا از پای درآمدند.

...ونکاتی بیشتر

**********************

آلبرت آینشتاین گفته: " دو چیز انتها ندارد: جهان هستی و حماقت بشر. البته در مورد اول مطمئن نیستم!!" 

سرنوشت صدام حسین و پسرانش در حالی اتفاق افتاد که در صورت تفکر و درایت و باتوجه به منابع مالی عظیم عراق، میتوانستند یکی از بهترین و مرفه ترین کشورها و شرایط زندگی ایده آل را برای مردم عراق مهیا کنند ولی خوی دیکتاتوری و جنگ طلبی، آنها را به مسیری کشاند که به غارت، تجاوز، نسل کشی و دو جنگ با ایران و کویت رسید و در نهایت با ورود نیروهای آمریکا، هیچیک از آنان جان سالم به در نبردند و طعم خفت را یا در میادین نبرد و یا پای میزهای محاکمه چشیدند.
بدل شیطان فیلمی است که باید آنرا دید بخصوص که روایت قسمتی از یک حادثه در تاریخ معاصر است که کشور و مردم ما مستقیما با آن درگیر بودند و یادآوری این نکته قدیمی که: دست بالای دست بسیار است. 

همچنین دومینیک کوپر در نقش های عدی صدام حسین و لطیف یحیی بازی خوبی را بویژه در نمایش حالت های روانی عدی به نمایش گذاشته است. . . .

. عدی صدام حسین فرزند اول صدام حسین و متولد ژوئن 1964در تکریت عراق بود.
. او از طرف پدرش بعنوان رئیس کمیته المپیک عراق و رئیس فدراسیون فوتبال این کشور منصوب شده بود و ورزشکاران بسیاری را به دلیل شکست در مسابقات یا عدم کسب مدال تحت شکنجه و تنبیهات شدید بدنی قرار داد.

. در حادثه سوء قصد به وی که در اواخر فیلم نیز نشان داده میشود، عدی حسین مورد اصابت هشت گلوله قرار گرفت و به بیمارستان ابن سینا در بغداد منتقل شد و در نهایت بهبود پیدا کرد ولی دچار لنگش چشمگیری شد و علیرغم چندین عمل جراحی، یک گلوله در ستون فقرات وی باقی ماند و جراحان با توجه به نزدیگی این گلوله به نخاع وی موفق به خارج کردن آن نشدند. این گلوله باعث ناتوانی های بدنی عدی گشت بطوریکه صدام حسین مسئولیت های بیشتری را به پسر دومش، قصی واگذار کرد و در سال 2000قصی را بعنوان جانشین خود معرفی کرد.

. عدی حسین دارای کلکسیونی از ماشینهای تجملی و گران قیمت بود که تعداد آنها به 1200 دستگاه میرسید. از میان آنها میتوان به رولزرویس کورنیش او به ارزش دویست هزار دلار اشاره کرد و ماشین لامبورگینی مدل LM002 که معمر قذافی رهبر آن زمان لیبی به وی هدیه داده بود.

. او یک افسر ارتش عراق را به دلیل اینکه اجازه نداده بود عدی با همسرش برقصد، طوری مضروب کرد که افسر فوق پس از چند روز درگذشت.

. در بین عراقی هایی که نیروهای آمریکا شدیدا به دنبال دستگیری یا کشتن آنها بودند، ازعدی حسین بعنوان ورق آس دل و از قصی بعنوان آس خاج نام برده میشد.


. در روز 22ژولای 2003 واحدهای لشکر 101 هوابرد آمریکا خانه ای را در شهر موصل که عدی حسین، برادرش قصی و مصطفی، پسر چهارده ساله قصی به آن وارد شده بودند محاصره کرده و از زمین و هوا مورد حمله قرار دادند و پس از چهار ساعت نبرد وارد خانه شدند و جسد هر سه نفر آنها به همراه یک محافظ را پیدا کردند. در این حمله 200 سرباز آمریکا،هلیکوپترهای OH-58 Kiowa و یک فروند هواپیمای A10 شرکت داشتند.
. عدی حسین به همراه برادرش قصی و مصطفی،پسر قصی در قبرستانی در نزدیکی زادگاهشان، تکریت به خاک سپرده شدند.

. برای دستگیری و تسلیم عدی و قصی از طرف فرماندهی نیروهای آمریکا، سی میلیون دلار جایزه تعیین شده بود.


                         ((منابع:.IMDb.Wikipedia.Wikiquote.Brainy Quote.forum.tvcenter.tv.))

 

 

 

 

 

 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 22283
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

یکشنبه 12 شهریور 1396 ساعت : 23:30 | نویسنده : م.م
همه چیز درباره قصرشیرین
نظرات 0

نوشتار ذیل درراستای آگاهی هرچه بیشترازشرایط جغرافیائی، محیطی و اجتماعی پیشین و کنونی شهرستان  قصرشیرین و در نتیجه  درک بهتر رمان (قصرویران)وداستان(چارقاپی)  برشته تحریر درآمده است

همه چیز درباره قصر شیرین

                                                                                  گرداوری و تدوین:مهردادمیخبر

 
 
 

قصر شیرین با جمعیت 19821 نفر در سال 85 از شهرستانهای استان کرمانشاه ایران است. مرکز این شهرستان شهر قصرشیرین است كه در 166 كيلومتري غرب شهر كرمانشاه واقع شده است از سطح دريا 400 متر ارتفاع دارد و سومار دیگر شهر آن است. شهرستان قصرشيرين از شمال و غرب به كشور عراق از جنوب به استان ايلام از شرق به شهرستان هاي سرپل ذهاب و گيلانغرب محدود مي شود. شهرستان قصرشیرین بر سر راه اصلی تهران بغداد قراردارد. این شهرازشهرهاي قديمي و تاريخي استان است و بناي آن را در آثار تاريخي و ادبي به خسرو پرويز نسبت مي دهند وي در زمان پادشاهيش باغي وسيع با قصرهايي دلپذير كه متناسب با آب و هواي زمستان اين ناحيه بود در اين شهر بنا نهاد  قصر شیرین به دلیل نخل‌های بلند و همچنین محصولات متنوع کشاورزی همواره مورد توجه بوده‌است. این شهر از دیرباز مکانی برای هم زیستی اقوام مختلف کرد، و مذاهب مختلف ازقبیل یارسان،شیعه وسنی بوده‌است. لازم به ذکر است در اطراف قصر شیرین منابع نفت نیز وجود دارد.

 علت نامگذاری این ناحیه به قصرشیرین، احداث کاخی برای شیرین، همسر ارمنی خسروپرویز در این محل بوده‌است. در مورد سوابق تاریخی و وجه تسمیه قصرشیرین مطالب فراوانی گفته شده، از جمله آنکه نام اولیه  قصرشیرین (دستجرد)یا( دستگرد) بوده و یونانیها آنرا (آرت میتا) گفته اند " آرت" در زبان لاتینی به معنی معماری است. در این هر دو نام یگانگی الفاظ میتان و ماد مشهود است و دستگرد یکی از قصور سلطنتی خسرو پرویز بوده است. جغرافی دانان معتقدند که در دوره هخامنشی نیز این محل دارای بخش های آبادانی بوده که بنام های کاله یا اکرای پل "سرپل ذهاب " و کادینا " کرند" و باغشتانا و سرخک نوشیروان و قره غان خوانده میشدند. لسترنج آورده است که:

((شش فرسخ بعد از خانقین در نصف راه حلوان که اولین شهر استان جبلان است قصرشیرین واقع شده است. شیرین معشوقه خسرو پرویز است. و قصرشیرین قریه ای است یزرگ که بارو و خرابه قصر ساسانی در آنجا پدیدار است.))
(ابن الرشد) در قرن سوم در باره آن می گوید:

((ایوانی بزرگ و با شکوه از گچ و آجر دارد. به گرد ایوان حجره هایی ساخته اند و حجره ها به یکدیگر راه دارند و در حجره ها به آن ایوان باز میشود. جلو ایوان صفحه ای است از سنگ مرمر، داستان فرهاد دلداده شیرین و پهلباد نوازنده و شبدیز اسب معروف خسروپرویز در بسیاری نقاط آن حول و حوش به صورت افسانه ای در آمده است. بر قصرشیرین جبال بزرگی مشرف است که در سر حد ایران واقع است. این شهر در طول تاریخ فراز و نشیب های زیادی را پشت سر گذاشته است ولی بعلت موقعیت خاص خود دوباره از نو ساخته شده است بطوریکه پس از حمله اعراب به ایران قصرهای خسروپرویز بکلی ویران گشت و تا سال۱۲۷۰ قمری قصرشیرین قصبه کوچکی بیش نبوده و جمعیتی در حدود۲۵۰۰ نفر داشت. قصرشیرین در جنگ بین المللی اول مرز سربازان دولتی آلمان و عثمانی از یک طرف و روسیه و انگلستان از طرف دیگر بود. ویرانه قصور وسیعی که بنام شیرین محبوبه خسروپرویز ساسانی موسوم و در جوار شهر چدید کنونی واقع گردیده است از عهد باستان تا حال مشرف بر شاهراه بزرگی است که اراضی مرتفع ایران را به دشت بین النهرین متصل می کند. قصرشیرین در دوران قاجاریه محل زمستانی حکام گوران و سنجابی بود که خالصه جات را از دولت اجاره می کردند.))

 قصر شیرین از شهرهای قدیمی و تاریخی استان کرمانشاه است و بنای آن را در آثار تاریخی و ادبی به خسرو پرویز نسبت می‌دهند وی در زمان پادشاهیش باغی وسیع با قصرهایی دلپذیر که متناسب با آب و هوای زمستان این ناحیه بود در این شهر بنا نهاد. پس از حمله ااعراب به امپراتوری ساسانیان، قصرهای خسرو پرویز به کلی ویران گشت. تا سال ۱۲۷۰. ق(برابر با ۱۸۵۳ میلادی)، قصرشیرین قصبه کوچکی بیش نبود.

افسانه معروف «شیرین و فرهاد» از نام این شهر گرفته شده است. ‏

ابودلف مسعر بن‌المهلهل الخزرجی در آغاز سده چهارم هجری قصرشیرین را به صورت شهری «دارای ساختمان‌های بلند و بزرگ» که «دید انسان از تعیین ارتفاع آن عاجز، و فکر از پی بردن به آن قاصر است» توصیف کرده است. اما یعقوبی در سال ۲۸۷ هجری قمری از ویرانه‌های قصر یاد می‌کند و ابن اثیر از تخریب بیشتر آن زلزله سال ۳۴۵ قمری خبر می‌دهد.

                                                    قصرشیرین پس از اسلام

ابودلف مسعر بن المهلهل الخزرجی در آغاز سده چهارم هجری قصرشیرین را به صورت شهری «دارای ساختمان های بلند و عظیم» که «دید انسان از تعیین ارتفاع آن عاجز، و فکر از پی بردن به آن قاصر است» توصیف کرده است. اما یعقوبی در سال 287قمری از ویرانه های قصر یاد می کند و ابن اثیر از تخریب بیشتر آن در طی زلزله ای در سال 345 خبر می دهد.حمدالله مستوفی در قرن هشتم هجری و در سال 740قمری(340میلادی) قصرشیرین را دارای هوایی بد و دارای بادهای سموم عنوان می کند و کاخ شیرین را «اندکی معمور» می نامد.

    

 تصویراثری به جا مانده از بنای تاریخی مربوط به ۱۱۰ تا ۱۲۰ سال پیش در شهر قصرشیرین که در زمان جنگ 8ساله ایران و عراق نابود شد.
                                               
                                 قصرشیرین درجنگ تحمیلی
                                <><><><><><><><>
قصر شیرین از نظر استراتژیکی یکی از مهمترین دروازه‌های ورودبه کشور ایران محسوب می‌شود.در جنگ تحمیلی اخیر رژیم بعثی عراق علیه ایران ورود سپاهیان از این مرز به داخل خاک ایران انجام گرفته و از نظر جغرافیایی بصورت نعل اسبی به داخل خاک عراق فرو رفته و بواسطه گردنه بالا طاق که در عقبه این شهرستان بوده از نقاط استراتژیک دنیا محسوب می‌شود و همواره مورد طمع جدی دشمنان بوده است.‏

با آغاز جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۵۹ قصر شیرین نخستین شهر از ایران بود که توسط ارتش بعث عراق تسخیر شد. ارتش عراق با ورود به شهر به تخریب شهر پرداخت، چنانکه تمامی ساختمان‌های شهر در مدت کوتاهی ویران گشت و تنها یک ساختمان باقی‌ماند که به عنوان مقر نیروهای بعثی مورد استفاده قرار می‌گرفت. آثار تاریخی شهر نیز همگی مورد تخریب قرار گرفتند. پس از پایان جنگ در سالهای آغازین دهه 70 اهالی شهر مجدداً به بازسازی شهر پرداختند و شهر را از نو بنا کردند. همچنین تعدادی از مردمان قصرشیرین که در(ایوانغرب)واقع دراستان ایلام و شهرهای استان کرمانشاه و دیگر شهرهای کشور مخصوصا" تهران و کرج ساکن می‌باشندهرگز به شهر زادگاه خود باز نگشتند.

                                    موقعیت جغرافیایی و آب و هوای قصرشیرین

                                <><><><><><><><><><><><><><><>

شهر قصرشیرین در ۱۶۶ کیلومتری غرب کرمانشاه واقع شده‌است. این شهر بین طول جغرافیایی ۴۵ درجه و ۳۵ دقیقه شرقی و عرض ۳۴ درجه و ۳۱ دقیقه شمالی قرار دارد که ارتفاع آن از سطح دریا ۳۳۳ متر می‌باشد.

منطقه جنوب قصرشیرین آب و هوای بیابانی گرم و خفیف، مرکز آن آب و هوای خشک و نیمه معتدل و شمال و شرق آن آب و هوای نیمه خشک سرد دارد. قسمت های مرتفع نیز دارای آب و هوای نیمه مرطوب سرد هستند. میانگین سردترین ماه سال بین ۲/۵ تا ۵ درجه سانتیگراد و میزان بارندگی بین ۳۵۰ تا ۴۵۰ میلیمتر در نوسان است.

منطقه جنوب قصرشیرین آب و هوای بیابانی گرم، مرکز آن آب و هوای خشک و نیمه معتدل و شمال و شرق آن آب و هوای نیمه خشک سرد دارد. قسمت‌های مرتفع نیز دارای آب و هوای نیمه مرطوب سرد هستند. میانگین سردترین ماه سال بین ۵ر۲ تا ۵ درجه سانتیگراد و میزان بارندگی بین ۳۵۰ تا ۴۵۰ میلیمتر در نوسان است.قصرشیرین از سه بخش به نام‌های بخش مرکزی، سرپل ذهاب و سومار تشکیل شده است. آب و هوای بخش مرکزی گرمسیری و آب بیشتر روستاهای آن از رودخانه الوند تأمین می‌شود. در این بخش سه رشته کوهستان کم ارتفاع به شرح زیر وجود دارد:

۱- انتهای کوه‌های شمالی گیلانغرب که در این بخش کوه بازی دراز یا بازودراز نامیده می‌شود. در شرق شهر و شرق رودخانه الوند با زمین یکسان می‌شود و بلندترین نقطه آن در شرق گنبد صوفی به ارتفاع ۲۳۲۰ گز است.

۲- رشته آغ داغ واقع در غرب قصرشیرین. خط‌الرأس این کوه مرز ایران و عراق است. بلندترین نقطه آن در شمال پاسگاه برج احمدی به ارتفاع ۲۱۰۵ گز است.

۳- کوه سه سر. این کوه بین دهستان ذهاب و دهستان جگرلو واقع است. رودخانه قوره تو، بین این کوه و کوه آهنگران جاری است. بلندترین نقطه آن در غرب آبادی قراویز به ارتفاع ۲۵۹۳ گز است.‏

‏رودخانه «الوند»

رودخانه سرزنده و همیشه جاری «الوند» یا «حلوان» در غرب استان کرمانشاه از کوه‌های دالاهو و قلاجه سرچشمه می‌گیرد.رود الوند از میانه شهر سرپل ذهاب گذشته و از غرب به سمت قصرشیرین جاری می‌شود و از کناره شرقی رشته کوه‌های «بازی دراز» گذشته و به مرکز شهر قصرشیرین می‌رسد.

این رودخانه پس از گذر از ریجاب وارد تنگ پیران در نزدیکی قریه پیران و سپس به جلگه‌ای در پایین روستای «بان زرده» وارد می‌شود، طول رودخانه الوند از این سرچشمه تا آبریزگاه دجله ۲۸۰ کیلومتر و ارتفاع آن ازسرچشمه به ۱۵۰۰ متر می‌رسد.سرچشمه اصلی این رودخانه از سراب اسکندر در غرب قلل زاگرس حد فاصل ۳۲ کیلومتری در شرق دشت ذهاب و در شمال دهستان ریجاب واقع شده است.

واژه الوند، برگرفته از یک واژه از زبان‌های آریایی است که به مفهوم «از آن بزرگی یا بلندی» است و نام کوه الوند که در نزدیکی شهر همدان (اکباتان ) واقع شده نیز از مشخصه‌های نام‌های جغرافیایی در سرزمین اشکانی آریاییان است.

به عقیده کارشناسان، الوند از «هرا یا هله»به معنی بلند و«ونتا یا وند» به معنی «از آن یا متعلق» برگرفته و واژه «وند» به عنوان پسوند در نام طوایف کرد بسیار دیده می‌شود، مانند «کاکاوند»، «رشوند» و بسیاری دیگر.براین اساس، رودخانه‌هایی که از بلندی کوهها با شدت جاری می‌شوند و آبشاری را بوجود می‌آورند، در گویش‌های آریایی «هراوند یا هله وند» نامیده شده اند.

پس به تعبیری دیگر می‌توان چنین بیان کرد که نام کنونی رودخانه الوند تنها تکاملی دیرینه از واژه آریایی «هله وند» است که در ادبیات عربی به «حلوان» مبدل شده و در گویش کنونی مردم منطقه به زبان کردی به «الون» و یا «هه لون» مشهور شده است.به گفته کارشناس اداره میراث فرهنگی قصرشیرین، در ادبیات عرب حلوان را شهری قدیمی نیز دانسته‌اند که در ابتدای گذرگاه زاگرس و در مکان امروزی شهر سرپل ذهاب قرار داشته است.شهر حلوان در ادبیات پهلوی از ریشه زبان مادی «کاله» گرفته شده و آشوریان آن را «کالمانوو یا کالخ» نیز نامیده‌اند.ناحیه حلوان از دیرباز ناحیه‌ای حاصلخیز با چشمه‌های آب معدنی بسیار و باغ‌های فراوان بوده است «کواد» یکی از پادشاهان ساسانی دراین ناحیه آبگینه‌ای ساخته و اصلاحات بسیاری انجام داده بود.به دلیل موقعیت حساس منطقه، اعراب در نیمه‌های قرن ششم میلادی به آن حمله بردند و جز ویرانه‌ای چیزی از آن برجای نگذاشتند.

رود الوند از همان ابتدا به صورت رودخانه بزرگی حدود ۱۲ کیلومتر در این دره زیبا جریان دارد، همانطور که به راه خود ادامه می‌دهد، نهرهای متعدد بدان می‌پیوندند.

پهنای دره ریجاب حدود ۵۰۰ متر و دو طرف آن سراشیبی ژرفی تشکیل شده و از ابتدا تا انتها از درخت و باغها میوه پوشانده شده و در اعماق آن رود ریجاب (ریگ آب ) جوشان و خروشان از میان سنگها و صخره‌ها در جریان است.

این رودخانه پس از گذر از ریجاب وارد تنگ پیران در نزدیکی قریه پیران و سپس به جلگه‌ای در پایین روستای «بان زرده» وارد می‌شود.

رودبارهای کوچک منطقه ازقبیل آبهای بان زرده، یاران، بشیوه، قلعه شاهین، دیره، گلان و بزکنه از طرفی و آب سراب گرم از طرف دیگر هر یک جداگانه در محل‌های مختلف به آن وارد می‌شوند.

رود الوند پس از آن از میانه شهر سرپل ذهاب گذشته و از غرب به سمت قصرشیرین جاری می‌شود و از کناره شرقی رشته کوه‌های «بازی دراز» گذشته و به مرکز شهر قصرشیرین می‌رسد.

الوند سپس به دهستان نصرآباد در نزدیکی قصرشیرین وارد شده و با رودهای چم امام حسن و با رودخانه تنگاب مخلوط شده و با عبور از روستای قره صدف بطرف شهرستان خانقین در کشور عراق آبریز می‌شود.الوند پس از عبور از شهرهای قصرشیرین و خانقین در قسمت جنوبی ناحیه دکه و قله از طرف چپ وارد رودخانه سیروان می‌شود و پس از آن به رود دجله در عراق می‌پیوندد.

به گفته مقامات محلی، این رودخانه ضمن اینکه آب و هوای مناطق را مدیترانه‌ای ساخته، دشت شهرستان‌های قصرشیرین ایران و خانقین عراق را نیز مستعد کشاورزی کرده است.

سرچشمه دیگری که به الوند می‌پیوندد از آبخیزها و چشمه سارهای دره شمالی کوه قلاجه در ۲۴ کیلومتری جنوب غرب‌هارون آباد نشات می‌گیرد و به نام رودخانه کفرآور از دهستان کفرآور به سوی شمال غرب روان می‌شود و در فاصله یک کیلومتری شمال غرب روستای‌هاریر با ریزآبه نسبتا بزرگی که از مناطق جیاکویی و سگان عبور کرده مخلوط می‌شود و پس از گذشتن از یک دره تنگ و پر پیچ و خم به دهستان دیره وارد می‌شود و به نام رود دیره از دره میان کوه‌های دانه خشک و بازی دراز عبور می‌کند و به دهستان جگرلو از توابع شهرستان قصرشیرین وارد می‌شود.این رودخانه در مسیر خود در شهرستان قصرشیرین ضمن سیرآب کردن زمین‌های کشاورزی بویژه درختان نخل و نیزارهای اطراف، با گذر از مرکز شهر جلوه ویژه‌ای به آن داده و به نوعی محلی برای تفریح و تفرج دوستداران طبیعت و ماهیگیران شده است.‏بر روی رود الوند، از سال ۱۳۳۷ سد انحرافی الوند ساخته شده که آب رودخانه را برای کاربرد کشاورزی به زمین‌های پیرامون شهر منتقل می‌کند. همچنین آب مورد نیاز مردم شهر قصرشیرین تا پیش از لوله کشی آب این شهر در سال ۱۳۳۹، به طور مستقیم و با ابزار ابتدایی از الوند تأمین می‌شد.رودخانه الوند از درون شهر قصرشیرین می گذرد. این رود از کوه های شمال شرقی سرپلذهاب،کوه سیاوانه در ۵۰ کیلومتر شمال شهر قصرشیرین سرچشمه می گیرد و از به هم پیوستن آب چشمه سیاوانه و سراب اسکندر به وجود می آید. این رود پس از عبور از ریجاب و پیران با سراب گیلانیکی می شود و از آنجا به بعد نام الوند به خود می گیرد.

آبدهی متوسط این رود در ایستگاه قصرشیرین در سال ۱۳۸۰، نزدیک به ۱۴ متر مکعب در ثانیه بوده است. با توجه به عبور این رود از سرپل ذهاب و ریختن فاضلاب این شهر و نزدیک به ۲۰ روستای میان این دو شهر در آن، آلودگی الوند بالاست و این مسئله سبب تغییر رنگ آب رودخانه شده است. الوند پس از گذر از قصرشیرین، از مرزایران و عراق عبور کرده و به استان دیاله در عراق وارد می شود و در آنجا با گذر از شهر خانقین در محل دوآب به رودسیروان می ریزد. بر روی رود الوند، از سال ۱۳۳۷ سدانحرافی الوند ساخته شده که آب رودخانه را برای کاربرد کشاورزی به زمان های پیرامون شهر منتقل می کند. همچنین آب مورد نیاز مردم شهر قصرشیرین تا پیش از لوله کشی آب این شهر در سال ۱۳۳۹، به طور مستقیم و با ابزار ابتدایی از الوند تأمین می گردید.

 

                                                مردم شناسی قصرشیرین

                                           <><><><><><><><><><>

 

زبان مردم قصرشیرین کردی جنوبی است که با لهجه ی قصری ادا می شود. همچنین گویش های دیگر کردی مانند سنجابی ،جافی،باجلانی وگورانیهم در قصرشیرین تکلم می شود. از این میان دو گویش گورانی و باجلانی امروز متکلم بسیار کمتری دارند و از سوی سازمان یونسکو در فهرست زبان های شدیداً در معرض خطر نابودی قرار گرفته اند.یهودیان قصرشیرین در گذشته به زبان کردی آمیخته به واژگان عبری سخن می گفتند که خود آن را لیشانانوشانبه معنای «زبان خودمان» و یا هولاهوله می نامیدند. این زبان نیز امروزه با کوچ دسته جمعی یهودیان به اسرائیل به فراموشی سپرده شده و از سوی سازمان یونسکو در فهرست زبان های شدیداً در معرض خطر نابودی نیز قرار گرفته است.

 

                                                 فرهنگ،ورزش  ومطبوعات قصرشیرین

                                              <><><><><><><><><><>

 

نخستین نشریه در قصرشیرین، شب نامه «حرف های حسابی» بود که در ۱۹۱۵ میلادی (۱۲۹۴ خورشیدی)، همزمان با تشکیل دولت مهاجرین در کرمانشاه، از سوی «کمیته دفاع ملی» منتشر می شد. نشریه دیگر در قصرشیرین «صدای سرحد» بود که به صاحب امتیازی علی اکبر غروی منتشر می شد. همچنین هفته نامه «شاه ایل» دیگر نشریه ای بود که از خردادماه سال ۱۳۳۱ به مدیریت رحیم حاتم آغاز به انتشار کرد. انتشار این نشریه تا سال ۱۳۵۶ به مدت ۲۵ سال به طور نامرتب ادامه یافت. در حال حاضر هیچ نشریه ای در قصرشیرین اپ ومنتشر نمی‌شودولی بسیاری از روزنامه ها و هفته نامه های چاپ کرمانشاه ضمیمه هائی مخصوص این شهرستان منتشر مینمایند.هیئتهای عزاداری مختلف در شهر فعالند و مردم این شهر از عاشقان ائمه اطهار میباشند .جوانان قصرشیرین در زمینه های مختلف ورزشی و بخصوص دومیدانی و ورزشهای رزمی دارای مقامهای کشوری و جهانی هستند. 

                                                        اقتصاد قصرشیرین

                                                   <><><><><><>

عبور رود حلوان از میان شهر، سبب حاصلخیزی زمین‌ها و باغ‌های فراوان شهرستان قصر شیرین شده است.آب مورد نیاز برای‌کشاورزی این منطقه، از رود و چاه‌ها تأمین‌می شود. در زمینه دامداری قصر شیرین به علت داشتن مراتع قشلاقی‏ از رونق ویژه‌ای برخوردار بوده و فرآورده‌های دامی ومحصولات گندم، جو، تربار، روغن حیوانی، مرکبات، و خرما جزو محصولات صادراتی این شهرستان به شمار می‌آید. ‏اقتصاد قصر شیرین متکی بر مبادلات مرزی ( پیله وری،کوله بری و تجارت ) با توجه به دو بازارچه پرویز خان و خسروی، باغداری و کشت انواع صیفی است، ۷ ماه در سال،عشایر در این منطقه به شغل دامپروری مشغول هستند.‏

                                            آموزش ومراکز آموزش عالی قصرشیرین

                                        <><><><><><><><><><><><><><>

 

  • دانشگاه آزاد اسلامی واحد قصرشیرین
  • دانشگاه پیام نور واحد قصرشیرین
  • دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه، واحد قصرشیرین

 

                                                            آثار تاریخی قصرشیرین 

                                                                       <><><><><><><><>

           

   Image result for ‫عکس آثارتاریخی  قصرشیرین‬‎              Image result for ‫عکس بازار شاه عباسی قصر شیرین‬‎                                                                                   بان قلعه ،چهارقاپی،کاخ خسرو،حوش کری،کاروانسرای شاه عباسی،نهرشاهگدار،قلعه جوانمیری،حاجی قلعه سیاه از جمله آثار           تاریخی این شهر میباشند.در کتاب تاریخ ایران نوشته ژنرال (سریرسی سایکس)درمود کاخ خسرو آمده:

 ((عمارت خسرو یا کاخ خسرو در قصرشیرین در سمت غربی دامنه‌های زاگرس واقع و تاریخش از آغاز سده هفتم میلادی است. کاخ نامبرده در پارکی که محیط آن شش هزار متر می‌باشد بنا شده‌است. در بعضی جاها ایوانش هنوز نمودار است و آن شش متر و نیم ارتفاع دارد. در این نزهتگاه وسیع امروزه به جز ریشه‌های درختان خرما و انار چیز دیگر دیده نمی‌شود. ولیکن نویسندگان عرب شرح زیباییهای این باغ و شماره جانوران نادر و کمیابی را که در آن آزاد می‌گشتند را به تفضیل نوشته‌اند. این کاخ مجلل که شعاع برکه آب مصنوعی جلو آن چشمها را خیره می‌نمود در طول شرقی و غربی بنا شده و دارای ۳۴۲ متر طول و در عریض‌ترین نقطه دارای ۱۷۸ متر عرض بوده‌است. در سمت شرقی عمارت پلکانی دو ردیف وجود دارد که منتهی به ایوانی می‌شد که ۹۹ متر پهنا داشته‌است. در این ایوان اتاقهای مسقف طاقی چندی قرار داشته که سه طاق آن مدخل یک دهلیز طویل را تشکیل می‌دادند و اتاقهای متعدد دیگر هم به این دهلیز راه داشته‌اند. مدخل اصلی این عمارت از همان پلکان فوق و از وسط ایوان به یک سرازیری می‌گذشت که با ۲۴ ستون آرایش یافته بود و از آنجا به عمارت خصوصی شاهنشاه داخل می‌شدند. اولین تالار بزرگ و وسیع این کاخ به سه راهرو تقسیم شده و منتهی به اتاق مربع شکلی می‌شده‌است و بعد از آنجا به اتاقهای دیگری داخل می‌شدند و ایوان مسقفی نیز در مرکز حیاط دیده می‌شود. اتاقهای پادشاه(نظیر آنچه در تخت جمشید است)دارای سقف چوبی است بر خلاف اتاقهای دیگر که عمدتاً طاقی بودند. مصالح و موادی که در این ساختمان بکار رفته‌اند از سنگ‌های آهکی کاخ هنی فشی پست تر می‌باشد. ستونها از آجرتراش و با گچ اندود شده و در این قسمت هم با مواد کاخهای مجلل هنی فشی تفاوت کلی دارد.))

 

كاروانسراي قصرشيرين 

 

 اين كاروانسرا در داخل شهر قصرشيرين قرار دارد كه متأسفانه در اثر حملات عرلق آسيب زيادي ديده و تنها قسمت ورودي آن باقي مانده است ولي در سال هاي اخير ميراث فرهنگي اقدام به بازسازي آن نموده است . اين كاروانسرا نيز از نظر پلان تا حدودي شبيه كاروانسراهاي صفوي بيستون و ماهيدشت مي باشد بطوريكه داراي ورودي طاق داري درضلع جنوبي بناست كه در هر طرف ورودي سكويي دراز ايجاد شده است . پس از ورودي ، هشتي گنبد داري قرار دارد كه از طريق آن مي توان وارد حياط مركزي شد .

 

در چهار طرف اين حياط ، ايوانهاي بزرگي با طاق جناغي قرار دارد . همچنين در اطراف ضلع حياط مركزي تعدادي اتاق ساخته شده است در جلو هريك از اين اتاق ها ايوان كوچكي و در پشت اتاق ها ، اصطبل هاي درازي احداث شده است .

 

اين كاروانسرا به وسيله لاشه سنگ و آجر ساخته شده است . حتي در برخي از قسمت‌هاي آن از جمله ورودي ، از آجرهاي بناهاي ساساني نيز استفاده كرده اند .

 

 

 

آتشكده چهارقاپي

 

چهار قاپو يا چهار قاپي به معني چهار در ، از جمله آتشكده هاي زمان ساساني در شهر مرزي قصرشيرين است . اين آتشكده از نوع آتشكده هايي است كه داراي دالان طواف بوده ولي متأسفانه در اثر مرور زمان رواق آن فرو ريخته است ولي با اين وجود در برخي از قسمت ها آثاري از آن ديده مي شود . اين آتشكده عبارت است از اتاقي مربع شكل به ابعاد 25*25 متر كه داراي سقفي گنبدي شكل به قطر 16 متر بوده ولي متأسفانه اكنون اثري از آن باقي نمانده است و تنها بقاياي گوشواره ها در چهار گوشه آن ديده مي شود . اين اتاق مربع شكل داراي چهار درگاه ورودي است كه به رواق اطراف فضاي مركزي منتهي مي شوند . در اطراف اين بنا مجموعه اتاق ها و فضاهايي وجود دارد كه بخش هايي از آنها در نتيجه كاوش هاي باستان شناختي سال هاي اخير شناسايي شده است . اين بنا با استفاده از مصالح محلي از قبيل لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده است . البته گنبد بنا آجري بوده است .

 

اگرچه اكثر باستان شناسان اين بنا را آتشكده اي از زمان خسرو پرويز پادشاه ساساني مي دانند ولي برخي نيز آن را كاخي از همان زمان مي دانند.

 

 

 

 

                                          گردشگاه‌ها وموزه‌های قصرشیرین 

                                       <><><><><><><><><><><>

تنها موزه در شهر قصرشیرین، موزه مردم شناسی است که از سال ۱۳۸۷ راه اندازی شده است. در این موزه ابزار زندگی کشاورزی و عشایری، پوشاک کردی کردان جنوب کردستان و وسایل زندگی عشایری به نمایش گذاشته شده است. مکان این موزه کاروانسرای شاه عباسی قصرشیرین است..‏قصر شیرین بواسطه آثار تاریخی و آب و هوای بسیار مناسب(حدود8ماه اعتدال هوادر سال ) و قرار گرفتن در مسیر راه زوار عتبات عالیات همواره مورد توجه باستان شناسان و گردشگران داخلی و خارجی بوده است.

                                 عکسهائی از موزه‌ی مردم شناسی قصرشیرین

                                <><><><><><><><><><><><><><>

 

 

                                             سوغاتی‌هاومیوه هاو غذاهای  قصرشیرین

                                          <><><><><><><><><><><><><><>

میوه هائی از قبیل نارنج، پرتقال، لیمو،انار، نارنگی و ...، خرما، پسته، بادام، انگور، بادام، بادمجان، انار، توت، آلوو...دراین شهربه عمل می آید

 شیرینی نان خرمائی  از جمله شیرینیهای سنتی قصرشیرین است .صنایع دستی این شهرنیز گلیم،گیوه،جاجیم،موج وحصیراست .حصیر قصری از شاخه های جوان درخت خرما بافته میشودواین حصیر(فسیل)نامیده میشود.

قاپلی،ترخینه، کلانه و بامیه ازغذاهای محلی قصری هستند.

 

 دروازه ورودی شهر از سمت سرپلذهاب(دروازه قرآن)

     امیدوارم مطلب فوق درراستای معرفی شهرستان قصرشیرین  مفید واقع شده باشد.(منابع:ویکیپدیا،قصرشیرین شهر خاطره ها،سایت اداره میراث فرهنگی،سایت مهرمیهن)


تعداد بازدید از این مطلب: 28501
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

یکشنبه 12 شهریور 1396 ساعت : 23:27 | نویسنده : م.م
تاریخچه بی بی سی،رسانه مرموز استعمارگر پیر
نظرات 0

 

 

       (بی بی سی : خد عه گاه استعمارگر پیر)

                                              گردآوری و تدوین:مهردادمیخبر

*********************************************************************************************************************

(دراین واقعیت که سیستم رسانه ای غرب بواسطه قدرت وام گرفته از ناپایبندبودنش به اخلاقیات و انسانیت، در تخریب اخلاقیات اصیل وهنجارهای دنیای شرق وبخصوص باورها و اعتقادات جاری در جهان اسلام میکوشد جای هیچ شک و تردیدی نیست ولی این سکه روی دیگری نیزدارد:برخی از بنگاههای رسانه ای کشورهای غالب براین کره خاکی بمثابه نیروئی اطلاعاتی عمل کرده و در عملکرد خود کاملا" سیاسی و امنیتی میباشند،بطوریکه میتوان آنها را شعبه ای از دستگاههاوسازمانهای اطلاعاتی وجاسوسی مخوف غرب دانست. cintelrom در این مقاله مفصل پس از آشنانمودن شما باتاریخچه تاسیس بنگاه سخن پراکنی  بی بی سی ،شمه ای از اهداف ضدمردمی آنرا آشکارسازی نموده و تاحدودی نقاب از چهره کریه این رسانه استعماری _بخصوص در رابطه با ایران-برمیدارد.)

                                                                                                                     مدیر سایت

**************************************

 

**************************************************

تاریخچه

 

ساختمان دفتر بی بی سی درطهران دوران پهلوی دوم

 

بی. بی. سی.بنگاه خبرپراکنی بریتانیا استعمار گر پیر میباشد که در سال ۱۹۲۲ با نام شرکت پخش انگلیس با مسئولیت محدود بوجود آمد، متقابلا یک شرکت بحساب آمده و در سال ۱۹۲۷ به یک رسانه دولتی ولی شرکتی مستقل تبدیل گردید. وظیفه این شرکت تولید برنامه و ارائه سرویس‌های اطلاعاتی، پخش به‌وسیله تلویزیون، رادیو و اینترنت می‌باشد. رسالت مذکور بی. بی. سی. " اطلاع رسانی، آموزش و سرگرمی " می‌باشد و بااین شعار شروع بکار نموده است:  " ملت با زبان صلح با ملت مکالمه می‌کند! "شعاری که ابدا" باعملکرد موذیانه این رسانه همراستا نیست.بی. بی. سی. یک شرکت عام مشابه – خود مختار است که به‌عنوان یک پخش کننده سرویس ملی فعالیت می‌نماید. این شرکت در حال حاضر توسط شورای مدیران تعیین شده توسط ملکه بریتانیا و به توصیه دولت وزراء اداره می‌گردد؛ در هر صورت، بی. بی. سی. بر اساس منشور فعالیت خود، می‌بایست " از هر نوع تعلق سیاسی و تجاری آزاد بوده و فقط در قبال بینندگان و شنوندگان خود پاسخگو باشد" که البته به چنین وظیفه ای اصولا" عمل نکرده و دقیقا" اهدافی سیاسی را دنبال میکند.

پرداخت هزینه برنامه‌های داخلی و پخش آن توسط این موسسه از طریق اخذ وجوه مالیاتی مجوز کار تلویزیونی و (بر طبق مفاد قانون تلگراف و بیسیم مصوب سال ۱۹۴۷ حاصل می‌گردد، اگرچه درآمد‌های دیگری ناشی از فعالیت‌های تجاری مانند فروش کالا و برنامه نیز برای این موسسه وجود دارد. بهرحال، سرویس جهانی بی. بی. سی. توسط دفتر خارجه و مشترک المنافع تأسیس گردیده‌است. بمنظور تامین هزینه‌های پروانه کار بی. بی. سی. قاعدتا می‌باید در کنار برنامه هائی که معمولاً توسط پخش کنندگان تجاری پخش نمی‌شوند،اقدام به تولید شماری از شو‌های تلویزیونی سطح بالا نماید. 

اکثراوقات مخاطبان داخلی از بی. بی. سی. با اشتیاق با نام "بیب" (که توسط کنی اورت ابداع شد) و یا "انتی" یاد می‌کنند؛ گفته می‌شود که ریشه اصطلاح دوم نام سنتی "انتی بهترین راه حل را بلد است" می‌باشد .این گرایش به روز‌های اولیه بی بی سی یعنی زمانی که جان ریت در راس امور قرار داشت، بر می‌گردد. اغلب این اصطلاحات با هم به‌عنوان "انتی بیب" مورد استفاده قرار می‌گیرند.

 

عکسی از ساختمان جدید بی بی سی درلندن

اولین شرکت پخش انگلیس در سال ۱۹۲۲ توسط گروهی از شرکتهای مخابراتی (شامل توابع جنرال الکتریک و ای تی اند تی) و بمنظور پخش آزمایشی سرویس‌های رادیوئی تأسیس گردید. اولین ارسال امواج در ۱۴ نوامبر همان سال از ایستگاه تو ال او واقع در مارکنی هاوس لندن انجام پذیرفت. در سال ۱۹۲۷، این شرکت با مدیریت اجرائی جان ریت به "شرکت پخش بریتانیا" تبدیل گردید. این زمانی بود که منشور سلطنتی به آن اعطاء و مالکیت خصوصی آن لغو شد. در سال ۱۹۳۲ این شرکت اقدام به پخش آزمایشی برنامه‌های تلویزیونی نمود که در سال ۱۹۳۶ به‌عنوان سرویس منظم در آمده و (بنام سرویس تلویزیونی بی. بی. سی.) شناخته شد. پخش برنامه‌های تلویزیونی از تاریخ ۱ سپتامبر سال ۱۹۳۹ الی ۷ ژوئن سال ۱۹۴۶ (میلادی) یعنی طول سال‌های دومین جنگ جهانی قطع گردید. بر طبق گزارشی افسانه‌ای، پس از این دوران، اولین جمله گوینده لسلی میتچل در شروع مجدد بکار عبارت بود از:

" همانطور که می‌گفتم ما با چنان گستاخی مورد حمله قرار گرفتیم که..."

در واقع، جاسمین بلیگ اولین شخصی بود که پس از آغاز کار مجدد نمایش داده شد. (او همچنین آخرین شخص نمایش داده شده قبل از جنگ بود) کلماتی که او اداء کرد عبارت بود از:

"بعد از ظهر بخیر به همه. حالتون چطوره؟ آیا مرا بخاطر می‌آورید، جاسمین بلیگ...؟ 

در سال ۱۹۵۵ با آغاز بکار تجاری و مستقل آی تی وی، رقابت با بی. بی. سی. مطرح گردید. در نتیجه گزارش کمیته پیلگینگتون در سال ۱۹۶۲، که در آن بی. بی. سی. مورد ستایش قرار گرفته و آی تی وی بدلیل عدم ارائه کیفیت در برنامه‌ها مورد انتقاد قرار گرفت،در سال ۱۹۶۴ یک کانال دوم تلویزیونی با عنوان بی. بی. سی. ۲ به شبکه بی. بی. سی. اعطاء گردید. در این زمان نام کانال موجود نیز به بی. بی. سی. ۱ تغییر یافت. بی. بی. سی. ۲ از مورخ ۱ ژوئیهسال ۱۹۶۷ (میلادی) اقدام به پخش برنامه‌های رنگی نموده و در ۱۵ نوامبر سال ۱۹۶۹ (میلادی) با بی. بی. سی. ۱ و آی تی وی ادغام گردید.در سال ۱۹۷۴ سرویس تله تکست بی. بی. سی. با عنوان سی ای ای اف ای اکس معرفی گشت ولی تا اوایل آوریل سال ۱۹۸۰ بطور رسمی پخش برنامه‌های خود را آغاز ننمود. در سال ۱۹۷۸ و درست قبل از کریسمس آن سال اعتصاب بی. بی. سی. را فرا گرفت که بر اثر آن برنامه‌های هر دو کانال قطع شده و چهار کانال رادیو به یک کانال تقلیل یافت.از زمان تغییر قوانین تجاری رادیو و تلویزیون انگلستان در دهه ۱۹۸۰، رقابت بخش تجاری (و سرویس عمومی پخش کانال ۴ که توسط آگهی دهندگان تامین مالی می‌گردید) با بی. بی. سی. خصوصا در سرویس‌های تلویزیون ماهواره‌ای، تلویزیون کابلی و تلویزیون دیجیتال رو به افزایش نهاد.

بخش تحقیقات بی. بی. سی. نقش عمده‌ای در توسعه تکنیک‌های ضبط و پخش ایفاء نموده‌است. در روز‌های ابتدائی، این بخش تحقیقات لازم در باره اکوستیک و سطوح برنامه‌ای و سنجش اختلال را عهده دار و به سرانجام رسانید.بازرسی هاتون در سال ۲۰۰۴ و گزارشات متعاقب آن باعث بر انگیخته شدن ابهاماتی در خصوص استاندارد‌های ژورنالیستی و بیطرف عمل نمودن بی. بی. سی. گردیدند. این مسائل به استعفای اعضای مدیریت ارشد موسسه در آن زمان انجامید.

بی. بی. سی. یک شرکت عام مشابه – خود مختار است که به‌عنوان یک پخش کننده سرویس ملی و تحت منشور سلطنتی که هر ۱۰ سال یکبار مورد بازنگری قرار می‌گیرد، فعالیت می‌نماید. در حال حاضر مدیریت این شرکت توسط شورای مدیران تعیین شده از سوی ملکه و به توصیه دولت برای یک دوره چهار ساله انجام می‌پذیرد، که البته این روال بزودی جای خود را به تراست بی. بی. سی. خواهد داد. در حال حاضر منشور سلطنتی بی. بی. سی. در حال بازبینی می‌باشد. اگرچه تصور می‌رفت که این منشور در سال ۲۰۰۶ بصورت کلی تغییر یافته و نسخه جدید آن ارائه شود، برخی پیشنهادات بر تغییرات چشمگیر اصرار می‌ورزند.  اینکه بازبینی در چه زمانی کامل گشته و آن تغییرات چشمگیر کدامند نامعلوم میباشد.نظر خود بی. بی. سی. ایجاد تغییرات افراطی در پیشنهادات "ساختار ارزش‌های عمومی" است که در سال ژوئن ۲۰۰۴ منتشر گردید.

مرکز پخش اصلی این رسانه در پورتلند پلیس، در لندن واقع گردیده و اداره کل رسمی بی. بی. سی. بحساب می‌آید. این اداره کل همچنین مرکز شبکه‌های رادیوی ملی رادیو ۲ بی. بی. سی.، ۳، ۴، ۶ موسیقی و رادیو ۷ بی. بی. سی. می‌باشد. در جلوی این ساختمان مجسمه هائی از پروس پرو و آریل (اثر اثرات شکسپیر " تندباد") قرار داده شده که ساخته اریک گیل هستند.نوسازی مرکز پخش در سال ۲۰۰۲ آغاز گشته و برنامه خاتمه آن به سال ۲۰۱۰ برخواهد گشت. به‌عنوان یکی از برنامه‌های تجدید سازمان دارائی‌های بی. بی. سی.، مرکز پخش تبدیل به مرکز اخبار بی. بی. سی. (هم رادیو و هم تلویزیون)، رادیوی ملی و سرویس جهانی بی. بی. سی. خواهد گردید. قسمت عمده این طرح شامل تخریب دو بخش اضافی ساختمان که بعد از جنگ جهانی دوم ساخته شده بودند و ساخت یک بنای جدیدعلاوه بر ساختار فعلی، می‌گردد. در دوره ساختمان سازی‌های جدید، بسیاری از شبکه‌های رادیوئی بی. بی. سی. به ساختمان‌های دیگر در نزدیکی پورتلند پلیس جابجا گردیدند.در سال‌های ۲۰۰۸/۲۰۰۷ بخش اخبار بی. بی. سی. از مرکز اخبار در مرکز تلویزیونی بی. بی. سی. به مرکز بازسازی شده پخش که از آن به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین مراکز پخش زنده دنیا یاد می‌شود، نقل مکان نمود.

تا زمان حاضر بیشترین تمرکز کارکنان بی. بی. سی. در انگلستان در وایت سیتی قرار داشته‌است. ساختمان‌های مشهور این منطقه عبارت‌اند از مرکز تلویزیون بی. بی. سی.، وایت سیتی، مرکز رسانه، مرکز پخش و اداره مرکزی.علاوه بر ساختمان‌های واقع در لندن، مراکز اصلی تولید بی. بی. سی. در شهر‌های کاردیف، بلفاست، گلاسکو، بیرمنگام، منچستر، بریستول، سات همپتون و نیوکسل واقع بر تاین نیز قرار دارند. برخی از این مراکز محلی (به‌عنوان مثال مرکز بلفاست) همچنین با نام "مرکز پخش" خوانده می‌شوند (ببینید مرکز پخش (غیر مبهم)). همچنین تعداد زیادی از استودیو‌های کوچک محلی و منطقه‌ای نیز در سراسر انگلستان پراکنده شده‌اند.مرکز پخش اخبار بی. بی. سی. به‌عنوان بزرگ‌ترین مرکز پخش جهان است که عملیات جمع آوری اخبار در سراسر جهان را سازمان داده،و به رادیو داخلی بی. بی. سی. و همچنین شبکه‌های تلویزیونی همانند اخبار ۲۴ بی. بی. سی.، بی. بی. سی. پارلمان و بی. بی. سی. جهانی و شبکه‌های بی. بی. سی. آی، سیی فکس و بی. بی. سی. آن لاین ارائه خدمت می‌نماید. سرویس‌های جدید اخبار بی. بی. سی. که بسیار محبوب نیز گردیده‌اند سرویس‌های تلفن همراه‌است بروی سیستم‌های تلفن همراه و پی دی ای ارسال می‌گردند. اخطار اخبار خاص بروی صفحه کامپیوتر، اخطار اخبار توسط پست الکترونیک و اخطار اخبار بروی تلویزیون‌های دیجیتالی از دیگر سرویس‌های موجود بحساب می‌آیند.

رادیو بی بی سی

رادیو بی. بی. سی. دارای پنج ایستگاه اصلی ملی می‌باشد که عبارت‌اند از رادیو ۱ ("بهترین وسیله برای دسترسی به موسیقی جدید")، رادیو ۲ (پر شنونده ترین ایستگاه رادیوئی با جمعیت شنونده ۹/۱۲ میلیون نفر در هفته  رادیو ۳ (موسیقی مخصوص متخصصین موسیقی مانند کلاسیک، جهانی، هنری، درام و جاز)، رادیو ۴ (انواع جاری، درام و کمدی)، و رادیوی زنده ۵ (اخبار ۲۴ ساعته، ورزش و گقتار).در سال‌های اخیر ایستگاه‌های ملی بیشتری بروی پخش صدای دیجیتال معرفی گشتند که شامل ورزش زنده فوق العاده پنج (مکمل شبکه زنده پنج برای پوشش اضافی رویداد‌ها)، ۱ فوق العاده (مخصوص انواع موسیقی‌های سیاه، شهری و مذهبی)، موسیقی ۶ (کمتر اقسام جاری موسیقی)، بی. بی. سی. ۷ (کمدی، درام و برنامه‌های کودکان) و شبکه آسیائی بی. بی. سی. (گفتار، موسیقی و اخبار جنوب آسیائی انگلیسی بزبان‌های انگلیسی و بسیاری از زبان‌های آسیای جنوبی)، شبکه‌ای که از شاخه‌های رادیوی محلی بی. بی. سی. است که در دهه ۱۹۷۰ بوجود آمده و هنوز نیز بروی امواج کوتاه در برخی نواحی انگلستان به پخش برنامه می‌پردازد. در کل سرویس جهانی بی. بی. سی. در حال حاضر همچنین بروی دی ای بی و بصورت ملی در انگلستان بنامه پخش می‌نماید.

همچنین شبکه‌ای از ایستگاه‌های محلی وجود دارد (به‌عنوان مثال رادیو بی. بی. سی. منچستر، بی. بی. سی. هیرفورد و ورسستر، رادیو بی. بی. سی. جرسی و بی. بی. سی. لندن) که برنامه‌های متنوع گفتاری، اخبار و موسیقی را در انگلستان و کانال جزایر و همچنین ایستگاه‌های ملی رادیو بی. بی. سی. ولز، رادیو بی. بی. سی. کایمرو (به ولش)، رادیو بی. بی. سی. اسکاتلند، رادیو بی. بی. سی. نان گاید هیل (به گالیک اسکاتلندی)، رادیو بی. بی. سی. اولستر و رادیو بی. بی. سی. فویل نیز به پخش برنامه اهتمام دارند.

بی. بی. سی. برای مخاطبان جهانی، اقدام به ایجاد دفتر خارجه و با منابع مالی سرویس جهانی بی. بی. سی. نموده که برنامه‌های خود را بصورت بین المللی بروی امواج کوتاهرادیوئی و بصورت رادیوی دیجیتال دی ای بی در انگلستان پخش می‌نماید. برنامه‌های سرویس جهانی را می‌توان در ۱۳۹ پایتخت دنیا دریافت نمود که منبع برنامه‌های اطلاعات و اخبار برای بیش از ۱۴۰ میلیون شنونده در سراسر جهان می‌باشد. این سرویس در حال حاضر به ۴۳ زبان و لهجه مختلف (شامل لهجه‌های انگلیسی) پخش برنامه دارد. اگرچه تمام زبان‌ها در تمام مناطق پخش نمی‌شوند. در سال ۲۰۰۵، بی. بی. سی. اعلام نمود سطح پخش برنامه‌های رادیوئی خود به زبانهای اروپائی شرقی را بطور قابل ملاحظه‌ای کاهش داده و در عوض منابع را به یک ایستگاه ماهواره جدید تلویزیونی عرب زبان (شامل مطالب رادیوئی و آن لاین) در خاورمیانه منتقل می‌کند که کار خود را از سال ۲۰۰۷ آغاز خواهد نمود. "تلویزیون عربی بی. بی. سی. از کارکنان سابق الجزیره به‌عنوان ویراستار‌های جدید استفاده می‌کند" از سال ۱۹۴۳، بی. بی. سی. به ارائه برنامه به سرویس پخش نیرو‌های انگلیسی نمود که به پخش برنامه در کشور هائی که سربازان انگلیسی در آن حضور دارند می‌پردازد.کلیه ایستگاه‌های ملی رادیوی بی. بی. سی. و همچنین سرویس جهانی بی. بی. سی. بروی اینترنت و به فرمت ریل اودیو جاری قرار دارند. در آوریل سال ۲۰۰۵ شروع به آزمایشاتی نمود که در آن شماری محدود از برنامه‌های رادیوئی به‌عنوان

پاد کست ارائه می‌گردید. 

بصورت تاریخی، بی. بی. سی. تا سال ۱۹۶۷ به‌عنوان تنها پخش کننده برنامه‌های رادیوئی در انگلستان بحساب می‌آمد. در این زمان رادیو دانشگاه یورک (یو آر وای) و سپس با نام "رادیوی یورک" به‌عنوان اولین (و در حال حاضر قدیمی ترین) ایستگاه رادیوئی قانونی و مستقل کشور شروع بکار نمود.

تلویزیون بی بی سی‎

بی. بی. سی. یک و بی. بی. سی. دو طلایه دار کانال‌های تلویزیونی بی. بی. سی. می‌باشند. همچنین بی. بی. سی. اقدام به ارتقاء کانال‌های جدید تلویزیونی بی. بی. سی. سهوبی. بی. سی. چهار نمود که فقط توسط تجهیزات تلویزیون دیجیتال قابل دریافت بودند (این شبکه‌ها در حال حاضر بصورت گسترده و در حالت آنالوگ در انگلستان مورد بهره برداری هستند که قرار است در سال ۲۰۰۸ از رده خارج شوند). همچنین بی. بی. سی. اداره شبکه‌های اخبار ۲۴ ساعته بی. بی. سی.، بی. بی. سی. پارلمان و دو کانال ویژه کودکان با نام‌های سی. بی. بی. سی. و سی بیبیز بصورت دیجیتال را بر عهده دارد.تلویزیون بی. بی. سی. یک در واقع یک سرویس تلویزیونی منطقه سازی شده‌است که برنامه‌های برگزیده‌ای را در طول روز برای اخبار محلی و دیگر برنامه سازی‌های محلی فراهم می‌آورد. درجمهوری ایرلند شبکه ایرلند شمالی کانال‌های بی. بی. سی. یک و بی. بی. سی. دو را منطقه سازی نموده که بصورت پخش امواج انکساری آنالوگ از شمال قابل دریافت بوده و همچنین بروی اسکای دیجیتال، ان تی ال ایرلند و چاروس اجرا می‌گردند.

از تاریخ ۹ ژوئن سال ۲۰۰۶، بی. بی. سی. اقدام به شروع یک دوره آزمایشی ۱۲-۶ ماهه تلویزیون تعریف بالا نمود که تحت نام بی. بی. سی. اچ دی به پخش برنامه پرداخت. این شرکت برای سالیان متمادی در حال ساخت برنامه با این فرمت بوده‌است و اظهار امیدواری نموده بودکه تا سال ۲۰۱۰ برنامه هائی با فرمت ۱۰۰% اچ دی تی وی را بسازد و البته به این وعده نیز عمل نمود.بی. بی. سی. همچنین از سال ۱۹۷۵ به فراهم نمودن برنامه برای سرویس پخش نیرو‌های انگلیسی (بی اف بی اس) نمود که امکان دیدن و شنیدن برنامه‌های مورد علاقه نیرو‌های اچ ام را در سراسر جهان از کشور خود بروی دو کانال اختصاصی تلویزیونی، ایجاد می‌نمود.

بی بی سی بر روی اینترنت


آدرس اینترنتی bbc.co.uk که نام قبلی آن بی. بی. سی. آی. و نام قبل تر از آن بی. بی. سی آنلاین بود، شامل وب‌گاه اخبار است که به ارائه اخبار جامع و بدون تبلیغات و آرشیو مربوطه می‌پردازد. ادعای بی. بی. سی آنست که این سایت "محبوب ترین سایت اروپائی بر پایه مطالب می‌باشد" واینگونه مبالغه می‌کند که ۲/۱۳ میلیون نفر در انگلستان بیش از ۲ میلیون صفحه این سایت را بازدید نموده‌اند.بنا به اظهار موسسه رنک ترافیکالکسا، در ژوئیه ۲۰۰۶، سایت bbc.co.uk سیزدهمین سایت محبوب انگلیسی زبان در سراسر جهان طبقه بندی گشته‌است ودر کل به‌عنوان بیست و سومین سایت محبوب شناخته شده‌است. وب‌گاه به بی. بی. سی امکان تهیه بخش هائی را می‌داد که مکمل برنامه‌های مختلف تلویزیونی و رادیوئی بودند، همچنین اظهار آدرس‌های وب‌گاه برای بخش‌های سایت bbc.co.uk بمقتضی ماهیت برنامه، برای بینندگان و شنوندگان حالتی عادی دارد. سایت همچنین به بازدید کنندگان امکان گوش کردن به اکثر برنامه‌های زنده رادیوئی و سپس تا هفت روز پس از پخش را از طریق "پخش رادیو" بر پایه ری یل پلیر را می‌دهد؛ برخی برنامه‌های تلویزیونی نیز از طریق فرمت ری یل ویدئو قابل دریافت هستند. یک سیستم جدید بنام آی پلی یر نیز تحت برنامه ریزی می‌باشد که از فن آوری‌های پییر تو پییر و دی آر ام استفاده و از طریق آن می‌توان هم به برنامه‌های رادیو و هم به برنامه‌های تلویزیون بصورت آفلاین و ۷ روز پس از پخش دسترسی داشت. همچنین در صورت عضویت در گروه امتیاز آرشیو خلاق، سایت bbc.co.uk امکان دانلود کردن قانونی متون آرشیو شده انتخابی از طریق اینترنت را فراهم می‌آورد.

در سال‌های اخیر برخی از شرکت‌های بنام آنلاین و برخی سیاست‌مداران از این امر شکایت داشته‌اند که سایت bbc.co.uk در آمد بسیار بالائی را از طریق امتیاز تلویزیونی بدست می‌آورد بدان معنا که سایت‌های دیگر قادر به رقابت با حجم فوق العاده زیاد اطلاعات آنلاین و از تبلیغات آزاد سایت bbc.co.uk نمی‌باشند. بعضی از افراد پیشنهاد دادند که میزان پول حق امتیاز خرج شده برای bbc.co.uk بایستی کاهش یابد.در پاسخ به این ادعا‌ها، بی. بی. سی. اقدام به تحقیقات نموده و اکنون در حال اجرای تحرکاتی در خصوص تغییر روش ارائه سرویس‌های آنلاین خود می‌باشد. در حال حاضر سایت bbc.co.uk مشغول پر کردن جاهای خالی بازار می‌باشد، ولیکن بازدید کنندگان خود را برای استفاده از ظرفیت‌های موجود بازار به وب‌گاه‌های دیگر راهنمائی می‌نماید. (به‌عنوان مثال بجای ارائه اطلاعات در خصوص رویداد‌های محلی و جداول زمانی، بازدید کنندگان به سایت‌های خارج از بی. بی. سی. که حاوی این اطلاعات باشند هدایت می‌گردند.) به‌عنوان بخشی از این طرح، بی. بی. سی. برخی از وب‌گاه‌های خود را تعطیل و هزینه آنها را صرف ارتقاء بخش‌های دیگر می‌کند. 

بی. بی. سی. آی. نام تجاری سرویس‌های کاربر تعامل تلویزیون دیجیتال شرکت بی. بی. سی. می‌باشند که از طریق شبکه‌های فری ویوو (دیجیتال زمینی)، همچنین اسکای دیجیتال(ماهواره)، ان تی ال و تله وست (کابلی) قابل دریافت هستند. بر خلاف سیی فکس، بی. بی. سی. قادر به نمایش گرافیک‌ها، عکس‌ها، ویدئو و همچنین برنامه‌های تمام رنگی می‌باشد. مثال‌های جدید این امر شامل پوشش ورزشی کاربر تعامل برای مسابقات فوتبال و فوتبال راگبی، سایت BBC Soundbites با نمایش هنرپیشه جوان زن جنیفر لین و یک تست کاربر تعامل آی کیو ملی تست ملت می‌باشند. تمام ایستگاه‌های تلویزیون دیجیتال بی. بی. سی.، (و ایستگاه‌های رادیو بروی فری ویوو)، امکان دسترسی به سرویس‌های بی. بی. سی. آی. را در اختیار مخاطب قرار می‌دهند.

بی. بی. سی. آی. هرساله بیش از ۱۰۰ برنامه تلویزیون کاربر تعامل و همچنین سرویسی ۲۴ ساعته را در تمام ۷ روز هفته تدارک می‌نماید.این شبکه همچنین اخبار و وضعیت هوا را بصورت ویدئوئی پخش می‌نماید.

سرویس‌های بازرگانی

شرکت جهانی بی. بی. سی. با مسئولیت محدود یک زیر مجموعه تجاری از بی. بی. سی. می‌باشد که کلا متعلق به بی. بی. سی. بوده و وظیفه آن بهره برداری تجاری از برنامه‌ها و دیگر دارائیهای شبکه بی. بی. سی. بوده و شماری از ایستگاه‌های تلویزیونی در سراسر جهان را شامل می‌گردد. ایستگاه‌های تلویزیونی کابلی و ماهواره‌ای بی. بی. سی. پرایم(در اروپا، آفریقا، خاور میانه و آسیا)، بی. بی. سی. آمریکا، بی. بی. سی. کانادا (بهمراه بی. بی. سی. کودک)، به پخش برنامه‌های معروف بی. بی. سی. به مردم خارج از انگلستان می‌پردازند. همین عمل را یو کی تی وی(با همکاری فاکس تل و فری فریمنتل مدیا) در استرالیا انجام می‌دهند. یک سرویس مشابه با نام بی. بی. سی. ژاپن پخش خود را در آوریل ۲۰۰۶ و پس از برچیده شدن نماینده ژاپنی قطع نمود. >عطف< «وب‌گاه بی. بی. سی. ژاپن».>/عطف< سرویس جهانی بی. بی. سی. همچنین یک کانال ۲۴ ساعته اخبار، سرویس جهانی بی. بی. سی. و اداره مشترک با فلکس تک شبکه ایستگاه‌های یو کی تی وی در انگلستان، با همکاری دیگران یو کی تی وی طلائی را اداره می‌نماید. در جمع، اخبار تلویزیون بی. بی. سی. بصورت شبانه بروی بسیاری از ایستگاه‌های سرویس‌های عمومی پخش در ایالات متحده بنمایش در می‌آید. همچنین پخش مجدد برنامه‌های بی. بی. سی. مانند "ایست اندرز"، و در زلاند نو بروی تی وی یک در دستور کار قرار دارد.

بسیاری از برنامه‌های بی. بی. سی. (خصوصا مستند‌ها) توسط سرویس جهانی بی. بی. سی. به ایستگاه‌های تلویزیونی خارجی فروخته می‌شود. از سوی دیگر فیلم‌های کمدی،مستند‌ها و تولیدات درام‌های تاریخی در بازار بین المللی دی وی دی از محبوبیت خاصی برخوردارند.سرویس جهانی بی. بی. سی. همچنین به‌عنوان بازوی انتشاراتی بی. بی. سی. و سومین انتشارات بزرگ جهان در زمینه مجلات مصرفی در انگلستان مطرح می‌باشد. مجلات بی. بی. سی. که قبلا با نام انتشارات بی. بی. سی. نامیده می‌شدند، اقدام به انتشار "رادیو تایمز" و شماری از مجلات پشتیبان برنامه‌های بی. بی. سی. مانند " بی. بی. سی. تاپ گیر"، "بی. بی. سی. گود فود"، " آسمان شب بی. بی. سی."، "تاریخچه بی. بی. سی."، " بی. بی. سی. وایلد لایف" و "موسیقی بی. بی. سی." می‌نماید. در کل، در سال ۲۰۰۴ سرویس جهانی بی. بی. سی. موفق به کسب اجازه انتشار مجله مستقل گردید. سرویس جهانی بی. بی. سی. همچنین به واگذاری امتیاز و فروش مستقیم دی وی دی و ضبط برنامه‌های صوتی معروف برای مردم اقدام نموده‌است.بی. بی. سی. و دفتر خارجه و مشترک المنافع با همکاری یکدیگر اداره نظارت بی. بی. سی. را برعهده دارند که وظیفه آن نظارت بر رادیو، تلویزیون، مطبوعات و اینترنت سازمان در سطح بین المللی می‌باشد.

اتحادیه‌ها

عضویت در یک اتحادیه یک امر توافقی بین کارکنان و اتحادیه انتخابی آنان می‌باشد: البته کارکنان بصورت خودکار تحت پوشش یک اتحادیه قرار ندارند، ولی از آنجائیکه بی. بی. سی. یک استخدام کننده بزرگ (در بخش رسانه‌ها) می‌باشد، شمار اعضاء قابل توجه هستند.نمایندگی کارکنان بی. بی. سی. اغلب از طریق بی ای سی تی یو بهمراه ان یو جی برای کارکنان روزنامه و امیکاس برای کارکنان بخش الکتریکال انجام می‌پذیرد. عضویت در اتحادیه اختیاری است و هزینه‌های آن نیز توسط کارکنان و نه بی. بی. سی. تامین می‌شود.

انتقاد از بی. بی. سی

بنا به یک گزارش از میل آن ساندی، در طی یک جلسه که در سپتامبر ۲۰۰۶ برگزار گردید، یک مدیر اجرائی سطح بالا اذعان نموده که "بر طبق اخبار واصله، ما در مسیر سلامت سیاسی، بیش از اندازه پیش رفته‌ایم. بدبختانه، قسمت اعظم این پیشرفت ریشه در فرهنگ بی. بی. سی. دارد که تغییر آن نیز بسادگی امکان پذیر نمی‌باشد." همچنین گزارش شده‌است که در همان جلسه یک گفتمان فرضی در باره آنچه آنان به‌عنوان انداختن کمدین یهودی مناقشه انگیز ساچا بارون کوهن به سطل زباله شو‌های هجو تلویزیونی اتاق ۱۰۱ مطرح می‌نمودند، برگزار شده‌است. تصور بر آنست که بارون کوهن را می‌خواهند بداخل اتاق ۱۰۱ اغذیه حلال، اسقف کانتربری، قرآن و انجیل بیندازند. بر طبق متن، مدیران بی. بی. سی. قبول دارند در حالیکه آنها اجازه انداختن مابقی را داده‌اند، ولی قرآن را بخاطر رنجیدن مسلمانان مستثنی نموده‌اند.

اظهار جانبداری

بی. بی. سی. بصورت دائم متهم به جانبداری از سوی برخی روزنامه‌ها مانند دیلی تلگراف می‌باشد. در سال ۲۰۰۳، سردبیر چارلز مور اقدام به برگزاری یک عملیات تبلیغی با عنوان "بیب واچ" نمود که به تحلیل مرتب نظر روزنامه از تمایلات لیبرالی و چپ می‌پرداخت . اتهامات خاص وارده توسط روزنامه تلگراف حول محور ضد آمریکائی بودن موسسه، طرفداری ازفلسطینیان و طرفداری از اتحادیه اروپا می‌گردیدند. در سال ۲۰۰۵ یک گزارش مستقل توسط خود موسسه موید آن بود که بی. بی. سی. از "عادت ذهنی سازمانی" رنج می‌برد که به "عدم اشتیاق پاسخگوئی به شبهات طرفداری از اتحادیه اروپا" رهنمون می‌شود.جف رندال سردبیر اقتصادی سابق بی. بی. سی. اظهار داشته‌است که یک مدیر ارشد خبری موسسه به او گفته که " بی. بی. سی. در زمینه‌های چند فرهنگ گرائی بصورت بیطرف عمل ننموده‌است: موسسه به این اصل اعتقاد داشته و در پیشرفت آن ساعی است." جاستین وب خبرنگار واشنگتن اظهار می‌دارد که رفتار بی. بی. سی. نسبت به ایالات متحده آمریکا اهانت آمیز و مایه تمسخر بوده و هیچ "ارزش معنوی" برای آن قائل نیست. او معتقد است که گزارشات او توسط قائم مقام مدیرکل مارک بایفورد مورد تصحیح قرار گرفته‌اند. اندرو مارر خبرنگار سیاسی نیز ادعا نموده‌است که "بی. بی. سی. بیطرف و بدون نظر با مسائل روبرو نمی‌شود. این یک موسسه‌ای شهری است که با پول مردم اداره شده و در آن شمار بیش از اندازه‌ای از جوانان، اقلیت‌های نژادی و همجنس باز مشغول بکار هستند. این موسسه دارای تمایلات سیاسی می‌باشد ولی نه به اندازه یک حزب سیاسی. بهتر است از آن به‌عنوان یک جانبداری لیبرال فرهنگی نام برد." 

 بی‌بی‌سی آنلاین

 ( BBC Online) نام برند و منزلگاه اصلی سرویس‌های آنلاین بی‌بی‌سی بریتانیا است. بی‌بی‌سی آنلاین شبکه‌ای است عظیم از وب‌گاه‌های پربازدیدی چون بی‌بی‌سی نیوز، بی‌بی‌سی اسپورت، سرویس‌های رادیویی و ویدئویی بنا بر تقاضای بی‌بی‌سی آی‌پلیر، وب‌گاه ویژهٔ کودکان پیش دبستانی سی‌بیبیز، و سرویس‌های آموزشی نظیر بایت‌سایز. بی‌بی‌سی از سال ۱۹۹۴ برای پشتیبانی از برنامه‌های تلویزیونی، رادیویی و طرح‌های مبتنی بر وب خود، حضوری آنلاین داشت ولی تا دسامبر ۱۹۹۷، زمانی که دولت بریتانیا موافقت کرد تا از درآمد ناشی از حق اشتراک تلویزیون در بریتانیا مقداری بودجه به سرویس آنلاین خود اختصاص دهد، به صورت رسمی آغاز به کار نکرد. در طول تاریخ کوتاه فعالیتش، طرح‌های آنلاین بی‌بی‌سی همواره در معرض رایزنی‌های عمومی و بازنگری‌های دولتی قرار گرفته‌است که حاکی از نگرانی‌های رقبای تجاری بی‌بی‌سی آنلاین از تخریب بازار رسانه‌ای بریتانیا به دلیل حضود وسیع و پررنگ و بودجهٔ دولتی‌اش می‌باشد.بی بی سی از طرف هر دو جناح راست و چپ متهم به طرفداری از جناح دیگرمی شود. در همین رابطه دست راستی‌های مشهوری چون نورمن تبیت به آن لقب BBC= Bolshevik Broadcasting Corporationداده‌اند. در مقابل جرج گالووی از جناح چپ بی بی سی را BBC=Bush and Blair Corporation می‌نامد. از جمله منتقدین دائمی بی بی سی روزنامه دیلی تلگراف می‌باشد. در سال ۲۰۰۳، سردبیر چارلز مور اقدام به برگزاری یک عملیات تبلیغی با عنوان «بیب واچ» نمود که به تحلیل مرتب نظر روزنامه می‌پرداخت. بی بی سی همچنین متهم به پوشش خبری ناکافی از ولز می‌شود.

موضع گیری بی بی سی در باره ایران

Image result for ‫عکس ساختمان بی بی سی در زمان شاه‬‎Image result for ‫عکس ساختمان بی بی سی در زمان شاه‬‎

1-کودتای ۲۸ مرداد

برخی معتقدند که بی‌بی‌سی در کودتای ۲۸ مرداد شرکت کرده و در یکی از برنامه‌های رادیو بی‌بی‌سی به زبان انگلیسی پیام رمزی برای شاه ایران ارسال شده که حاکی از حمایت بریتانیا از کودتا علیه دولت دکتر مصدق بوده‌است. به باور این افراد در نیمه شب روز ۲۴ مرداد ۱۳۳۲ رمز عملیات آژاکس با عنوان «اکنون دقیقاً نیمه شب است» به جای «اکنون نیمه شب است» از رادیو بی‌بی‌سی اعلام شده‌است.. سِر شاپور ریپورتر از رهبران کودتای ۲۸ مرداد نیز قبلا در سال‌های کار در اینتلیجنس سرویس در بخش فارسی رادیو دهلی و بعداً بی‌بی‌سی کار می‌کرد.

2-نقش بی بی سی درفتنه88

در پی فتنه سال 88، بی‌بی‌سی و بخصوص بخش فارسی بی‌بی‌سی، از سوی مقامات جمهوری اسلامی ایران، متهم شد که «در کانون جنگ روانی قرار دارد و تظاهرات عوامل بیگانه -که از سوی صهیونیستها و امپریالیسم تغذیه میشوند -را سازمان می‌دهد»و این اتهام در جریان قتل عمدی (ندا آقا سلطان) اثبات گردیده و لکه ننگی شد بر دامان این بنگاه مرموز .

بخش فارسی بی‌بی‌سی زیرمجموعه‌ای از سرویس جهانی بی‌بی‌سی است، که به زبان فارسی از طریق رادیو، اینترنت وتلویزیون، فعالیت خبری و رسانه‌ای می‌کند. هم‌اکنون صادق صبا ریاست این بخش را برعهده دارد.

این شبکه با بودجه ۲۳٫۴ میلیون دلاری وزارت امور خارجه و مشترک‌المنافع بریتانیا اداره می‌شود. البته بخش فارسی بی‌بی‌سی اذعان دارد با این وجود، رویکرد مستقلی نسبت به وزارت امور خارجه انگلیس راجع به رویدادها دارد. در حالی که برای همه مشخص شده که این شبکه در راستای حفظ منافع انگلستان تبلیغ می‌کند. بهمین دلیل دولت جمهوری اسلامی، بخش فارسی بی‌بی‌سی را به عنوان اهرمی علیه منافع و امنیت ملی ایران قلمداد می‌کندوفعالیت آن در حال حاضر در ایران ممنوع میباشد.

 

رادیوی و تلویزیون فارسی بی بی سی و وبگاه آن

رادیوی فارسی بی‌بی‌سی، در تاریخ ۲۹ دسامبر ۱۹۴۰ میلادی (۸ دی ۱۳۱۹ خورشیدی) در اوایل جنگ جهانی دوم و برای رقابت با رادیو برلن راه اندازی شد و آماج برنامه‌های خود را به سود پادشاهی بریتانیا و ضد حکومت نازی آلمان گذارد. اولین گوینده رادیوی بی‌بی‌سی فارسی حسن موقر بالیوزی بود.برنامه‌های فارسی رادیو بی‌بی‌سی (از جمله بامدادی، نیمروزی، شامگاهی، آسیای میانه و روز هفتم) به صورت زنده بر روی سایت فارسی قابل دریافت است.در سال ۲۰۰۷ میلادی، بخش جهانی بی‌بی‌سی اعلام کرد که در پی تاسیس یک تلویزیون به زبان فارسی است و نهایتا"تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی پخش برنامه‌های خود را از روز ۱۴ ژانویه ۲۰۰۹ میلادی، (۲۵ دی ۱۳۸۷ خورشیدی) آغاز نمود ودر حال حاضرهر روز از ساعت ۱۷:۰۰ به وقت ایران و ۱۳:۳۰ به وقت گرینویچ شروع به کار می‌کند.

وب‌گاه فارسی بی‌بی‌سی، سایت خبری فارسی‌زبان، رادیو بی‌بی‌سی است که در سال ۱۳۷۹ راه‌اندازی شد.سایت فارسی بی‌بی‌سی در ماه مه ۲۰۰۱ راه‌اندازی شد. این سایت در چندین صفحهٔ جداگانه مانند صفحهٔ نخست (خبرهای جهان، ایران و منطقه)، صفحهٔ ایران، افغانستان،تاجیکستان، جهان، فرهنگ و هنر، دانش و فن، اقتصاد و بازرگانی، نگاه ژرف، جدیدترین اخبار، عکس و ویدیو، گزارش‌ها و تحلیل‌ها را در این زمینه‌ها به کاربران ارائه می‌دهد. هم اکنون این وبگاه بدلایل امنیتی و به سبب موذیگریهای این رسانه توسط دولت جمهوری اسلامی، از دسترس خارج شده است.

مواضع ضد مردمی بی بی سی از سال 1342 و در جریان کودتای 28 مرداد بود که علنی شد.دولت بریتانیا برای پیشبرد تبلیغات خود علیه دولت مردمی دکترمصدق از رادیوی فارسی بی بی سی هم استفاده می‌کرد و بارها مطالب ضدّ مصدق از این رادیو پخش شد به طوری که کارمندان ایرانی این رادیو دست به اعتصاب زدند. در بیست و یک ژوئیه ۱۹۵۱ میلادی یکی از مقام‌های وزارت امور خارجه بریتانیا از سفیر کشورش در ایران به خاطر پیشنهادهای وی در بهبود برنامه‌های رادیویی علیه مصدق تشکر کرده است. اوگفت:

«بی بی سی تا اینجا اغلب نکاتی که شما فهرست کرده اید انجام داده است. اگر اطلاعات بیشتری بدهید که چگونه می‌توان برنامه‌ها را مؤثر تر کرد تا به همان ترتیب اجرا شود. ضمناً باید از حمله به طبقات حاکم اجتناب کنیم. چرا که احتمال دارد بخواهیم با حکومتی که از همان طبقات بعد از سقوط مصدق تشکیل می‌شود کار کنیم».

 بر اساس گزارش دونالد ویلبرگ کارشناس سیا در ایران اسدالله رشیدیان به شاه گفت که از رادیو فارسی بی بی سی هم درخواست کمک شده تا شاه اطمینان یابد که دولت‌های آمریکا و بریتانیا طرح کودتا را تایید کرده اند. او می‌گوید که قرار شد که رادیوی فارسی بی بی سی جمله "الان نیمه شب است" را به "الان دقیقاً نیمه شب است" تغییر دهد تا شاه آن را بشنود و مطمئن شود که طرح سرنگونی را آمریکا و بریتانیا حمایت می‌کنند. به نظر می‌رسد که این موضوع صرفاً برای جلب حمایت شاه از کودتا با او در میان گذاشته شده باشد. زیرا رادیوی فارسی بی بی سی هرگز برنامه‌ای در دوازده شب نداشته است. 

بی بی سی حتی به نوکر استعمار نیز وفا نکرد.در دوره حکومت محمدرضا پهلوی، گزارش بی بی سی فارسی درباره مرگ ناصر عامری، دبیر کل حزب مردم، دریک حادثه رانندگی و همچنین پخش همزمان برنامه انتقادی پانوراما از تلویزیون بی بی سی در انگلیس، منجر به بسته شدن دفتر بی بی سی و اخراج مسئول این دفتر ازایران شدو این ماجرا نشان داد که بی بی سی تنها در فکر منافع استعمار است و بس و هیچ چیز دیگری برایش اهمیت ندارد.

جوایز ی برای خوش خدمتی مزورانه

در سال ۲۰۰۶ میلادی، آکادمی جهانی هنر، ادبیات و رسانه به سایت فارسی بی‌بی‌سی، جایزهٔ بهترین سایت خبری فارسی آکادمی جهانی هنر، ادبیات و رسانه را اهدا کرد.در سال ۲۰۰۹، اتحادیه رادیو و تلویزیونهای بین‌المللی (AIB) جایزه 'واضح‌ترین پوشش یک حادثه خبری' را به تلویزیون فارسی بی بی سی داد.این جایزه به خاطر گزارشی ۲۶ دقیقه‌ای به نام «انتخاباتی که ایران را لرزاند» به بخش فارسی بی بی سی داده شد که بر اساس حوادث ناشی از فتنه88 ، مشترکاً توسط وطن فروشانی بنامهای:سیما علی‌نژاد، مجید خیام‌دار و پاتریک هوبارد تهیه شده بود.در ضمن در سال ۲۰۰۹ بخش تلویزیونی بی بی سی فارسی موفق به کسب جایزه هاتبرد (Hotbird) شد.

نیوزویک، در سال ۲۰۰۹ میلادی، بخش فارسی بی‌بی‌سی را در رده «۱۸امین شخصیت قدرتمند در ایران» قرار داد. به تازگی هم جایزه بهترین برنامه سال را از طریق کمپانی یوتلست برای مستند از کابل تا لندن با شکسپیر که تهیه کنندگی آن را طاهر قائری داشته است کسب کرده اند.در سال ۲۰۱۴ میلادی، جشنواره بین‌المللی نیویورک، برنامه رادیویی چمدان از برنامه‌های بی‌بی‌سی فارسی را در فهرست برترین آثار مستند رادیویی جهان در سال ۲۰۱۳ قرار داد.این حجم تقدیر و توجه هدف دار نشاندهنده تمرکز بر ایران و ضربه زدن به نظام مقدس جمهوری اسلامی است.

کارکنان بخش فارسی

صادق صبا متولد رشت، رییس کنونی بخش فارسی بی‌بی‌سی است. او مدیر رادیو، تلویزیون و وب‌گاه بی‌بی‌سی فارسی است. کارشناسی حقوق خود را از دانشگاه تهران،کارشناسی ارشد را از انگلستان و دکترای خود را از مدرسه اقتصاد لندن گرفته‌است. او ۲۰ سال است در بی‌بی‌سی کار می‌کند.

نادر سلطان‌پور، حرفه خبرنگاری را در هفته‎نامه‌ای به‎نام «صدای فارسی» در کانادا آغاز کرد که در شهر اونتاریو برای فارسی‎زبانان ارایه می‎شد. سلطان پور از زمانی که بی‎بی‎سی فارسی راه‎اندازی شد به‎عنوان یک مجری اصلی کار خود را آغاز کرد و برنامه‎های سیاسی و مصاحبه با اشخاص سیاسی معاند داخلی و خارجی را بر عهده دارد و به‎عنوان یکی از مجریان اصلی برنامه‎های خبری این شبکه معرفی شد.

  • جمال الدین موسوی بااصالت افغان و متولد ولایت بامیان ،از مجریان برنامه های خبری و سیاسی تلویزیون فارسی بی بی سی است. او روزنامه نگاری را از شهر مشهد شروع کرد و سالها سردبیر یک نشریه محلی در این شهر بود. نشریه ای که برای پناهندگان افغان چاپ می شد. در همین حال جمال الدین موسوی مدیر یک پروژه کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان در مشهد بود که به آموزش کامپیوتر و روزنامه نگاری به افغانها می پرداخت. او از سال 2001 کارش را بی بی سی با برنامه "بازگشت" شروع کرد. برنامه ای مشترک بین کمیساریای عالی سازمان ملل متحد و بخش فارسی بی بی سی. بعد از آن او همکاری اش را با رادیو و سایت فارسی بی بی سی ادامه داد و به استخدام این شبکه درآمد. در سال 2009 و با آغاز کار تلویزیون فارسی بی بی سی او از جمله اولین مجریان این شبکه خبری بود.جمال الدین موسوی سالها در افغانستان، ایران، امارات متحده عربی و بریتانیا به عنوان خبرنگار بی بی سی کار کرده است و مقالات متعددی از او در سایت فارسی بی بی سی منتشر شده است. او حالا از مجریان برنامه شصت دقیقه و برنامه صفحه دوی بی بی سی فارسی است.
  • فرناز قاضی‌زاده، سال‌ها در روزنامه‌های ایرانی فعالیت کرده‌است. او از سال ۱۳۷۵ کارش را در مطبوعات شروع کرده .او در سال ۱۳۷۹ در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز به‌عنوان مجری در یک برنامه علمی به نام کاوش فعالیت می‌کرد. فرناز قاضی‌زاده همسرسینا مطلبی است که درسال ۱۳۸۲ به دلیل نوشته‌های وطن فروشانه ای که در حکم یک خوش رقصی تهوع آور برای بیگانگان بود بازداشت شد و این دلیلی شد که فرناز به همراه خانواده‌اش، ایران را ترک نموده و به هلند و سپس به انگلستان برود. در سال ۲۰۰۵ او به همراه مسعود بهنود، نوشابه امیری، هوشنگ اسدی و حسین باستانی، عضو گروه اولیه بود که روزنامه اینترنتی روزآنلاین را راه‌اندازی کردند و برای مدتی درآن کار کرد. در فوریه ۲۰۰۵، فرناز به عنوان تهیه‌کننده رادیو، به استخدام بی‌بی‌سی فارسی درآمد و علاوه بر تهیه گزارش، به عنوان مجری برنامه‌های رادیویی، جام جهان‌نما، چشم‌انداز بامدادی، روز هفتم و صدای شما کار کرد تا اینکه در سال ۲۰۰۹ به عنوان مجری تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی کار خود را آغاز کرد.
  • کسری ناجی، خبرنگار با سابقه شبکه‌های بی‌بی‌سی، سی‌ان‌ان، ان‌بی‌سی و چندین رسانه بین‌المللی دیگر است. مقالاتی از او در روزنامه‌های گاردین، فاینانشیال تایمز،اکونومیست و لس آنجلس تایمز به چاپ رسیده‌است. او که به هنگام روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد در تهران فعالیت می‌کرد کتابی نوشت به نام «احمدی‌نژاد: داستان ناگفته رهبر تندروی ایران» که در لندن منتشر شد.
  • فرداد فرحزاد، خبرنگار و مجری شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی فارسی و متولد بندر انزلی است. از سال ۲۰۰۶ میلادی همکاریش را با بخش فارسی بی بی سی شروع کرد. گزارش‌های ویدئویی او از امارات و دیگر و کشورهای حاشیه خلیج فارس، اولین گزارش‌های تصویری در بی‌بی‌سی فارسی بود. پیش از بی بی سی با چند تلویزیون و رسانه دیگر در دوبی و آمریکا همکاری داشت.
  • شهریار رادپور، از قدیمی ترین کارمندان بخش فارسی بی بی سی است. شهرت او علاوه بر تهیه گزارش های رادیویی و اجرای برنامه ها، عبارت "اینجا لندن است، رادیوی بی بی سی " است که سالها در ابتدای برنامه های رادیوی فارسی بی بی سی، با صدای او پخش می شد. او از سال ۱۳۵۵ (۱۹۷۶ م) در بنگاه خبری بی‌بی‌سی مشغول به فعالیت شده و پیش از آن در تلویزیون ملی ایران مشغول به کار بوده‌است. از او هم اکنون بیشتر به عنوان کارشناس امور بریتانیا در مصاحبه‌های مختلف استفاده می‌شود.
  • پونه قدوسی، روزنامه‌نگار ایرانی است. پونه قدوسی در بخش فارسی بی‌بی‌سی فعالیت می‌کند و به همراه سیاوش اردلان و ستار سعیدی یکی از مجریان برنامهٔ نوبت شمااست.
  • سیاوش اردلان، مدت زیادی با رسانه معاند و ضد مردمی رادیو فردا کار می‌کرد اما سپس در بخش فارسی بی‌بی‌سی مشغول به کار شد. او یکی از مجریان اصلی برنامه «نوبت شما» است و گاهی با او به عنوان کارشناس امور سیاسی گفتگو می‌شود.
  • فرزاد کاظم‌زاده
  • ستار سعیدی، روزنامه نگار افغان است. او در سال ۱۳۵۴ خورشیدی در شهر هرات افغانستان متولد شد و در شهر مشهد ایران رشد یافت. سعیدی از سال ۱۳۷۷ خورشیدی در مشهد در برخی نشریات ایرانی و نشریات مهاجرین افغان فعالیت داشت. در سال ۱۳۸۱ او به هرات رفت و با نشریه آوای نو همکاری داشت. پس مدتی به عنوان خبرنگاربی‌بی‌سی ابتدا در کابل و سپس در لندن فعالیت داشت اما به علت اینکه فارسی را با لهجه ایرانی صحبت می‌کرد فعالیت او بیشتر در وبسایت خبری بی بی سی فارسی بود. با افتتاح تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی او هم اکنون همراه با سیاوش اردلان و پونه قدوسی یکی از مجریان برنامه نوبت شما است؛ او بیشتر روی موضوعات مربوط به افغانستان کار می‌کند. هرچند وی بیشتر به عنوان مجری ثابت برنامه مذکور تلقی نمی‌شود و نسبت به سیاوش اردلان و پونه قدوسی نقش فرعی‌تری دارد.
  • ناجیه غلامی، خبرنگار افغانی شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی فارسی می‌باشد. وی در سال ۲۰۰۱ حرفه خبرنگار رادیویی و تلویزیونی را به‌عنوان گزارشگر بی‌بی‌سی در شهر مشهدآغاز کرد. غلامی اولین خبرنگاری بود که ازسوی شبکه بی‌بی‌سی در ایران برای فعالیت‌های خبری خود، از مسئولان جمهوری اسلامی ایران مجوز کار گرفت و برای مدتی نیز کار خبری را در ایران دنبال کرد.
  • مسعود بهنود، نویسنده، روزنامه‌نگار و فیلمساز ایرانی است و نقشی نیز در فیلم(خانه عنکبوت) که از آثار ( علیرضا داوود نژاد )در سالهای آغازین انقلاب اسلامیست بازی کرده است. وی کارش را به عنوان روزنامه‌نگاری از سال ۱۳۴۲ شروع کرده‌است. او بیش از بیست روزنامه و مجله را تاسیس کرده‌است و تاکنون پانزده کتاب تألیف کرده‌است. پس از راه اندازی شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی بخش فارسی با این شبکه مشغول همکاری می‌باشد.
  • بهزاد بلور، مدت‌ها مجری برنامه «روز هفتم» در رادیو بی‌بی‌سی فارسی بود که ترانه‌های درخواستی شنوندگان را پخش می‌کرد یا با هنرمندان عرصه موسیقی مصاحبه می‌کرد. او با راه اندازی تلویزیون فارسی به این شبکه پیوست و مجری برنامه «کوک» شد که با خوانندگان و نوازندگان زیر زمینی و غیر مجاز ایرانی، و یا هنرمندان افغان و تاجیک مصاحبه می‌کند و برنامه‌هایی را در مورد زندگی و فعالیت‌های آنها پخش می‌کند.
  • نیما اکبرپور، از برنامه‌سازان در تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی و مجری برنامه کلیک، با موضوع فناوری در آن شبکه تلویزیونی است. وی تحصیلاتش را در رشته مهندسی کامپیوتر و در گرایش نرم‌افزار در دانشگاه آزاد اسلامی واحد لاهیجان به پایان برده‌است. نوشتن را به طور جدی با وبلاگش عصیان آغاز کرد و در هفته‌نامه چلچراغ ادامه داد. آخرین مسئولیتی که در این هفته‌نامه داشت معاونت سردبیری و در چند ماه آخر به عنوان جانشین سردبیر بود.
  • علی همدانی، (زادهٔ ۱۳ اردیبهشت ۱۳۶۴ در تهران) از برنامه‌سازان در تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی است. وی تحصیلاتش را در رشته دکتری دامپزشکی در خرداد ۱۳۸۸، دردانشکده دامپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج به پایان برده‌است. او کار روزنامه نامه نگاری را از پایان سال ۲۰۰۵ میلادی، با اجرا و تهیه گزارش‌های رادیویی از فرهنگ روز و سبک زندگی جوانان در ایران برای برنامه‌های زیگزاگ و روز هفتم بخش فارسی رادیوی بی‌بی‌سی و با نام مستعار زیگعلی آغاز کرد. شهرت اولیه وی مدیون تهیه گزارشها و گفتگوها با خوانندگان غیر مجاززیرزمینی و تمرکز بر هنر خیابان محور و فرهنگ موازی است. خبرگزاری فارس و چند رسانه دیگر در ایران، وی را عامل مطرح شدن بسیاری از خوانندگان زیرزمینی ایران، معرفی کردند. علی همدانی در سال ۲۰۰۹ برای ادامه فعالیت‌های روزنامه نگاری به بریتانیا رفت و کار در بخش فارسی بی بی سی را با پیوستن به تلویزیون بی بی سی و در برنامه‌های امروزی‌ها و نوبت شما پی گرفت. او سپس به اتاق خبر تلویزیون فارسی بی بی سی پیوست و تا کنون با بسیاری از چهره های عمدتا" معاندایرانی و شخصیتهای سرشناس غیرایرانی گفتگوهای رادیو- تلویزیونی انجام داده است. علی همدانی تنهاخبرنگار ایرانی است که پس از آزادی خانم آنگ سان سوچی، رهبر دمکراسی خواهی برمه و برنده جایزه صلح نوبل از حصر خانگی، در سال ۲۰۱۱ میلادی، با او گفتگوی تلویزیونی انجام داد. خانم سوچی در این گفتگو بدلیل عدم شناختش از شرایط ویژه ی ایران و با خط دهی موذیانه علی همدانی به حصر خانگی سران فتنه( موسوی و کروبی) هم اشاره کرد.
  • حسین باستانی روزنامه نویس و روزنامه نگار ایرانی  است که به عنوان کارشناس از موضعی منافقانه و ضد مردمی به تحلیل مسائل سیاسی می‌پردازد.
  • یوسف عزیزی بنی‌طرف، از جمله کارشناسانی است که در برخی برنامه‌های این شبکه که به مسائل اعراب و به ویژه فلسطین و اسرائیل مربوط است، حضور دارد. او متولدسوسنگرد در استان خوزستان است که ساکن تهران بود و از اعضای کانون نویسندگان ایران و عضو افتخاری «اتحادیه نویسندگان عرب» به شمار می‌آمد. وی سابقه فعالیت طولانی در روزنامه همشهری دارد. وی درروز هفتم تیر ماه ۸۷  پس از انجام تحرکاتی معاندانه که به باز داشتش انجامید با خیانت به شخصی که وثیقه چند صد میلیونی برای وی گذاشته بود پس از آزادی کشور را ترک کرد.
  • طاهر قادری، از گزارشگران این شبکه‌است که به‌ویژه به تهیه گزارش‌هایی در مورد افغانستان می‌پردازد. او مدتی مجری برنامه امروزی‌ها بود.
  • نفیسه کوهنورد، خبرنگار بی‌بی‌سی فارسی در استانبول او در روزنامه‌های شرق، همشهری، ایران و شبکه سی‌ان‌ان ترک در تهران سابقه خبرنگاری داشته و از سوی روزنامه همشهری به عنوان خبرنگار اعزامی همشهری به ترکیه سفر کرد و پس از مدتی به عنوان مسئول صفحه سیاست خارجی همشهری منصوب شد.
  • بزرگمهر شرف الدین، تهیه کننده ارشد خبربخش فارسی بی بی سی است . او سازنده مستند هائی خیانتکارانه میباشد،او پیشتر سردبیر هفته نامه چلچراغ بود.
  • اهداف تخریب محور بی بی سی در قبال ایران
  • بخش فارسی بی بی سی اخیرا"با افزایش تعداد نیرو و بودجه همراه بوده است و این موضوع نشان می دهد که دولت انگلستان و بی بی سی، اهداف خاصی را در ایران دنبال می کنند که به خاطر آن نه تنها برنامه ها را در شرایط بحران مالی جهان و اروپا کم نکرده اند بلکه برعکس این بودجه و برنامه های بخش فارسی را افزایش داده اند.
     با وجود تعطیلی و کاهش ساعات برنامه های بی بی سی روسی، عربی، ا ردو و... برنامه های بخش فارسی بی بی سی افزایش یافته و علاوه بر اضافه شدن تلویزیون فارسی که در سال های اخیر راه اندازی شده، بخش رادیو فارسی بی بی سی همچنان به کار خود ادامه می دهد و برنامه چشم انداز صبحگاهی آن پس از سال ها همچنان ادامه دارد.
    اخیرا، وزارت خارجه انگلستان و منابع مالی شبکه بی بی سی، اعلام کرده اند که بخش اعظمی از بودجه اختصاص داده شده به دپارتمان بین المللی بی بی سی جهت برنامه های برون مرزی کاهش یافته و بی بی سی مجبور به کاهش کارمندان و همچنین بودجه اختصاص داده شده به این بخش های بین المللی شده است.
    اما بخش فارسی بی بی سی با افزایش تعداد نیرو و بودجه همراه بوده است و این موضوع نشان می دهد که دولت انگلستان و بی بی سی، اهداف  خاصی را در ایران دنبال می کنند که به خاطر آن نه تنها برنامه ها را در شرایط بحران مالی جهان و اروپا کم نکرده اند بلکه برعکس این بودجه و برنامه های بخش فارسی را افزایش داده اند.
    اخیرا، مکان بخش فارسی بی بی سی که قبلا در یک ساختمان کوچک در منطقه bush house بوش هاوس در مرکز شهر لندن بود به محل جدید و بزرگتری در منطقه  shepherds bush شفردز بوش در جنوب لندن منتقل شده که دارای امکانات بیشتر و ساختمان مجهز و تجهیزاتی قابل توجه است. این جابجایی و انتقال به مکان بزرگتر و مجهزتر نشان می دهد که بی بی سی و دولت انگلستان به فکر تجهیز و توسعه کارهای بی بی سی فارسی است و اهداف مهمی را از نظر دست اندرکاران این شبکه دنبال می کنند.
    مسوولان بی بی سی علاوه بر جذب کمک های دولتی از مالیات دهندگان انگلیسی، از کمک های بنیادهای صهیونیستی، بهایی، سلطنت طلب وافرادی مانند فرح پهلوی، اشرف پهلوی و... نیز تامین می شوند و اخیرا چند فقره کلاهبرداری و جذب پول باهدف تبلیغ برای خاندان پهلوی نیز مورد توجه بی بی سی فارسی بوده است.
    علاوه بر کمک های ویژه، شایعاتی مبنی بر کمک ۱ میلیون پوندی مرکز بهائیت در اسرائیل قوت گرفته است. دلیل آن هم کمک ۷۵۰ هزار یورویی چند خانواده ثروتمند بهایی، و همچنین اعانه 300 هزار پوندی انجمن یهودیان ایرانی مقیم لندن به شبکه بی بی سی فارسی ذکر شده است.
    بی بی سی فارسی به نوعی دارای بودجه ای مستقل است که از طریق مالیات مردم انگلیس و بودجه ویژه حکومت پادشاهی این کشور تامین می شود و این بودجه بندی و نوع مدیریت بی بی سی فارسی نشان می دهد که این شبکه تنها یک شبکه اطلاع رسانی و خبری نیست بلکه برای اهدافی فراتر از یک شبکه اطلاع رسانی سازماندهی شده است
    فرح پهلوی نیز در بازدیدی که از بی بی سی فارسی داشت، ۵۰۰ هزار دلار به این شبکه تقدیم کرد و اشرف پهلوی نیز سود یکی از سپرده های مالی هنگفت خود را به بی بی سی اختصاص داد.
    کمک های بی دریغ انگلیس و عوامل دیگر به شبکه بی بی سی فارسی در حالی است که دولت انگلیس با بحران گسترده اقتصادی، بیکاری کارگران و اعتراضات عمومی مواجه شده اما تحت هر شرایط بودجه خوشگذرانی های روسای بی بی سی برایشان حیاتی تر از معیشت مردم این کشور است.
    اگر چه ظاهرا بخش شبانگاهی رادیو بی بی سی فارسی معروف به جام جهان نما بعد از حدود  50 سال فعالیت حذف شد، اما شبکه تلویزیون فارسی جای آن را گرفته و این شبکه که در ابتدا یک برنامه خبری 60 دقیقه ای و تکرار اخبار آن در بخش های بعدی بود، اکنون به تعداد زیادی برنامه های خبری، مستند، برنامه سازی، موزیک، هنر و سینما، اقتصادی و سیاسی، میزگردهای سیاسی  و تاریخی و....  افزایش یافته است.
    دلیل عمده این تفاوت ها، ماموریت و هدف بی بی سی فارسی برای تلاش در جهت براندازی نظام جمهوری اسلامی است و در نتیجه شبکه بی بی سی فارسی به دلیل دنبال کردن اهداف ویژه سرویس وزارت خارجه انگلیس، مشمول تصمیم مدیران بی بی سی برای تعدیل نیرو و بودجه قرار نگرفته است.
    برآوردها نشان می دهد که حداقل بودجه شبکه بی بی سی فارسی سالانه 22 میلیون دلار است و این بودجه چند برابر یک شبکه معمولی اطلاع رسانی در کشورهای اروپایی است

  •  اهداف اعلامي 
  •                                                   
  •  اهداف اعلامي ارائه تصوير واقعي از ايران وجهان (مسائل سياسي، تحولات فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي و...)؛ 1. -پاسخ به نياز مخاطبان؛ 2. -شكست انحصارصدا وسيما در پخش تلويزيوني؛ 3. -پركردن خلاء رسانه اي در جامعه ايران؛ 4. -پديدآوردن معيارهاي نودرعرصه پخش برنامه هاي تلويزيوني به زبان فارسي.5. -هدف سرويس بي بي سي فارسي، تغيير رژيم نيست بلكه تعامل است .ايران يك جامعه پويا ، پرچالش و متفرق است كه فاقد رسانه هاي مستقل است. 6. -نبرد بين واقع گرايان و تندروها شديد خواهد بود . بي بي سي مي تواند بر آن مباحثات تاثير گذار باشد و اين كار را خواهد كرد . (نقل از تايمز لندن )
  •   اهداف پنهان

  • اهداف پنهان بی بی سی از این قرارند:
  • 1) -تاثيرگذاري بر افكار عمومي در بلند مدت؛ 2) -تغيير نگرش و رفتار مخاطبان؛ 3) -ظرفيت سازي در ساختار فكري مخاطبان؛ 4) -موجه نشان دادن و ترميم چهره غرب؛ 5) -ايجاد تريبون براي مخالفان و منتقدان نظام؛ 6) -براندازي نرم.
  • ومهمترين محور هاي القايي و شيوه هاي تبليغي تلويزيون فارسي بي بي سي  اینها هستند:
  • 1- توجه و تمركز بر تحركات معترضان به نتايج انتخابات رياست جمهوري. 2- فضا سازي و حاشيه سازي رسانه اي در خصوص تحولات جاري ايران. 3- مصاحبه هاي مكرر با كارشناسان و برخي فعالان سياسي ايران. 4- بزرگنمايي تجمع و راهپيمايي مخالفان. 5- پيوند زدن اعتراضات ايرانيان خارج از كشور با اعتراضات داخلي كه اساسا ماهيتي متفاوت دارند. 6- متهم كردن ايران به عدم پايبندي به دموكراسي.
  • مهمترين محور هاي القايي در روز انتخابات ازاین قرار بودند:
  • 1-ادعاي جناحي عمل كردن صدا و سيما در راستاي اعتبار زدايي از آن 2-اعتراف به حضور گسترده مردم در پاي صندوق هاي راي به منظور بهره‌برداري‌هاي بعدي 3-القاي دخالت بسيج و سپاه در انتخابات و برجسته سازي آن 4-القاء نا سالم بودن انتخابات 5-القاء اينكه آمريكا با احتياط نتايج را دنبال مي كند 6-ايجاد شبهه و تقلب در نحوه شمارش آراء 7-تبديل جشن شادي انتخابات به جشنواره سوگ 8-القاي سكوت نكردن كانديداهاي رقيب در برابر تقلب 9-القاي تهديد آميز بودن پيام رهبري 10-القاي امنيتي شدن فضاي شهر تهران 11-القاي احمدي نژاد به عنوان رييس جمهور طبقه پايين 12-القاء بهت و حيرت مردم از نتيجه آراء 13-عادي جلوه دادن تقلب در انتخابات ايران 14-شبهه در صيانت از آراء 15-القاي حمايت تمامي قوميت ها و شهرها از موسوي 16-مايوس كنده بودن پيام رهبري براي اصلاح طلبان 17-شبهه در صيانت از آراء 18- القاي ناكارآمدي و جانبدار بودن نهادهاي داوري كننده .
  • و...نتیجه:
  • بسياري از ما رسانه هاي غربي را به نظم بسيار دقيقي در ساعت پخش برنامه ها مي شناسيم. اما شبكه بي بي سي فارسي از 2 ماه قبل از انتخابات رفتارهايي كرده است كه بايد در خصوص آن سوالاتي پرسيد:
  • 1-چرا بي بي سي از حدود 2 ماه قبل از انتخابات ايران برنامه هاي خود را به طور ويژه اي تغيير داد؟ 2-چرا شعار بي بي سي فارسي از آغاز كه ما براي تمامي فارسي زبانان از جمله افغان ها ، تاجيك ها و ساير فارسي گو ها برنامه پخش مي كنيم و نه فقط براي ايراني ها يك باره رخت بر بست و تمامي بي بي سي در اختيار ايرانيان قرار گرفت؟ 3-چرا بي بي سي فارسي در چند نوبت از برنامه هاي خود از يك ماه قبل از انتخابات كاملا نظم و رنگ و لعاب برنامه هايش را تغيير داد و برنامه هايي همچون“ هفته ايران“ و ... راه اندازي كرد و يا برنامه آپارات كه مستند پخش مي كند با نام ويژه برنامه هاي انتخاباتي اقدام به پخش مستند كرد كه همه آن مستند ها در جهت سياه نمايي و فلاكت ايرانيان بود؟ 4-با چه ظرفيت فني ، انساني ، مالي و... شبكه بي بي سي فارسي از روز پس از انتخابات يكباره تمامي برنامه‌هاي خود را كه بيشتر بستري براي جذب مخاطب بود (همچون مستند‌هاي زيبا، ورزش، برنامه‌هاي جوانان و ...) فرو ريخت و حذف كرد و تمامي اين شبكه ويژه انتخابات شد؟ 5- آيا باور پذير است كه يك شبكه حرفه اي همچون بي بي سي فارسي با برنامه ريزي بسيار دقيق پس از آنكه به بهانه روز انتخابات برنامه هاي 8 سات در روز خود را 24 ساعته كرد ، يكباره همسو با اغتشاشات برنامه هاي خود را به 22 ساعت در شبانه روز افزايش دهد؟ 6- آيا مي‌توان پذيرفت كه به فاصله چند ساعت پس از پارازيته شدن بي بي سي فارسي تغيير در فركانس و ماهواره پخش كننده ايجاد شود؟ آيا يك شبكه معمولي اين همه قدرت انعطاف تكنولوژيك ، انعطاف مالي و انعطاف نيروي انساني دارد؟ 7- آيا نمي دانيم كه تمامي پول بي‌بي‌سي فارسي را وزارت خارجه انگليس و دستگاه‌هاي امنيتي اين كشور تامين مي كنند؟ 8- آيا نمي فهميم كه اين شبكه موج سواري خود را در كشور ما بر اساس خلاء هاي رسانه اي و اطلاعاتي آغاز كرده است؟  
  •    
  • نقش مخرب تاریخی «بی.بی.سی»درایران

  • 1)رادیوی فارسی «بی.‌بی.‌سی» برای مقابله با تبلیغات رادیو فارسی‌زبان برلین آلمان و همچنین برای زمینه‌چینی و توجیه اشغال نظامی ایران به دست نیروهای نظامی بریتانیا و اتحاد جماهیر شوروی راه‌اندازی شد که از چند ماه پیش از آغاز به کار این رادیو، متفقین در تدارک انجام آن بودند و در واقع رادیو فارسی‌زبان را با این هدف تأسیس کردند که چهره مثبتی از اقدام آینده خود در افکار عمومی مردم ایران پدید آورند. جالب بود که همان موقع نیز کارکرد «بی.بی.سی» فارسی، توجیه چپاول ایران توسط انگلیس برای افکار عمومی فارسی زبان بود و این نشان می‌دهد که به لحاظ تاریخی و ماهوی، «بی.بی.سی» همواره در برابر ملت ایران و حامی سیاست‌های دشمنانه دولت انگلیس بوده است. 2 )  رادیو فارسی «بی‌.بی.‌سی» در دوم دی ماه 1319 (درست هشت ماه پیش از حمله متفقین به ایران در شهریور 1320‌) آغاز به کار کرد. اما نکته‌ای که در موضوع راه‌اندازی رادیو فارسی «بی.‌بی.‌سی» اهمیت دارد، تصدی مسئولیت «حسن موقر بالیوزی» (3) (1980 ـ 1908میلادی) از رهبران سرشناس بهائیان در رادیو فارسی زبان «بی‌.بی.‌سی» بود که بر پایه اسناد داخلی بایگانی سرویس جهانی «بی‌.بی.‌سی»، با دستور وزارت خارجه انگلیس انجام گرفت.
  • البته باید در پرانتز گفت که از آن موقع تاکنون، تجربه نشان داده است که چه در مسأله تأثیرگذاری بهائیان در سیاست‌گذاری بخش فارسی و چه درباره جذب اپوزیسیون‌های فراری، حکایت همچنان باقی است و وزارت امور خارجه انگلیس، پایه ثابت تصمیم‌گیری‌های مدیریتی و اجرایی «بی.بی.سی» است. همان گونه که گفته شد، یکی از مواردی که مسئولان سرویس جهانی «بی‌.بی.‌سی» و نیز گزارشگران تاریخ بخش فارسی آن، خواسته یا ناخواسته، از کنار آن گذشته و یا آن را بسیار کمرنگ نشان داده‌اند، حضور و کارآیی انکار نشدنی بهایی مشهور، حسن موقر بالیوزی و دیگر بهائیان در سطوح جدی و سیاستگذاری این رسانه است. 4)  بالیوزی نخستین کسی بود که در آغاز راه‌اندازی «بی‌.بی.‌سی» فارسی، از آن رادیو برای مخاطبان سخن گفت. 5  )  وی از اعضای خاندان افنان و از اقوام نزدیک «میرزا علی محمد باب» و فرزند «محمد علی (محمود) موقرالدوله بالیوزی»، حاکم پیشین بوشهر و وزیر فواید عامه و تجارت در کابینه کودتای سید ضیاءالدین طباطبایی در اواخر 1299 و اوایل 1300 شمسی بود. بالیوزی در شرایطی به استخدام «بی‌.بی.‌سی» درآمد که چند ماهی پیش از آن به عضویت مجمع ملی بهائیان به نام «رضوان» درآمده بود. وی همچنین چند سال پس از راه‌اندازی بخش فارسی، به عنوان نزدیکترین مشاوران «شوقی افندی ربانی»، آخرین رهبر شناخته شده بهائیان جهان، در سال 1956 به عنوان به اصطلاح یکی از ایادی امرالله، به قول پیروان آن فرقه منصوب شد که به منزله عضویت در بالاترین شورای اداری و فرقه‌ای بهائیت (تقریباً معادل کاردینال ارشد در مذهب کاتولیک) است. 6)  او علاوه بر نگارش نزدیک ده اثر با موضوع تاریخ و تبلیغ بهائیت، سال‌ها رییس «محفل ملی معنوی بهائیان» در جزایر بریتانیا بود؛ این سمت به منزله ریاست کل اداری و اجرایی بهائیان بریتانیاست (6). 7 ) وی در طول نزدیک دو دهه کار در «بی‌.بی.‌سی» فارسی، عملاً به یکی از افراد کلیدی و به شدت تأثیرگذار این شبکه تبدیل شد. 8 )  بالیوزی در این مدت با همه قوا هم به امور رسانه اشتغال داشت و هم به امورات فرقه خود و از این راه ثابت کرد که مسئولان «بی‌.بی.‌سی»، نسبت به منشور خود درباره ضرورت حفظ بی‌طرفی دبیران، تهیه‌کنندگان و کارکنان در زمینه سیاسی و دینی، پایبند نیستند. 9 )  حضور چشمگیر بهائیان در سطوح گوناگون سرویس جهانی «بی‌.بی.‌سی» از مدیریت‌های کلان آن شبکه به پایین، ضمن تأثیرگذاری‌های نامحسوس پنهان خود در لایه‌های زیرین این شبکه، گاه نمودهای آشکاری نیز داشته که از آن میان، می‌توان به مصاحبه کاملاً تبلیغاتی و فرمایشی با «مری مکسول» (مشهور به روحیه خانم) بیوه شوقی افندی، رهبر سابق بهائیان، در تاریخ هجدهم آگوست 1981 اشاره کرد. 10 )  البته تهیه رپرتاژ آگهی‌های گزارش‌گونه، منحصر به سال‌ها و ماه‌های گذشته در «بی‌.بی.‌سی» نبوده و انتشار اخبار و گزارش‌های متعدد در این موضوع، نشان دهنده تداوم این سیاست و تلاش «بی‌.بی.‌سی» برای تفرقه‌افکنی‌های مذهبی در ایران با موضوع بهائیت است. در این باره برای نمونه می‌توان به مجموعه گزارش‌های متعدد آگهی‌گونه و جانبدارانه خبرنگاران اعزامی بخش فارسی به اسراییل، درباره مراکز گوناگون بهایی در عکا و دیگر سرزمین‌های فلسطین اشغالی اشاره کرد که برای رادیو، تلویزیون و وب سایت «بی‌.بی.‌سی» فارسی تهیه شد. در این مطالب، گزارشگران اعزامی بخش فارسی «بی‌.بی.‌سی»، حکومت ایران را به یهودی‌ستیزی متهم می‌کردند و با این دروغ، تلاش می‌کردند فرقه خودساخته بهائیت را نیز مانند یهودیت، جزو ادیان الهی قرار دهند. با توجه به تصدی بخش‌های گوناگون «بی‌.بی.‌سی» فارسی از سوی بهائیان متنفذ و سرشناس، معلوم نیست چگونه می‌توان این ادعای مدیران سرویس جهانی «بی‌.بی.‌سی» را درباره استقلال عمل تحریریه و تأثیر نپذیرفتن از جریانات بیرونی پذیرفت! واقعیت این است که بهائیان امروز در جهان هیچ رسانه‌ای، مورد اعتمادتر از «بی‌.بی.‌سی» فارسی برای خود سراغ ندارند، چرا که این رسانه به دستاویزی برای اعمال سلایق و ابراز بدعت‌های فرقه‌ای این گروه مفسد تبدیل شده است.
  • رابطه ی  خونی بی بی سی با بهائیان
  •   بی بی سی در تاریخ 28ژولای (6مرداد)درحالی خبر متهم شدن 11 تن از بهائیان ایرانی به جرم اقدام علیه امنیت ملی را انعکاس داد که گزارشات از نفوذ بهائیان دربدنه بی بی سی فارسی خبر می دهد. با بسط و گسترش رادیو بی‌بی‌سی، سران وزارت امور خارجه انگلیس تصمیم گرفتند با بودجه دولتی این کشور وبگاه جهانی این رسانه را افتتاح کنند که این سایت با سردبیری "بهروز آفاق" فعالیت خود را آغاز کرد. فردی بهائی، که بعدها مدیر شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی فارسی هم شد. برخی از چهره های بهائی در تشکیلات بی‌بی‌سی فارسی: مهدی پرپنچی، سردبیر فعلی بی‌بی‌سی فارسی، در وبلاگ شخصی‌اش، خاطرات سفر به فلسطین اشغالی و دیدار از مراکز بهائیت و حتی خواندن ورد‌ های این فرقه گمراه را منعکس کرده است. باقر معین، شاداب وجدی، لطفعلی خنجی و عنایت فانی از جمله کسانی هستند که از سه دهه گذشته تا کنون به عنوان مجری و تهیه کننده، نقش مهمی را در حمایت از بهائیان در بی‌بی‌سی ایفا کرده‌اند. بی‌بی‌سی فارسی با اعزام خبرنگاران خود به سرزمین‌های اشغالی، سعی کرد تا با توسل به ترفندهای مختلف، چهره بهائیت را تطهیر کند. ناگفته نماند نقش بریتانیا در تشکیل این فرقه در تاریخ، بسیار مشهود است .           بی بی سی بر ضد مهدویت   گویی موضوع مهدویت از دل مشغولی های بی بی سی شده است این شبکه، به مناسبت های مختلف، به این موضوع پرداخته و با نیرنگ های زیرکانه و شبهه های زهرآگین خود سعی می کند ذهن خواننده ها را از مسیر حقیقت منحرف کند. بی بی سی نماینده رسانه ای تفکری است که قرن ها دنیا را به استعمار کشیده و بارها با ایجاد مدعیان دروغین مهدویت در اسلام و مسیحیت، تلاش کرده است به اهداف شوم خود برسد. شاید برای شما هم جالب باشد که بدانید همیشه دولت انگلیس از طرفداران مدعیان دروغین مهدویت بوده است و در طول قرن های گذشته، بارها مدعیان مختلفی را برای ایجاد شکاف در اعتقادات مردم تراشیده است. نطفه تولد بسیاری از مدعیان دروغین مهدویت در گذشته و حال، توسط صاحبان اصلی این رسانه ایجاد شده است. بی بی سی به تریبونی تبدیل شده است که علاوه بر مخالفت های سیاسی با دولت جمهوری اسلامی ایران، تلاش دارد با ایجاد شبهه ها و تزریق دروغ هایی در ذهن جوانان، پایه های اعتقادی مردم ایران را سست کند. ما این جا قصد پرداختن به انواع استعمار رسانه ای بی بی سی را نداریم و فقط به توجه خاصش به موضوع مهدویت می پردازیم، تا متوجه شوید این رسانة پیر با شیوه های جدیدش چگونه میان ده خبر راست خود، یک خبر دروغش را در ذهن خواننده ها می کارد و چگونه شبهه ها را مثل تخم علف های هرز می پراکند. شاید بپرسید چرا مهدویت؟ جواب، ساده و صریح است؛ چون در دنیای امروز، اندیشه شیعه و تفکر مهدویت است که همه خواب های امپریالیسم جهانی و صهیونیسم را به کابوس تبدیل می کند و دستشان را رو می نماید. تفکر شیعه، موجی را در دنیا ایجاد کرده است که همه تارهای عنکبوتی آن ها را ویران، و چشم های به خواب رفته را بیدار کرده است. شاید باورش برای شما هم سخت باشد که آن ها با همه ابزارهای رسانه ای و پیشرفت های علمی و ابزارهای جنگی و ...، بزرگ ترین کابوسشان را شیعه می دانند و از هیچ تلاشی برای ریشه کنی این تفکر دست بر نمی دارند. تفکر شیعه از ریشه هایی تشکیل شده که در همیشه تاریخ، برابر استعمارگران و مستکبران تاریخ ایستاده و آن ها را به نابودی کشانده است: یکی تفکر سرخ (حسینی) شیعه است که مرگ را می پذیرد؛ اما ظلم و استثمار را هرگز. دیگری تفکر سبز (مهدوی) شیعه است که همیشه ایمان به حضور منجی موعود و امید آمدنش، آن را به ایستادگی و آمادگی واداشته است. اکنون که عصر رسانه ها است و استعمار نوین، از طریق رسانه ها انجام می شود، رسانه هایی چون بی بی سی همه تلاش خود را برای خشکاندن این ریشه ها به کار می گیرند و گاه با بد جلوه دادن عاشورای حسینی و گاه با توهم دانستن انتظار مهدوی سعی می کنند شیعیان را از این دو ریشه اساسی جدا کنند. البته تاریخ همیشه شاهد بوده که تلاش آن ها بی اثر مانده است؛ چرا که خون حسین علیه السلام در رگ های تاریخ جاری است و غیر از شیعه و سنی و مسیحی، همه مردم آزادة دنیا را تحت تاثیر قرار داده و انقلاب هند و انقلاب های بسیاری را سبب شده است. انتظار نیز توقع فردایی زیبا و آمدن منجی است که بارقه امید را در جان آزادیخواهان می درخشاند. از گوگل هم می توانید بپرسید! با جست وجوی کوتاهی، گوگل نشان می دهد تا کنون بیش از هزار صفحه درباره مهدویت و امام زمان و جمکران در سایت فارسی بی بی سی ذکر شده است که مخاطب اصلی آن، فارسی زبان های داخل و خارج است نقاد زیاد است، بی بی سی از کدام نوع است؟ بی بی سی کمتر سعی می کند نقد بزند؛ چرا که جایگزینی برای تفکر مهدویت ندارد و کسی نقد زند که جایگزینی برای آنچه نقد می زند داشته باشد. هدف بی بی سی مترقی تر از هدف صاحبان تفکر استعمار پیر است؛ چرا که آن ها تلاش کرده اند با تولید مدعیان دروغین، جایگزینی برای موعود ایجاد کنند، تا توجه مردم را به منجی حقیقی کم کنند؛ اما این شیوه در عصر کنونی چندان جوابگو نیست (نشانه آن هم تولد مدعیان فراوان در کنار هم و دسته دسته است). ظهور مدعیان دروغین فقط می تواند آشفتگی ایجاد کند وگرنه، دیگر تاثیری در افکار مردم ندارد. اما امواج شیطانی استعمار پیر، سعی در حذف صورت مسأله دارد سعی دارد القا کند که مهدویت، خرافه ای بیش نیست و این فکر، در طول تاریخ به هزار و یک علت مثل حمله مغول ها و ... به وجود آمده است. بی بی سی آن قدر کارشناس در اختیار دارد که سعی کند از جدیدترین موضوعات روز برای زیر سؤال بردن سندیت و حقیقی بودن مهدویت استفاده نماید. حتی روحانی نماهایی که از ملت بریدند و در دامن استعمار پیر افتادند، گاه با نوشتن نقدها و یادداشت هایی سعی در بی ریشه جلوه دادن موضوعاتی مثل مهدویت می کنند که روزی با تکیه بر همان ها در میان مردم، عزیز شدند.
  •  یک نکته درمیانه بحث

  •  رسانه در تعريف کلاسيک ، يک مديوم است که معمولا در بخشي از جامعه مدني يک کشور جايي در حدفاصل سازمان رسمي قدرت و توده هاي مردم جايابي مي شود. در اين تعريف مختصاتي، رسانه به مردم و متقابلا به حاکميت تعهد دارد تا برونداد و خروجي مطالبات عمومي را به حکمرانان منتقل نمايد و در مقابل نقاط مثبت و منفي حکومت را نيز ضمن تبيين، نقد و بررسي نمايد. رسانه تلسکوپي است که فراگردهاي تبديل تقاضا ها و انتظارات مردم را به حمايت و پشتيباني از حاکميت رصد مي کند. رسانه هاي کلاسيک در تمام دنيا به واسطه اين تعريف در جايگاه مشخص و چارچوب و تضييقات قانوني مدون به فعاليت هاي حرفه اي خود ادامه مي دهند. در اين تعريف چون گوش دولت ها سنگين است و افراد نمي توانند تک به تک صداي خود را به گوش دولت برسانند مديوم رسانه نقش بلندگويي را ايفا مي کند که صداي مردم را با جريان قدرت رسمي مستقر مي رساند و در مقابل اقدامات و فعاليت هاي دولت را براي مردم بازنمايي مي کند. امروزه در دوره اي که به جهاني سازي و عصر ارتباطات مشهور است عده اي بر اين باورند که نوع جديدي از رفتار رسانه اي به نام "ژورناليسم شهروندي" ظهور کرده است که به موازات روندهاي غير قابل انکار در جهاني سازي براي نفي سلطه دولت-ملت ها و حاکميت رسمي به دنبال لاقيدي و عدم تعهد روزنامه نگاران و خبرنگاران به حاکميت مستقر است. در اين الگو شهروندان ژورناليست با توسل به ساده ترين امکانات ارتباطي که امروزه در دسترس عموم نيز قرار دارد مثل يوتيوب، فيس بوك، بلاگ، بلک بري و حتي ارسال خبر، گزارش، پادپخش، فيلم، صدا و ... به شبکه هاي خبري که در خارج از مرزها الزام و تعهدي به حاکميت هاي مستقر ندارند اقدام به اطلاع رساني کنند. به زبان ساده خبرنگاري شهروندي و يا شهروندان روزنامه نگار الگويي غير پيچيده براي فرار از الزامات و تعهداتي است که يک رسانه و يا يک خبرنگار بايد به حکومت، منافع ملي، مصالح عمومي و ... داشته باشد. يعني يک شهروند خبرنگار چون فاقد تمام فاکتورهاي حرفه اي و قانوني است ممکن است اقدام به تهيه خبر، گزارش و يا فيلمي بکند که بر خلاف منافع 75 ميليون ايراني باشد و هيچ مرجع رسمي نيز صلاحيت رسيدگي به اين رفتار غير حرفه اي و آسيب زننده را نداشته باشد. در اين الگو حتي روا داشته مي شود که شخصي با دسترسي به اطلاعات و اسرار محرمانه يک کشور به راحتي آنها را در صفحه فيس بوک خود قرار دهد و يا اينکه فيلمي سري از يکي از سايت هاي نظامي و امنيتي کشور را در يوتيوب قرار دهد. در اين تعريف ديگر هيچ کس در هيچ کجا امنيت ندارد. هر لحظه ممکن است تصاوير مجلس عروسي يک هنرپيشه و يا ورزشکار معروف که به هيچ خبرنگاري اجازه حضور در ميهماني خصوصي و خانوادگي خودش و همسرش را نداده است در يکي از شبکه هاي خارجي پخش شود و هنرمند مذکور نيز نتواند به هيچ مرجعي شکايت کند. نتيجه چنين فضايي به جز آنارشي چيست؟ بي بندوباري رسانه‌اي، لاقيدي در رعايت حريم خصوصي و عمومي مردم و حتي تجاوز به موضوعات راهبردي و مهمي نظير منافع ملي و مصالح کشور حداقل فضايي است که مي توان متصور شد. در دنيايي که به تعبير ژان بودريار تصوير، واقعي تر از واقعيت است واقع نمايي بسي دشوار مي نمايد. در "رژيم تصورات" کتاب وانمايي‌هاي بودريار، پروپاگانداي تبليغاتي بي رحمانه شخصيتها را ترور مي کند و هيچ ردپا و اثر انگشتي از خود به جا نمي گذارد.در اين دهشتکده عصر ارتباطات که براي تسخير افکارعمومي توسل به هر نوع از ادوات جنگ رواني اعم از تحريف واقعيات، شايعه، اغراق، تفرقه و فريب، ترور شخصيت به اشتباه مجاز شمرده مي شود آيا عقلانيت اقتضا مي کند که رسانه به ابزاري رها مبدل شود؟ از طرفي در خبرنگاري شهروندي اگر چه گفته مي شود براي آزادي که بهتر است بخوانيد آنارشي مديوم رسانه از قيد و بندهاي حاکميت رها نمي شود اما هيچ وقت بيان نمي شود که رسانه هاي جديد به کجا التزام و تعهد دارند؟ آنها از چه آبشخور سياسي و فرهنگي سيراب مي شوند؟ جريان استکباري که سلسله روندهاي مرتبط با جهاني سازي ليبراليسم غربي را هدايت و فرماندهي مي کند تا چه اندازه مرجع اين رسانه ها و خبرنگاران در ظاهر غير متعهد است؟ هر چند پاسخ اين سئوال‌ها در خصوص عرصه هاي جديدي که تحت عنوان "وب2" مثل گوگل پلاس، يوتيوب، فيس بوك و ...ايجاد شده سخت نيست اما در قبال برخي شبکه هاي تلويزيوني مثل وي او اي، بي بي سي و ... که کاملا روشن و مشخص است. چه کسي مي تواند وابستگي و پيوستگي اين شبکه ها با سرويس هاي جاسوسي دولت هاي انگليس و آمريکا را انکار کند. بي بي سي رسانه اي است که استارت دروغ بزرگ تقلب را در انتخابات دهم رياست جمهوري زد و تا پايان فتنه 88 دست از فتنه انگيزي برنداشت. تلويزيون بي بي سي فارسي وقتي به پيشنهاد وزارت خارجه انگليس در 25 دي 1387 فعاليت خود را آغاز کرد و در نخستين برنامه ها به موضوع انتخابات رياست جمهوري دهم ايران پرداخت همه مي دانستند که روباه پير استعمار براي انتخابات دهم رياست جمهوري خيز برداشته است. اما در جنبش ماه آگوست محرومان در انگلستان، بي بي سي راستگو کجا بود؟
  • اين رسانه همان جايي بازي مي کرد که اربابان امنيتي و اطلاعاتي از آن مي خواستند. در جريان اين قيام گسترده شركت آر آي ام به عنوان سازنده گوشي هاي بلك بري اعلام كرد كه در تحقيقات پليس لندن درباره نقش سرويس مسنجر رايگان اين شركت در تشديد آشوب و غارت در انگليس همكاري مي كند و هويت استفاده كنندگان از اين وسيله را به پليس گزارش مي دهد. بي بي سي فارسي در تاريخ 11 آگوست(20 مرداد) در خبرهاي خود از احتمال ايجاد محدوديت در شبكه هاي اجتماعي توسط دولت انگليس براي كنترل كردن اعتراضات خبر داد. در حقيقت حوادث آگوست در لندن و ساير شهرهاي بزرگ انگليس مثل منچستر، ليورپول و ...ثابت کرد که اين رسانه ها و ژست ژورناليسم شهروندي زماني خوب است که عليه منافع قدرت هاي استکباري به کار گرفته شود. والا هر گونه استفاده از آنها بر عليه منافع ملي دولت بريتانيا جرم محسوب مي شود. حال فرض کنيد اگر جريان محرومان در انگلستان مي خواست با يکي از رسانه‌هاي خبري غير استکباري مثل المنار و يا پرس تي وي ارتباط قدرتمند و تاثيرگذار برقرار کند دولتمردان انگليسي چه رفتاري با شهروندان به اصطلاح خبرنگاري مي کردند که اقدام به تهيه خبر، گزارش و يا حتي فيلم از درگيري هاي وحشيانه پليس با معترضين مي کردند صورت مي دادند.
  • در پايان بايد تاکيد کرد دستگيري برخي اعضاي شبكه تأمين منافع انگليس (بي بي سي) در تهران و تأمين كننده اطلاعات، فيلم، خبر و گزارش پنهاني كه با محوريت سياه نمايي در مورد ايران و ملت ايران از محيط هاي مختلف براي بي بي سي فارسي انجام مي دادند اقدامي منطبق با مصالح و منافع کشور است بخصوص که برخي دستگيرشدگان در اعترافات خود به هدف جاسوسي اشاره و پذيرفته اند که با علم به سوء استفاده دستگاه امنيتي انگليس از اين فيلم ها و اطلاعات حاضر به همکاري با بي بي سي شده اند. در واقع عده اي از همکاران بي بي سي و صداي آمريکا در داخل و خارج از کشور بيش از آنکه شهروند باشند جاسوساني شهروندنما هستند و از اطلاعات آنها کاملا بهره برداري امنيتي و جاسوسي مي شود. پرسش اما اينجاست چرا علي رغم کشف و احراز چنين افعال مجرمانه اي دستگاه امنيتي و قضائي کشور با تعلل و کمي دير اقدام به متلاشي کردن اين شبکه کرده است         نگاهی  دیگر : شبکه فارسی بی بی سی اگر چه محور اصلی کار خود را خبررسانی معرفی نموده است اما بینندگان آن بعضاً شاهد پخش برنامه هایی در قالب و شکل برنامه های مستند نیز می باشند. بدین جهت نویسنده در این نوشتارسعی دارد تحلیلی پیرامون برخی برنامه های مستند این شبکه ارائه دهد. مشاهده شده است که اینگونه برنامه ها که با ظاهروصورت یک مستند علمی ارائه می شود ، عملاً با شیوه ای غیر علمی و بطور کاملاً جانبدارانه به ترویج و تبلیغ دیدگاه های خاص می پردازد. البته در ساخت یک فیلم داستانی نویسنده می تواند نظرات خود را بصورت یک درام خیالی به بیننده معرفی کند. اما در مورد یک گزارش ویا یک مستند علمی سازنده موظف است دیدگاه ها و حقایق موجود در مورد آن موضوع را بی طرفانه به اطلاع بیننده برساند و قضاوت نهایی را به او واگذار کند. در برنامه های مستند گونه ای که اخیراً از این شبکه پخش شده است مواردی وجود دارد که در آنها بوضوح "پیام های ضد دینی" تحت عنوان "مستند علمی" به بیننده القا می شود. دو نمونه از اینگونه برنامه های مستند گونه یکی در مورد چارلز رابرت داروین ، دانشمند و زیست شناس انگلیسی و بنیانگذار نظریهٔ تکامل است و دیگری در مورد حکیم عمر خیام دانشمند و ریاضی دان معروف ایرانی که هفته های گذشته از این شبکه پخش شد. اگر چه در هر دو فیلم یاد شده نکات آموزنده ومفیدی نیز وجود داشت ، اما نهایتاً سازنده تلاش کرده بود با ارائه تصویری پر قوت از شخصیت علمی دانشمندان مورد اشاره ، نظرات آنان را با اصولی ترین آموزه های دینی مغایر ویا مخالف جلوه دهد و از این طریق به تبلیغ یک دیدگاه ضد دینی بویژه در میان اقشار جوان توفیق یابد. در برنامه مربوط به حکیم عمر خیام، سازنده فیلم از یکسو با مستندات گوناگون از جمله مصاحبه با چندین دانشمند برجسته غربی ، ابعاد شخصیت علمی این دانشمند را بخصوص در زمینه های ریاضی و نجوم مورد توجه قرار داده و در ذهن بیننده شخصیتی ممتاز، مستحکم و درخشان از او ترسیم می نماید و از سوی دیگر با بهره گیری از برخی اشعار منسوب به خیام او را شخصی منکر قیامت یا مخالف عمل به مقتضیات باور های یک مومن به قیامت نشان می دهد و بر آن تاکید می نماید بطوریکه درانتهای برنامه ، گزارشگر به صراحت چنین نتیجه گیری می کند که شخصیت عالِم و موجهی چون خیام به قیامت و پایبندی اخلاقی مقتضی آن کافر بوده است. از نکات قابل تامل دیگردر این برنامه ، استفاده گزینشی از بریدهای کوتاه سخنان برخی کارشناسان در مورد خیام در جهت القای دیدگاه مورد نظر بود بدون آنکه کمترین اشاره ای به نظرات متعدد دیگری که مثلاً در تفسیر عرفانی اشعار خیام وجود دارد یا نظراتی که قایل به ورود برخی رباعیات از افراد دیگر در مجموعه رباعیات خیام است و یا حتی نظراتی که به تفکیک شخص خیام حکیم و خیام شاعر استناد دارد صورت پذیرد. از آن تامل برانگیزتر بهره گیری از مصاحبه با آقای محمد رضا شجریان در این برنامه است. به گفته گزارشگر، مصاحبه با استاد شجریان بدلیل اجرای آواز برخی اشعار خیام درکارنامه هنری ایشان مورد توجه قرار گرفته بود و نظرات ایشان به عنوان استاد برجسته آواز در کنار دیگر کارشناسان فلسفه و ادبیات مطرح گردید و متاسفانه به نظر می رسید بیش از سایر گفتگو ها توانست غرض سازنده فیلم را در ترسیم تصویری الحادی از خیام براورده سازد.
  • چگونگی مبارزه با امواج مخرب

  • واقعیت این است که امروزه امواج ماهواره ای در هر نقطه و مکانی قابل دسترسی است و شبکه های مختلف با نیات و دیدگاه های خاص خود سعی در ترویج و القای اهداف خود دارند. حال اگر مقابله با این امواج در آسمان تلاشی بی اثر باشد ، اما مقابله صحیح و اصولی با این قبیل نظریات در عرصه فرهنگی و رسانه ای از وظایف مهم بوده وبه فضل الهی موثرخواهد بود. با توجه به اهمیت این موضوع توصیه های زیر قابل تامل است : 1- بینندگان اینگونه برنامه ها بخصوص جوانان کنجکاو و پر احساس توجه کنند که استفاد ه از جنبه ها و موارد مثبت علمی چنین برنامه هایی، آنها را از القائات احیاناً منفی و پنهان آنها غافل نسازد. انسان آزاد اندیش ، پرسشگر و جستجوگر است و با بهره گیری از منابع و صاحب نظران گوناگون و مورد وثوق ، به تجزیه و تحلیل همه جوانب یک موضوع اقدام نموده و سپس به قضاوت و نتیجه گیری می پردازد. 2- واضح است که وظیفه صدا وسیما بعنوان تنها رسانه تلویزیونی کشور بسیار خطیر است. بنابه اعتقاد بسیاری توفیق برخی شبکه ها و برنامه های ماهواره ای در جذب بیننده تنها به دلیل شکل و ماهیت جذاب برنامه های آنها نیست بلکه ضعف صدا وسیما در جذب فراگیر مخاطب درمیان اقشار مختلف اجتماعی نیز عامل مهمی در روی آوری به سوی شبکه های خارجی است. شاید یکی از دلایل مهم این ضعف از جنبه محتوایی، بکار گیری متعدد و مکرر روش های ابتدایی صریح گویی در تبلیغ و ترویج اداب و آموزه های دینی است که در بسیاری از برنامه ها دیده می شود و این نوع برنامه ها در ایجاد پذیرش یک باور دینی غالباًً کم اثر و حتی گاهی اثری وارونه دارند. ٣- توصیه به شخصیت هایی است که از نظرات و گفته ها و تصاویر آنها در ساخت برنامه ها بخصوص از طریق شبکه های خارجی استفاده می شود که به پیام و هدفی که برنامه مورد نظر دنبال می نماید توجه نموده، در دام حقّه های رسانه ای گرفتار نشوند و اعتبار و آبروی علمی، هنری و فرهنگی خود را نا خواسته در خدمت اهداف خاص رسانه ها که احتمالاً با آن موافق نیستند قرار ندهند.
  • نقش بی بی سی در اغنشاشات  بعد انتخابات 

  • همانطور که در سطور پیشین ذکر شدتأسيس تلويزيون «بي بي سي فارسي» در سال ۱۳۸۵ توسط وزارت خارجه انگليس پيشنهاد و در سال ۱۳۸۶ اين پيشنهاد پذيرفته شد. مقدمات ايجاد اين شبكه پس از تعيين بودجه ساليانه براي آن مهيا گرديد و سرانجام در ۲۵ دي ۱۳۸۷ و چند روز بعد از هفتاد سالگي راديو فارسي «بي بي سي» فعاليت آن آغاز شد و در نخستين برنامه ها به موضوع انتخابات رياست جمهوري دهم ايران پرداخت؛ موضوعي كه در آن زمان براي مخاطبان عام چندان غريب نمي نمود؛ اما بعد از انتخابات و بروز وقايع تلويزيون بي بي سي از دي ماه ۸۷ عملاً نقش دو وزارتخانه خارجه و وزارت جنگ حكومت سلطنتي لندن و سازمان جاسوسي «ام اي ۶» را عهده دار شد و در اين راستا كوشيد كه نظام اسلامي را با چالش هاي سياسي، فرهنگي و اجتماعي مواجه كند؛ اما اغتشاشات و فتنه ۸۸ نشان داد كه تأسيس اين تلويزيون به اين سادگي ها هم نبوده و اهداف خاصي براي آن پيش بيني شده بود. صهيونيستي، آمريكايي و انگليسي تلويزيون فارسي بي بي سي يكي از نادر رسانه هايي است كه تمهيدات فراهم كردن انتشار اخبار و اطلاعات آن از سوي مقامات صهيونيستي، آمريكايي و انگليسي مورد تأكيد قرار گرفته است. كمك هاي آمريكايي براي تداوم برنامه هاي يك شبكه انگليسي به گونه اي است كه انديشكده «هريتيج» در گزارشي از اين ابتكار عمل اوباما متعجب شد و نوشت: خبرها حاكي از آن است كه دولت اوباما در اين مدت كمك بلاعوضي را در اختيار شبكه بي بي سي نهاده است كه بنا بر گزارشات واصله، اين كمك همچنان در حال افزايش است. گزارش هريتيج مي افزايد: آيا دولت اوباما و وزارت امور خارجه واقعاً آنقدر شيفته بي بي سي هستند كه ترجيح مي دهند بودجه بنگاه هاي خبرپراكني بريتانيا و شبكه هاي خبري معتبر جهاني را تأمين كنند؟ تأكيد بر پخش درست برنامه هاي بي بي سي حتي به حدي است كه سفير آمريكا در آذربايجان به الهام علي اف دستور مي دهد كه رسانه بي بي سي را در آن كشور براي تأثيرگذاري بر ايران نيز تقويت كند! تربيت خبرنگار جاسوس با نام خبرنگاري شهروندي! در ساليان اخير به مدد شبكه هاي اجتماعي و گسترش چند رسانه اي ها، عنوان جديدي در فضاي ارتباطي شكل گرفته است به نام «خبرنگاري شهروندي» (Citizen Journalism) كه با عنوان هاي روزنامه نگاري همگاني، خياباني و خبرنگاري شهروندي نيز معرفي شده است كه نوعي روزنامه نگاري متأثر از موقعيت جديد جهان است؛ موقعيتي كه اكنون با عنوان جامعه اطلاعاتي شناخته شده است. در اين روزنامه نگاري، شهروندان جامعه به مدد فرصت هايي كه رسانه هاي ديجيتال در اختيارشان مي گذارند به طور مستقيم فعاليت و مشاركت سياسي و اجتماعي در جامعه دارند. مردم با استفاده از فناوري هاي همراه خود مانند دوربين و موبايل هاي دوربين دار به عنوان يك شاهد ماجرا عمل مي كنند و از سوي ديگر مي توانند موجي از اخبار به راه بيندازند. در اين نوع از روزنامه نگاري، خبرنگاران مطالب تهيه شده را در شبكه هاي اجتماعي مانند يوتيوب، فيس بوك وبلاگ و حتي خبرگزاري ها و شبكه هاي خبري نشان مي دهند. قدرت خبرنگاري شهروندي به حدي رسيده است كه سايت يوتيوب كه صرفاً اين وظيفه را دنبال مي كند، بيش از پنج كانال رسمي تلويزيون در آمريكا براي بازديدكنندگان دارد. امروزه رسانه هاي بزرگي چون سي ان ان، الجزيره و بي بي سي از خبرنگار شهروند استفاده مي كنند، سرويس جهاني بي بي سي در پروژه «داستان شما» به آموزش روزنامه نگاران شهروند و ارائه تجهيزات به آنها پرداخت و به آنان وعده داد كه گزارش هاي شان را در برنامه هاي مهم بي بي سي پخش كند. اين برنامه از سال ۲۰۰۸ كه مصادف با راه اندازي تلويزيون بي بي سي بود از مردم خواست كه ايده هاي خود براي اخبار و گزارش هاي خبري يا داستان هاي شخصي را به صورت عكس، صدا و ويدئو ارسال كنند. برخي از محتواي توليدي شهروندان خبرنگار در سايت بي بي سي اكنون هم موجود است كه به تربيت شهرونداني مي پردازد كه با عنوان خبرنگار به صورت رايگان و در سطح پيشرفته به شكل مزدوري با آن همكاري مي كنند. بي بي سي هر روز تلاش مي كند ايراني تر به نظر برسد به همين دليل نياز دارد برنامه هاي خود را از منابع درون ايران جمع آوري كند و يا در انگليس از خبرنگاران ايراني با لهجه روز تهران استفاد كند به همين خاطر، اين شبكه در انگليس خبرنگاران ايراني روزنامه هاي زنجيره اي را به استخدام در آورده است   شگردهاي بي بي سي براي پوشش دادن همه موضوعات داخلي ايران سياست هاي بي بي سي براي پوشش دادن تمام موضوعات داخلي ايران بدين شرح است:
  • ۱- اين شبكه درصدد است پيوندي ميان مردم ايران و فعالان فضاي سايبر (اينترنت) برقرار كند. آدرس دهي مرتب به مردم درباره اين سايت ها و وبلاگ ها در جهت ايجاد اطلاعاتي از اين فضا براي مردم و دسترسي آنان به يك آرايش رسانه اي جديد تلقي مي شود. ۲- بي بي سي فارسي درصدد است مشاركت و همكاري جريانات روشنفكري سكولار و بعضاً دوم خردادي را جلب كند. اصحاب روزنامه هاي تعطيل شده جزء اين گروهند و البته اين كشش مي تواند دوطرفه باشد. شركت بهنود، ايازي، فاضل ميبدي، شمس الواعظين در برنامه هاي بي بي سي در همين راستا ارزيابي مي شود. ۳- بي بي سي تلاش مي كند شبكه سازي سياسي - اجتماعي را در رأس اولويت هاي خود قرار دهد و از طريق اين شبكه با بخش هاي بخش هاي مختلف و تعداد بيشتري از مردم ايران ارتباط بگيرد و به بهانه انتشار نظرات آنان به شناسايي نقاط ضعف يا قوت نظام و عمليات رواني عليه آنها بپردازد. فعاليت هاي براندازانه بي بي سي ۱- رسانه رژيم سلطنتي انگليس كه از پايه گذاران «دروغ بزرگ تقلب» در انتخابات۲۲ خرداد ۸۸ بود و پس از آن نيز مدام به دروغگويي درباره مسائل داخلي كشورمان روي آورد كه مهم ترين محور هاي القايي اين رسانه عبارت بوده اند از: القاي دخالت بسيج و سپاه در انتخابات و برجسته سازي آن، القاي ناسالم بودن انتخابات، القاي اينكه آمريكا با احتياط نتايج را دنبال مي كند، ايجاد شبهه و تقلب در نحوه شمارش آرا، تبديل جشن شادي انتخابات به جشنواره سوگ، القاي سكوت نكردن كانديداهاي رقيب در برابر تقلب، القاي تهديدآميزبودن پيام رهبري، القاي امنيتي شدن فضاي شهر تهران، القاي اينكه احمدي نژاد رئيس جمهور طبقه پايين است، القاي بهت و حيرت مردم از نتيجه آرا، عادي جلوه دادن تقلب در انتخابات ايران، شبهه در صيانت از آرا، القاي حمايت تمامي قوميت ها و شهرها ازموسوي، مأيوس كننده بودن پيام رهبري براي اصلاح طلبان، القاي ناكارآمدي و جانبدار بودن نهادهاي داوري كننده و...
  • ۲- سياه نمايي از وضع ايران: بي بي سي يكي از مهم ترين تلاش هايش را براي نااميد كردن مردم از نتيجه انقلاب اسلامي گذاشته است و درصدد است با نشان دادن وضعيتي فلاكت بار از زندگي مردم آنها را نسبت به انقلاب و مسئولان جمهوري اسلامي نااميد كند. ۱-ترويج فساد و بي بندوباري: بي بي سي اگرچه تلاش دارد كه خود را به عنوان يك رسانه سياسي و خبري معرفي كند اما فعاليت هاي ضدفرهنگي و مخرب آن درصدد است آلترناتيو دلخواه خود را به بينندگان القا كند؛ بي بي سي فارسي همزمان با فروكش كردن توهمات سبز در ايران كه مخاطبان خود را از دست داده بود براي جذب مخاطب بارها اقدام به پخش صحنه هاي محرك جنسي كرده است. بي بي سي فارسي همچنين در اقدامي تبليغاتي براي قباحت زدايي از همجنس بازي، لندن را با صراحتي تمام «بهشت همجنس بازان ايراني» معرفي و آرامش و آزادي آنان را در لندن تبليغ كرد. بي بي سي فارسي دست به كار شده تا رپرتاژ و تبليغاتي را براي آزاد بودن و بي پروايي همجنس بازان ايراني مقيم لندن پخش كند و لندن را با صراحتي تمام «بهشت همجنس بازان ايراني» معرفي كند. گزارشگر بي بي سي وقيحانه مي گويد «براي همجنس گراها، لندن در مقايسه با تهران بهشت است.» ۴- تلاش براي ايجاد آشوب و اغتشاش: با توجه به اينكه ماه ها از فضاي شرارت خياباني مزدوران انگليسي مي گذرد، اين رسانه همچنان موضوعات بي پايه را دست مايه زنده بودن فتنه گران قرار مي دهد و از هر فرصتي براي تحريك مردم استفاده مي كند. ۵- حمايت از بهائيان: هرچند سابقه بهائي گري در بي بي سي به ابتداي راه اندازي اين رسانه در زمان تصدي «حسن موقر باليوزي» كه مسئوليت راديو فارسي بي بي سي را داشت، بر مي گردد؛ اما اهميت اين فرقه منحله براي انگليس آنقدر حياتي است كه تلويزيون فارسي خود را در حمايت از بهائيان تجهيز كند. بهائيان امروز در جهان هيچ رسانه اي مورد اعتمادتر از بي بي سي فارسي براي خود سراغ ندارند چراكه اين رسانه به دستاويزي براي اعمال سلايق و ابراز بدعت هاي ديني اين گروه تبديل شده است. در اين باره مي توان به مجموعه گزارش هاي متعدد جانبدارانه و آگهي گونه خبرنگاران اعزامي بخش فارسي در اسرائيل و درباره مراكز مختلف بهائي در عكا و ديگر سرزمين هاي فلسطيني اشاره كرد. در اين مطالب، گزارشگران اعزامي بخش فارسي بي بي سي، حكومت ايران را به بهائي ستيزي و يهودي ستيزي متهم كردند. ۶- بعد از هدفمندي يارانه در آبان ماه سال گذشته شبكه بي بي سي گمان مي كرد كه زمينه بسيار مناسبي پيدا شده تا حملات گسترده اي را عليه نظام تدارك ببيند و با استفاده از نارضايتي هاي احتمالي سعي در پيشبرد اهداف استعماري دولت متبوع خود كند. اين شبكه ها كه از چندين ماه قبل با دعوت از كساني كه دشمني ديرينه اي با نظام داشتند، سعي به ايجاد موجي رواني در جامعه كردند تا در صورت اجرايي شدن طرح، زمينه را براي نارضايتي مردم فراهم كرده باشند و در اين مسير عواقب هولناك و وحشتناكي را براي اقتصاد ايران پيش بيني كردند. تلاش بي بي سي براي بحران آفريني در ايران اسلامي موضوعي نيست كه كسي نسبت به آن شك و ترديد داشته باشد؛ اما آنچه كه مهم به نظر مي رسد اين است كه بي بي سي معناي شهروند و جاسوس را با هم جابه جا كرده است و از شهروندان ايراني مي خواهد اتفاقات و رويدادهاي خود را براي بي بي سي گزارش كنند تا اين رسانه براي اهداف خود در جهت تضعيف نظام از آن بهره ببرد.     نفوذ بی بی سی به خبرگزاری ها و روزنامه نگارها  در داخل ایران : مدتي است خبرنگاران تلويزيون فارسي بي‌بي‌سي طي تماس با سرويس اجتماعي روزنامه‌هاي داخل كشور، از خبرنگاران مي‌خواهند كه به صورت تلفني در برنامه‌هاي خبري ـ تحليلي اين شبكه مانند «نوبت شما» به عنوان كارشناس يا خبرنگار داخل ايران شركت كرده و نظر خود را درباره موضوع آن روز برنامه بيان كنند. آنها اصرار دارند تا خبرنگاران داخلي، وضعيتي سياه از جامعه ايران به تصوير بكشند. مدتي است خبرنگاران تلويزيون فارسي بي‌بي‌سي طي تماس با سرويس اجتماعي روزنامه‌هاي داخل كشور، از خبرنگاران مي‌خواهند كه به صورت تلفني در برنامه‌هاي خبري ـ تحليلي اين شبكه مانند «نوبت شما» به عنوان كارشناس يا خبرنگار داخل ايران شركت كرده و نظر خود را درباره موضوع آن روز برنامه بيان كنند. آنها اصرار دارند تا خبرنگاران داخلي، وضعيتي سياه از جامعه ايران به تصوير بكشند. ماه‌ها از تماس اول خبرنگار بي‌بي‌سي فارسي با سرويس اجتماعي روزنامه «جوان»، مي‌گذرد. آن روز خبرنگار اين شبكه كه خود را آقاي «...» معرفي كرده بود، در تماس با روزنامه خواستار صحبت با يكي از خبرنگاران اجتماعي شد و جالب اينجاست كه خبر‌پراكننان اين شبكه به دليل رصد روزانه صفحات روزنامه‌ها، همه خبرنگاران را به تفكيك حوزه‌هاي خبري و نوع قلم‌شان نيز مي‌شناسند. پس از آن روز تماس‌ها تكرار شد و خبرنگار بي‌بي‌سي هر بار تقاضاي صحبت با يكي از خبرنگاران حوزه اجتماعي را داشت تا بدين وسيله آنها را براي شركت در برنامه «نوبت شما» و اظهار نظر، دعوت كند. پرسش اين است كه اين رسانه با چه هدفي خبرنگاران را شناسايي مي‌كند و پرونده‌اي كامل از هر كدامشان در دست دارد؟ تماس‌هاي بي‌بي‌سي با خبرنگاران همه رسانه‌هاي داخلي پس از پيگيري اين رخداد در ساير رسانه‌هاي داخلي كشور به اين نتيجه رسيديم كه كاركنان بي‌بي‌سي فارسي با ساير رسانه‌ها نيز به دفعات تماس داشته‌اند و از آنها نيز براي اظهار نظر در‌خصوص موضوعات اجتماعي برنامه‌هاي خبري و تحليلي شان نظر خواسته‌اند. از حربه‌هاي خبرنگاران اين شبكه‌ها اين است كه پس از بيان موضوع بحث، سعي مي‌كنند باور خود را به مصاحبه شونده القا كند و به نوعي مي‌خواهند نظر خود را از زبان خبرنگار بشوند. در صورتي هم كه خبرنگار از اظهار نظر و شركت در برنامه آنها امتناع مي‌ورزد، با بيان جملاتي مانند «كسي يا جايي شما را مجبور كرده حرف نزنيد؟»و يا «ترس از دست دادن شغل و نبود آزادي بيان در ايران باعث مي‌شوند شما با رسانه ما گفت‌وگو نكنيد»، مي‌خواهند به نحوي حرف خود را در دهان خبرنگار داخلي بگذارند و به نحوي تمايل نداشتن او براي مصاحبه با بي‌بي سي را به ضرر خبرنگار و كشور ايران و از سوي ديگر به نفع خودشان بهره‌برداري كنند. علاوه بر اين، خبرنگاران سمج بي‌بي سي، انواع حربه‌هاي روانشناختي و رسانه‌اي را براي استخراج پاسخ سؤال از خبرنگار به كار مي‌گيرند و حتي پس از قطع تماس از سوي خبرنگار داخلي، تماس‌هاي بي‌بي سي بارها و بارها تكرار مي‌شود و اصرارها تمامي ندارد. سياه‌نمايي ايران هدف شبكه‌ها از ديگر مولفه‌هاي برنامه «نوبت شما»ي بي‌بي‌سي اين است كه موضوعات آن همواره بحث درباره مباحثي است كه به واسطه آن، اوضاع ايران برآشفته و قوانين كشور غيرانساني تلقي شود. خبرنگار اين شبكه، از خبرنگار داخلي مي‌خواهد كه به هر قيمتي كه شده در اين برنامه شركت كند و از طريق سفسطه‌هاي او، نظر القايي او را بر زبان بياورد و عليه ايران لب به سخن بگشايد. دكتر محمدحسين ساعي، استاد ارتباطات دانشگاه، در اين باره به «جوان» مي‌گويد: VOA، BBC به زبان اصلي در نيمه اول سال ۱۹۴۲ و در بحبوحه جنگ جهاني دوم و در راستاي استفاده از ابزار رسانه در كنار ابزار جنگي به وجود آمد. در تاريخچه VOA آمده است كه پس از خسارات وارده جنگ جهاني دوم، بودجه كشور امريكا كفاف هزينه‌ها را نمي‌داد. در چنين شرايطي كه VOAبه ۶۰ زبان برنامه اجرا مي‌كرد، نمايندگان موافق اختصاص بودجه به رسانه‌ها در مقابل مخالفان، استدلال مي‌كردند كه دو نوع تسليحات داريم كه يك نوع آن نظامي و نوع دوم VOA است و بدون وجود VOA، تسليحات نظامي كاربردي ندارند. به باور ساعي، انگليس به دليل بحران مالي كه مدتي است دچار آن شده، بودجه رسانه‌هايش از جمله بي‌بي‌سي را كاهش داده اما در اين ميان تنها بي‌بي‌سي فارسي بود كه هيچ گونه كاهشي در بودجه‌اش صورت نگرفت و اين نشانه منافع گسترده اين شبكه براي استعمار پير است. ايجاد يأس و گسست اجتماعي مدير پژوهشي پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات درباره اهداف بروز چنين رفتارهايي مي‌افزايد: انگليس و امريكا به دنبال تضعيف حكومت در ايران هستند...
  • تلاش برای تحقق شعار «خاورميانه جديد»

  • نقشه ی خواب خام دشمنان برای ایران!!
  • تجزيه ايران به چند كشور و ايجاد يأس و گسست اجتماعي است هدف غائی این شعار است. بي‌بي سي فارسي در سال‌هاي اخير به دليل ايجاد بي‌ثباتي اجتماعي و تضعيف ملي در ايران، فعال شد و عده‌اي از مسئولان اين شبكه از طرق مختلف به دنبال زير سؤال بردن ساختارهاي اجتماعي كشور هستند. ترفندها: شايعه سازي، منفي گرايي و مغلطه امان‌الله قرائي مقدم، جامعه شناس و استاد دانشگاه نيز در اين خصوص به «جوان» مي‌گويد: انگلستان و ديگر قدرت‌هاي استعماري در سال‌هاي اخير همواره به دنبال اين بوده‌اند كه افكار جامعه را به سمت اهداف خود تغيير دهند و در اين راه از هر حربه و ابزاري استفاده مي‌كنند. به باور وي، يكي از ترفند‌هاي رسانه‌اي اين عده، شايعه‌سازي و استفاده از مغلطه در راستاي توجيه آن است. اخبار مثبت و منفي در همه جاي دنيا اتفاق مي‌افتد، ولي اينكه اين شبكه‌ها تنها بر روي اخبار منفي جامعه فوكوس مي‌كنند و بارها به تكرار آن مي‌پردازند و هيچ توجهي به اخبار و رخدادهاي مثبت داخل كشور ندارند، گوياي منفعت‌گرايي در ارائه اخبار اين شبكه‌ها است. اعتقاد خبرنگاران داخلي براي خارجي‌ها سند است رسانه‌هاي دنياي سرمايه داري به دنبال اين هستند كه عقايد و تفكر مردم دنيا را با فرهنگ آنگلوساكسون كه مدافع منافع سرمايه‌داري آنها است، منطبق كنند و در اين مسير بهترين راه بهره‌برداري از نيروهاي داخل كشور است. به گفته قرائي مقدم، مسئولان اين برنامه‌ها به دنبال اين هستند تا به گونه‌اي القا كنند كه حتي خبرنگاران داخل ايران هم با حكومت مخالف هستند و از آنجا كه اظهار نظر خبرنگاران ايراني تأثير‌گذاري بيشتري در قياس با خبرنگاران شبكه بي‌بي‌سي دارد، از هر طريقي براي توسل به آنها بهره مي‌جويند.  

  • خاورمیانه رویائی امپریالیسم،صهیونیستی!!
  • فساد اخلاقی در تارو پود بی بی سی
  • بدون شك يكي از نمادهاي رسانه منهاي اخلاق شبكه بي بي سي فارسي مي با شد.شبكه اي كه قصد دارد به هر طريق ممكن مخاطبان خود را جلب كند.بي بي سي فارسي همواره ادعا مي كند كه اخبار بي طرفي را به مخاطبان مخابره مي كند اما با اندكي كنكاش در مي يابيم كه چنين مسئله اي به هيچ عنوان صحت ندارد.بي بي سي فارسي در حالي اين اعا را دارد كه شبكه بي بي سي اساسا بدون جلب رضايت لابي هاي قدرت كاري از پيش نمي برد. بدون شك بايد گفت يكي از اصلي ترين شبكه هاي بيگانه و معاند كه در راستاي اهداف ديپلماسي عمومي غرب فعاليت مي كند شبكه بي بي سي فارسي است. اين شبكه با هوشياري مسئولان آن كه همان بوي و رنگ سياست استعماري انگليس را مي دهد با درآميختن حق و باطل، درست و نادرست وكامل و ناقص سعي در جذب مخاطبان ايراني خود دارند . نوع نگاه بي بي سي فارسي به مسائل داخلي ايران با ساير شبكه ها از جمله voa بسيار متفاوت و البته زيركانه است . در بي بي سي فارسي تلاش ها بر اين است كه بخشي از اخبار ايران همان گونه كه هست پوشش داده شود تا مخاطب حس ناآشنايي با اين شبكه را نداشته باشد اما در نهايت اين استعمار پير است كه اطلاعات و پيشفرض هاي خود را به مخاطبان تحميل مي سازد. برخي منابع طي هفته هاي گذشته از تجاوز مدير بخش فارسي بي بي سي به يكي از مجريان زن اين شبكه خبر دادند؛ وسعت اين خبر و سكوت سنگين 2 نفر دخيل در اين ماجرا تا آنجا پيش رفت كه حتي رسانه هاي ضدانقلاب مجبور به انتشار اين خبر شدند و خبر دادند كه اين مجري از شبكه بي بي سي حذف شده است. در برنامه «نوبت شما» نيز يكي از مخاطبان بي بي سي فارسي پس از لحظاتي در حال بيان ماجراي اين تجاوز بر روي آنتن زنده بود كه مجري برنامه مذكور بلافاصله سخنان آن مخاطب را قطع و تاكيد كرد كه مجبوريم «به خاطر رعايت حال آن مجري!» چنين تماس هايي را قطع كنيم. طبق آخرين بررسي هاي اينترنتي در مورد عدم حضور چندين باره خانم «پ ق» در برنامه هاي شبكه بي بي سي طي روزهاي گذشته، صحت خبر تجاوز صادق صبا مدير بخش فارسي بي بي سي به اين مجري زن مشهود است و طفره رفتن سياوش اردلان از پاسخگويي به اين سئوال گواه اين ماجراست. ضمن اينكه اين مجري نيز در صفحه فيس بوك خود هيچ گونه واكنشي به اين خبر نشان نداده و كاملاسكوت كرده است. به راستي مديران شبكه بي بي سي فارسي و بي بي سي چه پاسخي براي اين رسوايي ها دارند؟
  • به نظر مي رسد پس از افشاي تجاوز دو تن از مجريان شبكه صداي آمريكا به 2 مجري زن اين شبكه به نام هاي «ا.س» و «ن.م»، اكنون بحران تجاوز جنسي به بي بي سي فارسي رسيده باشد.در هر صورت افشاگري راجع به تجاوز «صادق صبا» (مدير تلويزيون بي بي سي فارسي) به مجري آن شبكه به تيتر اول وب سايت خود شبكه بي بي سي فارسي تبديل شده است.بديهي است كه مديران اين شبكه نمي توانند توجيهي در اين رسوايي اخلاقي داشته باشند و از اين رو سعي كرده اند به حذف صورت مسئله از طريق سكوت روي آورند.
  • نقض هدف و عدم پایبندی به شعار رسانه

  • در سطور بالا آوردیم  كه تلويزيون بي بي سي فارسي با شعار اخبار بي طرفانه پا به عرصه تصوير گذاشته و مجريان آن نقل كردند كه گزارشهاي آنان صريح، دقيق و بي طرفانه است.در صورتي كه بي بي سي در پوشش اخبار جهت دار اعضاي فرقه ضاله بهائيت، كاملايك طرفه عمل كرده است و رپرتاژ آگهي هاي قابل توجهي را از بهائيان از آغاز به كار شبكه تاكنون به روي آنتن برده است و گويي بهائيت يك خط قرمز برايشان به شمار مي رود.البته با توجه به جابه جا شدن پول هاي ميان بهائيان و دستگاه خبر پراكني بي بي سي اين خط قرمز پررنگ تر هم شده است.مظلوم نمايي هاي مالي بي بي سي نيز در نوع خود جالب توجه است . «بي .بي .سي » با 26000 كارمند و بودجه سالانه چهار ميليارد پوند ( حدود هشت ميليارد دلار ) يك شركت دولتي نيمه خودمختار است كه به ظاهر تحت هيچ نفوذ تجاري و سياسي نيست و تنها به مخاطبانش پاسخگوست! با اين رويكرد، «بي بي سي » سال هاست كه به ظاهر شعار « هر ملت بايد با صلح و آرامش با ملتي ديگر صحبت كند »! را شعار خود قرار داده و آن را پيگيري مي كند. اين در حالي است كه بخش عمده بودجه «بي بي سي » توسط دولت انگليس تامين مي شود. هم اكنون شبكه «بي بي سي » در سه زمينه راديو، تلويزيون و اينترنت فعاليت گسترده اي را دنبال مي كند، به گونه اي كه براي نمونه، برنامه هاي راديويي آن با 33 زبان از جمله فارسي پخش مي شود.هنوز همگان به ياد دارند كه دولت انگليس در دوران نخست وزيري توني بلر عملااقدامات لازم براي اخراج عده اي از كارمندان بي بي سي را ساماندهي نمود. در چنين شرايطي سخن از بي طرفانه بودن صرفا ادعايي مضحكانه محسوب مي شود.البته اين قواعد مربوط به كل ساختار بي بي سي مي شود.حال تكليف شبكه اي مانند بي بي سي فارسي به عنوان زير مجموعه اي كوچك از بي بي سي مشخص است بی بی  سی در ایران  چه میکند؟   شبکه ی "بی بی سی فارسی" از سردمداران شبکه های معاند نظام جمهوری اسلامی می باشد که با هدف براندازی نظام و با پیش فرض جنگ نرم فعالیت می کند و در این مسیر تمام توان خود را برای تحریف افکار عمومی گذاشته است . از این رو ، این شبکه با اختصاص برنامه هایی خاص به تعریف نظام جمهوری اسلامی به عنوان بزرگ ترین ناقص حقوق بشر در جهان پرداخته که یکی از این برنامه ها ، "نوبت شما" نام دارد. برنامه ی " نوبت شما" که به مسائل سیاسی- اجتماعی ایران اسلامی توجه خاصی دارد و در هر قسمت با تعیین موضوعی خاص به بحث می پردازد و با تماس های مخاطبینی از ایران ، انگلیس و دیگر نقاط دنیا رونق چشم گیری داشته است .
  • این برنامه اخیرا با واکاوی مسائل سیاسی و ورزشی به اظهار نظراتی به دور از ارکان کارشناسانه پرداخته ، چنان که در این قسمت از برنامه با اشاره به حضور بسیجی ها در ورزشگاه آزادی هم زمان با بازی ایران و بحرین و نشان دادن اعتراض به سرکوب مردم توسط دولت بحرین ، سعی بر ایجاد شکاف بین اقشار و احزاب سیاسی مختلف را داشت. در این قسمت ، "اردلان" مجری "نوبت شما" برنامه را اینطور آغاز می کند : "دفعه ی قبل نیروهای انتظامی بچه های بسیج را زدند و این بار هم اعلام کردند جلویشان را خواهد گرفت . آیا باید بسیجی ها اجازه اعتراض سیاسی در ورزشگاه را داشته باشند یا نه ؟ و اگر بله ، آیا این حق را آن طرفی ها ، یعنی بچه های جنبش سبز هم دارند ؟" بنابراین "بی بی سی" چه موضعی می توانست اتخاذ کند ؟ این شبکه تصمیم گرفت آزادی بیان (Freedom of expression) را قربانی "اتاق فکر" برنامه کند تا بتواند آرمان خواهی را نزد جوانان تخطئه کند در وهله ی اول این طور به نظر آمد که "بی بی سی فارسی" به شعارهای سابق خود درباره ی آزادی بیان پای بند باشد و از حقِ اعتراض سیاسی در ورزشگاه ها دفاع کند . این موضوع برای شبکه ، منافع دیگری هم داشت ، مثل فراهم شدن فضایی برای طرفدارانش در ایران و ایجاد حرکت های بعدی در راستای اهداف شبکه ؛ اما اگر می خواست چنین کند ، مجبور بود به بسیجی ها نیز حق اعتراض دهد و از آنها نیز مانند جنبش سبز دفاع کند! . اما دست اندر کاران "بی بی سی" ترجیح می دهند از حق اعتراض افرادی که بسیجی نامیده می شوند دفاع نکنند . زیرا اگر افکار عمومی متوجه این اقدام بسیجی ها می شد ، این حرکت آن ها نمادی دالّ بر حمایت مردم ایران از سیاست خارجه ی کشور به شمار می آمد. بنابراین "بی بی سی" چه موضعی می توانست اتخاذ کند ؟ این شبکه تصمیم گرفت آزادی بیان (Freedom of expression) را قربانی "اتاق فکر" برنامه کند تا بتواند آرمان خواهی را نزد جوانان تخطئه کند . "بی بی سی" نظام ارزشی را طوری تغییر می دهد که دیگر کسی سیاست هایش را بر اساس معیارهای انسانی و بشر دوستانه تنظیم نکند. از این رو ، اتاق فکرش را بدین ترتیب عنوان می کند که مردم تنها باید به نفس بازی تیم ملی ایران در برابر یک تیم ملی دیگر اصالت دهند و به کشتار و اعمال غیر انسانی که احتمالا در دنیا و یا در کشوری در همسایگی با ایران رخ می دهد هیچ کاری نداشته باشند . در غیر این صورت هر حرکتی از سوی مردم سیاسی تلقی می شود! از نظر این شبکه ، ورزش در کشور هایی مثل ایران نباید حاوی مسائل و پیام های ایدئولوژیک و بشر دوستانه باشد . بلکه از نظر رسانه های غربی اگر در کشور های به اصطلاح جهان سوم و یا در حال توسعه حرکاتی نظیر آنچه حمایت از مردم مظلوم فلسطین یا بحرین خوانده می شود روی دهد ، دخالت سیاست در ورزش تلقی می گردد! از این رو ، اتاق فکرش را بدین ترتیب عنوان می کند که مردم تنها باید به نفس بازی تیم ملی ایران در برابر یک تیم ملی دیگر اصالت دهند و به کشتار و اعمال غیر انسانی که احتمالا در دنیا و یا در کشوری در همسایگی با ایران رخ می دهد هیچ کاری نداشته باشند . در غیر این صورت هر حرکتی از سوی مردم سیاسی تلقی می شود! در نتیجه ، این گونه رسانه ها با تمام قدرت آن را یک حرکت مذموم و ضد ورزش می خوانند . تا آن جا که شبکه ی فارسی "بی بی سی" که مخصوص مخاطبین فارسی زبان طراحی گشته نیز همین سیاست را در قبال ایران اجرا می کند . حال آن که در همان کشور های اروپایی ، حرکت های مشابه و در راستای اهداف سیاسی غرب ، نه تنها از سوی رسانه های وابسته به دولت دخالت سیاست در ورزش خوانده نمی شود بلکه به عنوان انسان دوستی و دفاع از حقوق بشر هم معرفی می گردد! و این امر ، نشان دهنده ی بهره برداری سیاسی دولت های غربی است و آن ها با مذموم دانستن برخی امور برای کشور ایران و ممدوح دانستن همان امر برای خویش در صدد وارد آوردن ضربه های جنگ نرم بر پیکره ی نظام هستند .
  •  
  • منبع:ویکی پدیا.تابناک.پایگاه جامع تاریخ معاصرایران.وبلاگ ایمان خاکزاد(نوشته خودایشان) 
 

 

 

 

 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 15110
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

یکشنبه 12 شهریور 1396 ساعت : 23:24 | نویسنده : م.م
پست مدرنیته و مصادیق آن در سینما
نظرات 0

پست مدرنیته و مصادیق آن در سینما

Image result for ‫عکس پست مدرنیته‬‎Image result for ‫عکس پست مدرنیته‬‎

___________________________

منبع:(1-فرهنگ امروز.2-پارسینه(مطلب آقای کورش جاهد).3-وبلاگ فانوس خیال.

4-نازی سنتر.5-ویکیپدیا.6-وبلاگ سپهرداد.7-وبلاگ سینماتوگراف)

(گردآوری و تدوین مطلب:مهرداد میخبر)

Image result for ‫عکس پست مدرنیته‬‎Image result for ‫عکس پست مدرنیته‬‎

_______________________________________________________________________________________

برخی از مفاهیم سینمائی را بدلیل پیچیده بودنشان نمیتوان در قالب یک نوشتارتک وجهی بطور کامل توضیح داد زیرا که مفهوم باید ابتدا ملموس شود تا قابلیت (مفهوم بودن) رابمعنای واقعی کلمه پیدا نماید.سینمای پست مدرن از این قبیل مفاهیم است  و به عقیده من یک فعالیت واجب و چاره ساز برای درک این (نوع)سینما؛دیدن مصادیق آن است .یعنی دیدن فیلمهائی که در شمولیت چنین نوعی قرار میگیرند.

در نوشتار زیرابتدا شرحی مختصر برنگره ی (پست مدرن )میخوانید و در خصوص هنر پست مدرن و سپس سینمای پست مدرن توضیحاتی را مطالعه میکنیدسپس در ادامه ی مطلب باخلاصه هائی از داستان ده فیلم که با توجه به فضای حاکم بر آن آثار نوشته شده است مواجه میشویدواین قسمت مطلب است که کلید اصلی درک مفهوم را در اختیار شما قرار میدهد .بی شک مشاهده دقیق هر یک از این آثار میتواند در مورد سینمای پست مدرن نوعی آگاهی شفاف  درونی و شناخت کامل رادرشما بوجودبیاورد...واماالبته  خواندن داستان این آثار نیز در این مسیر بی ثمر نیست.

                                                       مدیرسایت (CINTELROM)                                       _______________________________________________________________________________________

پست مدرنیته چیست؟

پسانوگرایی یا پست‌مدرنیسمPostmodernism به سیر تحولات گسترده‌ای در نگرش انتقادی، فلسفه، معماری، هنر، ادبیات و فرهنگ می‌گویند که از بطن نوگرایی (مدرنیسم) و در واکنش به آن، و یا به عنوان جانشین آن پدید آمد. پست مدرنیته مفهومی تاریخی-جامعه‌شناختی است که به دوران تاریخیِ بعد از مدرنیته اطلاق می‌شود.بعضی به عبارت ساده آن را این‌گونه تعریف کرده‌اند:

1-«چرخش از سلطنت خفقان آور روایت‌های کبیر به خودمختاری پرتفرقه‌ی خرده‌روایت‌ها»

2-.پسامدرنیسم مدرنیته ای دیگر است که به مدرنیته با نگاهی نو و دیگر نظر می افکند. پسامدرنیسم سنت نفی کننده و انتقادی مدرنیته را در مورد خود مدرنیته به کار می گیرد.

 

        پیدایش پست مدرنیته را به طیفی از عوامل گوناگون نسبت داده‌اند، از جمله :

    پست مدرنیته در هنر

هنر پست مدرن بدنه جنبش هنریی است که به دنبال تناقضِ برخی از جنبه‌های مدرنیسم پدید آمده و یا توسعه یافته است. همچنین هنر پسانوگرا به مجموعه پیچیده‌ای از واکنش‌هایی مربوط می‌شود که در قبال فسلفه مدرن و پیش فرض‌های آن صورت گرفته‌اند، بدون آن که در اصول عقاید اساسی کمترین توافقی بین آنها وجود داشته باشد. بطور کلی، جنبش‌هایی همچون چیدمان، هنر مفهومی و چندرسانه‌ای بویژه مربوط به ویدیو به عنوان پست مدرن توضیح داده شده‌اند.ویژگی‌های مختلفی وجود دارد که پست مدرن بودنِ یک هنر را بما نشان می‌دهد. استفاده از واژه‌های برجسته به عنوان عنصر مرکزی هنری، کلاژ (چسبانه‌کاری)، ساده گرایی(مینیمالیسم)، تخصیص، هنر اجرا، بازیافتِ سبک‌ها و تم‌های گذشته در یک بستر مدرن امروزی، همچنین مانع گسست میان هنرهای زیبا و هنرهای برجسته و کم فرهنگی وفرهنگ عامه است.

پست مدرنیته در سینما 

پس از خاموشی سینمای مدرنیستی در اواخر دهه ی 1970، به تدریج از دهه ی 1980 جریان سینمایی تازه ای در سرتاسر جهان نمود یافت که از خصوصیات زیباشناسانه ی متفاوتی برخوردار بود. گرچه عنوان کلی سینمای پست مدرن را برای توصیف این سینما بکار می برند، اما دامنه و گستره­ی زیباشناسانه­ ی این سینما به نحوی است که نمی توان تمامی مصادیق آن را پست مدرن خواند.

Image result for ‫عکس اینگماربرگمان‬‎

ابتدا به صورت فهرست وار به برخی از تفاوتهای سینمای کلاسک و سینمای مدرن اشاره مینمائیم:
1- منابع :
سینمای کلاسیک : داستانها و رمانهای عامه پسند اواخر قرن نوزدهم – شباهت به داستهانهای ادگار آلن پو
سینمای مدرن : ادبیات مدرن – شباهت به داستانهای چخوف
2- تمرکز :
سینمای کلاسیک : بر پیرنگ و سببیت
سینمای مدرن: بر شخصیت
3- روایت :
سینمای کلاسیک : تاکید بر درام و دراماتیک بودن – استفاده از ضرب الاجلهای زمانی (تعلیق) - عینیت
سینمای مدرن : خطی و اپیزودیک، سرگردانی، سفر - دور شدن از منطق سببی و ظهور عنصر تصادف – ذهنیت و روایت سوبژکتیو
4- راوی :
سینمای کلاسیک : دانای کل
سینمای مدرن : سوم شخص محدود
5- زمان :
سینمای کلاسیک : نیوتونی
سینمای مدرن : زمان روانشناختی برگسونی
6- پایان بندی:
سینمای کلاسیک: قطعی و به سمت دور شدن از ابهام
سینمای مدرن: باز و حاکمیت ابهام

همانطور که مشاهده می شود سینمای مدرن همواره در صدد نفی سینمای کلاسیک و ساختار شکنی در آن  بوده است. نوعی گسستن از سنتها و البته این ویژگی مدرنیسم در تمام هنرهاست.
عنوان "سینمای مدرن" معمولا به سینمای هنری اروپا (خصوصا در دههای 1950 و 1960) اطلاق می شود. سینمایی که سردمدارانش اینگمار برگمان، میکل آنجلو آنتونیونی و فدریکو فلینی بودند. هر چند می توان برخی از آثار ازو، برسون، کوروساوا، لانگ، گدار و... را نیز با توجه به تعاریف و مولفه های ارائه شده نوعی مدرنیسم دانست. این سینما حتی در اواخر دهه 1960 بر برخی از کارگردانان سینمای آمریکا نیز تاثیر گذاشت : فارغ التحصیل (مایک نیکولز – 1967) و ایزی رایدر (دنیس هاپر – 1968).

Image result for ‫عکس اینگماربرگمان‬‎

شاید بتوان اوج این سینما را در اواخر دهه 1950 و دهه 1960 دانست : سکوت و پرسونا (برگمان) – سه گانه (ماجرا – شب – کسوف) ، صحرای سرخ و آگراندیسمان (آنتونیونی) و هشت ونیم (فلینی) از آثار درخشان سینمای مدرن در این دوران محسوب می شوند .برخی از صاحبنظران فیلم آگراندیسمان (محصول سال 1966ساخته اینگمار برگمن) را اوج قله دست نیافتنی مدرنیست در سینما می دانند و معتقدندکه تقریبا" تمامی ویژگیها و مولفه های سینمای مدرن را می توان در این فیلم مشاهده کرد.

از متاخرین این شیوه می توان به کریستف کیشلوفسکی اشاره کرد. سه گانه سه رنگ این کارگردان بزرگ (آبی، سفید، قرمز) پایانی با شکوه بر این سنت خلاقانه بود.

Krzysztof Kieślowski Portrait 1994.jpg

سینمای پست مدرن 

اصطلاح سینمای پست مدرن اولین بار در سال 1992 توسط پیتر وولن در نقدی که بر فیلم "بازگشت بتمن" (تیم برتون) نوشت، مطرح شد. در همین ایام برخی از منتقدان این اصطلاح را برای "نابخشوده" کلینت ایستوود هم به کار بردند. در میانه دهه 90 کارگردانهای بسیاری بودند که به این شیوه فیلمسازی روی آوردند: وودی آلن – برادران کوئن – کوئنتین تارانتینو - هال هارتلی و شاید از همه نامدارتر جیم جارموش.

جارموش در دهه 1980 با ساخت "عجیب تر از بهشت" سینمایی متفاوت را عرضه کرده بود در دهه 90 با ساخت فیلمهایی چون "مرد مرده" و "گوست داگ" عملا سینمای پست مدرن را به اوج رساند.

Jim Jarmusch Cannes 2013.JPGGhost Dog movie.jpg

ویژگیهای سینمای پست مدرن:

1- هجو : عنصر هجو یکی از مهم ترین مولفه های سینمای پست مدرن است. مثل فیلمهای دهه نودی وودی آلن که پر از عنصر هجو است : سایه ها و مه (هجو سینمای جنایی )، راز جنایت منهتن (هجو سینمای جنایی و گنگستری). نمونه های دیگر: آماتور (هال هارتلی) هجو سینمای گنگستری و پورنو گرافی، بزرگره گمشده (دیوید لینچ) هجو سینمای وحشت و پورنوگرافی، وکیل هادساکر (برادران کوئن) هجو سینمای حادثه ایی، تقاطع میلر (برادران کوئن) هجو سینمای گنگستری، مرد مرده (جیم جارموش) هجو سینمای وسترن، گوست داگ (جارموش) هجو سینمای گنگستری و...
حال سوالی که مطرح می شود این است که عنصر هجو در فیلمهای پست مدرن چه تفاوتی با عنصر هجو در فیلمهای کارگردانهایی چون مل بروکس یا زوکرها دارد؟ برای درک این تفاوت می توانید فیلم زینهای شعله ور مل بروکس را با مرده مرده جارموش مقایسه نمایید. هر دو به هجو سینمای وسترن می پردازند، اما اولی صرفا فیلمی کمدی است در حالیکه دومی در کنار هجو سینمای وسترن (مثلا جانی دپ که بر خلاف همه کابوی هایی که می شناسیم با هفت تیر بیگانه است و از صدای گلوله ها یکه می خورد!) مضامین جدی و بزرگی را مطرح می کند: مفهوم خودشناسی و هنر شاعری.

COEN Brothers (cannesPH).jpgMillerscrossingposter.jpg

2- ارجاع به فیلمهای دیگر : فیلمهای آلن پر بود از ارجاع به خود (آلن) و ارجاع به انواع سینما. یا مثلا فیلم بزرگراه گمشده که پر است از ارجاع به سنت سورئالیست و فیلمهای "ب" هالیوودی. نمونه های دیگر : پالپ فیکشن و ارجاعاتی به سینمای کلاسیک هالیوود، گوست داگ و ارجاع به فیلم سامورایی ژان پیر ملویل، راننده تاکسی اسکورسیزی و راشومون کوروساوا. همچنین جارموش در گوست داگ ارجاع ظریقی به خودش و فیلمهایش دارد : دوست فرانسوی گوست داگ که با وجود اینکه زبان اورا نمی داند اما بهترین دوست اوست. این می تواند کنایه از استقبال فرانسویان از فیلمهای جارموش و بی توجهی آمریکاییها نسبت به آن باشد.

3- اهمیت داستان : فیلمهای پست مدرن بر خلاف فیلمهای مدرن به شدت داستانگو هستند. (درست مثل فیلمهای کلاسیک) مثلا فیلمهای تیم برتون یا برادران کوئن که در آنها قصه و قصه گویی نقشی بسیار تعیین کننده در فیلم دارند.
4- گستره فرهنگی و تنوع نژادی وسیع: در فیلمهای جیم جاموش معمولا چنین مولفه ایی به چشم می خورد.

Batman returns poster2.jpg

5 – ایجاد فاصله بین تماشاگر و فیلم: فاصله گذاری به عنوان روشی برای ایجاد درگیری ذهنی در مخاطب در سینمای پست مدرن کاربرد دارد. منظور از فاصله گذاری، ایجاد موقعیتهای کمیک هجو آلود یا فانتزی راز آلود در فیلم است به طوریکه به مخاطب یادآوری می کند که فقط مشغول تماشای یک فیلم است نه بیشتر! مثلا در مرد مرده: تیری به قلب جان دپ می خورد اما او زنده می ماند، در پالپ فیکشن تیرها به تراولتا و ال جکسن نمی خورند یا در بیل را بکش اوما تورمن سوار هواپیما شده و شمشیرش را در جای مخصوص شمشیرها قرار می دهد!


شاید مولفه یابی برای سینمای پست مدرن یا تعریف آن در قالب مجموعه ایی از . اصول و قواعد عملا کاری عبث و بیهوده باشد زیرا خود این سینما از هرگونه تعریف خود فرار می کند.
نکته دیگر این است که فیلمسازان پست مدرن همگی دارای سبک شخصی خود نیز هستند. مثلا برادران کوئن که همواره در پی انتزاع و گونه ایی موشکافی علمی در مبانی ژانر فیلم نوآر هستند یا جیم جارموش که سبک بصری موجز فیلمهایش (مثل ساختار داستانی ساده، استفاده از لنز واید، اجتناب از نماهای درشت در پی نماهای عمومی و دیالوگهای کوتاه) او را در ردیف مینی مالیستهای سینما قرار می دهد. ا

درادامه این نوشتار فهرست 10اثر سینمائی با خلاصه ای از داستان هرکدام آورده شده است و قصد این است که با دیدن این آثار و یا حتی اگر دیدار آثا مقدور نیست با مطالعه داستان آنها قدری فضای فیلمهای پست مدرن برایتان ملموس تر شود:

1-جاده مالهالند(کارگردان:دیوید لینچ)

Mulholland.png

فیلمیست در ژانر جنایی که محصول سال ۲۰۰۱ کشور ایالات متحده. نویسنده و کارگردان این اثر یعنی دیوید لینچ در فیلمش عناصر سورئالیستی رابه معنای واقعی به تصویر می‌کشد. این فیلم شدیداً مورد تحسین منتفدین قرار گرفت به طوری که علاوه بر نامزدی بهترین کارگردان از آکادمی اسکار جایزه بهترین کارگردان را از جشنواره کنبرای لینچ به ارمغان آورد. این فیلم در کنار فیلم‌های مخمل آبی (۱۹۸۶) و کله پاک‌کن (۱۹۷۷) جزو آثار فاخر دیوید لینچ می‌باشد.

 داستان فیلم:

داستان این فیلم به صورت پیوسته نمی‌باشد به طوری که داستان این فیلم در چند وهله اتفاق می‌افتد.

زنی سیاه موی (لورا النا هرینگ) که در اثر تصادفی مجروح شده به طور پنهانی به خانه پیرزنی که در حال رفتن به مسافرت است وارد می‌شود.

هنرپیشه جوان و بلند پروازی به نام بتی (نائومی واتس) که برای بازی در هالیوود از کانادا به لس آنجلس آمده هنگام ورود به خانه خاله اش که برای ضبط فیلمی به کانادا رفته با زن سیاه مو روبرو می‌شود. زن سیاه مو که حافظه خود را در اثر تصادف از دست داده در اثر دیدن پوستر فیلم گیلدا(۱۹۴۶) که در بالای آینه قرار دارد خود را به اسم هنرپیشه اصلی یعنی ریتا معرفی می‌کند. بتی تصمیم می‌گیرد به ریتا برای بازگشت حافظه اش کمک کند و به همین منظور سراغ کیف دستی ریتا می‌رود و مبلغ قابل توجهی پول به همراه یک کلید نامتعارف آبی رنگ پیدا می‌کند.

پسری داخل یک رستوران به اسم وینکی، داستان کابوسی هولناک را که شب قبل دیده را برای هم میزی خود تعریف می‌کند. هنگامی که این دو برای وارسی پشت رستورانی که پسر در خواب دیده می‌روند در اثر مشاهده موجودی هولناک پسر از ترس جان می‌دهد.

یک قاتل دست و پا چلفتی پس از دزدیدن کتابی پر از شماره تلفن و قتل سه نفر فرار می‌کند.

کارگردانی هالیوودی به نام ادام کشر (جاستین تروکس) در ملاقاتی که با تهیه کنندگان فیلمش دارد از طرف انها تحت فشار قرار می‌گیرد که از هنرپیشهٔ زن گمنامی به نام کامیلا رودس در نقش اول فیلمش استفاده کند ولی پس از امتناع؛ وی از کارگردانی اثر بر کنار می‌شود. هنگامی که کشر به خانه بر می‌گردد می‌بیند که همسر وی در حال معاشقه با یک مرد غریبه می‌باشد پس از یک درگیری مضحک، کشر خانه را ترک می‌کند و بعداً در اثر تماس منشی دفترش متوجه می‌شود حساب بانکیش مسدود شده و عملاً ورشکست شده. منشی کشر همچنین به وی می‌گوید مردی به اسم کابوی تقاضای ملاقات با وی را دارد که کشر قبول می‌کند و برای ملاقات با وی به یک اسطبل می‌رود. کابوی به کشر توصیه می‌کند بازی کامیلا را در فیلمش قبول کند.

ریتا در اثر دیدن گارسونی به اسم دیانا در رستوران وینکی، اسم دایان سیلوین را به خاطر می‌آورد ولی هنوز مطمئن نیست که این اسم، اسم خودش است یا فرد دیگر، به همین منظور به همراه بتی شماره وی را در دفترچه تلفن پیدا می‌کنند و با وی تماس می‌گیرند ولی کسی پاسخ نمی‌دهد.

بتی برای تست بازی می‌رود و پس از نمایشی خیره کننده مسئول انتخاب بازیگر وی را به محل ضبط فیلمی به اسم «داستان سیلویا نورث» به کارگردانی آدام کشر می‌برد. هنگامی که کامیلا رودز تست می‌دهد آدام طبق توصیه کابوی رفتار می‌کند و می‌گوید «این خودشه». بتی پیش از ملاقات ادام به علت قراری که با ریتا دارد محل را ترک می‌کند.

بتی و ریتا به خانه دایان سیلوین می‌روند و پس از این که کسی در را باز نمی‌کند از پنجره وارد خانه می‌شوند و داخل اتاق خواب با جنازه فردی که چند روز است فوت شده مواجه می‌شوند. هنگام بازگشت به آپارتمان برای این که ریتا بسیار ترسیده بود توسط کلاه گیسی که بتی به او می‌دهد تغییر قیافه می‌دهد. آن شب بتی و ریتا پس از عشق بازی که انجام می‌دهند تا ساعت ۲ صبح می‌خوابند در این هنگام در اثر اصرار ریتا آن دو به باشگاه سکوت می‌روند. مجری صحنه به چند زبان می‌گوید «همه چیز فریب است». در همین هنگام بتی داخل کیفش یک جعبه آبی پیدا می‌کند که با کلیدی که در کیف ریتا پیدا کردند به هم می‌خورند هنگامی که در جعبه را می‌گشایند بتی ناپدید می‌شود وریتا به زمین می‌افتد.

کابوی در پاشنه در دایان سیلوین ایستاده و به وی می‌گوید «خوشگله وقتش بیدار شی» دایان بیدار می‌شود چهره دایان دقیقاً شبیه بتی می‌باشد. بتی که در اثر دادن نقشی که وی دوست داشت به کامیلا رودز، شدیداً افسرده می‌باشد توسط کامیلا به مهمانی در خانه آدام کشر که در جاده مالهالند قرار دارد دعوت می‌شود. دقیقاً در محلی که در صحنه اول فیلم تصادف ریتا اتفاق افتاد لیموزین توقف کرده و کامیلا به دایان پیشنهاد می‌دهد از یک راه میانبر به خانه ادام بروند که وی نیز قبول می‌کند. ادام که یک کارگردان مطرح و متمول هالیوودی می‌باشد و عاشق کامیلا است. در هنگام شام، دایان داستان آمدنش به هالیوود و آشنایی با کامیلا را تعریف می‌کند. در همین هنگام یک زن دیگر حاضر در مهمانی کامیلا را می‌بوسد و به دایان لبخند می‌زند. در پایان مهمانی ادام می‌گوید که قصد دارد که با کامیلا ازدواج کند که این مساله خاطر دایان را که عاشق کامیلا می‌باشد می‌آزارد به طوری که وی یک قاتل حرفه‌ای را در رستوران ویکی ملاقات و اجیر می‌کند تا کامیلا را به قتل برساند قاتل به دایان می‌گوید پس از انجام ماموریت وی یک کلید آبی پیدا می‌کند.

پس از کشتن کامیلا، دایان شدیداً عذاب وجدان می‌گیرد و در حالت توهم پدر و مادرش که مشوق وی برای حضور در هالیوود بودند به صورت دو آدمک از جعبه آبی بیرون آمده و دایان را تعقیب می‌کنند دایان از داخل کشوی اتاق خوابش یک اسلحه در آورده و خودکشی می‌کند.

 2- چشمان باز بسته(کارگردان:استنلی کوبریک)

Image result for ‫چشمان کاملا بسته‬‎

 Eyes Wide Shut فیلمی است به کارگردانی استنلی کوبریک و محصول سال ۱۹۹۹ است. فیلم پس از مرگ کوبریک در سال ۱۹۹۹ اکران عمومی شد. چشمان باز بسته قبل از نمایش عمومی در آمریکا به دلیل صحنه‌های عریان در فیلم با سانسور مواجه شد.

داستان فیلم:

دکتر ویلیام هارفورد که به همراه همسرش به مهمانی یکی از سرشناسان نیویورک - ویکتور زیگلر - رفته‌است، توسط صاحبخانه به طبقه بالا خوانده می‌شود تا زن جوانی به نام مَندی را که در مصرف مواد مخدر زیاده‌روی کرده و در حال معاشقه با زیگلر بیهوش شده‌است، معاینه کند. آلیس، همسر او، در غیابش با مهمان دیگری سرگرم گفتگو می‌شود. در انتهای شب در خانه، بحثی در مورد روابط جنسی زن و مرد و حسادت بین آنها در می‌گیرد و آلیس پیش شوهرش اعتراف می‌کند که در یک شب به عشق بازی با یک افسر نیروی دریایی فکر کرده‌است. بین زن و شوهر بحث در می‌گیرد و مرد برای انجام یک فوریت شغلی از خانه بیرون می‌آید. سپس پریشان از حرفهای آلیس در شهر راه می‌افتد و به شکلی می‌خواهد با خیانت کردن، از حسی که آلیس نسبت به آن ملوان داشته‌است انتقام بگیرد.

بیل با آدمهای مختلفی برخورد می‌کند و یکی از دوستان قدیمی‌اش به نام نیک که در یک کافه پیانو می‌زند، درباره یک میهمانی مخفی برایش تعریف‌هایی می‌کند. برای رفتن به این میهمانی حاضران باید گذرواژه را بدانند. نیک این کلمه را به بیل می‌گوید. بیل برای رفتن به این میهمانی به لباسی مخصوص و ماسک نیازمند است، این لباس را به سختی تهیه می‌کند و به میهمانی می‌رود. در آنجا با صحنه‌های آئینی و مجلس عیاشی اسرارآمیزی روبه‌رو می‌شود. در این بین زنی نزد بیل می‌آید و او را ترغیب به رفتن می‌کند، ولی بیل می‌ماند و گرفتار می‌شود. یکی از مسئولان مهمانی کلمهٔ عبور دوم را از وی سوال می‌کند که او آن را نمی‌داند. مرد به او می‌گوید که باید مجازات شود و از او می‌خواهد که ماسکش را بردارد و او ناگزیر از آن ماسکش را بر می‌دارد که پس از آن با دستور رییس تشکیلات مبنی بر اینکه باید لباس‌هایش را نیز از تن خارج کند روبرو می‌شود اما در این بین زنی اعلام می‌کند که حاضر است تاوان کار بیل را بدهد و به جای او مجازات شود. بنابراین دکتر هارفورد از مجازات رهایی می‌یابد و به خانه می‌رود.

فردا صبح، بیل به دنبال دوست پیانیستش - نیک - به هتل می‌رود و متوجه می‌شود که او در نیمه شب هتل را در حالی که صورتش زخمی بوده و ۲ نفر او را همراهی می‌کردند، ترک کرده‌است. سپس به همان خانهٔ مهمانی می‌رود و در آنجا با نامه‌ای تهدیدآمیز مواجه می‌شود که از او می‌خواهد از تحقیق دست بردارد. همان شب، بیل اطلاع می‌یابد که مَندی - مانکن جوانی که در مهمانی ابتدای فیلم معاینه‌اش کرده بود - بدلیل زیاده‌روی در مصرف مواد مخدر، مرده‌است و پی می‌برد که آن زن همان نجات‌دهنده‌اش است. به سردخانه می‌رود و جسد او را می‌بیند تا او از روی بدنش بشناسد. سپس دوست سرشناسش زیگلر او را به خانه‌اش دعوت می‌کند و به او می‌گوید تمام ماجرا را می‌داند. او ادعا می‌کند تمام تهدید را برای ترساندن وی بوده است. زیگلر که در مهمانی بوده به او می‌گوید که مندی همان دختر مهمانی است ولی به خاطر مصرف بیش از حد مواد مخدر جانباخته‌است و توطئه و قتلی در میان نیست. ویلیام به خانه باز می‌گردد و می‌فهمد که آلیس ماسکی که در مهمانی به چهره داشته را یافته‌است و از آشکار شدن مخفی‌کاری و حس گناه می‌گرید. آلیس از خواب بیدار می‌شود. سپس بیل تمام ماجرا را برای آلیس نقل می‌کند و به هنگام صبح به همراه دختر کوچکشان برای خرید کریسمس به فروشگاه می‌روند.

3- شباهت کامل(کارگردان:دیوید کراننبرگ)

Dead ringers poster.jpg

 

Dead Ringers فیلمی به کارگردانی دیوید کراننبرگ محصول سال ۱۹۸۸ میلادی است. فیلم‌نامه این اثر را کراننبرگ به همراه نورمن اشنایدر برپایه کتاب دوقلوها نوشته باری وود و جک گیسلند نوشتند.

داستان فیلم:

«کلر نیوو»(بوژو)، بازیگر مشهوری که نابارور است به کلینیک باروری «منتل» مراجعه می‌کند. الیوت و بورلی دو پزشک این کلینیک هستند که دوقلوی همسان نیز می‌باشند. «دکتر الیوت» مغرور که از این بازیگر آزار طلب خوشش آمده با او ارتباط برقرار می‌کند و بدون اطلاع «کلر»، «دکتر بورلی» را تشویق می‌کند جای او را بگیرد «بورلی» خجالتی دلباخته کلر می‌شود و بر خلاف سابق از فاش ساختن جزئیات رابطه خود برای «الیوت» سرباز می‌زند. «کلر» با فهمیدن ماجرا با عصبانیت با آندو درگیر می‌شود. «بورلی» ناراحت و آشفته به میگساری و موادمخدر روی می‌آورد. بعدها در حالی که زندگی حرفه‌ائی الیوت اوج گرفته، «بورلی» دوباره «کلر» را می‌بیند و آن دو شبی را هم می‌گذرانند.

در حالی که الیوت در واشینگتن در حال سخنرانی است، «بورلی» نیز زندگی مشترکی را با «کلر» آغاز می‌کند. وقتی «کلر» برای ده هفته به جرجیا می‌رود، «بورلی» دیوانه‌وار حسادت می‌کند و حالش بدتر می‌شود «الیوت» می‌خواهد مسئله اعتیاد «بورلی» را پنهان نگه دارد، تصمیم می‌گیرد خودش ترک اعتیاد او را در کلینیک در نظر بگیرد در حالی که شرایط روحی بورلی بدتر شده و مقوله‌ای که اسمش را «زنان تغییر شکل یافته» گذاشته ذهنش را به شدت مشغول کرده به «آندرس وولک» طراح (لک) سفارش ساخت مجموعه‌ائی از ابزارهای گروت‌سک پزشکی را می‌دهد تا موقع جراحی بیماران از آنان استفاده کند.

در نتیجه، هر دو برادر از امتیازاتی که در بیمارستان آن بهره می‌برند، محروم می‌شوند. «الیوت» که مطمئن است می‌تواند برادرش را به حال عادی برگرداند او را در کلینیک زندانی می‌کند «کلر» به خانه برمی‌گردد و با «بورلی» تماس می‌گیرد «بورلی» سرایدار را به بازکردن در راضی می‌کند و نزد «کلر» می‌رود پس از گذشت یک هفته وقتی از «الیوت» هیچ خبری نمی‌شود، «بورلی» به کلینیک برمی‌گردد در اینجا دو برادر در لابرات‌وا پر از آت و اشغال خود، رفته رفته سیل قهقرائی طی می‌کند تا اینکه «بورلی» ضربه‌ای مهلک به برادرش وارد می‌کند و سپس با «کلر» تماس می‌گیرد و نمی‌تواند لب از لب بگشاید او به کلینیک باز می‌گردد، کنار جسد «الیوت» دراز می‌کشد و خودکشی می‌کند.

4- همه چیز درباره مادرم(کارگردان:پدرو المودوار)

Todo sobre mi madre فیلمی اسپانیایی به کارگردانی پدرو آلمودُوار محصول سال ۱۹۹۹است.این فیلم برنده جایزه‌های مهم زیادی از جمله جایزه اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان، جایزه گلدن گلوب بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان، جایزه بفتا برای بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان و نیز چندین جوایز گویا (جوایز ملی سینمای اسپانیا) شده‌است.

آلمودووار در ابتدای این فیلم نامه پسر نوجوانی به نام استبان را به عنوان نویسنده فیلم‌نامه انتخاب کرده و خواننده در ابتدا فکر می‌کند که نویسنده در متن حضور دارد اما با کشته شدن پسر این مورد از ذهن خواننده برطرف می‌شود.

پدرو آلمودووار در نوشتن این فیلم‌نامه از تضاد شخصیت‌ها استفاده کرده و آنها در انکار واقعیت‌ها در رفتارهایشان نسبت به هم تضاد دارند.دیدگاه آلمودووار درباره حوادث منفی در زندگی جبری است نه اختیاری. او در شخصیت مانوئلا تسلیم شدن به حوادث جبری را قرار داده‌است. او مرگ پسرش و نیز برگشت از مادرید به بارسلون را اجباراً می‌پذیرد.شکست، امید و تلاش سه مرحله‌است که شخصیت‌های این فیلم‌نامه از هر سه می‌گذرند.

داستان فیلم:

مانوئلا ، که  به عنوان پرستار در بيمارستانی در مادريد کار می کند ، تنها پسر خود را در شب تولد 17 سالگی اش، بعد از تماشاي تئاتر وقتی که قصد گرفتن امضا از هوما ـ هنرپيشه اول تئاترـ را داشت ، بر اثر تصادف ماشين از دست می دهد.مانوئلا ورقه هديه ارگان را امضا کرده و قلب استبان جوان زندگی انسان ديگری را که از بيماری قلب رنج می کشيد نجات می دهد. اما مانوئلا تحمل ماندن در مادريد را ندارد و برای پيدا کردن پدر استبان به بارسلونا می رود. پدری که از وجود استبان خبر نداشت و استبان نيز هرگز از او چيزی نشنيده بود. 
مانوئلا برای يافتن دوستان قديمی به محله تن فروشان بارسلونا می رود و يکی از دوستان صميمی را در آنجا می يابد. آگردا ترانسوسيت است که به تن فروشی اشتقال دارد. مانوئلا از طريق او با روزاـ دختر جوان و زيبايی که در صومعه کار می کند و برای تن فروشانی که اعتياد خود را ترک کرده اند شغلی دشت و پا می کند آشنا می شود . مانوئلا نزد هوما کار می گيرد . هوما که لزبين است با پارتنر خود، نينا ، که نقش دوم را هم بازی می کند مشکل دارد و در موقعيتی که نينا بر اثر ازدياد مصرف مواد مخدر قادر به بازی نيست، مانوئلا موفق می شود نقش او را به خوبی بازی می کند. روزا يک روز صبح زود به نزد مانوئلا می آيد و از او می خواهد که به او جايی برای زندگی دهد. روزا آبستن است و پدر بچه دوست اگردا ، لولا است. لولا ترانسوسيت است و تن فروش. و سالهاست که معتاد است. اين اعتياد و تن فروشی او را به ايدز هم مبتلا کرده بود ، بيماری که مدتی بعد مانوئلا و روزا می فهمند که به روزا هم انتقال پيدا کرده . در صحبتی با روزا مانوئلا افشا می کند که لولا پدر استبان بود. در اين صحبت او به روزا می گويد : ما زنان، چه درد هايی را و چه کسانی را تحمل می کنيم تنها به خاطر آنکه تنها نمانيم .
بدن ضعيف روزا زايمان را تاب نمی آورد . اما پسر روزا بدنيا می آيد . او حامل ويروس ايدز است. 
در مراسم خاک سپاری روزا ، مانوئلا ، لولا را می بيند که از دور شاهد مراسم ايستاده است. مانوئلا نزد او می رود . خبر تولد و مرگ پسرشان را به او می دهد. لولا به او می گويد که به بيماری ايدز در او پيشرفت کرده و مدت زيادی وقت ندارد. 
مانوئلا ، استبان ، پسر روزا را با خود به مادريد می برد . در آنجا او را تحت درمان قرار می دهند. دو سال بعد مانوئلا و استبان دوساله به بارسلونا باز می گردند . ويروس ايدز به طور کامل در بدن استبان از بين رفته است و او اکنون کودکی شاد و سالم است. لولا در اثر ايدز مرده و آگردا نزد هوما به کار مشغول است.
آلمادوار با اين جمله ها فيلم را تمام می کند. 
پيشکش به زنان بازيگر و نقش آفرين ، به مردان بازيگر که زن می شوند، به زنانی که مادر می شوند. و به مادرم.

 5- پنهان(کارگردان:میشاییل هانکه)

Cache Haneke.jpg

Caché فیلمی درام محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی و نویسندگی میشائیل هانکه است که در جشنواره ی کن آن سال برنده ی جایزه ی بهترین کارگردانی شد.

 داستان فیلم:

پنهان داستان خانواده ای مدرن است که زندگی بسیار آرام و رضایت بخشی دارند. (زندگی ای کاملاً معمولی با اتفاقاتی معمولی) مرد خانواده مجری مشهور میز گردهای جدی است و زن خانواده یک نویسنده است. آنها اهل مطالعه و فرهنگ اند. و تنها پسر دوازده ساله ی آنها هم به موازات تحصیل، در شناگری پر تلاش و موفق است. اما فیلم‌ها و نقاشی های ساده ای که از زمانی به بعد به طور متناوب به دست این خانواده ی فرانسوی میرسد، آرامش شان را بر هم می ریزد. از علائم و نشانه های آن فیلم و نقاشی ها مرد به یاد شش سالگی اش می افتد زمانی که از سر حسادت، با تهمت ها و کینه توزی هایش موجب شد پسر بچه ای الجزایری، را که پدر و مادرش به فرزند خواندگی قبول کرده بودند به یتیم خانه بسپارند. او هنگامی که علائم این فیلم‌ها را پی گیری می کند می پندارد که اکنون آن پسر بچه ی "مجید" نام که امروز بیش از ۴۵ سال دارد با فرستادن این فیلم‌ها قصد تهدید و انتقام جویی دارد. وقتی به آدرسی که در فیلم نشان داده می شد می رود با مجید رویرو می شود. و او را تهدید می کند تا دست از انتقام جویی اش بردارد.

اما در ادامه ی ماجرا برای بیننده و آن زن و مرد (که آنها هم بیننده ی فیلم‌های فرستاده شده هستند) کم کم این اطمینان ایجاد می شود که فرستادن آن نقاشی/ فیلم‌ها کار مجید نبوده. سرانجام مجید که همواره شخصیتی متین و آرام از خودش نشان می داد، از مرد می خواهد که به خانه اش بیاید و تاکید می کند که فرستادن فیلم‌ها کار او نبوده و در مقابل چشمان مرد رگ گردن خودش را می زند. در انتها مرد اگر چه عصبی و نگران به نظر می رسد اما به زنش و پسر مجید می گوید مرگ مجید اهمیت چندانی برایش ندارد و هرگز عذاب وجدانی در این باره ندارد.

6- چانگ کینگ اکسپرس(کارگردان:وونگ کار وای)

فیلم Chungking Express 720p

Chungking Express فیلمی درام محصول سال ۱۹۹۴ کشور هنگ کنگ، به نویسندگی و کارگردانی وونگ کار-وای می‌باشد.فیلم متشکّل از دو داستان است که هریک به زندگی و روابط عاطفی یکی از پلیسان هنگ کنگ می‌پردازد.

 داستانهابترتیب روایت می شوند . به غیر از لحظات کوتاهی از پایان قصه ی اول و شروع قصه ی دوم ، هر داستان به شرح روابط عاشقانه ی یک پلیس می پردازد . این داستان ها به هم ارتباط خاصی ندارند ، ولی هر سه شخصیت اصلی داستان دوم ، برای لحظاتی در داستان اول حضور دارند . عامل پیوند دهنده ی این دو پیرنگ به هم دیگر ، رستوران midnight express است که هر دو مامور در چهارراه کنار آن خدمت می کنند .

داستان فیلم:

داستان مامور پلیس شماره 223

در ابتدا داستان مامور پلیس 223 را شاهد هستیم که در شب تولد بیست و پنج سالگی­اش، دوست/دخترش ترکش می­کند. شدت درماندگی، پلیس دوست­داشتنی مارا به کارهای عجیب و غریبی سوق می­دهد. از خوردن کنسروهای فاسد و تاریخ گذشته آناناس گرفته تا پیغام گذاشتن و تماس گرفتن با هر دختری (دوست/دختر های سابقش) که تابحال میشناخته. از وقت گذراندن در یک دکه غذاهای فوری شبانه گرفته تا ورزش کردن (دویدن) و عرق ریختن تا حد انتها، آنچنان که دیگر آبی در بدن برای گریه کردن نداشته باشد. سرانجام در یکی از شب­گردیهایش با زنی موبور آشنا می­شود که در واقع یک قاتل و قاچاقچی حرفه­ای مواد مخدر است و او هم داستانهای مخصوص بخودش را دارد. مامور 223 با زن موبور در آپارتمانش یک شب غیر جنسی را سر می­کنند. فردا صبح  زن موبور آنجا را ترک می­کند و برای پیجر مامور 223 یک پیغام تولد می­گذارد. در پایان مامور 223 که طبق معمول مشغول دویدن است، از دیدن پیغام زن موبور بسیار خوشحال می­شود و به دویدنش زیر باران ادامه می­دهد ولی اینبار نه به قصد خودآزاری.

 داستان مامور پلیس شماره 663

در داستان دوم با مامور پلیس 663 آشنا می­شویم که بعد از کار روزانه اش همیشه به یک دکه غذاهای فوری می­رود، همان دکه­ایکه قبلا مامور پلیس 223 در انجا وقت گذرانی می­کرد. دوست/دختر مامور پلیس 663 که یک میهماندار هواپیما است اورا ترک می­کند. دختر میهماندار که عاظم یک سفر کاری است، به دنبال مامور 663 می­گردد تا نامه خداحافظی بهمراه کلید آپارتمان مامور 663 را به او  پس دهد و چون موفق نمی­شود به دکه غذای فوری که پاتوق مامور 663 است می­رود و نامه اش را آنجا می­سپارد. در همین اوضا که مامور 663 حال و حوصله ارتباط برقرار کردن با کسی را ندارد، «فی»، پیشخدمت دکه غذای فوری، به او دل می­بندد. «فی» چون روی ابراز عشقش را به مامور 663 ندارد افسرده است ولی نا امید نمی­شود. او دست بکار می­شود و هر روز و هر موقعیتی که پیدا کند از کارش جیم می­شود و در غیاب مامور 663 خود را به آپارتمان او می­رساند. «فی» در سرکشی های روزانه اش، زندگی درب و داغان مامور 663 را مرتب می­کند. ماهی های قرمز برای آکواریوم، حوله و صابون نو و تمیز برای دستشویی و ملحفه های جدید برای تخت خواب، گوشه کوچکی از کارهای «فی» برای مامور 663 است. سر انجام پس از مطلع شدن مامور 663 از کارهای مخفیانه «فی» به او دل می­بندد و از او در خواست یک قرار ملاقات می­کند. «فی» مامور 663 را قال می­گذارد و در پی آینده اش، میرود که یک میهماندار هواپیما شود. «فی» پس از یک سال در شکل و شمایلی جدید (درست مانند آن دختر میهماندار) به دکه غذای فوری باز می­گردد. مامور پلیس 663 که آنجا را خریده، یک سال است که منتظر است تا با «فی» زندگی جدیدی را اغاز کند.

 دو داستان غیر مرتبط در مکانی بنام «میدنایت اکسپرس» که همان دکه غذاهای فوری است بهم پیوند می­خورند. «میدنایت اکسپرس» حکم لولای داستان را دارد و درواقع پاشنه فیلم­نامه بر این مکان استوار است. داستان با روایتی سرراست اما در عین حال با خصلت های بازیگوشانه می­رود که سنگ یک فیلم پست مدرن را به سینه بزند. البته حال و هوای این فیلم آنقدر معصومانه است که اشاره کردن به مسائل فنی فیلم، آن لذت و دلچسبی فیلم را می­کشد (من هم این کار را نمی کنم). ونگ کار-وای فیلمساز صاحب سبکی است که استاد حاکم کردن حال و هوای خاصی بر فیلم هایش است. به­همین خاطر تنها نام بردن از مولفه های بکار برده شده در فیلم های ونگ کار-وای نمی تواند حق مطلب را در مورد سبک او ادا کند. باید دید، حس کرد، لمس کرد تا از این تجربه احساسی چیره شود که ناگفتنیست. ونگ کار-وایاین فیلم را در وقفه­ای حدودا یک ماهه که بر سر یکی از فیلم­هایش (خاکسترهای زمان) رخ داده بود برای رفع خستگی ساخت. او شبها فیلم­نامه را می­نوشت و فردا صبح بازیگران در جلو دوربین مشغول ادا کردن جملات فبلم­نامه بودند. بخاطر همین امر و بخاطر ساختار متداخل فیلم­نامه، شاید ساختار چانگ کینگ اکسپرس آنچنان که باید مستحکم بنظر نیاید اما ناگفته نماند که همین فیلم بود که برای ونگ کار-وایشناخت و اعتبار جهانی دست و پا کرد. کوئنتین تارانتینو که از فیلم خوشش آمده بود، آن را در آمریکای شمالی مطرح کرد و این آغازی بود برای صعود ونگ کار-وای تا آنجا که برای فیلم در حال و هوای عشق(2000) مفتخر به دریافت نخل طلایی جشنواره کن شد.

 عشق­های قابل حمل:

ونگ کار-وای استاد خلق حال و هواست. استاد استعاره­ها و تمثیل­ها. استاد بازیگرفتن از اشیا بی­جان. بدین سبب با دیدن چندین­باره فیلم­هایش، بیشتر شیرفهم می­شویم که ونگ کار-وای چه می­گوید. چانگ کینگ اکسپرس در وصف عشق است و خاطره­ها. در وصف این نکته که انسان بی عشق، چیزی جز یک شی نیست. چانگ کینگ اکسپرس در حال و هوای عشق سخن می­گوید اما نه از جنس عشق دکتر ژیواگو و یا کازابلانکا. اصلا انسان­های امروزی کجای خصلت­ها و یا عشق­شان با خصلت­ها و عشق شخصیت­های فیلم کازابلانکا (ریک و الزا) می­خواند که بشود راجع به آنها آنگونه فیلم ساخت. صحبت از انسان شتابزده امروزیست که بجای نشتن در کافه "ریک"، ایستاده فست­فود می­خورد. انسانی که دیگر نمی­تواند منتظر "سام" سیاه پوست پیانیست شود که آهنگ "همچنان که زمان می­گذرد" را بنوازد. انسان امروزی، موسیقی­اش را بر روی CD بدنبال خود اینجا و آنجا می­برد. دیگر کسی عشق­های قدیمی را در صندوقچه قلبش محبوس نمی­کند بلکه به­محض اینکه تنها و مستاصل شد، به هر جنس مخالفی چراق سبز نشان می­دهد (همه مثالها از کازابلانکا و چانگ کینگ اکسپرس). انسان امروزی عشق را به شکل فست­فود و کنسرو می­خواهد و این دقیقا چیزیست که ونگ کار-وای در این فیلم بدان اشاره می­کند.

 یک رمانس ملایم: (عشق­های فوری)

پلیس 223 درمانده و مستاصل است از این خاطر که دوست/دخترش ترکش کرده. او عشق را بشکل فست­فود می­خواهد. او که از لحاظ روحی ضربه سختی خورده، سعی دارد که به هر نحو ممکن گذشته­اش را، آرامش­اش را (اگر وجود داشته باشد) دوباره بدست اورد. مامور 223 برای هرکسی از دوستانش که می­شناخته پیغام می­گذارد. یکی او را نمی­شناسد، یکی به سخره­اش می­گیرد و یکی هم اصلا ازدواج کرده و بچه دارد. پس هر روز صبح آنقدر می­دود تا آب بدنش تبخیر شود که دیگر نتواند گریه کند. او آنقدر کنسرو آناناس تاریخ گذشته می­لمباند که مریض می­شود و حالا دردسر این را دارد که چجوری بالا آورد تا از این دلپیچه خلاص شود. پس به کافه­ای می­رود تا چند پیک و/ی/س/ک/ی بخورد بلکه بالا آورد. مامور 223 در آنجا با زن موبوری – که این رنگ مویش بخاطر کلاه گیسی است که به سر دارد – آشنا می­شود که شبها با بارانی و عینک آفتابی در شهر سرگردان است و آنقدر مورد توجه هست که مامو 223 بدان شک کند ولی مامور 233 اصلا به او شک نمی­کند بلکه شبی غیر جنسی را در آپارتمانش با او سر می­کند بی آنکه او را حتی لمس کند. مامور 223 از او هیچ نمی­خواهد مگر محبت گم­شده دوست/دختر قبلی­اش را. زن موبور بر روی تخت دونفره آنچنان از فرط خستگی بی­هوش می­شود که حتی شب­بیداری مامور 223 بیدارش نمی­کند. مامور 223 تلویزیون می­بیند، غذا می­خورد، تلویزیون می­بیند و دوباره غذا می­خورد و باز هم تلویزیون نگاه می­کند بی آنکه توجه چندانی به زن موبور داشته باشد. او می­خواهد جای دوست/دخترش به هر نحوی که شده خالی جلوه نکند. در آخر هم کفش های کهنه و کارکرده زن را به حمام می­برد و خیسش می­کند و با کراواتش آن را تمیز می­کند و دوباره کنار کنار زن قرار می­دهد. حالا کم کم آفتاب زده است و مامور 223 ظبق معمول می­رود که قبل از کار روزانه­اش بدود، بدود آنقدر که دیگر آبی در بدن برای گریه کردن نداشته باشد. او آنقدر می­دود که دیگر نای راه رفتن ندارد و در لحظه­ایکه ظاهرا نا امید شده و پیجرش را به تووری کنار زمین ورزش آویزان ­کرده که دیگر بیخیال همه چیز شود، پیجر از پیغام زن موبور بصدا در می­آید. مامور 223 آنقدر خوشحال می­شود که دوباره به دویدن ادامه می­دهد اما اینبار نه به قصد خود آزاری.

یک رمانس ملایم: (عشق­های مدت­دار)

پلیس 663 هم سرنوشت پلیس 223 را دارد ولی او بچه­بازی های مامور 223 را از خود در نمی­آورد. در ظاهر آرام و بیخیال است ولی این فقط یک ظاهرسازیست که برای مردم از خود نشان می­دهد اما بعد از کار روزانه تا به آپارتمانش می­رسد، می­شود همان بچه ساده ایکه از عشق رنجیده شده. با عروسک هایش حرف می­زند و درد و دل می­کند و موهایشان را برس می­زند شاید از بار غم­اش کاسته شود. برای او  اشیا خانه جاندار هستند چون با انها حرف می­زند. به صابونش می­گوید چرا لاغر شده­ای و حوله خیس­اش را می­چلاند تا دیگر گریه (چکه) نکند. او برخلاف پلیس 223، عشق را به شکل کنسرو می­خواهد. نشان به ان نشان که قفسه های آشپزخانه اش پر از غذاهای کنسروی است. پلیس 663 عشق را بصورت کنسروی، محبوس و دائم می­خواهد ولی نمیداند که کنسروها هم روزی فاسد می­شوند. تا اینکه دوست/دخترش ترکش می­کند و بعد از آن سر و کله دختر کافه­چی پیدا می­شود. مامور 663 نمی­داند که «فی» عاشقش شده و هر روز اورا از داخل دکه فست­فود فروشی دید می­زند. دختر هم حال و هوایش به همان درامی پلیس 663 است. شاید با اشیای اطرافش حرف نزند اما با صدای بلند موسیقی گوش می­کند و  روزها بعد از رفتن مامور 663 از جلو کافه، پنکه را به روی خود می­گرداند تا شاید آتش عشقش فروکش کند. «فی» روزها دزدکی به آپارتمان پلیس 663 می­رود و آنجا را مرتب می­کند. موسیقی همیشگی­اش را گوش می­دهد و با عروسک­های صاحب خانه بازی می­کند و حتی بر روی تخت دونفره پلیس 663 چرخ­وتاب می­زند و حالا که جای خالی دختر مهماندار را خالی دیده است، خودش را خانم خانه حس می­کند. اما پس از آنکه مامور 663 از عشق دختر بخود آگاه می­شود، «فی» بساطش را جمع می­کند و می­رود که میهماندار هواپیما شود. «فی» پس از یک­سال به همان شکل و ظاهر دوست/دختر قبلی پلیس 663 خود را به او نشان می­دهد تا باهم زندگی جدیدی را آغاز کنند. «فی» با این کارش خود را مطابق میل کنسروی مامور 663 تطبیق می­دهد اما محتویات کنسرو عشقی مامور 663 را تازه می­کند و خود جانشین آن می­شود. «فی» به مامور 633 می­فهماند که شاید خاطره ها مدت­دار باشند اما عشق­های حقیقی اینطور نیستند.

 7- درخشش ابدی یک ذهن پاک(کارگردان:میشل گوندری)

Eternal sunshine of the spotless mind ver3.jpg

Eternal Sunshine of the Spotless Mind یک فیلمآمریکایی محصول سال ۲۰۰۴ میلادی در ژانر علمی-تخیلی می‌باشد. فیلمنامهٔ آن توسط چارلی کافمن نوشته شده و توسط میشل گوندری کارگردانی شده‌است. فیلم درخشش ابدی یک ذهن پاک، فیلمنامه محکم و پیچیده‌ای دارد و با توجه به زمینه‌هایی که داستان در اختیار نویسنده قرار داده است به طور پی در پی سطوح کشمکش خود را تغییر می‌دهد. دائماً از ذهن شخصیت اصلی به جهان بیرون جابه جا می‌شود.

داستان فیلم:

دکتر هاوارد سرپرست یک کلینیک است که کار آن پاک کردن آن دسته از خاطرات افراد است که دوست ندارند آنها را در ذهن خود داشته باشند. کلینیکی که اغلب زوجها خصوصاً در روزهای نزدیک به ولنتاین به آن مراجعه می‌کنند تا خاطرات بدی را که از هم در ذهن خود دارند پاک کنند. تکنیسینهای کلینیک ابتدا مکان خاطرات مورد نظر را که به صورت لکه‌های روشنی روی مغز نمودار می‌شود، شناسایی کرده و سپس به محو کردن آن لکه‌های نور می‌پردازند. ابتدا کلمنتاین و سپس جول آگاهانه تصمیم به پاک کردن خاطرات مشترکشان می‌گیرند اما حتی بعد از فراموشی یکدیگر، مجدداً به سمت هم کشیده شدند زیرا لکه نوری که در قلب آنها روشن شده بود درخششی ابدی داشت.

ساختار این فیلم، از ترکیبی از زمینه علمی-تخیلی، روایت غیر خطی و نئو سوررئالیسم بهره می‌گیرد تا بتواند طبیعت و ماهیتحافظه و عشق رمانتیک را کشف نماید.اولین نمایش این فیلم در آمریکای شمالی در تاریخ ۱۹ مارس سال ۲۰۰۴ میلادی بود و توانست در سراسر دنیا، بیش از ۷۰ میلیوندلار فروش داشته باشد.کافمن (نویسنده فیلمنامه) و گوندری (کارگردان) به همراه پیر بیسموث که یک هنرمند اجرایی (هنر اجرا) فرانسوی می‌باشد، بر روی داستان فیلم کار کردند.در این فیلم، مجموعه‌ای از ستارگان سینما مشتمل بر جیم کری، کیت وینسلت، کیرستن دانست، مارک روفالو، تام یلکینسون،الیجاه وود، جین آدامز و دیوید کراس نقش آفرینی کرده‌اند.نام این فیلم، از شعری با عنوان Eloisa to Abelard اثر الکساندر پوپ گرفته شده‌است.

8- خط قرمز باریک(کارگردان:ترنس مالیک)

The Thin Red Line یک فیلم در سبک جنگی به کارگردانی ترنس مالیک است که در سال ۱۹۹۸ منتشر شد. این فیلم که در استرالیا فیلم‌برداری شده از دریافت کنندگان جایزه خرس طلایی است. فیلم درباره جنگ جهانی دوماست و بر پایه رمانی به همین نام است.

داستان فیلم:

قایقهای نفربر سربازان را به سمت جزیره ای زیبا میبرند همه چیز ساکت و آرام است ولی در دل و ذهن سربازان بلوایی به پاست هر لحظه ممکن است توپخانه ی مستقر در جزیره و یا هواپیماهایی ژاپنی به قایق ها حمله کنند. سربازان آرام و قرار ندارند برخی دعا میکنند برخی عکس نامزد خود را شاید برای آخرین بار نگاه میکنند برخی بالا می آورند ولی سربازان به ساحل جزیره می رسند و باز هم اتفاق خاصی نمی افتد گویا ژاپنی ها جزیره را ترک کرده اند.

 سربازان در جزیره ای که مثل بهشت زیباست پیشروی میکنند هوا آفتابی است و چمنزاری بزرگ پیش روی سربازان قرار دارد با دیدن این مناظر و سکانسها به خود می گویید چگونه ممکن است در روزی این چنین زیبا و مکانی این چنین بکر انسانها به جان هم بیافتند و جهنمی به پا کنند ولی همانطور که همیشه می گویند جنگ جهنم است هرکجا که باشد.

ناگهان صدای شلیک توپها و مسلسلهای ژاپنی تپه را به لرزه در می آورد و سربازان آمریکایی به سمت بالای تپه می دوند ولی تلفات اینقدر بالاست و انسانها به طرز دلخراشی تکه تکه می شوند که ترس و اضطراب به همگان چیره میشود دیگر مرگ با آنان چندین ساعات فاصله ندارد مرگ همینجاست شاید چند ثانیه آن طرف تر شاید چند دقیقه اینجاست که فولادی ترین مردان نیز خورد میشوند و فشار عصبی شاید روان آنان را از هم بپاشاند. پیش روی متوقف میشود در حالی که تپه غرق در خون است و جنازه ی سربازان آمریکایی تپه را پوشانده در حالی که فرمانده ی عملیات در پایین تپه با بیسیم خود ارشد عملیات را به فحش و ناسزا میبندد از وی می خواهد مستقیم به دل دشمن بزند. اما سرباز ارشد به فرمانده ی خود میگوید: "شما از اوضاع این بالا خبری ندارید دستور حمله ی مستقیم با خودکشی هیچ فرقی ندارد" و از دستور مافوقش سرپیچی میکند.پیشوری کند و پرتلفات روحیه ی سربازان را از بین میبرد دیگر هیچ امیدی به رهایی از این جهنم نیست. 

پس از نبرد خونین وقتی سربازان آمریکایی سرانجام تپه را فتح میکنند و نبرد به پایان میرسد اجساد ژاپنی ها مورد چپاول و بی احترامی برخی سربازان قرار میگیرد بوی تعفن اجساد دفن نشده سربازان آمریکایی را وادار میکند در بینی خود سیگار فرو کنند و از داخل آن تنفس کنند. گروهبان که یکی از ارشدهای جوخه است خطاب به سربازان تازه کار می گوید:" وقتی به اندازه ی کافی جسد ببینی بهشون عادت میکنی و میفهمی که این جنازه ها با جنازه ی یه سگ هیچ فرقی ندارند" چنین انسان هایی پس از بازگشت به اجتماع چه شانسی برای داشتن یک زندگی سالم و بی دقدقه را دارند بسیاری از این سربازان دچار بیماری های روحی و روانی میشوند. 
با منتشر شدن اخبار جنگ و لو رفتن برخی جنایات سربازان آمریکایی , این سربازان مورد نفرت عزیزانشان قرار می گیرند سرباز شجاعی که به هنگام پیشوری روی تپه به حالت سینه خیز و تنها به سمت سنگرهای ژاپنی ها میرفت تا محلشان را شناسی کند وقتی در یک قدمی مرگ بود تنها به خاطرات شیرینی که با نامزد خود داشت می اندیشید گویی تنها جسمش در این تپه زار جهنمی است و روحش در جایی بهتر سیر میکند. اما پس از این نبرد نامه ای از نامزدش دریافت میکند که میخواهد از وی جدا شود.  

9-گوست داگ:مرام سامورائی(کارگردان:جیم جارموش)

گوست داگ+ جیم جارموش

 ghost dog:The Way of the Samurai فیلمی است به کارگردانی و نویسندگیجیم جارموش و بازی فارست ویتاکر محصول سال ۱۹۹۹. داستان فیلم درمورد قاتلی حرفه ایست که سبک زندگی و دیدگاهی خاص دارد.

داستان فیلم:

«گوست داگ»، قصه‌ای غریب و تا حدی بیگانه دارد. اما جارموش این قصه را به بهترین شكل تعریف می‌كند.«گوست داگ» یك درام جنایی و دلهره‌آور است.فیلمبا این جمله‌ها از کتاب «هاگاکوره» شروع می‌شود: 

 «طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. این‌که بگوییم مردن بدون رسیدن به هدف خود مرگی بی‌ارزش است راهی است سبکسرانه برای پیچیده کردن موضوع. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی.» 
 گوست داگ در مورد یک سیاهپوست تنهاست. سیاهپوستی که کارش آدمکشی است و مرام و مسلکش سامورایی. کتاب مقدسش هاگاکوره است. گوست داگ در دنیای زیرزمینی گانگسترهای نیویورک، قوانین خاص خود را دارد. او در خدمت گانگستری است به نام لویی که زندگی‌اش را مدیون او می‌داند چرا که جان او را یک بار نجات داده است. 
تیتراژ فیلم روی صحنه هایی از شهری که رنگ سیاهی در آن غالب است از زاویه دید کبوتر نشان داده می شود.دستورات آیین سامورایی یکی از موتیف های فیلم است که هر چند وقت یکبار بسان فیلمهای صامت قدیمی روی پرده می آید و استراتژی گوست داگ را می شود از روی آن فهمید ." هنگامی که جسم و جان در آرامش است باید به مرگ اندیشید ,هر روز انسان باید خود را مرده بپندارد" .جارموش در این فیلم جامعه ای را نشان می دهد که دولت و قانون هیچ نقش عملی در آن ندارند و بدین خاطر اداره شهر در دست باندهای مافیایی است .پلیس یا دیده نمی شود و یا اینکه اگر هست همچون شبحی از گوشه ای رد می شود بی آنکه از خود خاصیتی نشان دهد. البته گنگستر های فیلم برخلاف آنچه که وانمود می کنند که خلافکارانی حرفه ای اند ,بیشتر کاریکاتوری از تبهکاری هستند که جارموش به سبب هجو آنها را به نمایش گذاشته است .از دست و پا چلفتی بودن شان گرفته تا قیافه هایی کاملا جدی که پشت میزی نشسته اند و آدم تصور می کند که در حال کشیدن نقشه ای پیچیده هستند اما با چرخش دوربین معلوم می شود مشغول دیدن کارتون هستند. درست است که آنها بسادگی آدم می کشند اما حتی شیوه جنایتشان هم کودکانه و احمقانه است نظیر صحنه ای که دو نفرشان با شکمهای آویزان و کمردرد به بالای پله ها می رسند و غر می زنند و در تردید و دودلی بسر می برند که طرف مقابل را بکشند یا نه .یا صحنه دیگری که دو نفر از این آدمکشها از کودکی شکایت می کنند که روی سرشان آشغال می ریزد .گوست داگ فیلمی در ترویج خودسری و تروریسم نیست بلکه علاوه بر هجو باند های مافیایی ,عاقبت دنیایی را نشان می دهد که در آن مدرنیسمی افسار گسیخته وجود دارد که هر کسی هر کاری بخواهد می کند و و اگر قرار بر این باشد چرا گوست داگ حداقل انتقام کبوترهای معصومش را نگیرد که بی رحمانه تار و مار شده اند . .آنها فقط کسانی را به رسمیت می شناسند که جنایتهای بزرگ انجام دهد .و در دنیای آنها کسی احترام بیشتری دارد که مظهر شر و سرشار از گناه و پلیدی باشد .فیلم جارموش جز فیلمهای پست مدرن طبقه بندی می شود چرا که او چاره نجات چنین جهانی را از وضعیتی که دچارش شده نوعی بازگشت  به سنتها و ارزشهایی می داند که آدمهای فیلم معتقدند دوره آنها بسر رسیده همچنان که دوران کبوتر های نامه بر سپری شده است .برای گنگستر ها این امر چنان بدیهی می نماید که قضیه نامه رسانی به این شکل قرنهاست از بین رفته است .

دیزالو های متعدد و تصاویر اسلوموشن از گوست داگ همچون نام او که به معنای شبح سگ است و همچنین زندگی عجیب او در آن پشت بام و عدم حشر و نشرش با مردم و ... او را به ارواح شبیه می کند انگار او وجود خارجی ندارد. در صحنه ای که گوست داگ روی صندلی کنار خیابان نشسته و سگ سیاهی به او زل زده است در پاسخ پسرک می گوید شاید دلیل زل زدن سگ بستنی قیفی باشد اما کودک این امر را با قاطعیت انکار می کند انگار اومی داند دلیل این مسئله چیست . . او به حیوانات بیشتر علاقه دارد ,در حالی که آماده شلیک به تبهکاران است پرنده ای مانع می شود و او برای لحظاتی اصلا فراموش می کند برای چه کاری آنجا است و مجذوب پرنده ای می شود که روی اسلحه اش نشسته است و از فرصت استفاده می کند و در حالی که گنگستر ها از تیررس او خارج می شوند ,به تماشای دارکوب می پردازد و در صحنه ای دیگر بخاطر خرسی دل می سوزاند و خود را به خطر می اندازد و نگامی که او از دلیل مضحک تبهکاران برای کشتن خرس که همانند مسافر کوچولو که از کارهای انسانها تعجب می کرد در حیرت  است , به رویش اسلحه می کشند .

گوست داگ با وجودیکه آدمکشی حرفه ایست اما خبیث نیست .او براحتی با کودکان ارتباط برقرار می کند و درضمن کتابخوانی حرفه ایست..فیلم پیش از آنکه در عینیت باشد در سوبژکتیویته (ذهنیت)دور می زند .گوست داگ با وجودیکه روی رنگ پوست (تبهکاران سفید )و طرف مقابل گوست داگ و همقطارانش (سیاه)تاکید می کند که از برتری طلبی سفیدها حکایت دارد ,در نقد هر گونه سلطه قومی و نژادی و دینی و زبانی است .چنانکه بهترین دوست گوست داگ یک سیاهپوست فرانسوی است که یک کلمه از حرفهای او را نمی فهمد ,این امر در کنار سکوتهای طولانی گوست داگ می تواند نوع نگاه و نظر جارموش را در مورد عنصر زبان و کارکرد آن بیان کند .فیلم پوچی عملکرد قدرتمندان را در عصر کنونی به سخره گرفته است که با حماقتشان هم خود و هم دیگران و جهان را به ورطه نابودی می کشانند , نظیر صحنه کارتونی که در برابر هر تفنگ کوچک , تفنگ بزرگتری ظاهر می شود و در نهایت به انفجار کره زمین می پردازد ,صدای راوی هم بر این مسئله تاکید دارد :"دیگه هیچی معنی نداره ,همه چی داره عوض می شه " .

لویی به گوست داگ می‌گوید که باید گانگستری را که با دختر رییس مافیا، وارگو رابطه دارد، از بین ببرد و هنگامی که گوست داگ این کار را می‌کند،آنگاه است که دارو دسته‌ی لویی، تصمیم به نابودی او می‌گیرند. اما لویی یک نقطه ضعف در مقابل گوست داگ دارد:او هیچ چیز درباره زندگی منزوی و اسرارآمیز گوست داگ نمی‌داند و نمی‌تواند به راحتی او را پیدا کند. گوست داگ نیز بعد از اینکه پی به قصد لویی می‌برد، تصمیم می‌گیرد همه‌ اعضای مافیا -یعنی آنهایی که قراراست او را بکشند(قاتلهایش)-را از بین ببرد و به سبک خاص خودش، با همه‌ی قوانین سامورایی خودش شروع می‌کند به کشتن گانگستر‌ها... و...

دوئل پایانی که گوست داگ آنرا با تشبیه به چنین صحنه ای در فیلم وسترن ماجرای نیمروز به تمسخر می گیرد اوج ضعف و زبونی لویی را به تصویر می کشد .او در هر حال یک تبهکار است و نمی تواند در دراز مدت فردی را که حتی از حیوانات دفاع می کند را تحمل کند ,چه در آن فلاش بک فیلم جان گوست داگ را نجات داده باشد و چه آن مسئله سوءتفاهمی بیش نباشد ,در نهایت لویی به این نتیجه می رسد که با گوست داگ نمی تواند کنار بیاید .انگار تبهکاری و جنایت در خون و ژنتیک او رسوخ کرده که در حالی که دیگر رییسی ندارد که همانند ابتدای فیلم از او بترسد و حساب ببرد ,باز هم نمی تواند گوست داگ را زنده بگذاردچرا که آنها" متعلق به دو قبیله متفاوتند" و بدین علت سرانجام زندگی در قبایل مدرن اینگونه رقم می خورد .

 10-بیل را بکش 1و2 (کارگردان:کوئنتین تارانتینو)

Kill bill vol one ver.jpgKill bill vol two ver.jpg

Kill Bill چهارمین ساختهٔ نویسنده-کارگردان کوئینتین تارانتینو است. این فیلم در دو قسمت مجزا بیل را بکش بخش ۱ (پاییز سال ۲۰۰۳ میلادی) و بیل را بکش بخش ۲ (بهار سال ۲۰۰۴ میلادی) ساخته شده‌است و مدت نمایش آن مجموعأ چهار ساعت است. این یک فیلم حماسی و انتقام‌جویانهٔ دراماتیک است.

به گفتهٔ خود کارگردان این فیلم به عنوان ادای دین به فیلم‌های رده B هالیوودی ساخته شده‌است. در سرتا سر دوگانه می‌توان ادای دین‌های کارگردان نسبت به فیلم‌های مختلفی را که بعضاً شهرتی خاص دارند مشاهده کرد. روش‌های فیلم‌برداری و تدوین این اثر کاملاً خاص هستند. برای مثال فصل‌های مختلف فیلم با ترتیب زمانی به هم ریخته پخش می‌شود. درست مانند زمانی که در سینمایی قدیمی حلقه‌های فیلم اشتباه پخش می‌شد.

 داستان فیلم:

بخش ۱

عروس و داماد و مهمانان یک مراسم عروسی مختصر هنگام تمرین مراسم هدف تیراندازی گروهی مسلح قرار می‌گیرند. عروس تنها زنده می‌ماند و کتک می‌خورد و تحقیر می‌شود. درست در لحظه‌ای که عروس به بیل (سردسته) می‌گوید حاملهٔ بچهٔ اوست، بیل به سرش شلیک می‌کند.

روایت فیلم با فصل سوم چهارم داستان آغاز می‌شود. عروس را می‌بینیم که روبروی خانه‌ای معمولی توقف می‌کند. به محض بازشدن در (موسیقی متن روبرویی‌ها در فیلم Iron Side کار Quincy Jones است) با پن روی چهرهٔ عروس و زن رنگین‌پوستی (ورنیتا گرین، یکی از اعضای سابق گروه بیل) که در را گشوده‌است مبارزه‌ای خشن آغاز می‌شود. مبارزه با رسیدن دختر کوچک زن رنگین‌پوست موقتاً قطع می‌شود و دو مبارز کاردهای خود را مخفی می‌کنند. ورنیتا به عروس پیشنهاد قهوه می‌کند و او هم می‌پذیرد. در ضمن آماده کردن قهوه ورنیتا با اسلحه‌ای که درون پاکت سریل مخفی کرده‌است به عروس شلیک می‌کند. اما تیر خطا می‌رود و عروس با پرتاب چاقو او را از پای در می‌آورد.

دختر کوچک سر می‌رسد و مادرش را مرده می‌بیند. عروس می‌گوید: «نمی‌خواستم تو این صحنه را ببینی... وقتی بزرگ‌تر شدی اگر هنوز احساس بدی نسبت به این قضیه داشتی من منتظرم.»

فیلم قطع می‌شود. صحنهٔ بعدی عروس را در بیمارستان در کما نشان می‌دهد. ال درایور با تبدیل لباس خود را به او می‌رساند و قصد دارد با تزریقی او را بکشد که بیل با او تماس می‌گیرد و او را باز می‌دارد.

فیلم قطع می‌شود و چهار سال می‌گذرد. عروس همان در کما است. پرستار بیمارستان که مردی به نام باک است با یافتن مشتری برای جسم خفتهٔ او درآمدی به هم زده‌است. درست پیش از یکی از همین برنامه‌ها عروس به هوش می‌آید؛ اما هنوز در پاهایش حسی ندارد. زبان متحاوز را به دندان می‌گیرد. در صحنهٔ بعدی مرد را مرده روی زمین می‌بینیم. عروس روی زمین می‌خزد. چاقویی به پای باک می‌زند و بعد با ضربات در اتاق بیمارستان به سرش او را می‌کشد.

عروس دسته کلید باک را از جیب او برمی‌دارد و اتومبیل او را پیدا می‌کند. وارد می‌شود و شروع به تمرین می‌کند تا پاهایش به کار بیافتند. 

در ضمن ۱۴ ساعتی که عروس نیاز دارد تا پاهایش به کار بیافتند داستان به سمت ماجرای اورن ای‌شی منتقل می‌شود. بلیت سفر به ژاپن عروس که در این صحنه نمایش داده می‌شود برای اولین بار نام او را نشان می‌دهد. (پیش از این در فیلم زمان گفته شدن نام واقعی عروس صدای بوقی آن را نامفهوم می‌کند)

داستان زندگی اورن ای‌شی تا ۱۹ سالگی به صورت انیمیشن نشان داده می‌شود. پدر اورن یک آمریکایی/چینی دورگه و مادرش ژاپنی بوده‌است. (دورگه‌ها در فرهنگ ژاپن احترام بسیار کمی دارند. (اشاره خورشید تابان، مایکل کرایتون) این بخش داستان با صدا و از زبان عروس نقل می‌شود.

یک رییس یاکوزا در کودکی اورن ای‌شی؛ پدر و مادرش را می‌کشد و خانهٔ آن‌ها را به آتش می‌کشد. این کار جلوی چشم اورن ای‌شی که زیر تخت‌خواب مخفی شده‌است انجام می‌شود.

اورن ای‌شی سوگند انتقام می‌خورد و به زودی این کار را می‌کند. سردستهٔ یاکوزا پدوفیل است و اورن فرصت می‌یابد شکم او را در تخت‌خواب بدرد. سپس زیر تخت مخفی می‌شود و دو محافظ سردسته را با سلاح گرم بی‌رحمانه می‌کشد.

صحنهٔ بعد نوزده سالگی اورن ای‌شی را نشان می‌دهد. او از راه دور قتلی انجام می‌دهد و عروس می‌گوید که او تبدیل به یکی از بزرگ‌ترین قاتلان جهان شده بود و اضافه می‌کند در روزی که در کلیسایی در تگزاس ۹ نفر را کشت اشتباه بزرگی کرد. باید ۱۰ نفر را می‌کشت.

عروس تصمیم می‌گیرد نخست به دنبال اورن ای‌شی برود، زیرا تنها کسی است که خودش را مخفی نکرده. «وقتی کسی سردستهٔ مافیای ژاپن می‌شود، نمی‌تواند خودش را پنهان کند.»

عروس به اوکیناوا سفر می‌کند تا هاتوری هانزو، شمشیرساز بزرگ ژاپنی (هاتوری هانزو نام چند شمشیرساز افسانه‌ای در ژاپن فئودالی است) را ببیند. او از هاتوری هانزو می‌خواهد برایش شمشیری بسازد و او هم این کار را می‌کند و طی مراسمی مختصر شمشیر را به دست او می‌دهد. شمشیری که به گفتهٔ خود او اگر در راه با خدا برخورد کرد، از خدا هم عبور خواهد کرد.

در صحنهٔ بعدی عروس را (با موسیقی متن Green Hornet) در حال تعقیب دستهٔ اورن ای‌شی می‌بینیم و می‌فهمیم که اورن ای‌شی سردستهٔ اتحادیهٔ یاکوزا شده‌است. اورن ای‌شی دو محافظ دارد یکی گوگو یوباری که دختری ۱۷ ساله و تشنهٔ خون است و دومی جانی مو، رییس دستهٔ او موسوم به ۸۸، است. همین طور سوفی فتال که او هم از دستهٔ بیل بوده‌است و اکنون دست راست اورن ای‌شی محسوب می‌شود.

عروس در این بخش با لباس زردی که ادای دین کارگردان به فیلم‌های بروس لی است ظاهر می‌شود. خود را به رستوران پاتوق دستهٔ اورن ای‌شی می‌رساند و طی نبردی طولانی و پر از خون‌ریزی دسته را قتل‌عام می‌کند. یکی از کسانی که زنده می‌ماند سوفی فتال است که تنها یک دستش قطع می‌شود. گوگویوباری هم مبارزه‌ای جداگانه با عروس دارد و پس از مرگ او عروس و اورن‌ای‌شی در حیاط برف‌پوش رستوران نبردی با کاتانا به شیوهٔ سامورایی دارند. عروس موفق می‌شود بالای سر اورن ای‌شی را قطع کند.

عروس، سوفی فتال را شکنجه می‌دهد تا جای دیگر اعضای دسته را به او بگوید و از او می‌خواهد همه چیز را به بیل بگوید.

بخش ۲

صحنهٔ اول فیلم تک‌گویی عروس در حال رانندگی است که ماجرا را سربسته تعریف می‌کند و می‌گوید دارد به قصد کشتن بیل می‌رود و تا به حال خیلی‌ها را کشته. فیلم‌برداری این صحنه سیاه و سفید انجام گرفته‌است.

باک، برادر بیل به عنوان بانسر در باری در تگزاس کار می‌کند. بانسری که در کار خود موفق هم نیست و رییسش از او ناراضی است. یک شب باک به خانه‌اش که کاروانی کنار کوه و بیابان است برمی‌گردد و عروس را می‌بینیم که زیر کاروان کمین کرده‌است. باک به درون می‌رود و عروس در را باز می‌کند که با شمشیر به او حمله کند. اما باک تفنگ به دست منتظر روی صندلی نشسته است و خرده‌های سنگ نمک به سینهٔ عروس شلیک می‌کند.

باک عروس را دست و پا بسته در تابوتی زنده دفن می‌کند. فیلم فلش‌بکی به زمان گذشته دارد که در آن بیل و عروس به نزد پای‌می، استاد چینی هنرهای رزمی، می‌روند تا به عروس آموزش دهد.

پای‌می به او طی دوره‌ای طولانی و دردناک آموزش می‌دهد و چند تکنیک انحصاری را هم به او یاد می‌دهد. از جمله مشت شش اینچی (ضربه با حداکثر قوا از فاصلهٔ ۱۵ سانتی‌متری که حرکت مشخصهٔ بروس لی بود).

فلش‌بک تمام می‌شود و عروس را در تابوت می‌بینیم که با تیغی که در چکمه‌اش مخفی کرده خود را آزاد می‌کند و با استفاده از تکنیک مشت شش اینچی تابوت را می‌شکند و از قبر بیرون می‌آید. همان شب باک با ال درایور تماس می‌گیرد و می‌گوید عروس را کشته و حاضر است شمشیر هاتوری هانزو او را به یک میلیون دلار بفروشد.

صبح روز بعد ال درایور با پول از راه می‌رسد. باک کیف حاوی پول را باز می‌کند و ناگهان یک مار مامبای سیاه که ال درایور در کیف گذاشته بود، او را نیش می‌زند. در ضمن این‌که باک جان می‌کند، ال درایور از ویژگی‌ها مامبای سیاه می‌گوید. سپس به بیل زنگ می‌زند و نشانی گور اشتباهی را که باک به او داده به بیل می‌دهد و می‌گوید آن‌جا آرامگاه ابدی «بئاتریکس کیدو» است. این اولین بار است که در فیلم نام عروس را به طور واضح و با اطمینان می‌شنویم. بار قبلی زمانی است که بیل قبل از کشتار با او در کلیسا دیدار می‌کند و او را Kiddo خطاب می‌کند. اما از دید بیننده ممکن است این خطابی محبت‌آمیز به نظر برسد)

پس از تماس، کیدو از راه می‌رسد و دو زن با هم درگیر نبردی می‌شوند. در طی نبرد ال درایور اعتراف می‌کند که او پای‌می را به تلافی بیرون آوردن یک چشمش مسموم کرده‌است. کیدو چشم دیگر او را بیرون می‌آورد و او را به حال خود نزدیک مار مامبای سیاه رها می‌کند.

کیدو پدرخواندهٔ بیل را می‌یابد و او با میل آدرس بیل را به او می‌دهد و می‌گوید خود بیل هم می‌خواهد او را ببیند. کیدو به سراغ بیل می‌رود. اما در آن‌جا از دیدن دختر خردسال خود شگفت‌زده می‌شود. بیل از کودک نگهداری کرده بود.

شب هنگام بیل با تفنگ سرم راستی به کیدو تزریق می‌کند و او را وا می‌دارد بگوید چرا او را ترک کرده و کیدو می‌گوید این کار را کرده تا فرزندش دور از محیط زندگی بیل به دنیا بیاید و بزرگ شود و زندگی‌ای طبیعی داشته باشد.

در نبردی که بعد از آن در می‌گیرد، کیدو تکنیک دیگر پای‌می، کف پنج نقطه‌ای انفجار قلب، را که پنهان مانده بود به کار می‌گیرد و بیل می‌میرد.

                                               پایان

 

 

 

 

 

 

 

 


تعداد بازدید از این مطلب: 24826
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

یکشنبه 12 شهریور 1396 ساعت : 23:21 | نویسنده : م.م
کاربردهای پرده سبز وآبی در سینما
نظرات 0

کاربردهای پرده سبز و آبی در سینما

*******************************

تاریخچه

در صنعت سینما، یک فرآیند پیچیده و وقت گیر بنام صفحه مات سیار پیش از ظهور ترکیب دیجیتال مورد استفاده قرار می‌گرفت. متد پرده آبی و travelling matte (صفحه مات سیار) در دهه 1930 در سینما رادیو RKO و دیگر استودیوها گسترش یافت و برای تولید جلوه های ویژه فیلم هایی همچون دزد بغداد (1940) مورد استفاده قرار گرفت.

در استودیو RKO، لینوود دان از travelling matte برای صحنه هایی مانند برف پاکن در فیلم "پرواز به ریو" استفاده کرد (1933).شهرت و اعتبار گسترش تکنیک پرده آبی را به لری باتلر نسبت داده اند؛ کسی که جایزه جلوه های ویژه اسکار را بخاطر فیلم دزد بغداد از آن خود کرد. او تکنیک پرده آبی و travelling matte را ابداع نمود تا به جلوه‌های بصری دست یابد که در سال 1940 بی‌سابقه بود. او همچنین اولین متخصص جلوه های ویژه‌ای بود که این افکت ها را در تکنی کالر (سینمای رنگین) خلق نمود که آن زمان در آغاز راه خود بود.در سال 1950، آرتور ویدمر- کارمند سابق کمپانی برادران وارنر و پژوهشگر سابق کوداک- کار بر روی پروسه travelling matte فرابنفش را آغاز کرد.

chroma-keying

او همچنین تکنیک‌های پرده آبی را هم گسترش داد: یکی از اولین فیلم‌هایی که از این تکنیک‌ها استفاده کرد، پیرمرد و دریا (1958) با بازی اسپنسر ترِیسی بود که در واقع اقتباسی بود از رمان ارنست همینگوی.ابتدا صحنه پس‌زمینه فیلمبرداری می‌شد و سپس بازیگر جلوی پرده آبی بازی‌اش را انجام می‌داد. قرار دادن نمای پس‌زمینه روی نمای پیش‌زمینه، تصویر شبح مانندی را روی پس‌زمینه آبی ایجاد می‌کرد. در این حال بازیگر باید از پرده آبی جدا شده و درون یک چاله مخصوص در صحنه پس‌زمینه قرار می‌گرفت. ابتدا نمای پرده آبی از طریق یک $$$$$ آبی دوباره فیلمبرداری می‌شد تا فقط پس‌زمینه مشخص باشد.

از یک فیلم مخصوص استفاده می‌شد که تصاویر را با نگاتیو سیاه و سفید بگیرد- یک پس‌زمینه سیاه با چاله‌ای در وسط آن که به شکل سوژه درآمده بود. به این تکنیک female matte (صفحه مات ماده) می‌گویند. سپس نمای پرده آبی دوباره فیلمبرداری می‌شد، اما این بار از طریق یک $$$$$ قرمز و سبز تا فقط تصویر پیش‌زمینه در فیلم بیافتد و یک نمای سیاه روی پس‌زمینه بی‌حفاظ و شفاف خلق شود. این تکنیک تحت عنوان male matte (صفحه مات نر) مشهور است.سپس تصویر پس‌زمینه از طریق male matte، و نما از طریق female matte دوباره فیلمبرداری می‌شد. یک چاپگر نوری با دو پرژکتور، یک دوربین فیلمبرداری و یک پرتوشکن (دستگاهی که پرتو و شعاع نور را به دو نیم می‌کند) تصاویر را همزمان در یک فریم با یکدیگر ترکیب می‌کردند. این بخش از جریان کار می‌بایست به دقت کنترل شود تا از نبود خطوط سیاه اطمینان حاصل گردد.

در طول سالهای دهه 1980، ریز رایانه ها برای کنترل چاپگر نوری بکار می‌رفتند. در فیلم "امپراطور انتقام می‌گیرد"، ریچارد اِدلاند یک چاپگر نوری چهار گوشه ابداع کرد که علاوه بر تسریع قابل ملاحظه روند کار، در هزینه‌ها نیز صرفه جویی می‌کرد. او برای این ابداع جالبش جایزه ویژه اسکار را دریافت کرد.اشکالی که به صفحات مات سیار سنتی وارد است، اینست که دوربین‌ها تصاویری را که به هدف ترکیب شدن می‌گیرند، نمی‌توانند براحتی به اصطلاح همگاه (مقارن) کنند. تا ده‌ها سال، این نماهای مات ناچاراً بصورت "قفل شده" فیلمبرداری می‌شدند؛ به این ترتیب نه سوژه صفحه مات و نه پس‌زمینه به هیچ وجه نمی توانستند نمای دوربین خود را عوض کنند. بعدها، دوربین های کنترل حرکت که توسط رایانه زمان بندی می‌شدند، بخشی از این مشکل را حل کردند؛ به این شکل که هم پس‌زمینه و هم پیش‌زمینه می‌توانست با یک حرکت دوربین فیلمبرداری شود."پترو واهوس" برای گسترش همین تکنیک‌ها جایزه اسکار دریافت کرد. تکنیک او از این حقیقت بهره می‌جست که بیشتر چیزها در صحنه‌های دنیای واقعی دارای رنگی هستند که طیف آبی آن در شدت و تراکم شبیه به طیف سبز آن است. "زیگنو ریزینسکی" هم در پیشبرد فناوری پرده آبی نقش داشت.برای فیلم "سفر ستاره: نسل آینده"، فرآیند صفحه مات فرابنفش از سوی دان لی از CIS پیشنهاد و توسط گری هازل و گروه Image G اجرا شد. این فرآیند شامل یک پس‌زمینه نارنجی شبرنگ است که ایجاد صفحه مات را آسانتر می‌کند و به تیم جلوه‌های ویژه اجازه می‌دهد تا در یک چهارم وقتی که برای متدهای دیگر لازم است، افکت‌هایشان را تولید کنند.برخی فیلم‌ها استفاده‌های فراوانی از کروماکی جهت اضافه کردن پس زمینه‌هایی که کلاً بوسیله تصاویر رایانه‌ای تولید می‌شوند، می‌کنند.

حتی اجراهایی که از برداشت‌های مختلف گرفته می‌شود هم می‌توانند با یکدیگر ترکیب شوند؛ با این کار می‌توان از هر بازیگر بطور جداگانه فیلم گرفت و سپس در همان صحنه آنها را در کنار یکدیگر قرار داد. کروماکی به بازیگران این امکان را می‌دهد که بدون اینکه استودیو را ترک کنند، در هر موقعیتی ظاهر شوند.توسعه و گسترش رایانه‌ها، ادغام نماهای ترکیبی با حرکت را حتی زمانی که از دوربین‌های دستی استفاده می‌شود آسانتر ساخت. اکنون نقاط مرجع می‌توانستند روی پس‌زمینه‌های رنگی قرار بگیرند. در مرحله پس از تولید، رایانه می‌تواند با استفاده از مرجع‌ها، موقعیت پس‌زمینه را تشخیص داده و حرکت پیش زمینه را بخوبی منطبق کند. پیشرفت‌های نوین در نرم افزارها و نیروهای رایانه‌ای، نیاز استفاده از شبکه‌ها یا نشان‌های ردیابی را مرتفع ساخته است؛ نرم افزار کامپیوتری، حرکت‌های مرتبط با پیکسل‌های رنگی در مقابل پیکسل‌های رنگی دیگر را تحلیل کرده و حرکت را مرتفع می‌سازد و بدین سان الگوریتم حرکت دوربین را ایجاد می‌کند.

این الگوریتم در نرم افزار ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته و حرکت عناصر ترکیبی با صفحه متحرک پس‌زمینه را هماهنگ می‌کند.کارشناسان هواشناسی معمولاً در کنار صفحه نمایش از یک مونیتور تخصصی بهره می‌برند تا بتوانند ببینند که دستشان را کجا گذاشته و کدام نقطه را نشان می‌دهند. یک تکنیک جدیدتر هم ابداع شده و آن به این صورت است که یک تصویر کمرنگ را بر روی صفحه نمایش می‌اندازند.

 

http://www.mlahanas.de/Greeks/Film/300Film.jpg

 

فرآیند

در تکنیک کروماکی سوژه‌ها بوسیله پس زمینه‌ای تک رنگ (یا طیف باریکی از چند رنگ) که معمولاً آبی یا سبز است، فیلمبرداری می‌شود؛ چراکه این رنگ‌ها بیشترین فاصله ممکن را با مایه رنگ پوست انسان دارند. ویدئوی پس زمینه، جایگزین قسمت‌هایی از ویدئو که با رنگ از پیش تعیین شده مطابقت دارند، می‌شود. این فرآیند "کیینگ" (keying) نامیده می‌شود.در حال حاضر رنگ سبز بیش از هر رنگ دیگری بعنوان پرده پشت صحنه یا پس‌زمینه استفاده می‌شود؛ چراکه حسگرهای تصویری در دوربین‌های فیلمبرداری دیجیتال بیشترین حساسیت را به رنگ سبز نشان می‌دهند. دلیل این امر "الگوی بایر" است که پیکسل‌های بیشتری را به شبکه سبز اختصاص داده و با تقلید از چشم انسان، حساسیت فزاینده‌ای به رنگ سبز نشان می‌دهد. بنابراین، شبکه سبز دوربین کمترین نویز (پارازیت) را دارد و قادر است تمیزترین کلید، صفحه مات یا ماسک را تولید کند. بعلاوه به دلیل حساسیت بالا به رنگ سبز در حسگرهای تصویری، به نور کمتری برای روشن کردن رنگ سبز نیاز است. سبز روشن نیز بر پس‌زمینه آبی ارجح است؛ چراکه رنگ آبی ممکن است با رنگ چشم یا رنگ لباس مجری (مانند شلوار لی) یکی باشد.رنگ آبی قبل از آنکه کلید دیجیتال رایج شود، در فرآیند بصری مورد استفاده قرار می‌گرفت، اما نسبت به رنگ سبز به نور بیشتری برای روشن شدن احتیاج داشت. به هرحال، آبی در طیف بصری از قرمز که رنگ برجسته ای در پوست انسان است، دورتر است.مهمترین عامل در فرآیند کلید، جدایی رنگ از پیش‌زمینه (سوژه) و پس‌زمینه (صفحه نمایش) است. پرده آبی زمانی مورد استفاده قرار می‌گیرد که رنگ غالب سوژه سبز باشد؛ هرچند که دوربین بیشتر به رنگ سبز حساس است.در تلویزیون های رنگی آنالوگ، رنگ بوسیله ریزحامل‌های کروما نسبت به یک نوسانگر مرجع نمایش داده می‌شود. کروماکی بواسطه قیاس فاز ویدئو و فازی که با رنگ از پیش تعیین شده مطابقت دارد، بدست می‌آید. ویدئوی پس زمینه متناوب، جایگزین قسمت‌های درون فازیِ ویدئو می‌شود. در تلویزیون های رنگی دیجیتال، رنگ بوسیله سه عدد (قرمز، سبز، آبی) نمایش داده می‌شود. کروماکی بواسطه یک قیاس ساده عددی بین ویدئو و رنگ از پیش تعیین شده بدست می‌آید. اگر رنگ از پیش تعیین شده در نقطه خاصی بر روی صفحه نمایش (دقیقاً یا بطور تقریبی) هماهنگ شود، آنگاه ویدئوی پس زمینه متناوب جایگزین ویدئو در آن نقطه می‌شود. 

 

پوشش سوژه

سوژه کروماکی نباید لباس‌های شبیه به رنگ موجود در کروماکی بپوشد (مگر بصورت عمدی)، چراکه ممکن است ویدئوی پس‌زمینه جایگزین لباس‌های سوژه شود. یکی از مواردی که ممکن است سوژه عمداً لباس همرنگ بپوشد، موقعی است که بازیگر قسمتی از بدنش را با لباس آبی پوشش می‌دهد تا در نمای نهایی نامرئی دیده شود. این تکنیک برای دستیابی به افکت‌هایی مانند آنچه در فیلم هری پاتر برای خلق افکت شنل نامرئی استفاده شد، بکار می‌رود. همچنین می‌توان از بازیگر در مقابل پس‌زمینه کروماکی تصویربرداری کرده و سپس وی با افکت دیستورشن وارد نمای پس زمینه شود تا یک شنل نامرئی خلق شود که البته بطور نامحسوسی قابل تشخیص است.دشواری‌های کار با صفحه آبی زمانی خود را نشان داد که بازیگر در یک صحنه خاص باید لباس آبی می‌پوشید؛ مانند لباس سنتی آبی سوپرمن. در فیلم مرد عنکبوتی (2002)، در صحنه هایی که مرد عنکبوتی و دیو سبز هر دو در هوا هستند، از مرد عنکبوتی می‌بایست جلوی پرده سبز و از دیو سبز در جلوی پرده آبی فیلمبرداری می‌شد، چراکه لباس مرد عنکبوتی قرمز و آبی و لباس دیو سبز کاملاً سبز بود. اگر از هردوی اینها جلوی یک صفحه تصویربرداری می‌شد، یکی از شخصیت ها تقریباً از نما حذف می‌شد.

 

پس زمینه

رنگ آبی معمولاً هم برای برنامه های زنده تلویزیونی (نقشه های هواشناسی) و هم جلوه های ویژه مورد استفاده قرار می‌گیرد، چراکه متمم رنگ پوست انسان است. دلیل دیگر استفاده از رنگ آبی اینست که لایه حساس آبی فیلم دارای ظریف ترین کریستال هاست و بنابراین بهترین کیفیت و کمترین برفک را بدنبال دارد (در مقایسه با لایه های سبز و قرمز). با این حال در دنیای دیجیتال، رنگ سبز مطلوب ترین رنگ است. رنگ سبز نه تنها از ارزش درخشندگی بیشتری نسبت به رنگ آبی برخوردار است، بلکه در فرمت های اولیه دیجیتال، شبکه سبز دو برابر شبکه آبی نمونه برداری می‌شد و کار با آنرا آسانتر می‌کرد. بهرحال انتخاب رنگ با نظر متخصصین جلوه های ویژه و با توجه به نیاز خاص هر پلان یا نما انجام می‌شود. در دهه گذشته، کاربرد رنگ سبز در جلوه‌های ویژه سینما بسیار مشهود و برجسته بود. همچنین، پس‌زمینه‌های سبز نسبت به آبی در تصویربرداری‌هایی که در فضای باز انجام می‌شد، ارجحیت داشت؛ چراکه ممکن بود رنگ آبی آسمان در فریم منعکس شده و در فرآیند کار تداخل ایجاد کند. هرچند که رنگ‌های سبز و آبی رایج‌ترین رنگ‌ها در کروماکی هستند، اما هر رنگی می‌تواند در این فرآیند استفاده شود. رنگ قرمز معمولاً بخاطر اینکه در رنگدانه‌های پوست انسان عمومیت دارد، استفاده نمی‌شود؛ اما برای صحنه‌هایی که انسان در آن تداخل ندارد، قابل استفاده است.تکنیک جدیدتری که اخیراً از آن بهره می‌گیرند، استفاده از پرده پس انعکاسی یا "رترو رفلکتیو" در پس زمینه به همراه دایره‌ای از LEDهای روشن گرداگرد لنزهای دوربین است. این تکنیک بجز همان LEDها، به نور دیگری برای روشن کردن پس‌زمینه احتیاج ندارد که بر خلاف نورافکن‌های بزرگ دکور، فضا و نیروی بسیار کمتری را اشغال کرده و به کابل و دکل‌های جاگیر هم نیازی ندارد. این پیشرفت همگام با ابداع LEDهای آبی در دهه 1990 حاصل شد که LEDهای سبز زمردی هم دستاورد همان ابتکار است.همچنین یک شکل دیگر از کلید رنگ وجود دارد که از طیف های رنگی استفاده می‌کند که چشم انسان قادر به دیدن آنها نیست. این فناوری که ترمو کلید نام دارد، از نور مادون قرمز بعنوان کلید رنگ استفاده می‌کند و در طول مرحله پسفرآیندی، موجودیت خود را حفظ کرده و جایش را به تصویر پس‌زمینه نمی‌دهد.

 

نورپردازی یکدست

بزرگترین مشکل در موقع کار با پرده آبی یا پرده سبز، نورپردازی یکدست و جلوگیری از ایجاد سایه است؛ چراکه بهترین حالت ممکن، داشتن یک طیف رنگی محدود و کوچک است. سایه در واقع خودش را به شکل یک رنگ تیره تر به دوربین نشان می‌داده و ممکن است برای جایگزینی ثبت نشود. این مشکل گاهی اوقات در پخش برنامه‌های زنده یا کم هزینه خود را نشان می‌دهد، بطوریکه خطاها بصورت دستی قابل تصحیح نیستند. ابزاری که استفاده می‌شود در کیفیت و نورپردازی یکدست مؤثر است. ابزار براق و درخشنده موفقیت بسیار کمتری نسبت به ابزار و وسائل کمرنگ دارند. یک سطح براق، نقاطی که نور را منعکس می‌کنند روشن و بقیه نقاط را تاریک نشان می‌دهد. اما یک سطح مات نور منعکس شده را پخش می‌کند و طیف یکدست‌تری از رنگ‌ها را نشان می‌دهد. برای داشتن تمیزترین تصویر از پرده سبز، ضروری است که بین سوژه و پرده سبز تفاوت مشهودی ایجاد کنید. جهت متفاوت نشان دادن سوژه و پرده سبز، می‌توانید از یک اختلاف دو کلیدی استفاده کنید؛ حال چه پرده سبز را دو کلید بالاتر از سوژه قرار دهید، چه برعکس.گاهی اوقات یک سایه می‌تواند برای خلق جلوه های ویژه مورد استفاده قرار بگیرد. بخش هایی از پرده سبز/آبی که روی آنها سایه افتاده است، می‌تواند با نسخه تیره تری از تصویر ویدئویی پس زمینه دلخواه جایگزین شده و آنرا شبیه به بازیگری که نقش سایه را در پس‌زمینه بازی می‌کند، دربیاورد.

 

 منبع:suzheh.blogfa.com

ترجمه شده در:Real Dream Studio


تعداد بازدید از این مطلب: 23901
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

یکشنبه 12 شهریور 1396 ساعت : 23:15 | نویسنده : م.م
قطعه ا دبی:(شعربایدخودبیاید)
نظرات 0

شعرباید( خود )بیاید

فارغ از جبرزمان،قافیه،معنا

نسیم گونه،آرام وبی تقلا

 بگذردازکوهستان برفگیر

مسح کند تن خنک رودرا 

ورقصان طی کندنیزاررا

باضرباهنگ سبزعلف .

شعربایدبجوشدازژرفنای دره احساس 

وآبستن کندشوره زار ترین زمینهارا

 شعربایدهشیارکندمست را 

ومست کندهشیاررا

شعریک انتزاع بغرنج ازواژگان نیست

ناب ترین امکان بشراست

وموجز ترین بستر بیان.

شعراسطوره ترین همسفر موسیقیست

ونجیبترین مرکب معراج رسول.

شعرباید خودبیاید

حتی آنهنگام که همه چشم براهند

فارغ از جبرزمان،قافیه،معنا

بی شتاب،آرام و بی تقلا

باضرباهنگ سبزعلف

رقصان طی کند نیزاررا

وعطرحضورخدارا

آمیخته باخنکی نمناک رود

به مشام مدهوش مستان گنهکاربرساند

وبیدارشان کندازکابوس  شقاوت

یاکه هشیاران رنجوررا

مست کندبامی ناب توحید

وجملگی غرق شونددر ملکوت عمیق کلمات.

شعربایدخودبیاید

فارغ از جبرزمان،قافیه،معنا

دراستجابت دعا

نیازوتمنا

حتی پس از قرنها انتظار

 

                                مهرداد میخبر.اسفند۹۵

 

 

 

 

 


تعداد بازدید از این مطلب: 5763
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

یکشنبه 12 شهریور 1396 ساعت : 23:09 | نویسنده : م.م
قطعه ادبی:(روح گیاه)
نظرات 1

 

روح گیاه

********

   ۱

بایدازاین باغچه هجرت کنم

گویااین آب مسموم،همیشگیست

و همآغوشی پیچک ودرخت،ابدی

سایه سرم تن به هرزه پیچکی وحشی فروخت

ومن بایدازاین باغچه هجرت کنم

همسفرباریشه هایم که مراعاشقند

   ۲

میخواهم ازباغچه هجرت کنم

اماریشه هایم یاری نمیکنند

آنهابه جدائی می اندیشند

این حقیران چسبیده به خاک

طفیلان زمین!

   ۳

ازاین باغچه هجرت خواهم کرد

امانه باریشه هایم

اینجامکان مهرورزی نیست

"سودای برخورداری تن" عشق می آفریند

پس من باروحم همسفرخواهم شد

وهجرت خواهم کردبه آسمان

 

               مهردادمیخبر(۲۲مرداد۹۶)

 


تعداد بازدید از این مطلب: 6596
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

دوشنبه 06 شهریور 1396 ساعت : 08:42 | نویسنده : م.م
y
نظرات 0

تعداد بازدید از این مطلب: 1
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

شنبه 31 تیر 1396 ساعت : 13:00 | نویسنده : م.م
شعر:(بی تو)
نظرات 0

           (هرگونه استفاده ازاین شعربدون اجازه سراینده ممنوع میباشد)

بی تو نمیشوددنیای من به سر

صورت زمن مپوش زجرم مده دگر

درآخرین نفس آغازشو مر

نامحرمم ندان،همرازشومرا

بی تو نمیرسدهرآنکه میرود

من را به خود رسان،همسازشو مرا

درخیل راهیان راهم نمیدهند

هم رهنماوهم رهساز شومرا

جانم زکف شده،روحم شده تلف

جانی بمن رسان،احراز شومرا

***********************

آه ای تمام جان تا کی روم هدر؟

تاکی دوچشم کور تاکی دوگوش کر؟

تاکی زهجرتوخون جگر خورم؟

ازداغ بی توئی بشکسته شدکمر

ای آشنای دور ای معنی سرور 

مفتاح محبسم رادر کفم بنه

تاکه رها شوم زین حی بی اثر

                                   مهرداد میخبر.قصرشیرین ۲۹ اسفند۹۵

 

 

 

 


تعداد بازدید از این مطلب: 6762
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

جمعه 08 اردیبهشت 1396 ساعت : 00:43 | نویسنده : م.م
چرا(روباه)فیلم مهمی است؟
نظرات 0
چرا «روباه» فیلم مهمی است؟

چرا مسئله هسته‌ای اصلی‌ترین مسئله‌ی کشور و فرعی‌ترین سوژه‌ی سینماست؟

  (  روباه در مسیر سینمای عامه‌پسندِ داستانگوی قهرمان‌محور )

نویسنده متن اصلی:امیر ابیلی(سایت رجانیوز)

مقدمه
تفاهم لوزان نیزعاقبت پس از انتظاری طولانی باموفقیت  انجام شد.فعلا"نمیتوان درمورد خوبیها ویا شایدخدای ناکرده  بدیهایش چیزی گفت چون بهرحال هنوز اول راهیم... ونباید فراموش کنیم این اصل مهم راکه: مانند همیشه خدارا داریم.خداباماست چون راهمان صراط مسقیم است و با راه او منطبق  .در این آشفته بازار خداخدا کردنها و الله اکبر گفتنهای منزجرکننده ی جانیانی از قماش داعش  والقاعده و دهها گروهک ضددین، شاید بتوان بجرات گفت یکی از معدودمنادیان الله اکبرگوئی که حقیقت را فریاد میزنند ملت مسلمان ایران است .
آری...تنها راهی که به منزل نمیرسد راه کج است و راهی که کج فهمان جهان در پیش میگیرند.ملت ما ،رهبر ما و دولتمردان ما در طول تاریخ انقلاب اسلامی و حکومت پر افتخار جمهوری اسلامی ثابت کرده اند که سیاستشان با صداقت عجین است و از سیاست مداران کثیف جهان امروز بدورند و شاید بهمین دلیل است که فهم سیاست دولتمردان ما برای آنان مقدور نیست.بهرحال:  ( کافر  همه را به کیش خودپندارد).
مهمترین چیز این است که  ملت ایران مثل همیشه بااعتماد به سید و مقتدای خود ،رهبرمعظم انقلاب وهمچنین دولتمردان پرحوصله ،کوشاو دلسوزش همبستگی مثال زدنی خودرا در این منطقه ی حساس از جهان حفظ کرده وعلیرغم تحمل مشکلات طاقت فرسا به امنیت و یکپارچگی سرزمین خود میبالد. بیشک از این پس بحث‌های هسته‌ای در کشور اوج خواهد گرفت و کشیده شدن دامنه‌ی این بحث‌ها به عرصه فرهنگ احتمالا"فرصت خوبی است برای صحبت کردن از یک فیلم در این موردیعنی فیلم «روباه»، شاید بتوان این فیلم را تنها اثر هنری قابل بحث کشور با محوریت ترور دانشمندان هسته‌ای دانست و البته حضورش در جشنواره گذشته فجر هم بحث‌های مختلفی را رقم زد.            
                                                                                              (مدیر سایتcintelrom)
 
 
____________________________________________________________________________________________________________________ 
در مواجهه با فیلمی مانند «روباه» بهروز افخمی و برای تحلیل و بررسی آن، پیش از آنکه به قوت‌های تکنیکی و فرمی اثر توجه کنیم-که آنها هم به طور مفصل قابل بحث هستند- باید آن را در دل جریان کلی سینمای ایران و تعداد بالای آثار ضدمخاطب شبه‌روشنفکرانه تولیدشده در هر سال بررسی کرد و مورد ارزیابی و تحلیل قرار داد.
 
مسئله‌ی اصلی و اساسی این است که آثار جریان اصلی یک سینمای سالم و پیشرو را طبعا باید آثار عامه‌پسندِ قصه‌گویی- به ویژه آثار قهرمان‌محور- تشکیل دهند که در عین حال مماس با مسائل و موضوعات روز کشور حرکت می‌کنند، اما در سه دهه گذشته سینمای ایران طوری از روی سینمای شبه‌روشنفکرانه‌ی ورشکسته‌ی اروپا الگوبرداری شد که حالا و پس از گذشت نزدیک به چهاردهه از سینمای پس از انقلاب، اکثریت مطلق اثار تولیدشده در یکسال سینمای ایران را- که در ویترین جشنواره فجر قابل ارزیابی است- آثار بدون قصه و ضدمخاطبی تشکیل می‌دهند که حتی بین مخاطبان خاص جشنواره‌رو هم رغبتی را برای تماشا برنمی‌انگیزند و همین هم باعث شده است که بیش از نود درصد مردم ایران علاقه‌ای به سینما رفتن در طول سال نداشته باشند.
 
و در این بین اهمیت این موضوع بیش از همیشه خود را نشان می‌دهد که سینمای حادثه‌ای/پلیسی/جاسوسی در تمام دنیا یکی از پرمخاطب‌ترین گونه‌هاست و در عین حال به دلیل تعدد عملیات امنیتی و جاسوسی و ترور در جمهوری اسلامی این نوع فیلم‌ها می‌توانند از مهم‌ترین آثار سینمایی از حیث توجه به منافع ملی باشند، اما در کمال تعجب همواره دست سینمای ایران از این جنس آثار خالی بوده و هست.
 
چرا آثار حادثه‌ای/جاسوسی در سینمای ایران جایی ندارد؟
 
برای بررسی عمیق‌تر ماجرا شاید بد نباشد به این سوال هم بپردازیم. اینکه؛ حالا چرا آثار حادثه‌ای/جاسوسی در سینمای ایران جایی ندارد؟ و چرا «روباه» دقیقا به همین دلیل فیلم مهمی است؟ و اینکه چطور می‌شود که مسائلی مانند انرژی هسته‌ای همزمان مهمترین مسئله کشور و بی‌اهمیت‌ترین سوژه در سینمای ماست؟ پاسخ این پرسش‌ها را باید در دو چیز جستجو کرد. اول مدیریت دهه شصت سینمای ایران- که در سال‌های اخیر باب بحث‌های مفصل درباره آن باز شده است- و دیگری ذات سینمای روشنفکری اروپا و کپی نازل آن‌ها یعنی شبه‌روشنفکران غرب‌زده‌ی ایرانی. 
 
ابتدا باید بازگردیم به مدیریت دهه شصت و سیاست‌های آن دوران، به این علت که اساسا ریشه‌ی هرنوع سرکوب سینمای «عامه‌پسند» پرمخاطب را باید در آن دوران جست‌و‌جو کرد. دورانی که با سینمای مردمی پرمخاطب و هر شمایلی از  آن به هر نحو ممکن مبارزه شد تا سینمای گلخانه‌ای بی‌مخاطب شبه‌روشنفکری رونق پیدا کند و طبعا در چنین شرایطی بدیهی‌ است زیرمجموعه‌ی کوچکی از سینمای عامه‌پسند یعنی سینمای حادثه‌ای/جاسوسی رو به افول خواهد گذاشت و به مرور از صحنه سینمای ایران حذف خواهد شد.
 
دلیل ارجاع به ورِ ساختاری و فرمی ماجرا و بحث در مورد جذابیت عام هم دقیقا از همینجا ناشی می‌شود. این درست که بحث در مورد سینمای حادثه‌ای-  به خصوص سینمای حادثه‌ای مبتنی بر ترور-  اول به دلیل اهمیت استراتژیکی است که این موضوع در ایران دارد. اما یکی از مهمترین دلایل افول این نوع سینما در ایران را باید در سد کردن راه کلیت سینمای «عامه‌پسند» غیرروشنفکرانه در ابتدای مدیریت سینمایی پس از انقلاب جست‌وجو کنید. مبارزه‌ای همه‌جانبه که به نام مقابله با رواج دوباره‌ی «فیلمفارسی» صورت می‌گرفت و در نهایت باعث نزول هر نوع سینمای عامه‌پسندی شد.
 
مسئله این است که ایران تنها کشوری در دنیاست که در آن ۱۷۰۰۰ شهید ترور وجود دارد و این یعنی هزاران داستان آماده برای تولید صدها فیلم. داستانهایی که همزمان با اوج‌گیری بحث‌های هسته‌ای و یادآوری دوباره ترور دانشمندان شاید خلا آنها بیش از پیش هم به نظر بیاید. اما کعبه‌ی آمال ریل‌گذاران سینمای پس از انقلاب رسیدن به فیلم‌های ظاهرا متفکر، اما بی‌مخاطبِ جشنواره‌پسندی بود که هیچ نسبتی به مردم و مسائل روز مملکت برقرار نمی‌کردند و اصلا به همین دلیل هم مراکزی مانند «مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی» ذیل معاونت سینمایی وزرات ارشاد تاسیس شدند و همین اهمیت به سینمای «هنری» و «تجربی»- مانند امروز- باعث به حاشیه رفتن سینمایی شد که طبعا از دل سینمایی «صنعتی» و «مخاطب‌محور» بیرون می‌آمد. چرا که در سینمایی مبتنی بر «مخاطب»، فیلمساز طبعا نمی‌تواند چشم بر این‌همه داستان جذاب و پرکشش آماده‌ی ساخت ببندد.
 
بنابراین به حاشیه رفتن اساس سینمای حادثه‌ای و تمام زیرمجموعه‌هایش، طبعا یکی از نتایج چنین سیاستی بود. سیاستی که حالا پس از سه دهه شاید بتوان ماحصلش را بصورت محسوس و عینی دید. سینمای بی‌مخاطبی که به هیچ یک از مسائل مهم کشور واکنش نشان نمی‌دهد و دیده شدن توسط مردم هم اساسا برایش مهم نیست و تنها در فکر بردن دل جشنواره‌هاست و آخرین خروجی‌هایش در جشنواره گذشته صدای اعتراض خود شبه‌روشنفکران را هم درآورد.
 
این اما دلیل اول ماجراست. این قصه ورِ دیگری هم دارد و برای دستیابی به دلایل عدم وجود چنین فیلم‌هایی در سینمای ایران باید به ذات روشنفکری و همچنین شبه‌روشنفکران وطنی هم بپردازیم. چرا که اساسا این گونه از سینما در مرکز اصلی روشنفکران یعنی اروپا هم جایگاهی ندارد و سینمای درجه چندم به حساب می‌آید. پس خیلی تعجبی ندارد دیدن اینکه شبه‌روشنفکران غرب‌زده‌ی ایرانی نیز مانند اسلاف اروپائیشان درگیر عالم انتزاعی خود هستند و در هپروت سیر می‌‌کنند.
 
این تفاوت اصلی سینمای عامه‌پسند و مخاطب‌محور آمریکا با سینمای جشنواره‌ای و محفلی اروپا هم هست و حالا به دلیل حضور گسترده‌ی مقلدان درجه‌چندم سینمای اروپا در سینمای ایران تبدیل شده است به یکی از معضلات جدی سینمای مملکت. مسئله این است که برای شبه‌روشنفکر ایرانی بحث «تنهایی انسان معاصر» بسیار مسئله‌ی جدی‌تریست تا ترور شدن ۱۷۰۰۰ ایرانی توسط گروه‌های تروریستی و این به دلیل دچار بودن شبه‌روشنفکران ایرانی به سوبژکتیویته‌ی مزمنی است که ظاهرا راه بهبودی هم از آن نیست. 
 
این مسئله، مسئله‌ی امروز هم نیست. چیزی است که همواره در سینمای شبه‌روشنفکران وجود داشته و تا انتها نیز با آن‌ها خواهد بود: «سینمای ایران و سیاستگذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های آن در خلاء یک بی‌هویتی مزمن، گم شده‌اند و معیار موفقیت در کار سینما، برنده شدن در جشنواره‌های اروپایی است و البته برنده شدن چیز بدی نیست، منوط برآنکه این حضور جشنواره‌ای به مثابه یک ضرورت محوری و اصلی مورد توجه قرار نگیرد..... سینمای ما یک سینمای جهانی نیست. جشنواره‌ای است. میان این دو تعبیر فرق بسیار است. فیلم های کوروساوا به شدت ژاپنی است و حتی آنجا که مکبث و شاه لیر را می‌سازد، هرگز مرعوب فرهنگ انگلیسی نیست و بلکه صورت مثالی مکبث و شاه لیر را اقتباس می‌کند و به آن هویتی ژاپنی می‌بخشد. شما چنین فیلمسازی را در داخل ایران و با هویت ایرانی به من نشان دهید؛ حتی مصطفی عقاد هویتی اسلامی دارد. سینمای ما یک سینمای محلی کوچک  با ذائقه اروپایی است و کارگردانان آن، در فضای سوبژکتیویته هنر مدرن و پست مدرن، فرصت رشد و بزرگ شدن حتی در حد مصطفی عقاد را ندارند...»(سیدمرتضی آوینی، فصلنامه سوره، بهار۱۳۷۱)
 
سینمای عامه‌پسندِ قهرمان‌محور و «روباه»
 
با این توضیح برگردیم به فیلم «روباه». آخرین فیلم افخمی از حیث فرم و تکنیک-که باید مفصلا در آینده به آن پرداخت- جزو چند فیلم برتر جشنواره گذشته فجر بود و به ناحق کاملا نادیده گرفته شد، اما اهمیتش علاوه بر کیفیت فنی‌ش، مسیری است که در دل سینمای شبه‌روشنفکرانه‌ی ایران انتخاب کرده است. این، جایگاه و اهمیتی است که فیلم‌هایی مانند «قلاده‌های طلا»- فارغ از هرگونه مقایسه با «روباه»- نیز از آن برخوردار بودند. احیای سینمای داستانگو، به خصوص سینمای داستانگوی قهرمان‌محور، و به خصوص‌تر سینمای داستانگوی قهرمان‌محوری که مماس با مسائل پراهمیتِ روز کشور باشد، مسئله‌ایست که اهمیتش را امروز شاید چندان نتوان مشاهده کرد، اما قطعا در آینده تاثیرش را بر سینمای ایران خواهد گذاشت.
 
 
 
 

تعداد بازدید از این مطلب: 6544
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

دوشنبه 30 اسفند 1395 ساعت : 15:20 | نویسنده : م.م
اطلاعات کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
درباره ما
تقدیم به عزیز سفرکرده ام (فاطمه) .گرچه ناگهان مراتنها گذاشتی ولی به دیداردوباره ات امیدوارم،درلحظه موعودی که ناگهان میآید. --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- د رقرونی هم دور وهم نه چندان دور( ایران )باوجود نشیب و فراز های تاریخی بسیارش در بازه های زمانی مکرر،همواره ابرقدرتی احیا شونده و دارای پتانسیل و استعدادبالا برای سیادت برجهان بود .کشورما نه تنها از نقطه نظرقابلیتهای علمی و فرهنگی ،هنری ،ادبی و قدرت نظامی یکی از چندتمدن انگشت شماری بود که حرف اول را دردنیاهای شناخته شده ی آن زمانها میزد، بلکه در دوره هائی طلائی و باشکوه ،قطب معنوی و پرجلال و جبروت جهان اسلام نیز بشمار میرفت . در عصر جدید که قدرت رسانه بمراتب کارآمد تر از قدرت نظامیست باید قابلیتهای بالقوه و اثبات شده ایرانی مسلمان را برای ایجاد رسانه تعالی بخش،درست و کارآمدبه همه یادآوری نمودتا اراده ای عظیم درهنرمندان ما پدید آید درجهت ایجاد (سینمای متعالی)و پدیدآوردن رقیبی متفاوت و معناگرا برای سینمای پوچ ،فاسد و مضمحل غرب و شرق نسیان زده و بالاخص " غول هالیوود"که برکل جهان سیطره یافته است.شاید بپرسید چرا سینما؟...جواب این است : سینما تاثیر بخش ترین رسانه در عالم است و باآن میتوان وجود معنوی انسانها را تعالی دادویا تخریب کرد...و متاسفانه تخریب کاریست که در حال حاضر این رسانه با عمده محصولات خودبه آن همت گماشته است و تک و توک محصولات تعالی بخش آن همیشه در سایه قراردارندو بخوبی دیده نمیشوند چون جذابیت عام ندارندو قادر به رقابت با موج خشونت و برهنه نمایی موجودنیستند. دادن جذابیت و عناصر لذت بخش نوین و امتحان نشده بدون عوامل گناه آلود به محصولات تصویری بگونه ای که بتواند بالذات ناشی از محصولات سخیف و ضد اخلاقی رقابت نماید کاریست بس پیچیده که نیازمند فعالیت خالصانه مغزهای متفکر ومبتکراست و من فکر میکنم این مهم فقط از عهده هنرمندان و متفکران ایرانی برخواهد آمد و شاید روزی که من نباشم محقق گردد...شاید
منو اصلی
موضوعات
آرشیو مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 207
:: کل نظرات : 70

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 25

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 9
:: باردید دیروز : 11
:: بازدید هفته : 189
:: بازدید ماه : 728
:: بازدید سال : 728
:: بازدید کلی : 728
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران