تصویری آرمانگرایانه ازهنر متعالی
[ ]
ترانه:(زیربارون)
نظرات 0

(هرگونه استفاده ازاین ترانه بدون اجازه سراینده ممنوع است)

 

(( ز یر با ر و ن ))‌‌‌

__________________

بازهم قدم زدن 

زیربارون مدام.

بوی خاک خیس ومن

یه نفر ساده ی خام.

همه ی وجودمن

مست یک هوای خوب .

من بی تجربه ای

توی غربت غروب،

سرکوچه ی شما،

گنگ وداغ ومرطوب.

بیقراریه قرار.

یه قراربی قرار.

یه قرار نه ،یه دروغ.

یه دروغ واسه فرار.

***************

میدونستم نمیای .

فکرنکردم که بیای. 

کلکات عادی شدن.

خوب میدونم که کجای.

****************

سرکوچه ی دروغای تو من قدم زدن رو دوس دارم.

زیربارون مدام خیس شدن رو دوس دارم.

بوی خاک کوچه مثل عطر موهای توئه

واسه همینه که خاک شدن رودوس دارم.

***********************

میخوام که بازیچه تموم حقه هات باشم

خام بودن ،ساده بودن رودوس دارم.

میخوامت حتی اگه وهم باشی، دروغ  باشی

غرق دریای خیال تو شدن رو دوس دارم.

اگه تاابد معطل زیربارون بمونم

خیس بشم، خورد بشم، گوله بشم

بازهم تورو به اندازه دنیا دوس دارم.

تورومن مثل قداست یه رویادوس دارم.

              مهردادمیخبر.۲۳شهریور۹۶

 

 

 

 

 


تعداد بازدید از این مطلب: 6856
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

ساعت : | نویسنده : م.م
post
نظرات 0

 

 

 

 

 

 


تعداد بازدید از این مطلب: 1190
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

ساعت : | نویسنده : م.م
post
نظرات 0

 

 


تعداد بازدید از این مطلب: 997
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

ساعت : | نویسنده : م.م
شعر:(شب موعود)
نظرات 0

(   هرگونه استفاده ازاین مطلب بدون اجازه سراینده ممنوع است)

امشب همان شب است،گاه یگانگی

سوی خداشدن،یک بزم خانگی.

امشب همان شب است،هستم که بگذرم

مستی کنم ولو،ازکف دهم سرم.

نوری زهرطرف ،میخواندم:بیا!

باشوق میروم،بی شک وبی ریا.

امشب همان شب است،بایدرهاشوم

هستم که بگذرم،ازتن جداشوم.

امشب زنورحق،ذاتا منورم

من جسم نیستم،بی پا و بی سرم.

یارب چه میشود؟اینک کجاروم؟

این اولین شب است ،یاشام آخرم؟

                مهردادمیخبر_۷اسفند۹۵


تعداد بازدید از این مطلب: 7171
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

ساعت : | نویسنده : م.م
قطعه ادبی:(انتظار)
نظرات 0

  ( انتظار )

--------------------------------

 

میآئی آیا؟

بگو،تاکی منتظربایدبمانم؟

یکا ی سنجش ظلمت آیا دگرگون شده؟

قرنهاست که شب است،قرنها!

شب است وکاسه مسکین چشم ...

ازخاطره ی دیدن تهی.

شب است وخورشید،همطراز اساطیر...

واژه ایست منجمد در کتابی کهن.

وآنقدرشب است که

افسانه رویش گیاه را

حتی کودکان به سخره میگیرند!

میآئی آیا؟

قرارمان رااززیادنبرده ای نازنین؟

توبایدلبریزکنی چشم راازرنگ ومنظره.

و وجوددهی به خورشید

تاکه دردانه ی بندی خاک را 

درباور روئیدن آزاد کند.

بگو...تاکی  منتظر بایدبمانم.

یکای سنجش ظلمت آیا دگرگون شده؟

قرارمان راازیادنبرده ای نازنین؟

آیاشب بی ستاره نبایدباتونورباران شود؟

ظلمتی بیش از این مگر ممکن است؟

حتی شهابی از آسمان نمیگذرد.

بالاترازسیاهی اگررنگی هست بگو!

بگو،تاکی منتظربایدبمانم؟

قرنهاست که شب است،قرنها!

میآئی آیا؟

                              مهردادمیخبر(۱۳ شهریور۹۶)

 

 

 


تعداد بازدید از این مطلب: 6435
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

ساعت : | نویسنده : م.م
چیزهائی در باره (مونیکابلوچی)
نظرات 0

چیزهائی در باره (مونیکا بلوچی)

*************************

 زیباترین زن 2014 , زیباترین زن سال 2014,خوشگل ترین زن سال 2014,مونیکا بلوچی 2014 ,

مونیکا آنا ماری بلوچی (Monica Anna Maria Bellucci) (متولد ۳۰ سپتامبر ۱۹۶۴میلادی در ایتالیا) مانکن مد، مدل عکاسی و بازیگر ایتالیایی،هالیوودی است….

 بیوگرافی  و عکس های مونیکا بلوچی بازیگر زیبا

درابتدا این چهره خاص؛جذاب و ایتالیایی اوبودکه باعث شد تهیه‌کنندگان هموطنش بعنوان بازیگر از او دعوت به همکاری کنند.ولی اولین حضور هالیوودی او در نقش عروس دراکولا در فیلم (دراکولای برام استوکر)ساخته فرانسیس فورد کاپولا بود. درخشش جهانی بلوچی اما با فیلم (مالنا)ساخته ی  جوزپه تورناتوره کارگردان هموطنش رخ داد، به هر حال بازی او در مالنا یک مشخصهٔ منحصر بفرد داشت. او بدون داشتن دیالوگی و تنها با حرکات بدن و صورت خود تا حد یک ستاره درخشید.

زندگی

بلوچی در سال ۱۹۶۴ میلادی در یکی از روستاهای( اومبریا )در ایتالیا به دنیا آمد. او پس از اتمام تحصیلات متوسطه برای ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ حقوق به شهر می‌آید. برای کمک هزینهٔ تحصیل به صورت آزاد مانکنی مد پیشه می‌کند و بعد از مدتی تحصیلات دانشگاهی رارهامی‌کندتاتمام وقت به اینکاربپردازد.مونیکا بلوچی اکنون همسر(وینسنت کسل)هنرپیشهٔ فرانسوی است و دو دختر به نامهای دیوا و لئونیه دارد.

 در ابتدا هدف وی این بود که روزی در حرفه وکالت شروع به فعالیت کند. مونیکا تصمیم به آغاز فعالیت به عنوان مدل (مدلینگ) کرد تا بتواند تا حدودی از پس تأمین شهریه دانشگاه پروجیا بربیاید. اما البته زندگی پر زرق و برق و فریبنده در حرفه مدلینگ – شامل مسافرت و درآمدِ بالا – مونیکا را وسوسه کرد تا از رشته ی حقوق فاصله بگیرد. در سال ۱۹۸۸ مونیکا به یکی از مراکزِ مُد و فَشِنِ اروپا نقل مکان کرد.

بیوگرافی  و عکس های مونیکا بلوچی بازیگر زیبا

در آنجا او با رئیسِ کمپانی” اِلیت مُدل ” قرارداد امضاء کرد و کار بسیار زیادی به دست آورد. تا سال ۱۹۸۹ او با این کمپانی به موفقیت های بسیاری دست پیدا کرد و نام خود و کمپانی را در پاریس و حتی تا آنسوی اقیانوس اطلس بر سر زبان ها انداخت. اگرچه او با این کمپانی به موفقیت های زیادی دست پیدا کرد اما از این شرکت جدا شد و دوره های کوتاهی را هم در دو کمپانی بزرگ دیگر ” دی اند جی ” و ” فرنچ اِلِ” گذراند و بیش از پیش به موفقیت دست پیدا کرد و پیشرفت کرد.

 دیگر همه مونیکا بلوچی را به عنوان مدل می شناختند. اما مدتی بعد اوضاع تغییر کرد. او اولین نقشش را در سال ۱۹۹۰ در یک فیلم ایتالیایی ایفا کرد .نام این فیلم به فارسی “سارقان عشق و رهایی” می باشد و سپس در همین سال در یک فیلم دیگر با نام ” لاریفا ” به عنوان یک فرانسوی بازی کرد.

بیوگرافی  و عکس های مونیکا بلوچی بازیگر زیبا

او اولین فیلم هالیوودی خود را در سال ۱۹۹۲ با نام “دراکولا” فقط به واسطه ی زیبایی ایتالیاییش در ژانر “خون آشامی” بازی کرد. او سپس در یکی دو فیلم ایتالیایی دیگر بازی کرد. سپس سال ۱۹۹۵ در یک فیلم تلویزیونی در نقش همسری مصری بازی کرد . اما سکوی پرتاب او سال ۱۹۹۶ بازی در فیلم L’Appartement “” بود . او دوباره در سال 1997 در فیلمی ساخت کشورش با نام ” تو منو می خوای ” بازی کرد .

بعد از ایفای نقش در بیشتر فیلم های اروپایی ، بالاخره در حساس ترین و معروف ترین نقش خود در سال ۲۰۰۰ بازی کرد. مونیکا بلوچی را پس از این فیلم همه دیگر در سرتاسر جهان می شناختند.او با بازی در فیلم ایتالیایی “ماِلنا ” در نقش اصلی به حداکثر موفقیت دست پیدا کرد. او در سال بعد یعنی در سال ۲۰۰۱ در فیلم ” آستریکس و اُبلیکس : مأموریت کلئوپاترا ” در نقش کلئوپاترا بازی کرد.

بیوگرافی  و عکس های مونیکا بلوچی بازیگر زیبا

او در همین سال در فیلمی با نام ” اشک های خورشید ” در کنار “بروس ویلیس” به ایفای نقش پرداخت.او سپس در2004ودر “ماتریکس” بازی کرد . در مرحله بعدمونیکا دوباره در یک فیلم فرانسوی دیگر با اسم “مأمورین مخفی” بازی کرد . وی در سال ۲۰۰۵ در کنار “نیکلاس کیج” در فیلم “ارباب جنگ” به ایفای نقشی فرعی پرداخت مونیکا بلوچی به اعتبار ۲۰ فیلمی که بازی کرده است هرگز بازیگری ناشی و مبتدی محسوب نمی شودولی در بسیاری از فیلمها نقشهائی کم اهمیت داشته و فقط آثاری معدود مانند(مالنا)و (اشکهای خورشید )هستند که توانسته اندقابلیتهای واقعی اورا در هنر بازیگری نشان دهند.قابلیتهائی که سوای زیبائی ظاهری او هستند .

شهرت وی دراروپا بیشتربواسطه ی بازی در فیلم های ایتالیایی است که برای او سود زیادی به همراه داشته است اما متأسفانه برخلاف سینمای ایتالیا، او هرگز به خاطر بازی در فیلم های هالیوودی که استودیوها سردمدار و صاحب آن هستند به منفعت و شهرت قابل توجهی نرسیده است. اگرچه وی از مدل بودن به بازیگری تغییر حرفه داد و به نقطه ی شگفت انگیزی در هر دو رشته رسید اماهمچنان هالیوود وی را دستکم گرفته است و هنوزدر رؤیای بازی در کنار بازیگر افسانه ای “رابرت دنیرو” است.

بیوگرافی  و عکس های مونیکا بلوچی بازیگر زیبا

منتقدان همواره ظاهر زیبای اورا ملاک قضاوت قرا رمیدهند ومدام در حال مقایسه او با چهره های زیبایی هستند که قبل از او از سینمای ایتالیا مطرح شده بودند ؛اما مونیکا دیدگاه شخصی خودش را راجع به این موضوع دارد. مونیکا بلوچی با نقش آفرینی در فیلم های هالیوودی(اشکهای خورشید)؛(دراکولای برام استوکر) و آخرین قسمت از سه گانه ی “ماتریکس” با جسارت این حقیقت را به اثبات رسانیده است که می تواند آمیزه ای از بازیگری بسیار زیبا و ستاره ای با استعداد وصاحب سبک باشد.

بازی درفصل کرگدن باچادر!

بلوچی در یک کنفرانس مطبوعاتی در مورد فیلم «فصل کرگدن» در فستیوال بین المللی فیلم تورنتو در تاریخ چهارشنبه ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۲ گفت: من کارم را به عنوان یک هنرپیشه انجام می دهم زیرا از طریق کارم شانس آشنایی با فرهنگ های دیگری که خیلی با فرهنگ من متفاوتند را دارم.
به همین دلیل انتخاب من از آغاز حرفه ام، کار کردن با کارگردان های ایتالیایی، فرانسوی و آمریکایی بوده است. اما هرگز فکر نمی کردم که در فیلم کارگردان ایرانی بازی کنم و در فیلم فارسی صحبت نمایم. بلوچی مشتاق حضور در پیش نمایش فیلم «فصل کرگدن» در روز چهارشنبه در تورنتو بود.بعقیده خودش  این ماجرا به او فرصت داد تا از کارگردان بهمن قبادی و همچنین بازیگر فراری سینمای ایران که بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران را ترک نمود یعنی بهروز وثوقی حمایت نماید!

مونیکابلوچی در کمال ساده لوحی ونا آگاهی از واقعیات جامعه ایران گفت:

این فیلم تمثیلی از زندگی بهروز وثوقی و چیزهایی است که او از دست داده است و در مورد قبادی نیز گفت: او این شانس را به من داد تا در نقش مینا که همه چیزش را از دست داد بازی کنم. زن شاد و عاشق و آزاد و با یک زندگی طبیعی که همه چیزش را پس از انقلاب از دست داد!(معلوم نیست این بازیگر که کوچکترین تجربه و یامطالعه ای در رابطه با ایران و شرایط اجتماعی آن نداردچگونه به این درک بزعم خودش درست رسیده است)
بلوچی میگوید:مردم میپرسند چگونه زنی اروپایی که در زندگی از آزادی کامل برخوردار بوده است(البته آزادی بسبک غربی) می تواند چنین نقش متناقضی را بازی کند؟ اما پاسخ من این است که من می توانستم او را درک کنم اگرچه او از شرایط من بسیار دور است. برای اینکه من در کشوری زندگی می کنم که (ایتالیا)، همین ۶۰ سال قبل خانمی می توانست توسط شوهرش به قتل برسد و مرد برای این کار به زندان نمیرفت و این کار قتل غیر عمد به دلیل تحریک هیجانات تلقی می شد. در این کشور تا همین چند سال قبل، باکره گی قبل از ازدواج مهم و ضروری برشمرده میشد!!...باهمین جمله میتوان تلقی بلوچی از آزادی را بدرستی فهمید

مهمترین فیلم‌هایش:

(درزیر شرحی کوتاه و مختصر بر تعدادی از مهمترین فیلمهائی که او در آنها بازی کرده، آمده است)

دراکولای برام استوکر (1992)

 

روماني، سال 1462. سلحشوری به نام «ولاد»، معروف به «دراکولا»  از نبرد با سپاهيان ترک باز مي گردد و مي فهمد که همسرش، «اليزابتا»  به تصور مرگ او خودکشي کرده است. «دراکولا» ايمانش را رها مي کند و خون آشام مي شود. لندن، 1897. «جاناتان هارکر» به ترانسيلواني اعزام مي شود تا معامله ی املاکي در انگلستان را با «کنت دراکولا» به پايان برساند…نقش بلوچی در این اثر چندان اساسی نیست.

 
******************************************************************************************************
مالنا  (2000)

فیلمی ساختهٔ جوزپه تورناتوره کارگردان ایتالیا و با فیلمبرداری در جزیره سیسیل بر اساس داستانی از لوچانو وینچنزونی است.این فیلم سکوی پرتاب بلوچی به دنیای شهرت محسوب میشود.

داستان فیلم از سال ۱۹۴۰ و شرکت ایتالیا در جنگ جهانی دوم آغاز می‌شود؛ همسر مالنا، نینو اسکوردیو به جنگ می‌رود و مالنا در شهر کوچکی در جزیره سیسیل همراه با امید به پایان جنگ و بازگشت شوهرش تنها می‌ماند. فیلم در ادامه به زندگی فلاکت‌بار مالنای تنها و زیبا و همچنین ماجرای عشق شیفته‌وار پسری تازه بالغ به او می‌پردازد. مالنای زیبا به زودی برخوردهای جدیدی از اهالی روستا دریافت می‌کند. او هر گاه از پیاتزا می‌گذرد، با نگاه‌های شهوانی و صدای سوت مردان و نگاه سنگین و پچ پچ‌های زنان رو به رو می‌شود. سپس خبر کشته شدن همسرش به او می‌رسد و پدرش نیز در بمباران سیسیل به وسیله متفقین کشته می‌شود. او «دیگر تکیه گاهی ندارد و دیگر هیچ‌کس نیست که از ارزش‌های اخلاقی او دفاع کند و هدف شکار جنسی است. پس از هتک حرمتی که دندانپزشک شکست خورده از او می‌کند، باید در دادگاه از اتهام «رفتار نانجیبانه» که او را به آن متهم کرده‌اند، دفاع کند و یا به مدت دو سال به زندان برود.» وضع زندگی مالنا روز به روز بدتر می‌شود و تاجری محلی شکر و قهوه و مایحتاج او را به ازای رابطه جنسی به او می‌دهد. مالنا تسلیم شده و روسپی مردان محلی و سپس افسران آلمانی می‌شود.

می‌توان گفت بدن و داستان مالنا به صورت اجزای سمبلیک ملی در آمده‌است: بدن‌های ملنا و رناتو بدن‌هایی ملی می‌شوند و به داستانی ملی در نوستالژی موهوم برای ایتالیای آرمانی پیش از موسولینی در زمانی پس از آشویتس تبدیل می‌شود. هنگامی که مالنا در برابر فشار فقر و تقاضاهای جنسی به روسپیگری رو می‌آورد و قربانی تاجر محلی و افسران ارتش آلمان که خاک آنها را تسخیر کرده‌اند می‌شود، به موسولینی می‌ماند که خود را به آلمان هیتلری فروخته‌است.

پس از جنگ، ملت باید خود را بازسازی کند و خاطرات جنگ را از خود بزداید. در روستا این کار با طرد کردن بدن فروخته شدهٔ مالنا و وضع زندگی اش در طول جنگ انجام می‌شود؛ مردم روستا تلاش می‌کنند تاریخ و نقش خود را در آن پاک کرده و از نو بنویسند. هنگامی که موسولینی از قدرت برکنار می‌شود و ارتش آمریکا سیسیل را آزاد می‌کند، در صحنه تلخی، زنان روستا ملنا را به پیاتزا می‌برند، کتکش می‌زنند، موهایش را می‌تراشند و تبعیدش می‌کنند. همان تاجر محلی درباره جایگاه مالنا حرف می‌زند و زمزمه می‌کند که شاید ملنا کمونیستیاست که به شوروی رفته‌است. او به راحتی عضویت سابق خود در حزبی فاشیست را نفی می‌کند و مالنا را کمونیست می‌خواند، گویی کمونیسم دشمن جدیدی است که افکار عمومی روی آن متمرکز می‌شود تا فاشیسم خود را فراموش کند.

با وجود تلاش همه برای طرد و فراموش کردن مالنا، و نقش خود در زمان جنگ، سرانجام مالنا به کاستل کوتو برمی گردد و وجود او یادآور همیشگی گذشته می‌شود، معصومیت از دست رفتهٔ دوران جنگ. مالنا به وجدانی تاریخی تبدیل می‌شود.

******************************************************************************************

آستریکس و اوبلیکس: ماموریت کلئوپاترا (2002)

Astérix et Obélix: Mission Cléopâtre فیلمی محصول سال ۲۰۰۲ به کارگردانی آلن شابا است. این فیلم براساس ماجراهای آستریکس می‌باشد در این فیلم ژرار دوپاردیو،کریستین کلاویر، مونیکا بلوچی، جمال دبوزی بازی کردند. نقش بلوچی در این کار از نقشهای اصلی فیلم است. 

**************************************************************************************** 
برگشت‌ناپذیر ( 2002  )

فیلمی به کارگردانی گاسپار نوئه، فیلمی رمزآلود محصول سال ۲۰۰۲ می‌باشد. در هنگام اکران این فیلم در جشنوارهٔ کن و سن‌سباستین اظهارات متناقضی در رابطه با آن بیان می‌شد. عده‌ای شیفتهٔ روایت بدیع و منحصربه‌فرد فیلم شده بودند. اما در مقابل تعداد زیادی از تماشاگران فیلم نیز از وجود بسیار تصاویر خشن و مستهجن در آن ناراضی بودند. اکران این فیلم در سراسر دنیا با درجه‌بندی‌های محدودکننده همراه بود.بسیاری از بینندگان فیلم در میانه فیلم سالن سینما را ترک کردند، زیرا حالت تهوع به آنها دست داده بود. این حالت را کارگردان آگاهانه در فیلم گنجانده بود؛ در ۳۰ دقیقه اول نویزی به بسامد ۲۸ هرتز وجود دارد (مانند صدای زلزله).در این فیلم به زبان‌های فرانسوی، اسپانیایی، ایتالیایی و انگلیسی صحبت می‌شود.

داستان فیلم در یک روز می‌گذرد. آلکس و مارکوس با دوست خود پی‌یر به یک مهمانی می‌روند در مهمانی آلکس حالش بد می‌شود و از مارکوس و پیر جدا می‌شود تا به خانه برود در راه مترو یک منحرف جنسی به او تجاوز می‌کند و بعد او را به کما می‌فرستد. هنگامی که مارکوس این واقعه را می‌فهمد دربه‌در به دنبال متجاوز آلکس می‌گردد تا این که به یک کلوب همجنس‌گرایان به نام(رکتوم) راه می‌یابد...

***************************************************************************************************** 

ماتریکس: بارگذاری مجدد(2003)

Matrix reloaded ver14.jpg

The Matrix Reloaded یک فیلم عملی-تخیلی آمریکایی به نویسندگی و کارگردانی واچوفسکی‌ها است که در مه سال ۲۰۰۳ اکران شد. در این فیلم بازیگرانی همچون کیانو ریوز، لارنس فیشبورن، کری آن موس، هوگو ویوینگ، دانیل برنارد، مونیکا بلوچی، جادا پینکت اسمیت، کولین چو، هارولد پرینوا، لمبرت ویلسون و گلوریا فوستر ایفای نقش کردند. این فیلم دومین قسمت در سه‌گانه ماتریکس و ادامهٔ فیلم ماتریکس در سال ۱۹۹۹ بود.

داستان:شش ماه پس از اتفاقات نسخهٔ اول، اکنون نئو و ترینیتی معشوقه یکدیگر هستند. در ادامه داستان که نئو در یک سردرگمی به سر می‌برد که دلیل انتخاب او چه بوده‌است. البته ماتریکس ۲ موفقیت کمتری در مقابل ماتریکس ۱ داشت. داستان ماتریکس ۲ و ۳ کاملاً به هم پیوند دارد و در اصل می‌توان آن دورا یکی فرض کرد.

در ماتریکس ۲ نئو در جستجو برای پیدا کردن جواب سوالات خود به ملاقات طراح ماتریکس می‌رود. او پس از مواجه شدن با مشکلات فراوان از جمله پیدا کردن کلیدساز، ملاقات دوباره با مأمور اسمیت و مقابله با نرم‌افزاری خطرناک به نام مرویجین، بالاخره نزد طراح ماتریکس می‌رسد. این شخص به نئو می‌گوید که تو اولین فرد منتخب نیستی و پنج تن دیگر هم قبل از تو وجود داشته‌اند. در ادامه نئو باید بین نجات زایان و نجات ترینیتی یکی را انتخاب کند. نئو ترینیتی را نجات می‌دهد و داستان تا ماتریکس ۳ دنباله پیدا می‌کند.نقش بلوچی در این اثر نیز چندان اساسی نیست.

***************************************************************************************************** 

انقلاب های ماتریکس(2003)

Matrix revolutions ver7.jpg

 The Matrix Revolutions یک فیلم اکشن علمی-تخیلی آمریکایی که سومین و آخرین قسمت در سه‌گانهٔ ماتریکس به شمار می‌رود و مستقیماً ادامهٔ فیلم ماتریکس: بارگذاری مجدد است. در این فیلم نیز همانند نسخهٔ قبلی بازیگرانی همچون کیانو ریوز، لارنس فیشبورن، کری آن موس، هوگو ویوینگ، کولین چو، مری آلیس، جادا پینکت اسمیت، هری لنیکس، لمبرت ویلسون و مونیکا بلوچی ایفای نقش می‌کنند. انقلاب‌های ماتریکس که به مانند دو فیلم پیشین آمیزه‌ای از فلسفه و اکشن است، در جستجوی به پایان رساندن سؤالی بود که در فیلم قبل، بارگذاری مجدد ایجاد شده بود. این فیلم به وسیلهٔواچوفسکی‌ها نوشته و کارگردانی شده و در تاریخ ۵ نوامبر ۲۰۰۳ به طور هم‌زمان، در شصت کشور دنیا عرضه شد. گرچه این فیلم، آخرین قسمت در مجموعهٔ ماتریکس بود، اما خط داستان در ماتریکس آنلاین ادامه یافت.

****************************************************************************************************

اشک‌های خورشید (2003)  

                            
Tears of the Sun movie.jpg

 Tears of the Sun یک فیلم جنگی است که یک عمیات تیم نجات نیروی دریایی ایالات متحده امریکا را در قلب نیجریه به تصویر می‌کشد. در این فیلم ستوان واترز (بروس ویلیس) به همراه تیمش موظف است که یک شهروند آمریکایی به نام دکتر لنا (مونیکا بلوچی) را نجات دهد. این فیلم توسط آلکس لاسکر و پاتریک سیریلو نوشته و توسط آنتونیو فکووا کارگردانی شده و در تاریخ ۷ مارس ۲۰۰۳ به نمایش درآمد. اشک‌های خورشید محصول کمپانی آمریکایی کلمبیا پیکچرز است. آهنگساز موسیقی این فیلم هانس زیمر می‌باشد.بلوچی در این اثر نقش آفرینی هنرمندانه وتاثیرگذاری دارد.

****************************************************************************************

 مصائب مسیح(2004)  

The Passion of the Christ.jpg 

 

The Passion of the Christ فیلمی به کارگردانی مل گیبسون به عنوان یکی از پر بیننده ترین، بحث برانگیز ترین و پر منفعت ترین فیلم‌های تاریخ سینما گردیده است. این فیلم که ۱۲ ساعت آخر عمر عیسی مسیح را به تصویر کشید، موخرترین فیلم در زمرهٔ فیلم‌های دراماتیکی است که به بررسی زندگی عیسی مسیح پرداخته‌اند. فیلم مصائب مسیح محصول سال۲۰۰۴ می‌باشد که زندگی عیسی مسیح را بر اساس روایاتی از کتاب‌های عهد جدید، انجیل، انجیل متی، انجیل مرقس، انجیل لوقاو انجیل یوحنا و همچنین نوشته‌های مذهبی آنه کاترین امرک به نمایش درآورده است. دیالوگ‌های این فیلم به زبان آرامی، لاتین،عبری و همراه با زیرنویس است.بلوچی در این اثر نقش مریم مجدلیه را بازی میکند.

از زمان اکران و انتشار فیلم در سپامبر سال ۲۰۰۴ این فیلم ۳۰ میلیون دلاری توانست ۶۰۰ میلیون دلار منفعت مالی کسب کند. در اولین هفتهٔ انتشار آن بر روی DVD و VHS نزدیک به ۹ میلیون نسخه از آن به فروش رفت که با این رقم بالاتر از فیلم‌های محبوبی چون ارباب حلقه‌ها قرار گرفت. مصائب مسیح ابتدائاً در بیش از ۳۰۰۰ سالن سینما اکران شد که آن را مبدل به موفق ترین فیلم مستقل تاریخ سینما کرد.

این فیلم ماجرای دستگیری، محاکمه و مصلوب شدن عیسی مسیح را به تفصیل به تصویر می‌کشد. فیلم به خاطر مسئول نشان دادن یهودیان در به صلیب کشیده شدن مسیح با اعتراض محافل و گروه‌های یهودی مواجه شد تا جایی که آنها به دادگاه شکایت بردند و تلاش کردند از اکران آن جلوگیری کنند، اما فیلم با اعمال تغییراتی مختصر اکران شد.

 

******************************************************************************************************

ارباب جنگ (2005)

 

 

یوری اورلوف که در دوران کودکی به همراه خانواده به بهانهٔ ساختگی یهودی بودن از اتحاد جماهیر شوروی به ایالات متحده آمریکامهاجرت می‌کند، دلزده از زندگی ساده خانواده خویش و برای ثروتمند شدن وارد تجارت و قاچاق اسلحه و ابزارآلات جنگی می‌شود. یوری با استفاده از ذکاوت خویش به یک باره به یک دلال بین‌المللی اسلحه تبدیل می‌شود و سقوط اتحاد جماهیر شوروی او را در رسیدن به هدفش یاری می‌کند.مونیکا بلوچی جزو هنرپیشگان فرعی این اثراست.

 ****************************************************************************************

برادران گریم (2005)

آلمان، سال ۱۷۹۶٫ «ویلهلم گریم» و «یاکوب گریم» برادران حقه بازی هستندکه از این دهکده به آن دهکده سفر می کنند و به هرجا می رسند نمایش هایی به راه می اندازند و ادعا می کنند که با عالم غیب ارتباط دارند. سرانجام در دهکده ای به نام ماربادن، حاکم فرانسوی، «دلاتوم» متوجه شیاد بودن برادرها می شود، ولی به جای تنبیه «برادران گریم» آن دو را روانه مأموریتی خطرناک می کند و …

 ******************************************************************************************
 فصل کرگدن (2012) 

Rhino Season (film).jpg

 فیلمیست مغرضانه به کارگردانی بهمن قبادی که متخصص وارونه نمایاندن واقعیات جامعه ایران و خوش رقصی برای بیگانگان است .همبازیان مونیکا بلوچیدر این فیلم: بهروز وثوقی و آرش لباف و برن سات بازیگر ترکیه‌ای(بازیگر نقش فاطماگل در یک سریال ترکی بهمین نام) هستند. این فیلم روایتگر یک داستان عاشقانه پس از تحولات سیاسی بعد از انقلاب اسلامی ایران است وبرای مقبولیت نزد بیگانگان و موفقیت در جشنواره های خارجی متاسفانه سیاه نمائی کرده وبسیاری از حقایق را عمدا" وارونه جلوه داده ،بحدی که مونیکا بلوچی را نیز تحت تاثیر فضای مسموم و غرض ورزانه فیلم قرار داده است. 

فصل کرگدن اولین فیلم بهمن قبادی است که در ترکیه ساخته شده است. تورج اصلانی برای این فیلم برنده بهترین فیلمبرداری از جشنواره فیلم سن‌سباستین شد.قبادی در یک نمایش تهوع آورو متظاهرانه این فیلم را به صانع ژاله و فرزاد کمانگر تقدیم کرد.

                                                  پایان


تعداد بازدید از این مطلب: 17043
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

ساعت : | نویسنده : م.م
(مورد عجیب بنجامین باتن) چگونه ساخته شد؟
نظرات 0

     فیلم (مورد عجیب بنجامین باتن)

         چگونه ساخته شد؟

                           گردآوری و تدوین:مهردادمیخبر

کارگردان دیوید فینچر
تهیه‌کننده کاتلین کندی
فرانک مارشال
نویسنده اریک راث
رابین سویکورد
(بر پایه داستان کوتاه اثر اف. اسکات فیتزجرالد)
بازیگران برد پیت
کیت بلانشت
ترجی پی. هنسون
جولیا اورموند
الیاس کوتیاس
جرید هاریس
جیسون فلمینگ
تیلدا سوئینتن
موسیقی الکساندر دسپلات
فیلم‌برداری کلادیو می‌راندا
تدوین کریک بکستر
انگوس وال
توزیع‌کننده پارامونت پیکچرز
برادران وارنر
تاریخ‌های انتشار ۲۵ دسامبر ۲۰۰۸
مدت زمان ۱۶۶ دقیقه
کشور آمریکا
زبان انگلیسی
بودجه ۱۶۰٬۰۰۰٬۰۰۰ دلار
فروش ۳۳۲٬۵۸۲٬۷۱۱ دلار

دیوید اندرو لئو فینچر ( David Andrew Leo Fincher) (زاده ۲۸ اوت ۱۹۶۲)، فیلمساز آمریکایی است که بخاطر سبک تریلرهای سیاهش مانند هفت، بازی، باشگاه مشت زنی و زودیاک معروف است. فینچر دو نامزدی اسکار بهترین کارگردانی و دو نامزدیگلدن گلوب بهترین کارگردانی برای فیلمهای سرگذشت غریب بنجامین باتن و شبکه اجتماعی را در کارنامه هنری خود دارد که برای فیلمشبکه اجتماعی، گلدن گلوب بهترین کارگردانی را دریافت نمود.دیوید فینچر در دنور از ایالت کلرادو به دنیا آمد و مادرش کلر و پدرش جک نام دارند. وقتی وی دو ساله بود، به همراه خانواده‌اش به کالیفرنیا نقل مکان کردند یعنی جایی که فینچر در آنجا فارغ‌التحصیل شد. او با دیدن فیلم بوچ کسیدی و ساندنس کید به فیلم‌سازی علاقه پیدا کرد و در ۸ سالگی شروع به فیلم‌برداری با دوربین هشت میلیمتری خود نمود. او تاکنون برای شرکت‌های بزرگی فیلم تبلیغاتی درست کرده‌است. اشاره کرد. فینچر کارگردانی ویدئوکلیپ را با آثاری از مدونا آغاز کرد و بعدها ویدئوکلیپ‌های خوانندگان و گروه‌های مشهوری چون ایروسمیث، رولینگ استونز، اوت فیلد و مارک نافلر را ساخت. مورد عجیب بنجامین باتن یا سرگذشت غریب بنجامین باتن ( The Curious Case of Benjamin Button) نام یک فیلم محصول سال ۲۰۰۸ به کارگردانی این فیلمساز خوش قریحه است. شخصیت اصلی این فیلم الهام گرفته از یک داستان کوتاه اثراف. اسکات فیتزجرالد است. فیلم‌نامه این فیلم را اریک راث نوشته است و برد پیت و کیت بلانشت بازیگران اصلی آن هستند. بسیاری از مخاطبان این فیلم را بهترین فیلم دیوید فینچر میداننداین فیلم با بازخورد بسیار مثبت منتقدین نیز روبرو شد.بنجامین در اواخر قرن نوزدهم و در سن ۸۰ سالگی به دنیا آمده و با گذشت زمان، در حالی که دیگران پیرتر می‌شوند، او جوان‌تر می‌شود. او در کهنسالی عاشق دختری می‌شود که در سنین کودکی به‌سر می‌برد. اما در طی سال‌ها در حالی که دخترک بزرگ‌تر می‌شود، او در روندی وارونه به سوی خردسالی پیش می‌رود.

 

Benjamin Button poster.jpg

 عشقها و افسوسها

مورد عجيب بنجامين باتن، پس ازهفت (1995) و باشگاه مشت زني (1999)، سومين همكاري براد پيت با ديويد فينچراست. براد پيت براي ايفاي نقش بنجامين باتن نامزد اسكار بهترين بازيگر نقش اول مرد شد.
- به نظرم پايان مورد عجيب بنجامين باتن راه را براي انتخاب تماشاگر باز مي‌گذارد. اين فيلم در مورد موضوع هايي جهاني است كه ما همه در هر جاي دنيا كه باشيم، با آن ها آشناييم؛ عشق، اميد، چيزهايي كه از دست مي‌دهيم و تلاش مي‌كنيم تا حد امكان جاي خالي آن ها را از نظر پنهان نگه داريم و در نهايت اين كه ما همگي فاني هستيم.
- يك ماه پس از شروع فيلم برداري مادر آنجلينا جولي از دنيا رفت. بعد ديويد فينچر پدرش را از دست داد. سپس مادر اريك راث درگذشت. درحين فيلم برداري بوديم كه با تمام وجود احساس كردم فرصت ما در اين دنيا بسيار محدود است. در حقيقت نمي دانم كه آيا يك روز، ده روز، ده سال يا چهل سال ديگر زنده ام يا نه. آيا نيمي از زندگي ام را پشت سر گذاشته ام يا اين كه به آخر كار بسيار نزديك شده ام؟ پاسخي براي پرسش هايي از اين دست ندارم. به همين دليل نبايد هيچ يك از لحظه هاي زندگي ام را با تنبلي و سستي هدر بدهم و بايد عمرم را دركنار كساني بگذرانم كه اهميت بسياري برايم دارند.
- مورد عجيب بنجامين باتن بيش تر از هر موضوع ديگري به بازنگري لحظه هاي چشم گير زندگي يك فرد مي پردازد. دوستي دارم كه درآسايشگاه بيماران علاج ناپذير كار مي كند. او روزي به من گفت كه بيماران در لحظه هاي پايان عمرشان درباره موفقيت ها و دستاوردهاي شان، جايزه هايي كه گرفته اند يا كتاب هايي كه نوشته اند صحبت نمي‌كنند. آن ها تنها در مورد عشق هاي زندگي خود و افسوس هاي عمرشان حرف مي زنند. به نظرم اين نكته، هسته مركزي مورد عجيب بنجامين باتن را آشكار مي‌كند.
كيت بلانشت
فينچر بود و خيال‌مان راحت شد

* كيت بلانشت پيش از اين در فيلم بابل (آلخاندرو گونزالز ايناريتو، 2006) در كنار براد پيت بازي كرده بود.- كار وي مورد عجيب بنجامين باتن دردسرهاي بسياري داشت؛ مدت فيلم طولاني بود، داستانش ساختاري نامتعارف داشت و بايد با وجود گريمي سنگين، بازي مي‌كردم. اما شايد دشوارترين مسأله‌اي كه بايد با آن كنار مي‌آمدم، نزاكت همبازي‌ام براد پيت بود.
- من و براد مدت هاي مديدي در مورد كرم مرطوب كننده صحبت كرديم چون هر دو گريم هاي سنگيني داشتيم و بايد عضو مصنوعي روي صورت هاي مان قرار مي‌دادند. البته اگر بخواهم منصفانه قضاوت كنم، نبايد شكايتي داشته باشم چون براد از نظر گريم و دست‌و پنجه نرم كردن با سختي هاي كار با جلوه هاي ويژه خاص فيلم، بايد دشواري هاي بسياري را تحمل مي‌كرد. تنها كافي است تصوركنيد كه تا ساعت ده شب كار كرده‌ايد و به احتمال قوي مجبوريد كه فردا صبح ساعت چهار بامداد از خواب بيدار شويد چون گريم شما حدود شش ساعت طول مي‌كشد.
- وقتي بحث يك داستان عاشقانه حماسي در ميان است، فيلمي مثل مورد عجيب بنجامين باتن خيلي راحت ممكن است به دام احساسات گرايي بيفتد اما چون زمام امور به ديويد فينچر، يكي از بدبين‌ترين كارگردان هاي عصر ما، سپرده شد بود، خيال ما كاملاً از هرجهت راحت بود.
- من در كنار مادر بزرگم بزرگ شدم. بزرگ شدن در خانه‌اي كه سه نسل متفاوت در آن زندگي مي‌كنند باعث مي شود كه مسائلي مثل فناپذيري را بهتر درك كني. به نظرم اين موضوع براي نقش‌آفريني در چنين فيلمي خيلي به كمكم آمد.

خاطراتي از بنجامين باتن

تاراجي پي. هنسن
پروژه هنرمندان جسور
*
تاراجي پي. هنسن در نقش كوييني، زن سياه‌پوستي كه بنجامين باتن به حال خود رها شده را از جلوي خانه سالمندان برمي دارد و بزرگ مي كند، خوش درخشيد و نامزد دريافت اسكار شد. نقش‌آفريني طلايي او يادآور بازي هاي درخشان زنان سياه‌پوست در آثار كلاسيك سينماي آمريكا- از جمله هتي مك دانيل به نقش دايه در فيلم بربادرفته (ويكتور فلمينگ، 1939)- است. 
* در حين انتخاب بازيگران بنجامين باتن بود كه متوجه شدم زندگي طنز تلخ و شيريني دارد. من هم مثل هر بازيگر ديگري، فهرستي از بازيگراني داشتم كه دلم مي خواست با آن ها كاركنم. براد پيت بدون شك در صدر فهرست بود. دوست داشتم نقش خوب و جذابي مقابل بيت به دست بياورم اما وقتي دعاهايم براي همبازي شدن با او مستجاب شد، نقش مادر او به من رسيد.
- وقتي براي اولين بار فيلم نامه را خواندم، پيش خودم فكر كردم: «خداي من! اين‌ها چه‌گونه مي‌خواهند چنين فيلمي بسازند؟» فيلم نامه به نظرم بسيار جسورانه آمد. بعدها متوجه شدم بنجامين باتن پروژه هنرمندان جسور است؛ از اريك راث گرفته تا ديويد فينچر و براد پيت كه با بي‌پروايي به دل اين پروژه زده‌اند. همه اين ها باعث شد من هم تمام خطرها را به جان بخرم و وارد ميدان بشوم. البته پيش از تست هيچ اميدي نداشتم كه پذيرفته بشوم اما تمام تلاشم را كردم تا بر لاري مي فيلد، كه بازيگران اين فيلم را جمع‌وجور كرد، تأثير مثبتي بگذارم.
- آن ها سه بازيگر براي ايفاي نقش بنجامين باتن در دوره هاي مختلف زندگي اش به كار گرفتند. كار مهمي كه فينچر در اين مرحله انجام داد اين بود كه مفهوم يكساني از شخصيت باتن براي هر سه بازيگر و براد پيت ترسيم كرد. اما سختي كار خودش را در عمل نشان داد. سه بازيگر ماسك اسكي آبي رنگي روي سرشان مي‌كشيدند و ما بايد همراه آن ها بازي مي‌كرديم. البته من از بخش هاي مربوط به جلوه هاي ويژه فيلم بي اطلاع بودم، براي همين به فينچر گفتم: «فينچر، اين جا چه خبر است؟ بازيگراني كه ماسك روي سرشان كشيده اند ديگر كيستند؟ پس براد پيت كجاست؟» بعد فينچر به من گفت: «تو فقط بازي خودت را بكن. بقيه ماجرا به عهده تيم جلوه هاي ويژه است. تو همان كاري را بكن كه داشتي انجام مي‌دادي.»
- ديويد فينچر بهترين گزينه براي ساخت فيلمي به اين عظمت بود چون او به خوبي توانست فيلم را واقعي از كار دربياورد. براي پذيرفته شدن بنجامين باتن از سوي تماشاگران، بايد آن را بسيار واقعي از كار درآورد و فينچر هم درست همين كار را كرد.
- برخورد كوييني با بنجامين باتن در ابتداي فيلم، لحظه اي بسيار كليدي است. همه چيز به واكنش كوييني نسبت به چهره بنجامين باتن روي راه‌پله هاي خانه سالمندان بستگي دارد. اگر كوييني در همان لحظه عاشق اين بچه نشود، فيلم تماشاگر را از دست مي‌دهد. عشقي كه كوييني نسبت به بنجامين باتن پيدا مي‌كند، عشقي بي‌قيدوشرط است. يعني او هيچ مورد نژادپرستانه‌اي در اين قضيه نمي‌بيند و برايش هم اصلاً مهم نيست كه بنجامين باتن نوزادي طبيعي نيست. او با كار در خانه سالمندان آموخته كه چه‌گونه بايد بي‌قيدوشرط انسان ها را دوست بدارد. او نمي‌تواند بچه‌دار بشود و براي همين بنجامين را هديه‌اي آسماني مي پندارد. در خانه سالمندان، بنجامين نمادي از زندگي است و به آن جا طراوت مي بخشد.
- يكي ديگر از اسامي صدرنشين در فهرست بازيگراني كه دوست دارم با آن‌ها هم بازي شوم، جرج كلوني است.

خاطراتي از بنجامين باتنجوليا ارموند

زندگي يك دايره است
* جوليا ارموند نقش كارولين، دختر ديزي، را بازي مي‌كند. اهميت نقش كارولين در اين است كه او همان شخصيتي است كه براي اولين بار به واسطه دفترچه خاطرات بنجامين باتن با او آشنا مي شود و به اين حقيقت پي مي برد كه بنجامين پدر واقعي اش است.
- من هيچ شناخت قبلي نسبت به داستان كوتاه مورد عجيب بنجامين باتن نداشتم. اما وقتي فيلم نامه را خواندم، با خودم فكر كردم كه ايده آن بي نظير است؛ اين كه فردي برعكس زندگي كند. كمي كه به اين ايده فكر كردم، متوجه شدم كه مي شود به واسطه آن حرف هاي زيادي درباره زندگي، تجربه هاي كسب شده در آن و مرگ زد. ايده داستاني فيلم بسيار ساده بود اما بي وقفه افق هاي تازه اي جلو چشم ما باز مي‌كرد. من عاشق اين نكته ايده شدم كه زندگي پديده اي مدور است و در پايان درست مثل دايره اي به نقطه آغازش باز مي‌گردد. اگر از شخص محتضري پرستاري كرده باشيد، حتماً متوجه شده ايد كه هر چه او به مرگ نزديك‌تر مي شود، ويژگي هاي كودكانه اش هم بيش‌تر و بيش‌تر مي‌شوند. پدربزرگم زمان مرگ 97 سال داشت. او سه ساعت مي‌خوابيد و بعد بيدار مي‌شد و مثل بچه ها هوس چيزي مي‌كرد. به نظرم داستان اين فيلم هم درست همين حالت را دارد و دوباره به نقطه اول خود باز مي‌گردد.
- كارولين در واپسين لحظه هاي زندگي ديزي كنار اوست اما وقتي ديزي مي ميرد، ديگر خبري از كارولين نيست. تماشاگر هيچ وقت لحظه اي را كه كارولين به اتاق باز مي‌گردد و متوجه مرگ ديزي مي شود نمي بيند. اگر فيلم خوب از كار درآمده باشد، ديگر نيازي به اين صحنه نيست.
- بخش هاي مربوط به كارولين و ديزي در بيمارستان به عنوان آخرين مرحله كار، فيلم برداري شد. واقعاً اين از شانس خوب من بود. تمامي صحنه هاي ديگر فيلم گرفته شده بودند و ما اين فرصت را داشتيم كه آن ها را تماشا كنيم تا حال و هواي فيلم دست مان بيايد. قسمت مربوط به من و كيت بلانشت ظرف دو هفته در لس‌آنجلس فيلم برداري شد. يكي ديگر از ويژگي هاي مثبت كار اين بود كه مي توانستيم اين بخش را سكانس به سكانس جلو ببريم. از لحاظ كار فيلم سازي، اين موضوع براي من تجربه منحصر به فردي بود. 
فرانك مارشال و كاتلين كندي، تهيه‌كنندگان
اگر اسپيلبرگ فيلم را مي ساخت ...
* قصه مورد عجيب بنجامين باتن از هجده سال پيش شروع مي شود. در ابتدا ري استارك حق ساخت آن را خريد و مي‌خواست آن را براي كمپاني خودش تهيه كند. بعد ورق برگشت و كار را پيش ما در كمپاني امبلين آوردند. استيون اسپيلبرگ مدتي با آن سروكله زد. سال ها بعد وقتي كه ما كمپاني خودمان را تأسيس كرديم، اين متن بسيار براي مان عزيز شده بود و با تمام وجود دوست داشتيم آن را تهيه كنيم. جالب اين بود كه هيچ كسي هم كاري با آن نداشت. ما امتياز آن را خريديم و هجده سال روي ساخت و تهيه آن كار كرديم. نكته جالب اين است كه ديويد فينچر هم دور از چشم ما سرنوشت اين متن را پيگيري مي‌كرد و حدود دوازده يا سيزده سال پيش هم نسخه اوليه فيلم نامه را خوانده بود. براي فينچر هم هميشه اين موضوع مهم بود كه دست آخر قرار است چه بلايي سر اين متن بيايد. در اين ميان لحظه اي از علاقه او نسبت به اين متن كاسته نشده بود. البته نقطه عطف اصلي زماني به وقوع پيوست كه فيلم نامه اريك راث را فينچر خواند و براي ساخت آن اعلام آمادگي كرد.
ما و اسپيلبرگ مدت زيادي در مورد اين متن با هم صحبت كرديم اما او دست آخر تصميم گرفت آن را نسازد. جالب اين است كه امروز وقتي تلفني با او صحبت مي‌كرديم، گفت كه فيلم را ديده و بلافاصله گفت كه «نكته شگفت انگيز ماجرا اين است كه ساخت فيلم را به ديويد فينچر محول كرديد. راز قوت فيلم اين است كه فينچر در ساخت فيلم به طور كلي به احساس‌گرايي نپرداخته است.» به نظر ما، استيون هنوز در اين فكر بود كه اگر اين فيلم نامه را مي‌ساخت، روش فينچر را پي مي‌گرفت يا نه. به هرحال، او كار فينچر را بسيار ستايش كرد. فينچر كارگرداني كمال‌گراست، به همين دليل توقعش بسيار بالاست اما هيچ گاه توقع غيرمنطقي ندارد. درست همين سخت گيري هاي او باعث مي‌شود كه هر كسي كار خود را به نحو احسن انجام بدهد. ما هميشه دل‌مان مي‌خواست با او همكاري كنيم چون فينچر بسيار موشكافانه و با وسواس بيش از حد فيلم مي‌سازد. براي نقش بنجامين باتن هم، براد پيت انتخاب اول ما بود. وقتي براد فهميد كه ديويد فينچر قرار است فيلم را بسازد، بلافاصله پاسخ مثبت و قاطعانه خود را اعلام كرد. 
الكساندر دسپلات، سازنده موسيقي متن
وقتي بنجامين پيراست و ديزي جوان
* ديويد فينچر بسياري از ساخته هاي من براي كارگردانان ديگر را شنيده بود؛ از هوس، احتياط (آنگ لي، 2007) گرفته تا دختري با گوشواره مرواريد (پيتر وير، 2003)، سير يانا (استيون گاگن، 2005) و ملكه (اسيتون فريرز، 2006). اما او شيفته موسيقي متن فيلم تولد (جاناتان گليزر، 2004) شده بود و قطعاتي را كه براي آن فيلم ساخته بودم بسيار دوست داشت. همين قطعات در نزديك كردن ديدگاه هاي من و ديويد در حين كار روي بنجامين باتن بسيار كمك مان كرد. موسيقي توليد مشخصه منحصر به فرد حائز اهميتي براي ما داشت؛ در ساخت آن سعي كرده بودم كه خود را درگير هيچ ژانر خاصي نكنم، يعني ملودي ها هم حالت حزن انگيز و رشك‌آور داشته باشند و هم عجيب و جادويي باشند. در ساخت موسيقي بنجامين باتن هم دقيقاً همين روش را دنبال كرديم. فينچر سال ها در ساخت ويدئوكليپ و تبليغات تلويزيوني فعاليت داشته، به همين دليل به خوبي از اهميت موسيقي روي روايتي تصويري آگاه است. او مي دانست كه اگر در ساخت موسيقي فيلمي مثل مورد عجيب بنجامين باتن مسيري بخش غالب كار را به خود اختصاص بدهد، ممكن است نتيجه همه زحمت هايمان هدر برود.
ساخت موسيقي براي مورد عجيب بنجامين باتن گستره عظيمي از امكانات بالقوه را پيش روي من قرار داد. عادت من در حين ساخت موسيقي متن اين است كه دست به كشف دنياي تازه‌اي بزنم كه هيچ وقت به آن جا نرفته‌ام و اين فيلم درست چنين فرصتي را براي من فراهم كرد. يكي از مهم‌ترين چالش هاي كار من اين بود كه چه‌گونه مي‌توانم تمي بسازم كه بتواند پيوند عاطفي شديد ميان ديزي در كودكي و بنجامين با سروشكل پيرمردانه اش را توضيح دهد. در واقع نمي‌شود مثل هميشه تمي عاشقانه ساخت چون قرار دادن ملودي عاشقانه بر چنين صحنه هايي نتيجه كار را عجيب و آشفته مي‌كند. بايد با دقت و وسواس بسيار تمي براي دوستي ديزي و بنجامين در كودكي بسازي و بقيه موسيقي متن فيلم را بر روي آن پايه‌ريزي كرد.

خاطراتي از بنجامين باتن

ژاكلين وست، طراح لباس
به ياد گري كوپر و مارلون براندو
* بزرگ ترين چالشي كه طراحي لباس مورد عجيب بنجامين باتن براي من داشت، اين بود كه داستان از 1919 آغاز مي شد و تا سال 2005 ادامه داشت. بايد لباس ها را طوري طراحي مي‌كردم كه هم مطابق مد دهه‌هاي مختلف باشد و هم يكپارچگي فيلم و شخصيت هاي متعدد آن را با طراحي هاي مناسب حفظ كنم. در طراحي لباس ها، از آثار كلاسيك سينمايي هم الهام گرفته ام. مثلاً آن كت را كه وقتي براد پيت، تيلدا سوينتن را در آسانسور مي بيند به تن دارد به ياد گري كوپر در فيلم زنگ ها (ناقوس عزا) براي كه به صدا در مي‌آيد (سام وود، 1943) طراحي كردم. كلاهي هم كه براد در پاريس به سر دارد، مدل مارلون براندويي است.
يكي از خاطرات جالبي كه از فيلم دارم، طراحي و دوخت لباس قرمزي است كه در صحنه ملاقات ديزي و بنجامين در نيواورلئان، كيت بلانشت تنش كرده است. اين لباس قرمز را در اصل قرار بود ديزي در صحنه‌اي در كلوبي شبانه در نيواورلئان در دهه چهل تنش كند اما در لحظه آخر تصميم گرفتم آن را در صحنه اي تن ديزي بكنم كه بلانشت بتواند با آن برقصد. اول كيت خيال پوشيدن آن را نداشت چون ديويد فينچر از رنگ قرمز خوشش نمي‌آمد اما وقتي آن را تن كيت كردم، هيجان زده شد و گفت: «اجازه بده به ديويد نشانش بدهم.» بعد هم به من گفت: «اين لباس بايد قرمز باشد. ديويد چون هيچ وقت لباس قرمز نپوشيده، از درك قدرت آن عاجز است.» كار كردن در كنار كارگرداني مثل ديويد فينچر تجربه بزرگي است، چون او به راستي هنرمندي واقعي است. هر نمايي كه مي‌گيرد به تابلوي نقاشي شبيه است. هر وقت سر صحنه مي رفتم تا ببينم او چه گونه ميزانسن مي چيند، احساس مي كردم دارم به كار كردن نقاشاني مثل ادگار دگا و هانري دو تولوز - لوترك (دونقاش فرانسوي) نگاه مي‌كنم، لباس پوشاندن به بازيگراني كه قرار بود در تابلوهاي نقاشي ديويد فينچر قرار بگيرند، كار بسيار لذت بخشي بود.
كلوديو ميراندا، مدير فيلم برداري
زنده باد وايپر!
* در ابتدا، تكنيسين برق ديويد فينچر بودم و در ساخت فيلم هاي باشگاه مشت زني و بازي مديريت اين بخش را بر عهده داشتم. در زودياك، هريس ساويدز مدير فيلم برداري اصلي بود و من طي دو هفته كار، فيلم برداري چند صحنه اضافه شده فيلم - از جمله صحنه اي در زندان - را بر عهده داشتم. كار بسيار ساده اي بود. نتيجه آن قدر خوب شد كه ديويد از من خواست مدير فيلم برداري مورد عجيب بنجامين باتن بشوم كه در نوع خود پروژه اي عظيم بود مدت فيلم برداري 145 روز بود و چون داستانش از 1918 تا سال هاي آغاز قرن بيست‌ويكم را در برمي‌گرفت، تصويربرداري آن كار بسيار پيچيده اي بود.
ديويد كار با دوربين وايپر را دوست دارد. او دلش مي خواهد برداشت هايي را كه داشته ايم، ببيند يك بار از من پرسيد: «وقتي مي داني تمامي برداشت ها صحيح و سالم سرجاي خودشان هستند، راحت‌تر نمي خوابي؟» من هم وقتي نسخه نهايي را ديدم از نتيجه كارمان راضي بودم. هدف ما اين نيست كه كاري بكنيم كه تصاويري كه با وايپر گرفته ايم شبيه به فيلم هاي گرفته شده با دوربين هاي ديگر بشود. وايپر ظاهر مختص به خود را دارد. حاصل كار HD (وضوح بالا) نيست، بلكه تصويري است كه فقط از وايپر درمي‌آيد. در زودياك هم ازدوربين وايپر استفاده كرده بوديم و خيال مان راحت بود كه به نتيجه دل خواه مان خواهيم رسيد. كار با وايپر اين حسن را هم دارد كه مي توان در صحنه هاي تاريك تصاوير زيبايي گرفت. در مورد عجيب بنجامين باتن، در صحنه هايي يك لامپ روشن مي‌كردم و نور كافي را به دست مي‌آوردم. وايپر در چنين شرايطي تصويرهايي ضبط مي‌كند كه شبيه به تابلوهاي نقاشي هستند.
اريك باربا، ناظر جلوه هاي ويژه
حذف جلوه هاي تصنعي
* شايد در نگاه نخست جلوه هاي ويژه منحصربه‌فرد مورد عجيب بنجامين باتن در مقايسه با فيلم هايي مثل شواليه سياه و مرد آهني به چشم نيايد، اما من و گروهم، دو سال تمام روي آن وقت گذاشتيم تا كارهايي انجام بدهيم كه پيش از اين انجام نشده بود. در همان ابتداي كار، فينچر به من گفت كه دلش مي خواهد نتيجه كار طوري باشد كه تماشاگران به آن به چشم فيلمي پر از جلوه هاي ويژه نگاه نكنند. ديويد به من اين تذكر را هم داد كه جلوه هاي ويژه فيلم بايد آن قدر طبيعي از كار دربيايد كه وقتي شخصيت بنجامين باتن به براد پيت سپرده مي شود، تماشاگر احساس جداافتادگي بين دو قسمت فيلم نكند. پيش از اين با استفاده از CG شخصيت هاي باورپذيري كه دقيقاً شبيه به انسان باشند، خلق نشده بودند. به نظرم گولم در واقع مثال بسيار خوبي از شخصيتي خلق شده توسط CG باشد كه بازي چشم گيري از خود نشان داد اما اين شخصيت در حقيقت انسان نبود و بازيگر آن نقش هم بازيگر سرشناسي نبود. اما خوب يادم است اولين بار كه گولم را ديدم، مغزم از فرط شگفت‌زدگي سوت كشيد. سختي اصلي كار ما اين بود كه مي‌خواستيم تمامي جنبه هاي تصنعي شخصيتي كه با استفاده از تكنيك CG خلق شده را از بين ببريم. كار ما براي جابه‌جايي سر براد پيت با بازيگران ديگر 52 دقيقه اوليه فيلم و 325 نما از آن را دربرمي‌گرفت.
تاد تاكر و هاروي لوري، طراحان و مجريان گريم
پير كردن سوپراستارها
* كار اصلي ما اين بود كه براد پيت و كيت بلانشست را پير كنيم. براي به دست آوردن تصويري از چهره آن ها در پيري بايد به دركي هنري از ماجرا متوسل مي شديم. گريم هاي بسياري براي پير ساختن افراد تست كرديم تا به نتيجه دلخواه‌مان برسيم. شايد جالب ترين خاطره ما از كار روي اين فيلم اين باشد كه براد پيت بعدها تصويري از والدينش در پيري آورد تا به ما نشان دهد كه شمايلي كه ما با گريم براي او در سنين پيري طراحي كرده بوديم، چه قدر شبيه به آن ها بوده است.

اريك راث، فيلم نامه نويس
تام هنكس به من گفت ...
حتي فكر اقتباس از روي داستان كوتاهي از فيتزجرالد بسيار دلهره‌آور است، چون او در مقايسه با من صدها برابر نويسنده بهتري است. براي شروع اقتباس تحقيقاتي كردم تا ببينم جايگاه اين داستان كوتاه در پرونده ادبي فيتزجرالد كجاست، چون دلم نمي خواست كه درگير شمايل اسطوره اي او در دنياي ادبيات بشوم. پس از آن كه با زندگي‌نامه‌نويسان او صحبت كردم، متوجه شدم كه نگارش اين داستان براي فيتزجرالد بيش تر جنبه تفنني داشته. او نياز به پول داشته و براي همين آن را نوشته و كار چندان براي او جدي نبوده. در اصل او اين داستان را براي مجله اي نوشته و حتي قرار هم نبوده داستاني بنويسد بلكه در وهله اول مقاله اي ژورناليستي مد نظر بوده است. نويسنده هاي ديگري هم در مقطعي از كارشان داستان هايي به اين سبك نوشته اند و در حين نوشتن، راه و روش خود را در پيش گرفته اند. اين طوري شد كه براي بال وپر دادن به تخيلات خودم احساس آزادي كردم. اما مهم ترين نكته داستان پابرجا ماند و آن هم ايده اصلي اش بود كه در حقيقت مارك تويين، آن را به فيتزجرالد رسانده بود. مارك تويين ايده را از طريق ويراستار فيتزجرالد يعني ماكسول پركينز به او منتقل كرده بود. ايده اين بود كه اگر انسان پير به دنيا بيايد و به مرور جوان شود، چه احساسي خواهد داشت؟ داستان فيتزجرالد ايده و داستاني عاشقانه دارد كه در متن من اين دو موردي بود كه تقريباً دست نخورده باقي ماندند.
پيچيده ترين كاري كه در حين نوشتن با آن مواجه شدم اين بود كه بتوانم سن عاطفي و سن فيزيكي بنجامين باتن را طبق سال وقوع رويدادها هماهنگ كنم. به همين دليل در گوشه متن به نوعي سن بنجامين و سال وقوع رويدادها را مي نوشتم. نمي‌خواستم تمركزم را در حين نوشتن از دست بدهم. سختي كار در اين بود كه رياضيات من تعريفي ندارد، براي همين حال و روزم شبيه به اين بود: «خُب، اگر او 87 ساله است، صبر كن ببينم، پس او تقريباً دَه يا نُه سال سن بيش تر ندارد.» البته در حين فيلم برداري تغييري هم در ساختار متن داديم ولي به خاطر آن مجبور نشدم دوباره بازنويسي كنم. اصل تغيير به زمان رو شدن كارت پستال هايي كه بنجامين باتن براي كارولين (جولياارموند) فرستاده بود، مربوط مي شد تا به واسطه آن شخصيت كارولين بيش تر به چشم بيايد و روايت فيلم تحت تأثير قرار بگيرد.
هر روز به اين مسأله فكر مي‌كردم. بخشي از موضوع براي من بسيار جنبه احساسي پيدا كرد چون همان طور كه گفتم والدينيم را در حين اين كار از دست دادم. از طرف ديگر، از نظر سني در مرحله خاصي از زندگي‌ام قرار دارم و حالا نوه و فرزند دارم. اين را هم بايد بگويم كه گذشت زمان هميشه بخشي از آثار من بوده است. اين موضوع در فارست گامپ هم به چشم مي‌خورد. يكي ديگر از ويژگي هايي كه اكثر اوقات در نوشته هاي من حضور دارد، حس تنهايي و بي‌كس‌وكار بودن است. يادم مي‌آيد كه يك بار تام هنكس به من گفت: «واي، فيلم نامه هاي تو هميشه درباره تنهايي است.» البته مورد عجيب بنجامين باتن صرفاً در مورد تنهايي نيست. چيزي كه در اين فيلم نامه خيلي برايم عزيز است اين است كه چه چيزهايي بيش‌تر در اين زندگي به ما آرامش مي‌دهند. ايده مهم ديگر اين كار بازگشت به گذشته است.
* آيا خودتان دل تان مي خواهد كه به گذشته بازگرديد؟
نه، دلم نمي‌خواهد. احتمال دارد دلم بخواهد از ارتكاب چند تا از اشتباهات گذشته ام جلوگيري كنم اما راستش ممكن است كه مرتكب چند اشتباه ديگر بشوم!

خاطراتي از بنجامين باتن

جایزه‌ها و نامزدی‌ها

جایزهردهدریافت‌کنندهنتیجه
جوایز اسکار ۲۰۰۹ بهترین طراحی صحنه   برنده
بهترین گریم   برنده
بهترین جلوه‌های ویژه   برنده
جایزه گلدن گلوب ۲۰۰۹[۳] بهترین فیلم درام   نامزد
بهترین بازیگر مرد درام برد پیت نامزد
بهترین فیلمنامه اریک راث نامزد
بهترین کارگردان دیوید فینچر نامزد
بهترین موسیقی الکساندر دسپلات نامزد
جوایز انجمن منتقدان فیلم رسانه‌ای[۴] بهترین فیلم   نامزد
بهترین بازیگر مرد برد پیت نامزد
بهترین بازیگر زن کیت بلانشت نامزد
بهترین کارگردان دیوید فینچر نامزد
بهترین بازیگر زن نقش مکمل ترجی هنسون نامزد
بهترین بازی   نامزد
بهترین نویسنده اریک راث نامزد
بهترین موسیقی الکساندر دسپلات نامزد

 

سه گانه جسم، مرگ و عشق

ماجراي عجيب بنجامين باتن در حقيقت نوعي نگاه تازه و تا حدودي فينچري به زندگی انسانی است. در اين فيلم با يك سه گانه طرفيم كه تا پايان حضورشان را احساس مي كنيم؛ فينچر بر آن بوده تا در اين فيلم به بررسي سه عنصر «جسم»،‌«مرگ» و«عشق» از نگاه زمان بپردازد. در ابتداي فيلم يك داستان كوتاه به روش فلاشبك به تصوير در مي آيد: ساعت سازي در هنگامه جنگ جهاني اول پيشنهاد ساخت يك ساعت بزرگ براي یک ساختمان عمومی شهر را دریافت می کند. اما در حین کار به دلایلی کار را به فراموشی می سپارد تا این که تنها پسرش به کارزار جنگ رفته و کوتاه زمانی بعد جنازه اش تحویل خانواده می شود. پدر برمی آشوبد و در یک حرکت جالب کار ساخت ساعت را دوباره آغاز می کند. روز رونمایی وقتی که پرده بر می افتد همگان با چشم خود می بینند که عقربه های ساعت به جای حرکت به جلو به عقب حرکت می کنند و در حالی که شاهد تصاویری هستیم که در آن همه چیز به عقب برمی گردد ساعت ساز در پاسخ به سوال کسی که پرسیده بود چرا عقربه ها در حال حرکت به عقب هستند، می گوید: «من این کار را کردم تا پسرهایی را که به جنگ فرستادیم برگردند و کشاورزی کنن، کار کنن و بچه دار بشن تا یه زندگی طولانی رو رهبری کنن. شاید پسر من روزی برگرده...»

ساعت مورد نظر تا انتهای فیلم حضور پررنگی دارد، حضوری که حکایت از باف زمانی و مفهوم زمان در این فیلم است. زمان قاضی یا سنگ عیار تمام روایت ها و اتفاق های فیلم است. زمانی که در سه مفهوم جسم و یا تن، عشق و یا روح و مرگ که همان زندگی تسلسلی است نفوذ کرده و مفهوم آنها را دیگرگون می کند. اما این تغییر چگونه است:

جسم و زمان:

از یک سو موضوع فيلم درباره جسم و تن انسان است؛ جسمي كه به دليل پيچش داستاني، بيش از آنچه ما از اين كلمه و مفهومش در ذهن داريم، متبلور مي شود. از اين زاوبه، داستان درباره مردي است كه جسمش، كودكي را با پيري همراه كرده و پيري را با جواني و مرگ را با نوعي تولد معكوس. همين معكوس بودن زمانی عناصر و مرور وارونه مفاهيم –بر اساس متر و معیار ساعت و زمان- باعث برجستگي بيش از حد شده و داستان را تا حد و اندازه هاي يك مجموعه استعاره مي كشاند. در اين ميان نكته حياتي تبعیت داستان از واقعگرايي محض است. درست است كه داستان با يك دروغ يا يك امر ناواقع- گزاره اي كه احتمال رخدادش به شدت پايين و حتي نزديك به صفر است- آغاز مي شود اما ماجرايي كه بر پايه چنين بنيادي نهاده و ساخته مي شود به طور كامل از اصولي كه ما به عنوان معيارهاي علمي و واقعي مي شناسيم تبعيت مي كند. اصول فيزيولوزيك انساني پررنگترين بخش اين واقعيت هاي علمي است كه به صورت معكوس ولي با دقتي مثال زدني-كه از خصوصيت هاي فينچر است- پرداخته شده و باورپذيري اين داستان متناقض را عملي تر مي كند. اما در فيلم ماجراي عجيب بنجامين باتن، جسم به خودي خود پروسه اي درختگونه را طي مي كند؛ انگار دوربيني در زمستان مقابل يك درخت بگذاريم و تا تابستان بعدي ان را به نمايش دربياوريم. در این نگاه حضور عنصر زمان در کنار جسم باعث می شود که شاهد تناقض میان دو مفهوم «میل» و «توانایی» باشیم. بنجامین در ابتدای فیلم تنی پیر و فرتوت دارد، حتی نمی تواند درست ببیند و درست راه برود اما میل و شهوت او برای کشف دنیا درست مثل بچه هاست. روح کودک او قالب تن پیر را با توانایی های محدودش نمی پذیرد و مدام از آن سر باز می زند تا در نهایت به وسیله امری قدسی مابانه اندک اندک باور پذیری در استفاده از توانایی ها برای ارضا امیال فراهم می شود. میل و شوق کودکی، توانایی های اندک جسم پیر را کنار می زند و در برخورد با دیزی- قهرمانی که نشانه های فراوانی از حس جنسی و عشق به همراه دارد- خود را دوباره می یابد. عنصر زمان در این میان کار را از یک رابطه عاشقانه یا اجتماعی ساده، پیچیده تر می کند. هر چه معشوق بزرگتر می شود، عاشق جوان تر می شود و هر چه معشوق پیرتر، عاشق کودکتر تا این که به شکل یک نوزاد در بغل یا همان آغوش معشوق برای همیشه به ماجرا پایان می دهد. اوج روابط جسمی و عاطفی بنجامین و دیزی در بخشی از داستان است که به مدد قانون های فیزیکی زمان، عاشق و معشوق از لحاظ جسمی به یکسانی می رسند و بعد دوباره فراق است و دوری!

مرگ و زمان:

ضلع دوم مثلث فيلم، مرگ است! بنجامين با مرگ مادرش به دنيا مي آيد و در كل مدت زمان فيلم شاهد مرگ عزيزان و نزديكانش است و در نهايت پس از آنكه خود نيز از دنيا مي رود، مخاطب فيلم، مرگ راوي دوم فيلمنامه يا همان دختر چشم آبي –دیزی- را شاهد است. تاكيد داستان بر روي واژه و مفهوم مرگ آنچنان است كه هر مفهوم ديگري در تقابل با آن معنا مي يابد. كاركترها به دنبال جاودانگي نيستند، از مرگ هم نمي ترسند و با آن برخوردي واقعگرا و به دور از حساسيت زايي دارند و اين بهترين موقعيت براي كارگردان و فيلم نامه نويس است تا از برخورد كاركترهاي مختلف با يك مفهوم واحد تضاد ديالكتيك آن مفهوم را به رخ بكشد. در اين جا باز هم شاهد حضور عنصر زمان هستيم. ماجراي عجيب بنجامين باتن در حقيقت چالش مفهوم مرگ و نقد آن بر اساس عنصر زمان است. داستان هاي روايت شده همگي منشائي مرگ آور دارند، در دل هر حادثه مرگي نهفته است و البته خود داستان هم با نوع روايتي كه دارد به ما نشان مي دهد كه مرگ نقطه پاياني نيست به ويژه اين كه داستان فيلم بر اساس خاطرات يك مرده نقل مي شود. تقابل واژه مرگ با مفهوم زمان در این داستان با همان پیچش ابتدای در روایت آغاز می شود. پیربچه ای که بعدها بنجامین نام می گیرد در حالی که لحظه به لحظه از واژه مرگ اولیه دور می شود-چرا که در ابتدای فیلم، پدرش می خواست او را نابود کند- به مرگ واقعی و اصلی نزدیک می شود. در این پروسه نگاه زمان زده و درگیر با مفهوم زمانی فینچر از مرگ جلوه تازه ای که بی شباهت به بی مرگی یا تسلسل یا تناسخ نیست را به راویت می کشد.

عشق و زمان:

عشق در بنجامین باتن مراحل تکامل خود را با پیوند «بر اساس بیگانگی» طی می کند. بنجامین اولین دستی را که لمس می کند دست زن سیاه پوست غریبه ای است که به تصادف با او آشنا می شود و زندگی اش را نجات می دهد. در مرحله بعد در شعاع مسائل محیطی غرق می شود و با توجه به این که در یک سرای سالمندان زندگی می کند جسم و محیط را یکسان احساس کرده و به نوعی نخستین جرقه های عشق و دوست داشتن در همین بستر زده می شود. آموزش پیانو به نوعی نشان از همین پیوند است. در مرحله بعد با دیزی آشنا می شود که آن هم بر اساس همان پیوند با بیگانگی است. پیوندی که اساسش بیگانگی جسمی و ظاهری بوده ولی در لایه های پنهانش نشان های فراوانی از خودانگیختگی عشق دارد. زمان در این مرحله کاملا غم انگیز و تراژدی وار حرکت می کند. هرچه بنجامین جوانتر می شود معشوقه اش پیرتر، به طوری که پس از آگاه شدن از بارداری دیزی، او را ترک می کند چون: «نمی خواهم برادر این بچه باشم!» اما عشق با جسم آغاز نمی شود که مقصد غایی آن تن و ابعاد و مشخصات آن باشد. آن دو-عاشق و معشوق- بار دیگر به هم می پیوندند. در جایی که به نوعی رجعت به گذشته و یادآور همان سرای سالمندانی است که بنجامین سالها پیش در آن بوده. در نهایت کوچک شدن بنجامین تا آنجا پیش می رود که به صورت نوزادی چند روزه در بغل –آغوش عاشقانه- دیزی پیر می میرد. صحنه های واپسین فیلم که بعد از مرگ دیزی اتفاق می افتد بسیار دیدنی است. آب جاری می شود و ساعت بزرگ را با خود می برد. زمان دوباره به قواعد و قوانین از پیش طراحی شده توسط انسان بر می گردد و عنوان بندی فیلم آغاز می شود، انگار که در کلیت فیلم همه به نوعی به دنبال نبرد با زمان بوده اند و تکرار دیالوگ های مرد ساعت ساز که می تواند هدف غایی فیلم را به نوعی تداعی کند: «من این کار را کردم تا پسرهایی را که به جنگ فرستادیم برگردند و کشاورزی کنن، کار کنن و بچه دار بشن تا یه زندگی طولانی رو رهبری کنن. شاید پسر من روزی برگرده...». آیا بنجامین پسر این نسل سوخته نیست؟

 

 

 منابع:ماهنامه سينمايي فيلم ش 395-ویکیپدیا-راسخون.مختصات هنر(کاظم برآبادی)



 


تعداد بازدید از این مطلب: 13349
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

ساعت : | نویسنده : م.م
(بدل شیطان)فیلمی در باره عدی پسرصدام
نظرات 0

درباره فیلم بدل شیطان

*****************

 گردآوری و تدوین:مهردادمیخبر

مشخصات فیلم:

کارگردان لی تماهوری
بازیگران دومنیک کوپر
تاریخ‌های انتشار ۲۲ ژانویه ۲۰۱۱
۲۹ ژوئه ۲۰۱۱ (آمریکا)
مدت زمان ۱۰۸ دقیقه
کشور بلژیک
هلند
زبان انگلیسی
هزینهٔ فیلم ۱۹.۱ میلیون دلار
فروش گیشه ۱،۳۶۱،۵۱۲ میلیون دلار

 

The Devil s Double.jpg

 مقدمه:

*****

 بدل شیطان (به انگلیسی: The Devil's Double) یک فیلم درام محصول سال ۲۰۱۱ است. این فیلم براساس ماجرایی واقعی از زندگی عدی صدام حسین، پسر بزرگ صدام حسین و بدل وی، لطیف یحیی است.ماجراهای این فیلم برگرفته از کتاب «من فرزند رئیس جمهور بودم» نوشته لطیف یحیی، افسر وظیفهٔ سابق عراقی ساخته شده‌است. این کتاب در اواخر دهه نود منتشر شد. لطیف یحیی در این کتاب تجربه‌اش را از زندگی عدی صدام، پسر بزرگ صدام حسین بیان می‌کند که یک زندگی پر از خشونت، بی‌رحمی و ابتذال بوده‌است. این فیلم وقایع سال‌های ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۷ عدی حسین و لطیف یحیی را نشان می‌دهد.بدل شیطان نقدهای تقریباً مثبتی از طرف منتقدان فیلم و سینما دریافت کرد.

شمائی کوتاه  ازداستان

****************

لطیف یحیی(دومینیک کوپر) یک سرباز عراقی است که در جنگ ایران و عراق می‌جنگد. عدی حسین، پسر بزرگ صدام حسین او را از جبهه فرا می‌خواند تا بدل او شود. عدی حسین مبتلا به بیماری دگرآزاری (سادیسم) است. او مردم را به راحتی می‌کشد و دختران جوان را بعد از آن که از خیابان‌های شهر می‌رباید می‌کشد. لطیف تلاش می‌کند که او را متوقف کند. اما عدی دست از کارهایش بر نمی‌دارد. لطیف فرار می‌کند و عدی او را تهدید می‌کند که اگر برنگردد پدر او را می‌کشد. اما لطیف حاضر به برگشتن نمی‌شود و عدی پدر وی را می‌کشد و ...

 

عکسهائی از عدی و بدل او

گسترش مطلب

***********

 بدل شیطان The Devil's Double فیلمی است که ماجراهای آن در سال های 1996 – 1987 در عراق میگذرد و گوشه هایی تکان دهنده از زندگی عدی حسین، پسر بزرگ صدام حسین رییس جمهور و دیکتاتور عراق را به نمایش میگذارد.
فیلم بر اساس کتابی به همین نام نوشته لطیف یحیی، بدل عدی حسین ساخته شده، محصول سال 2011، زمان نمایش 109 دقیقه و درجه R است. فیلم ساخت کشورهای بلژیک و هلند بوده و زبان نمایش آن نیز انگلیسی است.


کارگردان The Devil's Double ، لی تاماهوری Lee Tamahori است. کارگردان نیوزیلندی که کارگردانی بیست و یکمین فیلم جیمز باند Die Another Day را در سال 2002 برعهده داشت. تاماهوری تقریبا تمام جوایز سینمایی اش را برای کارگردانی فیلم Once Were Warriors محصول سال 1994 بدست آورده.

فیلم بدل شیطان، داستان زندگی بدل عدی پسر صدام

بازیگران اصلی فیلم :

************************

دومینیک کوپر Dominic Cooper در نقش عدی صدام حسین و لطیف یحیی:

بازیگر تئاتر و سینما متولد سال 1978 در گرینویچ لندن است. مادرش مربی مهد کودک و پدرش متصدی حراج هستند. او که در دو نقش عدی صدام حسین و لطیف یحیی در این فیلم بازی بسیار خوبی را به نمایش گذاشته، تا کنون در چهل و سه فیلم سینمایی و سریال تلویزیونی بازی کرده که در بین آنها میتوان از فیلم Mamma Mia در سال 2008، My Week With Marilyn سال 2011 و Abraham Lincoln:Vampire Hunter در سال 2012 نام برد.

از مسائل خصوصی زندگی وی، رابطه اش با آماندا سیفرید Amanda Seyfried است که در سال 2010 ، دومینیک کوپر به دلیل اینکه آنها در دو کشور مختلف زندگی میکردند، آنرا پایان رساند.

لودیواین سانیه Ludivine Sagnier در نقش سراب:

برنده خرس نقره ای فستیوال فیلم برلین و جوایز فیلم اروپا European Film Awards در سال 2002برای بازی در فیلم 8 Women ، سه بار کاندیدای دریافت جایزه سزار در سالهای 2003 برای فیلم 8 Women ، 2004 برای فیلم Swimming Pool و 2007 برای فیلم A Secret و یکی از کاندیداهای بازیگر زن منتخب اروپا از طرف تماشاگران در مراسم European Film Awards برای بازی در فیلم Swimming Pool در مراسم سال 2003.

لودیواین سانیه متولد 1979 در فرانسه بوده و پدرش پروفسور و استاد دانشگاه پاریس است. ا و بعنوان یک بازیگر سابقه بازی در چهل و نه فیلم وسریال را در کارنامه اش دارد که میتوان به سریال Navaro در سال 2002و فیلم " پاریس دوستت دارم" Paris, je t'aime در سال 2006، اشاره کرد.

فیلیپ کواست Phillip Quast در نقش صدام حسین:

بازیگر تئاتر، تلویزیون و سینما متولد 1957 در استرالیا. او بیشترین شهرتش را برای نقش آفرینی روی صحنه تئاتر دارد و سه بار برنده جایزه Laurence Olivier بهترین بازیگر شده است و یکی از معروف ترین کارهایش، بازی در نقش بازرس ژاور در تئاتر موزیکال "بینوایان" است.


کارهای او در سینما و تلویزیون بیشتر شامل سریال های تلویزیونی است که آخرین آنها سریال Bed of Roses در سال 2010 است.
"بدل شیطان" به زندگی عدی صدام حسین پرداخته است که خشونت، هوسرانی، جنون و افسار گسیختگی اش آنهم در دوران دیکتانوری صدام حسین برعراق، زبانزد بود. چندی پیش و در سال 2008 نیز مینی سریال تلویزیونی با نام "خانه ی صدام" House of Saddam که تولید مشترک BBC و HBO و در چهار قسمت بود، به قدرت رسیدن و سقوط صدام حسین را به تصویر کشید که البته در آن سریال کمتر به زندگی و مسائل شخصی صدام و پسرانش پرداخته شده بود.

سریال "خانه ی صدام" در ایران بعلت بازی شهره آغداشلو در نقش ساجده تلفاح، همسر صدام حسین و مادر دو پسر او عدی و قصی، مورد توجه خاصی از طرف تماشاگران قرار گرفت. در سریال فوق، فیلیپ آردیتی Philip Arditi بازیگر ایتالیایی- انگلیسی تلویزیون درنقش عدی حسین ظاهر شد که شهرت زیادی را برای وی بهمراه داشت. 


این سریال در سال 2009 و در مراسم بفتا، کاندیدای دریافت پنج جایزه بود که برنده هیچکدام نشد ولی در همین سال شهره آغداشلو جایزه Emmy بهترین بازیگر نقش مکمل را برای بازی در این سریال از آن خود کرد.

منبع مورد استفاده برای ساخت فیلم Devil's Double ، همانطور که عنوان گردید، کتاب لطیف یحیی، بدل عدی صدام حسین بوده است که نام فیلم نیز از نام کتاب گرفته شده.لطیف یحیی، متولد سال 194 در یک خانواده کرد بود و طبق گفته هایش، در دوران تحصیل همکلاس عدی بوده و به همین علت نیز مورد توجه بوده. او که در زمان جنگ با ایران در جبهه های جنگ حضور داشت، در سالهای آخر جنگ بعلت شباهتش بعنوان بدل عدی حسین انتخاب میشود و حتی در جریان جنگ کویت بجای عدی با سربازان عراقی دیدار کرده و برای آنها سخنرانی میکند.

ولی روابط او با عدی رو به وخامت میرود و علت آن نیز بنا به گفته لطیف یحیی، زنی بود که مورد علاقه عدی بود ولی به یحیی توجه بیشتری نشان میداد. این موضوع باعث خشم عدی و تیراندازی او به یحیی میشود و لطیف یحیی تصمیم به فرار به سمت شمال کشور میگیرد. در آنجا توسط مبارزان کرد بعلت شباهتش به عدی دستگیر و زندانی میشود ولی بعد که هویت واقعی اش مشخص میشود، کردها اورا آزاد کرده و لطیف یحیی در سال 1992 به اتریش پناهنده میشود.

بر طبق فیلم "بدل شیطان" لطیف یحیی را بسختی میتوان پیدا کرد و آخرین بار بهمراه همسر و دو فرزندش در ایرلند دیده شده است.

در سال 2009 و در برنامه Hard Talk در کانال BBC لطیف یحیی گفته بود که عدی حسین از یک بیمار روانی هم بدتر بوده و پس از اینکه زن زیبایی را از روی هوس برای خودش انتخاب میکرده، پس از مدتی او را در اثر شکنجه و ضرب و شتم تبدیل به یک تکه بزرگ گوشت در حال نفس کشیدن میکرد. سپس وی را کشته و مانند زباله در جایی مدفون مینمود.
یکی از اپیزود های برنامه Locked Up Abroad در کانال National Geographic در سال 2012 نیز به زندگی لطیف یحیی اختصاص یافته بود.
البته لازم به توضیح است که دو روزنامه نگار به نام های Eoin Butlerاز روزنامه Irish Times و Ed Caesar از روزنامه Sunday Times ، پس از مصاحبه با لطیف یحیی، درستی اظهارات او را مورد تائید قرار ندادند.




مشروح داستان فیلم

********************************

فیلم با نمایش صحنه های جنگ ایران وعراق شروع میشود. 
در سال 1987، لطیف یحیی که در جبهه جنگ با ایران مشغول انجام وظیفه است، بعنوان فدایی و بدل عدی صدام حسین انتخاب میشود. او که از یک خانواده سطح بالا از نظر اجتماعی میباشد در دوران تحصیل همکلاس عدی بوده و بعلت شباهتش با او همواره مورد توجه سایر دانش آموزان بوده است.لطیف یحیی به بغداد منتقل میشود و پس از مطلع شدن از این موضوع از پذیرش آن خودداری میکند. ولی پس از شکنجه های بدنی و تهدید خانواده اش از سوی عدی، ناچار به قبول پیشنهاد فوق شده و پس از یکسری تغییرات در بدن مانند مدل دندان ها، قد و یکسری جراحی برروی صورت بعنوان بدل و فدایی عدی کار خود را آغاز میکند. به پدر و مادرش نیز اطلاع میدهند که او در جبهه جنگ با ایران کشته شده است. 

پس از آن لطیف یحیی میتوانست از کلیه امکانات رفاهی و تجملی عدی مانند استفاده و اقامت در کاخ، استفاده از وسایل و حتی اتومبیل فراری عدی استفاده کند و سعی زیادی میکند تا رفتارهای افراطی و غیر معقول عدی را برطرف کند که البته کاملا ناموق است.

یک شب هنگامیکه با عدی و محافظین به یک کلوب شبانه میروند، در حالیکه عدی مشغول خوشگذرانی است، لطیف یحیی سوار فراری عدی شده به مخفیانه به خانه پدری اش میرود و در حالیکه سعی میکند تا بتواند از دور خانواده اش را ببیند توسط محافظین عدی دستگیر شده و شدیدا با شلاق تنبیه میشود.
در یک کنفرانس با حضور رهبران کویت، حساسیت روز افزون عدی حسین نسبت به کویتی ها مشخص میشود. او فکر میکند که کویتی ها از حوزه نفتی رمیلا سوء استفاده میکنند در حالیکه نفت آن منطقه متعلق به عراق است و جنگ اول خلیج فارس با این جمله عدی شروع میشود: "دیگه دوره شیخ ها به پایان رسیده".

عدی زوز به روز سادیستی تر و افسارگسیخته تر میشود. با فراری اش هنگام تعطیلی مدارس دخترانه به خیابان رفته و دختران مورد علاقه اش را به زور هم شده سوار کرده و با خود میبرد. یکی از این موارد، دختر چهارده ساله ای است که عدی وی را مجبور میکند تا در یک میهمانی با او باشد.

در این میهمانی (که براساس یک میهمانی واقعی به افتخار سوزان مبارک، همسر حسنی مبارک در سال 1988 میباشد) عدی با محافظ شخصی و یکی از مورد اعتمادترین افراد پدرش که حتی غذای صدام حسین را قبل از او کمی میخورد تا مسموم نباشد، به نام کامل حنا با بازی محمد فردا درگیر میشود.عدی اعتقاد داشت که کامل حنا باعث آشنایی صدام حسین و زنی به نام سمیرا شاهبندر شده که در نهایت منجر به ازدواج دوم صدام و نابودی زندگی مادرش شده است. 

به همین علت و همچنین حسادت به کامل حنا برای اعتمادی که پدرش به او داشت، جلوی چشمان میهمانان با چاقو به جان کامل حنا افتاده و شکم او را پاره کرده و روده هایش را خارج میکند و در نهایت با شلیک به سر وی، کامل حنا را به قتل میرساند. فردای آنروز نیز محافظین عدی جسد برهنه دختر جوان همراه او را پیدا میکنند.

در ادامه فیلم لطیف یحیی بهمراه سراب، معشوقه عدی( با بازی لودیواین سانیه) از کشور خارج شده و به مالت فرار میکنند ولی سراب که دخترش در عراق است از ترس مجبور به تماس با عدی میشود و محل آنها لو میرود. عدی پدر لطیف یحیی را مجبور میکند تا تلفنی با فرزندش صحبت کرده و او را مجبور به بازگشت کند و سپس پدر یحیی را میکشد.
لطیف یحیی مخفیانه به عراق بازمیگردد و سعی میکند تا با کمک یکی از همدستانش عدی حسین را به قتل برسانند. همدست لطیف یحیی فردی است که در روز عروسی اش، عدی عروس وی را را باخود برده و پس از کتک زدن به او تجاوز میکند و دختر پس از این اتفاق خود را از بالای ساختمان به پایین انداخته و خودکشی میکند.
لطیف یحیی و همدستش در روز نیمه شعبان و درحالیکه عدی قصد دارد تا دختر جوان دیگری را اغوا کرده و سوار ماشین خودش کند، به او حمله ور میشوند. همدست او توسط محافظین با شلیک گلوله از پای در می آید ولی لطیف یحیی با چندین شلیک عدی را مورد اصابت قرار میدهد ( که طبق گزارشات تائید نشده، ناحیه تنا سلی عدی در این حادثه در اثر یک شلیک مستقیم شدیدا آسیب دیده بود.)
لطیف یحیی موفق به فرار میشود و عدی حسین بر اثر این حادثه دچار معلولیت و لنگش میشود که تا پایان عمرش با اوست.

22 جولای، نهمین سالگرد کشته شدن عدی و قصی حسین است که پس از شناسایی محل اقامتشان در شهر موصل در درگیری با نیروهای ارتش آمریکا از پای درآمدند.

...ونکاتی بیشتر

**********************

آلبرت آینشتاین گفته: " دو چیز انتها ندارد: جهان هستی و حماقت بشر. البته در مورد اول مطمئن نیستم!!" 

سرنوشت صدام حسین و پسرانش در حالی اتفاق افتاد که در صورت تفکر و درایت و باتوجه به منابع مالی عظیم عراق، میتوانستند یکی از بهترین و مرفه ترین کشورها و شرایط زندگی ایده آل را برای مردم عراق مهیا کنند ولی خوی دیکتاتوری و جنگ طلبی، آنها را به مسیری کشاند که به غارت، تجاوز، نسل کشی و دو جنگ با ایران و کویت رسید و در نهایت با ورود نیروهای آمریکا، هیچیک از آنان جان سالم به در نبردند و طعم خفت را یا در میادین نبرد و یا پای میزهای محاکمه چشیدند.
بدل شیطان فیلمی است که باید آنرا دید بخصوص که روایت قسمتی از یک حادثه در تاریخ معاصر است که کشور و مردم ما مستقیما با آن درگیر بودند و یادآوری این نکته قدیمی که: دست بالای دست بسیار است. 

همچنین دومینیک کوپر در نقش های عدی صدام حسین و لطیف یحیی بازی خوبی را بویژه در نمایش حالت های روانی عدی به نمایش گذاشته است. . . .

. عدی صدام حسین فرزند اول صدام حسین و متولد ژوئن 1964در تکریت عراق بود.
. او از طرف پدرش بعنوان رئیس کمیته المپیک عراق و رئیس فدراسیون فوتبال این کشور منصوب شده بود و ورزشکاران بسیاری را به دلیل شکست در مسابقات یا عدم کسب مدال تحت شکنجه و تنبیهات شدید بدنی قرار داد.

. در حادثه سوء قصد به وی که در اواخر فیلم نیز نشان داده میشود، عدی حسین مورد اصابت هشت گلوله قرار گرفت و به بیمارستان ابن سینا در بغداد منتقل شد و در نهایت بهبود پیدا کرد ولی دچار لنگش چشمگیری شد و علیرغم چندین عمل جراحی، یک گلوله در ستون فقرات وی باقی ماند و جراحان با توجه به نزدیگی این گلوله به نخاع وی موفق به خارج کردن آن نشدند. این گلوله باعث ناتوانی های بدنی عدی گشت بطوریکه صدام حسین مسئولیت های بیشتری را به پسر دومش، قصی واگذار کرد و در سال 2000قصی را بعنوان جانشین خود معرفی کرد.

. عدی حسین دارای کلکسیونی از ماشینهای تجملی و گران قیمت بود که تعداد آنها به 1200 دستگاه میرسید. از میان آنها میتوان به رولزرویس کورنیش او به ارزش دویست هزار دلار اشاره کرد و ماشین لامبورگینی مدل LM002 که معمر قذافی رهبر آن زمان لیبی به وی هدیه داده بود.

. او یک افسر ارتش عراق را به دلیل اینکه اجازه نداده بود عدی با همسرش برقصد، طوری مضروب کرد که افسر فوق پس از چند روز درگذشت.

. در بین عراقی هایی که نیروهای آمریکا شدیدا به دنبال دستگیری یا کشتن آنها بودند، ازعدی حسین بعنوان ورق آس دل و از قصی بعنوان آس خاج نام برده میشد.


. در روز 22ژولای 2003 واحدهای لشکر 101 هوابرد آمریکا خانه ای را در شهر موصل که عدی حسین، برادرش قصی و مصطفی، پسر چهارده ساله قصی به آن وارد شده بودند محاصره کرده و از زمین و هوا مورد حمله قرار دادند و پس از چهار ساعت نبرد وارد خانه شدند و جسد هر سه نفر آنها به همراه یک محافظ را پیدا کردند. در این حمله 200 سرباز آمریکا،هلیکوپترهای OH-58 Kiowa و یک فروند هواپیمای A10 شرکت داشتند.
. عدی حسین به همراه برادرش قصی و مصطفی،پسر قصی در قبرستانی در نزدیکی زادگاهشان، تکریت به خاک سپرده شدند.

. برای دستگیری و تسلیم عدی و قصی از طرف فرماندهی نیروهای آمریکا، سی میلیون دلار جایزه تعیین شده بود.


                         ((منابع:.IMDb.Wikipedia.Wikiquote.Brainy Quote.forum.tvcenter.tv.))

 

 

 

 

 

 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 22287
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

ساعت : | نویسنده : م.م
همه چیز درباره قصرشیرین
نظرات 0

نوشتار ذیل درراستای آگاهی هرچه بیشترازشرایط جغرافیائی، محیطی و اجتماعی پیشین و کنونی شهرستان  قصرشیرین و در نتیجه  درک بهتر رمان (قصرویران)وداستان(چارقاپی)  برشته تحریر درآمده است

همه چیز درباره قصر شیرین

                                                                                  گرداوری و تدوین:مهردادمیخبر

 
 
 

قصر شیرین با جمعیت 19821 نفر در سال 85 از شهرستانهای استان کرمانشاه ایران است. مرکز این شهرستان شهر قصرشیرین است كه در 166 كيلومتري غرب شهر كرمانشاه واقع شده است از سطح دريا 400 متر ارتفاع دارد و سومار دیگر شهر آن است. شهرستان قصرشيرين از شمال و غرب به كشور عراق از جنوب به استان ايلام از شرق به شهرستان هاي سرپل ذهاب و گيلانغرب محدود مي شود. شهرستان قصرشیرین بر سر راه اصلی تهران بغداد قراردارد. این شهرازشهرهاي قديمي و تاريخي استان است و بناي آن را در آثار تاريخي و ادبي به خسرو پرويز نسبت مي دهند وي در زمان پادشاهيش باغي وسيع با قصرهايي دلپذير كه متناسب با آب و هواي زمستان اين ناحيه بود در اين شهر بنا نهاد  قصر شیرین به دلیل نخل‌های بلند و همچنین محصولات متنوع کشاورزی همواره مورد توجه بوده‌است. این شهر از دیرباز مکانی برای هم زیستی اقوام مختلف کرد، و مذاهب مختلف ازقبیل یارسان،شیعه وسنی بوده‌است. لازم به ذکر است در اطراف قصر شیرین منابع نفت نیز وجود دارد.

 علت نامگذاری این ناحیه به قصرشیرین، احداث کاخی برای شیرین، همسر ارمنی خسروپرویز در این محل بوده‌است. در مورد سوابق تاریخی و وجه تسمیه قصرشیرین مطالب فراوانی گفته شده، از جمله آنکه نام اولیه  قصرشیرین (دستجرد)یا( دستگرد) بوده و یونانیها آنرا (آرت میتا) گفته اند " آرت" در زبان لاتینی به معنی معماری است. در این هر دو نام یگانگی الفاظ میتان و ماد مشهود است و دستگرد یکی از قصور سلطنتی خسرو پرویز بوده است. جغرافی دانان معتقدند که در دوره هخامنشی نیز این محل دارای بخش های آبادانی بوده که بنام های کاله یا اکرای پل "سرپل ذهاب " و کادینا " کرند" و باغشتانا و سرخک نوشیروان و قره غان خوانده میشدند. لسترنج آورده است که:

((شش فرسخ بعد از خانقین در نصف راه حلوان که اولین شهر استان جبلان است قصرشیرین واقع شده است. شیرین معشوقه خسرو پرویز است. و قصرشیرین قریه ای است یزرگ که بارو و خرابه قصر ساسانی در آنجا پدیدار است.))
(ابن الرشد) در قرن سوم در باره آن می گوید:

((ایوانی بزرگ و با شکوه از گچ و آجر دارد. به گرد ایوان حجره هایی ساخته اند و حجره ها به یکدیگر راه دارند و در حجره ها به آن ایوان باز میشود. جلو ایوان صفحه ای است از سنگ مرمر، داستان فرهاد دلداده شیرین و پهلباد نوازنده و شبدیز اسب معروف خسروپرویز در بسیاری نقاط آن حول و حوش به صورت افسانه ای در آمده است. بر قصرشیرین جبال بزرگی مشرف است که در سر حد ایران واقع است. این شهر در طول تاریخ فراز و نشیب های زیادی را پشت سر گذاشته است ولی بعلت موقعیت خاص خود دوباره از نو ساخته شده است بطوریکه پس از حمله اعراب به ایران قصرهای خسروپرویز بکلی ویران گشت و تا سال۱۲۷۰ قمری قصرشیرین قصبه کوچکی بیش نبوده و جمعیتی در حدود۲۵۰۰ نفر داشت. قصرشیرین در جنگ بین المللی اول مرز سربازان دولتی آلمان و عثمانی از یک طرف و روسیه و انگلستان از طرف دیگر بود. ویرانه قصور وسیعی که بنام شیرین محبوبه خسروپرویز ساسانی موسوم و در جوار شهر چدید کنونی واقع گردیده است از عهد باستان تا حال مشرف بر شاهراه بزرگی است که اراضی مرتفع ایران را به دشت بین النهرین متصل می کند. قصرشیرین در دوران قاجاریه محل زمستانی حکام گوران و سنجابی بود که خالصه جات را از دولت اجاره می کردند.))

 قصر شیرین از شهرهای قدیمی و تاریخی استان کرمانشاه است و بنای آن را در آثار تاریخی و ادبی به خسرو پرویز نسبت می‌دهند وی در زمان پادشاهیش باغی وسیع با قصرهایی دلپذیر که متناسب با آب و هوای زمستان این ناحیه بود در این شهر بنا نهاد. پس از حمله ااعراب به امپراتوری ساسانیان، قصرهای خسرو پرویز به کلی ویران گشت. تا سال ۱۲۷۰. ق(برابر با ۱۸۵۳ میلادی)، قصرشیرین قصبه کوچکی بیش نبود.

افسانه معروف «شیرین و فرهاد» از نام این شهر گرفته شده است. ‏

ابودلف مسعر بن‌المهلهل الخزرجی در آغاز سده چهارم هجری قصرشیرین را به صورت شهری «دارای ساختمان‌های بلند و بزرگ» که «دید انسان از تعیین ارتفاع آن عاجز، و فکر از پی بردن به آن قاصر است» توصیف کرده است. اما یعقوبی در سال ۲۸۷ هجری قمری از ویرانه‌های قصر یاد می‌کند و ابن اثیر از تخریب بیشتر آن زلزله سال ۳۴۵ قمری خبر می‌دهد.

                                                    قصرشیرین پس از اسلام

ابودلف مسعر بن المهلهل الخزرجی در آغاز سده چهارم هجری قصرشیرین را به صورت شهری «دارای ساختمان های بلند و عظیم» که «دید انسان از تعیین ارتفاع آن عاجز، و فکر از پی بردن به آن قاصر است» توصیف کرده است. اما یعقوبی در سال 287قمری از ویرانه های قصر یاد می کند و ابن اثیر از تخریب بیشتر آن در طی زلزله ای در سال 345 خبر می دهد.حمدالله مستوفی در قرن هشتم هجری و در سال 740قمری(340میلادی) قصرشیرین را دارای هوایی بد و دارای بادهای سموم عنوان می کند و کاخ شیرین را «اندکی معمور» می نامد.

    

 تصویراثری به جا مانده از بنای تاریخی مربوط به ۱۱۰ تا ۱۲۰ سال پیش در شهر قصرشیرین که در زمان جنگ 8ساله ایران و عراق نابود شد.
                                               
                                 قصرشیرین درجنگ تحمیلی
                                <><><><><><><><>
قصر شیرین از نظر استراتژیکی یکی از مهمترین دروازه‌های ورودبه کشور ایران محسوب می‌شود.در جنگ تحمیلی اخیر رژیم بعثی عراق علیه ایران ورود سپاهیان از این مرز به داخل خاک ایران انجام گرفته و از نظر جغرافیایی بصورت نعل اسبی به داخل خاک عراق فرو رفته و بواسطه گردنه بالا طاق که در عقبه این شهرستان بوده از نقاط استراتژیک دنیا محسوب می‌شود و همواره مورد طمع جدی دشمنان بوده است.‏

با آغاز جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۵۹ قصر شیرین نخستین شهر از ایران بود که توسط ارتش بعث عراق تسخیر شد. ارتش عراق با ورود به شهر به تخریب شهر پرداخت، چنانکه تمامی ساختمان‌های شهر در مدت کوتاهی ویران گشت و تنها یک ساختمان باقی‌ماند که به عنوان مقر نیروهای بعثی مورد استفاده قرار می‌گرفت. آثار تاریخی شهر نیز همگی مورد تخریب قرار گرفتند. پس از پایان جنگ در سالهای آغازین دهه 70 اهالی شهر مجدداً به بازسازی شهر پرداختند و شهر را از نو بنا کردند. همچنین تعدادی از مردمان قصرشیرین که در(ایوانغرب)واقع دراستان ایلام و شهرهای استان کرمانشاه و دیگر شهرهای کشور مخصوصا" تهران و کرج ساکن می‌باشندهرگز به شهر زادگاه خود باز نگشتند.

                                    موقعیت جغرافیایی و آب و هوای قصرشیرین

                                <><><><><><><><><><><><><><><>

شهر قصرشیرین در ۱۶۶ کیلومتری غرب کرمانشاه واقع شده‌است. این شهر بین طول جغرافیایی ۴۵ درجه و ۳۵ دقیقه شرقی و عرض ۳۴ درجه و ۳۱ دقیقه شمالی قرار دارد که ارتفاع آن از سطح دریا ۳۳۳ متر می‌باشد.

منطقه جنوب قصرشیرین آب و هوای بیابانی گرم و خفیف، مرکز آن آب و هوای خشک و نیمه معتدل و شمال و شرق آن آب و هوای نیمه خشک سرد دارد. قسمت های مرتفع نیز دارای آب و هوای نیمه مرطوب سرد هستند. میانگین سردترین ماه سال بین ۲/۵ تا ۵ درجه سانتیگراد و میزان بارندگی بین ۳۵۰ تا ۴۵۰ میلیمتر در نوسان است.

منطقه جنوب قصرشیرین آب و هوای بیابانی گرم، مرکز آن آب و هوای خشک و نیمه معتدل و شمال و شرق آن آب و هوای نیمه خشک سرد دارد. قسمت‌های مرتفع نیز دارای آب و هوای نیمه مرطوب سرد هستند. میانگین سردترین ماه سال بین ۵ر۲ تا ۵ درجه سانتیگراد و میزان بارندگی بین ۳۵۰ تا ۴۵۰ میلیمتر در نوسان است.قصرشیرین از سه بخش به نام‌های بخش مرکزی، سرپل ذهاب و سومار تشکیل شده است. آب و هوای بخش مرکزی گرمسیری و آب بیشتر روستاهای آن از رودخانه الوند تأمین می‌شود. در این بخش سه رشته کوهستان کم ارتفاع به شرح زیر وجود دارد:

۱- انتهای کوه‌های شمالی گیلانغرب که در این بخش کوه بازی دراز یا بازودراز نامیده می‌شود. در شرق شهر و شرق رودخانه الوند با زمین یکسان می‌شود و بلندترین نقطه آن در شرق گنبد صوفی به ارتفاع ۲۳۲۰ گز است.

۲- رشته آغ داغ واقع در غرب قصرشیرین. خط‌الرأس این کوه مرز ایران و عراق است. بلندترین نقطه آن در شمال پاسگاه برج احمدی به ارتفاع ۲۱۰۵ گز است.

۳- کوه سه سر. این کوه بین دهستان ذهاب و دهستان جگرلو واقع است. رودخانه قوره تو، بین این کوه و کوه آهنگران جاری است. بلندترین نقطه آن در غرب آبادی قراویز به ارتفاع ۲۵۹۳ گز است.‏

‏رودخانه «الوند»

رودخانه سرزنده و همیشه جاری «الوند» یا «حلوان» در غرب استان کرمانشاه از کوه‌های دالاهو و قلاجه سرچشمه می‌گیرد.رود الوند از میانه شهر سرپل ذهاب گذشته و از غرب به سمت قصرشیرین جاری می‌شود و از کناره شرقی رشته کوه‌های «بازی دراز» گذشته و به مرکز شهر قصرشیرین می‌رسد.

این رودخانه پس از گذر از ریجاب وارد تنگ پیران در نزدیکی قریه پیران و سپس به جلگه‌ای در پایین روستای «بان زرده» وارد می‌شود، طول رودخانه الوند از این سرچشمه تا آبریزگاه دجله ۲۸۰ کیلومتر و ارتفاع آن ازسرچشمه به ۱۵۰۰ متر می‌رسد.سرچشمه اصلی این رودخانه از سراب اسکندر در غرب قلل زاگرس حد فاصل ۳۲ کیلومتری در شرق دشت ذهاب و در شمال دهستان ریجاب واقع شده است.

واژه الوند، برگرفته از یک واژه از زبان‌های آریایی است که به مفهوم «از آن بزرگی یا بلندی» است و نام کوه الوند که در نزدیکی شهر همدان (اکباتان ) واقع شده نیز از مشخصه‌های نام‌های جغرافیایی در سرزمین اشکانی آریاییان است.

به عقیده کارشناسان، الوند از «هرا یا هله»به معنی بلند و«ونتا یا وند» به معنی «از آن یا متعلق» برگرفته و واژه «وند» به عنوان پسوند در نام طوایف کرد بسیار دیده می‌شود، مانند «کاکاوند»، «رشوند» و بسیاری دیگر.براین اساس، رودخانه‌هایی که از بلندی کوهها با شدت جاری می‌شوند و آبشاری را بوجود می‌آورند، در گویش‌های آریایی «هراوند یا هله وند» نامیده شده اند.

پس به تعبیری دیگر می‌توان چنین بیان کرد که نام کنونی رودخانه الوند تنها تکاملی دیرینه از واژه آریایی «هله وند» است که در ادبیات عربی به «حلوان» مبدل شده و در گویش کنونی مردم منطقه به زبان کردی به «الون» و یا «هه لون» مشهور شده است.به گفته کارشناس اداره میراث فرهنگی قصرشیرین، در ادبیات عرب حلوان را شهری قدیمی نیز دانسته‌اند که در ابتدای گذرگاه زاگرس و در مکان امروزی شهر سرپل ذهاب قرار داشته است.شهر حلوان در ادبیات پهلوی از ریشه زبان مادی «کاله» گرفته شده و آشوریان آن را «کالمانوو یا کالخ» نیز نامیده‌اند.ناحیه حلوان از دیرباز ناحیه‌ای حاصلخیز با چشمه‌های آب معدنی بسیار و باغ‌های فراوان بوده است «کواد» یکی از پادشاهان ساسانی دراین ناحیه آبگینه‌ای ساخته و اصلاحات بسیاری انجام داده بود.به دلیل موقعیت حساس منطقه، اعراب در نیمه‌های قرن ششم میلادی به آن حمله بردند و جز ویرانه‌ای چیزی از آن برجای نگذاشتند.

رود الوند از همان ابتدا به صورت رودخانه بزرگی حدود ۱۲ کیلومتر در این دره زیبا جریان دارد، همانطور که به راه خود ادامه می‌دهد، نهرهای متعدد بدان می‌پیوندند.

پهنای دره ریجاب حدود ۵۰۰ متر و دو طرف آن سراشیبی ژرفی تشکیل شده و از ابتدا تا انتها از درخت و باغها میوه پوشانده شده و در اعماق آن رود ریجاب (ریگ آب ) جوشان و خروشان از میان سنگها و صخره‌ها در جریان است.

این رودخانه پس از گذر از ریجاب وارد تنگ پیران در نزدیکی قریه پیران و سپس به جلگه‌ای در پایین روستای «بان زرده» وارد می‌شود.

رودبارهای کوچک منطقه ازقبیل آبهای بان زرده، یاران، بشیوه، قلعه شاهین، دیره، گلان و بزکنه از طرفی و آب سراب گرم از طرف دیگر هر یک جداگانه در محل‌های مختلف به آن وارد می‌شوند.

رود الوند پس از آن از میانه شهر سرپل ذهاب گذشته و از غرب به سمت قصرشیرین جاری می‌شود و از کناره شرقی رشته کوه‌های «بازی دراز» گذشته و به مرکز شهر قصرشیرین می‌رسد.

الوند سپس به دهستان نصرآباد در نزدیکی قصرشیرین وارد شده و با رودهای چم امام حسن و با رودخانه تنگاب مخلوط شده و با عبور از روستای قره صدف بطرف شهرستان خانقین در کشور عراق آبریز می‌شود.الوند پس از عبور از شهرهای قصرشیرین و خانقین در قسمت جنوبی ناحیه دکه و قله از طرف چپ وارد رودخانه سیروان می‌شود و پس از آن به رود دجله در عراق می‌پیوندد.

به گفته مقامات محلی، این رودخانه ضمن اینکه آب و هوای مناطق را مدیترانه‌ای ساخته، دشت شهرستان‌های قصرشیرین ایران و خانقین عراق را نیز مستعد کشاورزی کرده است.

سرچشمه دیگری که به الوند می‌پیوندد از آبخیزها و چشمه سارهای دره شمالی کوه قلاجه در ۲۴ کیلومتری جنوب غرب‌هارون آباد نشات می‌گیرد و به نام رودخانه کفرآور از دهستان کفرآور به سوی شمال غرب روان می‌شود و در فاصله یک کیلومتری شمال غرب روستای‌هاریر با ریزآبه نسبتا بزرگی که از مناطق جیاکویی و سگان عبور کرده مخلوط می‌شود و پس از گذشتن از یک دره تنگ و پر پیچ و خم به دهستان دیره وارد می‌شود و به نام رود دیره از دره میان کوه‌های دانه خشک و بازی دراز عبور می‌کند و به دهستان جگرلو از توابع شهرستان قصرشیرین وارد می‌شود.این رودخانه در مسیر خود در شهرستان قصرشیرین ضمن سیرآب کردن زمین‌های کشاورزی بویژه درختان نخل و نیزارهای اطراف، با گذر از مرکز شهر جلوه ویژه‌ای به آن داده و به نوعی محلی برای تفریح و تفرج دوستداران طبیعت و ماهیگیران شده است.‏بر روی رود الوند، از سال ۱۳۳۷ سد انحرافی الوند ساخته شده که آب رودخانه را برای کاربرد کشاورزی به زمین‌های پیرامون شهر منتقل می‌کند. همچنین آب مورد نیاز مردم شهر قصرشیرین تا پیش از لوله کشی آب این شهر در سال ۱۳۳۹، به طور مستقیم و با ابزار ابتدایی از الوند تأمین می‌شد.رودخانه الوند از درون شهر قصرشیرین می گذرد. این رود از کوه های شمال شرقی سرپلذهاب،کوه سیاوانه در ۵۰ کیلومتر شمال شهر قصرشیرین سرچشمه می گیرد و از به هم پیوستن آب چشمه سیاوانه و سراب اسکندر به وجود می آید. این رود پس از عبور از ریجاب و پیران با سراب گیلانیکی می شود و از آنجا به بعد نام الوند به خود می گیرد.

آبدهی متوسط این رود در ایستگاه قصرشیرین در سال ۱۳۸۰، نزدیک به ۱۴ متر مکعب در ثانیه بوده است. با توجه به عبور این رود از سرپل ذهاب و ریختن فاضلاب این شهر و نزدیک به ۲۰ روستای میان این دو شهر در آن، آلودگی الوند بالاست و این مسئله سبب تغییر رنگ آب رودخانه شده است. الوند پس از گذر از قصرشیرین، از مرزایران و عراق عبور کرده و به استان دیاله در عراق وارد می شود و در آنجا با گذر از شهر خانقین در محل دوآب به رودسیروان می ریزد. بر روی رود الوند، از سال ۱۳۳۷ سدانحرافی الوند ساخته شده که آب رودخانه را برای کاربرد کشاورزی به زمان های پیرامون شهر منتقل می کند. همچنین آب مورد نیاز مردم شهر قصرشیرین تا پیش از لوله کشی آب این شهر در سال ۱۳۳۹، به طور مستقیم و با ابزار ابتدایی از الوند تأمین می گردید.

 

                                                مردم شناسی قصرشیرین

                                           <><><><><><><><><><>

 

زبان مردم قصرشیرین کردی جنوبی است که با لهجه ی قصری ادا می شود. همچنین گویش های دیگر کردی مانند سنجابی ،جافی،باجلانی وگورانیهم در قصرشیرین تکلم می شود. از این میان دو گویش گورانی و باجلانی امروز متکلم بسیار کمتری دارند و از سوی سازمان یونسکو در فهرست زبان های شدیداً در معرض خطر نابودی قرار گرفته اند.یهودیان قصرشیرین در گذشته به زبان کردی آمیخته به واژگان عبری سخن می گفتند که خود آن را لیشانانوشانبه معنای «زبان خودمان» و یا هولاهوله می نامیدند. این زبان نیز امروزه با کوچ دسته جمعی یهودیان به اسرائیل به فراموشی سپرده شده و از سوی سازمان یونسکو در فهرست زبان های شدیداً در معرض خطر نابودی نیز قرار گرفته است.

 

                                                 فرهنگ،ورزش  ومطبوعات قصرشیرین

                                              <><><><><><><><><><>

 

نخستین نشریه در قصرشیرین، شب نامه «حرف های حسابی» بود که در ۱۹۱۵ میلادی (۱۲۹۴ خورشیدی)، همزمان با تشکیل دولت مهاجرین در کرمانشاه، از سوی «کمیته دفاع ملی» منتشر می شد. نشریه دیگر در قصرشیرین «صدای سرحد» بود که به صاحب امتیازی علی اکبر غروی منتشر می شد. همچنین هفته نامه «شاه ایل» دیگر نشریه ای بود که از خردادماه سال ۱۳۳۱ به مدیریت رحیم حاتم آغاز به انتشار کرد. انتشار این نشریه تا سال ۱۳۵۶ به مدت ۲۵ سال به طور نامرتب ادامه یافت. در حال حاضر هیچ نشریه ای در قصرشیرین اپ ومنتشر نمی‌شودولی بسیاری از روزنامه ها و هفته نامه های چاپ کرمانشاه ضمیمه هائی مخصوص این شهرستان منتشر مینمایند.هیئتهای عزاداری مختلف در شهر فعالند و مردم این شهر از عاشقان ائمه اطهار میباشند .جوانان قصرشیرین در زمینه های مختلف ورزشی و بخصوص دومیدانی و ورزشهای رزمی دارای مقامهای کشوری و جهانی هستند. 

                                                        اقتصاد قصرشیرین

                                                   <><><><><><>

عبور رود حلوان از میان شهر، سبب حاصلخیزی زمین‌ها و باغ‌های فراوان شهرستان قصر شیرین شده است.آب مورد نیاز برای‌کشاورزی این منطقه، از رود و چاه‌ها تأمین‌می شود. در زمینه دامداری قصر شیرین به علت داشتن مراتع قشلاقی‏ از رونق ویژه‌ای برخوردار بوده و فرآورده‌های دامی ومحصولات گندم، جو، تربار، روغن حیوانی، مرکبات، و خرما جزو محصولات صادراتی این شهرستان به شمار می‌آید. ‏اقتصاد قصر شیرین متکی بر مبادلات مرزی ( پیله وری،کوله بری و تجارت ) با توجه به دو بازارچه پرویز خان و خسروی، باغداری و کشت انواع صیفی است، ۷ ماه در سال،عشایر در این منطقه به شغل دامپروری مشغول هستند.‏

                                            آموزش ومراکز آموزش عالی قصرشیرین

                                        <><><><><><><><><><><><><><>

 

  • دانشگاه آزاد اسلامی واحد قصرشیرین
  • دانشگاه پیام نور واحد قصرشیرین
  • دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه، واحد قصرشیرین

 

                                                            آثار تاریخی قصرشیرین 

                                                                       <><><><><><><><>

           

   Image result for ‫عکس آثارتاریخی  قصرشیرین‬‎              Image result for ‫عکس بازار شاه عباسی قصر شیرین‬‎                                                                                   بان قلعه ،چهارقاپی،کاخ خسرو،حوش کری،کاروانسرای شاه عباسی،نهرشاهگدار،قلعه جوانمیری،حاجی قلعه سیاه از جمله آثار           تاریخی این شهر میباشند.در کتاب تاریخ ایران نوشته ژنرال (سریرسی سایکس)درمود کاخ خسرو آمده:

 ((عمارت خسرو یا کاخ خسرو در قصرشیرین در سمت غربی دامنه‌های زاگرس واقع و تاریخش از آغاز سده هفتم میلادی است. کاخ نامبرده در پارکی که محیط آن شش هزار متر می‌باشد بنا شده‌است. در بعضی جاها ایوانش هنوز نمودار است و آن شش متر و نیم ارتفاع دارد. در این نزهتگاه وسیع امروزه به جز ریشه‌های درختان خرما و انار چیز دیگر دیده نمی‌شود. ولیکن نویسندگان عرب شرح زیباییهای این باغ و شماره جانوران نادر و کمیابی را که در آن آزاد می‌گشتند را به تفضیل نوشته‌اند. این کاخ مجلل که شعاع برکه آب مصنوعی جلو آن چشمها را خیره می‌نمود در طول شرقی و غربی بنا شده و دارای ۳۴۲ متر طول و در عریض‌ترین نقطه دارای ۱۷۸ متر عرض بوده‌است. در سمت شرقی عمارت پلکانی دو ردیف وجود دارد که منتهی به ایوانی می‌شد که ۹۹ متر پهنا داشته‌است. در این ایوان اتاقهای مسقف طاقی چندی قرار داشته که سه طاق آن مدخل یک دهلیز طویل را تشکیل می‌دادند و اتاقهای متعدد دیگر هم به این دهلیز راه داشته‌اند. مدخل اصلی این عمارت از همان پلکان فوق و از وسط ایوان به یک سرازیری می‌گذشت که با ۲۴ ستون آرایش یافته بود و از آنجا به عمارت خصوصی شاهنشاه داخل می‌شدند. اولین تالار بزرگ و وسیع این کاخ به سه راهرو تقسیم شده و منتهی به اتاق مربع شکلی می‌شده‌است و بعد از آنجا به اتاقهای دیگری داخل می‌شدند و ایوان مسقفی نیز در مرکز حیاط دیده می‌شود. اتاقهای پادشاه(نظیر آنچه در تخت جمشید است)دارای سقف چوبی است بر خلاف اتاقهای دیگر که عمدتاً طاقی بودند. مصالح و موادی که در این ساختمان بکار رفته‌اند از سنگ‌های آهکی کاخ هنی فشی پست تر می‌باشد. ستونها از آجرتراش و با گچ اندود شده و در این قسمت هم با مواد کاخهای مجلل هنی فشی تفاوت کلی دارد.))

 

كاروانسراي قصرشيرين 

 

 اين كاروانسرا در داخل شهر قصرشيرين قرار دارد كه متأسفانه در اثر حملات عرلق آسيب زيادي ديده و تنها قسمت ورودي آن باقي مانده است ولي در سال هاي اخير ميراث فرهنگي اقدام به بازسازي آن نموده است . اين كاروانسرا نيز از نظر پلان تا حدودي شبيه كاروانسراهاي صفوي بيستون و ماهيدشت مي باشد بطوريكه داراي ورودي طاق داري درضلع جنوبي بناست كه در هر طرف ورودي سكويي دراز ايجاد شده است . پس از ورودي ، هشتي گنبد داري قرار دارد كه از طريق آن مي توان وارد حياط مركزي شد .

 

در چهار طرف اين حياط ، ايوانهاي بزرگي با طاق جناغي قرار دارد . همچنين در اطراف ضلع حياط مركزي تعدادي اتاق ساخته شده است در جلو هريك از اين اتاق ها ايوان كوچكي و در پشت اتاق ها ، اصطبل هاي درازي احداث شده است .

 

اين كاروانسرا به وسيله لاشه سنگ و آجر ساخته شده است . حتي در برخي از قسمت‌هاي آن از جمله ورودي ، از آجرهاي بناهاي ساساني نيز استفاده كرده اند .

 

 

 

آتشكده چهارقاپي

 

چهار قاپو يا چهار قاپي به معني چهار در ، از جمله آتشكده هاي زمان ساساني در شهر مرزي قصرشيرين است . اين آتشكده از نوع آتشكده هايي است كه داراي دالان طواف بوده ولي متأسفانه در اثر مرور زمان رواق آن فرو ريخته است ولي با اين وجود در برخي از قسمت ها آثاري از آن ديده مي شود . اين آتشكده عبارت است از اتاقي مربع شكل به ابعاد 25*25 متر كه داراي سقفي گنبدي شكل به قطر 16 متر بوده ولي متأسفانه اكنون اثري از آن باقي نمانده است و تنها بقاياي گوشواره ها در چهار گوشه آن ديده مي شود . اين اتاق مربع شكل داراي چهار درگاه ورودي است كه به رواق اطراف فضاي مركزي منتهي مي شوند . در اطراف اين بنا مجموعه اتاق ها و فضاهايي وجود دارد كه بخش هايي از آنها در نتيجه كاوش هاي باستان شناختي سال هاي اخير شناسايي شده است . اين بنا با استفاده از مصالح محلي از قبيل لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده است . البته گنبد بنا آجري بوده است .

 

اگرچه اكثر باستان شناسان اين بنا را آتشكده اي از زمان خسرو پرويز پادشاه ساساني مي دانند ولي برخي نيز آن را كاخي از همان زمان مي دانند.

 

 

 

 

                                          گردشگاه‌ها وموزه‌های قصرشیرین 

                                       <><><><><><><><><><><>

تنها موزه در شهر قصرشیرین، موزه مردم شناسی است که از سال ۱۳۸۷ راه اندازی شده است. در این موزه ابزار زندگی کشاورزی و عشایری، پوشاک کردی کردان جنوب کردستان و وسایل زندگی عشایری به نمایش گذاشته شده است. مکان این موزه کاروانسرای شاه عباسی قصرشیرین است..‏قصر شیرین بواسطه آثار تاریخی و آب و هوای بسیار مناسب(حدود8ماه اعتدال هوادر سال ) و قرار گرفتن در مسیر راه زوار عتبات عالیات همواره مورد توجه باستان شناسان و گردشگران داخلی و خارجی بوده است.

                                 عکسهائی از موزه‌ی مردم شناسی قصرشیرین

                                <><><><><><><><><><><><><><>

 

 

                                             سوغاتی‌هاومیوه هاو غذاهای  قصرشیرین

                                          <><><><><><><><><><><><><><>

میوه هائی از قبیل نارنج، پرتقال، لیمو،انار، نارنگی و ...، خرما، پسته، بادام، انگور، بادام، بادمجان، انار، توت، آلوو...دراین شهربه عمل می آید

 شیرینی نان خرمائی  از جمله شیرینیهای سنتی قصرشیرین است .صنایع دستی این شهرنیز گلیم،گیوه،جاجیم،موج وحصیراست .حصیر قصری از شاخه های جوان درخت خرما بافته میشودواین حصیر(فسیل)نامیده میشود.

قاپلی،ترخینه، کلانه و بامیه ازغذاهای محلی قصری هستند.

 

 دروازه ورودی شهر از سمت سرپلذهاب(دروازه قرآن)

     امیدوارم مطلب فوق درراستای معرفی شهرستان قصرشیرین  مفید واقع شده باشد.(منابع:ویکیپدیا،قصرشیرین شهر خاطره ها،سایت اداره میراث فرهنگی،سایت مهرمیهن)


تعداد بازدید از این مطلب: 28505
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

ساعت : | نویسنده : م.م
تاریخچه بی بی سی،رسانه مرموز استعمارگر پیر
نظرات 0

 

 

       (بی بی سی : خد عه گاه استعمارگر پیر)

                                              گردآوری و تدوین:مهردادمیخبر

*********************************************************************************************************************

(دراین واقعیت که سیستم رسانه ای غرب بواسطه قدرت وام گرفته از ناپایبندبودنش به اخلاقیات و انسانیت، در تخریب اخلاقیات اصیل وهنجارهای دنیای شرق وبخصوص باورها و اعتقادات جاری در جهان اسلام میکوشد جای هیچ شک و تردیدی نیست ولی این سکه روی دیگری نیزدارد:برخی از بنگاههای رسانه ای کشورهای غالب براین کره خاکی بمثابه نیروئی اطلاعاتی عمل کرده و در عملکرد خود کاملا" سیاسی و امنیتی میباشند،بطوریکه میتوان آنها را شعبه ای از دستگاههاوسازمانهای اطلاعاتی وجاسوسی مخوف غرب دانست. cintelrom در این مقاله مفصل پس از آشنانمودن شما باتاریخچه تاسیس بنگاه سخن پراکنی  بی بی سی ،شمه ای از اهداف ضدمردمی آنرا آشکارسازی نموده و تاحدودی نقاب از چهره کریه این رسانه استعماری _بخصوص در رابطه با ایران-برمیدارد.)

                                                                                                                     مدیر سایت

**************************************

 

**************************************************

تاریخچه

 

ساختمان دفتر بی بی سی درطهران دوران پهلوی دوم

 

بی. بی. سی.بنگاه خبرپراکنی بریتانیا استعمار گر پیر میباشد که در سال ۱۹۲۲ با نام شرکت پخش انگلیس با مسئولیت محدود بوجود آمد، متقابلا یک شرکت بحساب آمده و در سال ۱۹۲۷ به یک رسانه دولتی ولی شرکتی مستقل تبدیل گردید. وظیفه این شرکت تولید برنامه و ارائه سرویس‌های اطلاعاتی، پخش به‌وسیله تلویزیون، رادیو و اینترنت می‌باشد. رسالت مذکور بی. بی. سی. " اطلاع رسانی، آموزش و سرگرمی " می‌باشد و بااین شعار شروع بکار نموده است:  " ملت با زبان صلح با ملت مکالمه می‌کند! "شعاری که ابدا" باعملکرد موذیانه این رسانه همراستا نیست.بی. بی. سی. یک شرکت عام مشابه – خود مختار است که به‌عنوان یک پخش کننده سرویس ملی فعالیت می‌نماید. این شرکت در حال حاضر توسط شورای مدیران تعیین شده توسط ملکه بریتانیا و به توصیه دولت وزراء اداره می‌گردد؛ در هر صورت، بی. بی. سی. بر اساس منشور فعالیت خود، می‌بایست " از هر نوع تعلق سیاسی و تجاری آزاد بوده و فقط در قبال بینندگان و شنوندگان خود پاسخگو باشد" که البته به چنین وظیفه ای اصولا" عمل نکرده و دقیقا" اهدافی سیاسی را دنبال میکند.

پرداخت هزینه برنامه‌های داخلی و پخش آن توسط این موسسه از طریق اخذ وجوه مالیاتی مجوز کار تلویزیونی و (بر طبق مفاد قانون تلگراف و بیسیم مصوب سال ۱۹۴۷ حاصل می‌گردد، اگرچه درآمد‌های دیگری ناشی از فعالیت‌های تجاری مانند فروش کالا و برنامه نیز برای این موسسه وجود دارد. بهرحال، سرویس جهانی بی. بی. سی. توسط دفتر خارجه و مشترک المنافع تأسیس گردیده‌است. بمنظور تامین هزینه‌های پروانه کار بی. بی. سی. قاعدتا می‌باید در کنار برنامه هائی که معمولاً توسط پخش کنندگان تجاری پخش نمی‌شوند،اقدام به تولید شماری از شو‌های تلویزیونی سطح بالا نماید. 

اکثراوقات مخاطبان داخلی از بی. بی. سی. با اشتیاق با نام "بیب" (که توسط کنی اورت ابداع شد) و یا "انتی" یاد می‌کنند؛ گفته می‌شود که ریشه اصطلاح دوم نام سنتی "انتی بهترین راه حل را بلد است" می‌باشد .این گرایش به روز‌های اولیه بی بی سی یعنی زمانی که جان ریت در راس امور قرار داشت، بر می‌گردد. اغلب این اصطلاحات با هم به‌عنوان "انتی بیب" مورد استفاده قرار می‌گیرند.

 

عکسی از ساختمان جدید بی بی سی درلندن

اولین شرکت پخش انگلیس در سال ۱۹۲۲ توسط گروهی از شرکتهای مخابراتی (شامل توابع جنرال الکتریک و ای تی اند تی) و بمنظور پخش آزمایشی سرویس‌های رادیوئی تأسیس گردید. اولین ارسال امواج در ۱۴ نوامبر همان سال از ایستگاه تو ال او واقع در مارکنی هاوس لندن انجام پذیرفت. در سال ۱۹۲۷، این شرکت با مدیریت اجرائی جان ریت به "شرکت پخش بریتانیا" تبدیل گردید. این زمانی بود که منشور سلطنتی به آن اعطاء و مالکیت خصوصی آن لغو شد. در سال ۱۹۳۲ این شرکت اقدام به پخش آزمایشی برنامه‌های تلویزیونی نمود که در سال ۱۹۳۶ به‌عنوان سرویس منظم در آمده و (بنام سرویس تلویزیونی بی. بی. سی.) شناخته شد. پخش برنامه‌های تلویزیونی از تاریخ ۱ سپتامبر سال ۱۹۳۹ الی ۷ ژوئن سال ۱۹۴۶ (میلادی) یعنی طول سال‌های دومین جنگ جهانی قطع گردید. بر طبق گزارشی افسانه‌ای، پس از این دوران، اولین جمله گوینده لسلی میتچل در شروع مجدد بکار عبارت بود از:

" همانطور که می‌گفتم ما با چنان گستاخی مورد حمله قرار گرفتیم که..."

در واقع، جاسمین بلیگ اولین شخصی بود که پس از آغاز کار مجدد نمایش داده شد. (او همچنین آخرین شخص نمایش داده شده قبل از جنگ بود) کلماتی که او اداء کرد عبارت بود از:

"بعد از ظهر بخیر به همه. حالتون چطوره؟ آیا مرا بخاطر می‌آورید، جاسمین بلیگ...؟ 

در سال ۱۹۵۵ با آغاز بکار تجاری و مستقل آی تی وی، رقابت با بی. بی. سی. مطرح گردید. در نتیجه گزارش کمیته پیلگینگتون در سال ۱۹۶۲، که در آن بی. بی. سی. مورد ستایش قرار گرفته و آی تی وی بدلیل عدم ارائه کیفیت در برنامه‌ها مورد انتقاد قرار گرفت،در سال ۱۹۶۴ یک کانال دوم تلویزیونی با عنوان بی. بی. سی. ۲ به شبکه بی. بی. سی. اعطاء گردید. در این زمان نام کانال موجود نیز به بی. بی. سی. ۱ تغییر یافت. بی. بی. سی. ۲ از مورخ ۱ ژوئیهسال ۱۹۶۷ (میلادی) اقدام به پخش برنامه‌های رنگی نموده و در ۱۵ نوامبر سال ۱۹۶۹ (میلادی) با بی. بی. سی. ۱ و آی تی وی ادغام گردید.در سال ۱۹۷۴ سرویس تله تکست بی. بی. سی. با عنوان سی ای ای اف ای اکس معرفی گشت ولی تا اوایل آوریل سال ۱۹۸۰ بطور رسمی پخش برنامه‌های خود را آغاز ننمود. در سال ۱۹۷۸ و درست قبل از کریسمس آن سال اعتصاب بی. بی. سی. را فرا گرفت که بر اثر آن برنامه‌های هر دو کانال قطع شده و چهار کانال رادیو به یک کانال تقلیل یافت.از زمان تغییر قوانین تجاری رادیو و تلویزیون انگلستان در دهه ۱۹۸۰، رقابت بخش تجاری (و سرویس عمومی پخش کانال ۴ که توسط آگهی دهندگان تامین مالی می‌گردید) با بی. بی. سی. خصوصا در سرویس‌های تلویزیون ماهواره‌ای، تلویزیون کابلی و تلویزیون دیجیتال رو به افزایش نهاد.

بخش تحقیقات بی. بی. سی. نقش عمده‌ای در توسعه تکنیک‌های ضبط و پخش ایفاء نموده‌است. در روز‌های ابتدائی، این بخش تحقیقات لازم در باره اکوستیک و سطوح برنامه‌ای و سنجش اختلال را عهده دار و به سرانجام رسانید.بازرسی هاتون در سال ۲۰۰۴ و گزارشات متعاقب آن باعث بر انگیخته شدن ابهاماتی در خصوص استاندارد‌های ژورنالیستی و بیطرف عمل نمودن بی. بی. سی. گردیدند. این مسائل به استعفای اعضای مدیریت ارشد موسسه در آن زمان انجامید.

بی. بی. سی. یک شرکت عام مشابه – خود مختار است که به‌عنوان یک پخش کننده سرویس ملی و تحت منشور سلطنتی که هر ۱۰ سال یکبار مورد بازنگری قرار می‌گیرد، فعالیت می‌نماید. در حال حاضر مدیریت این شرکت توسط شورای مدیران تعیین شده از سوی ملکه و به توصیه دولت برای یک دوره چهار ساله انجام می‌پذیرد، که البته این روال بزودی جای خود را به تراست بی. بی. سی. خواهد داد. در حال حاضر منشور سلطنتی بی. بی. سی. در حال بازبینی می‌باشد. اگرچه تصور می‌رفت که این منشور در سال ۲۰۰۶ بصورت کلی تغییر یافته و نسخه جدید آن ارائه شود، برخی پیشنهادات بر تغییرات چشمگیر اصرار می‌ورزند.  اینکه بازبینی در چه زمانی کامل گشته و آن تغییرات چشمگیر کدامند نامعلوم میباشد.نظر خود بی. بی. سی. ایجاد تغییرات افراطی در پیشنهادات "ساختار ارزش‌های عمومی" است که در سال ژوئن ۲۰۰۴ منتشر گردید.

مرکز پخش اصلی این رسانه در پورتلند پلیس، در لندن واقع گردیده و اداره کل رسمی بی. بی. سی. بحساب می‌آید. این اداره کل همچنین مرکز شبکه‌های رادیوی ملی رادیو ۲ بی. بی. سی.، ۳، ۴، ۶ موسیقی و رادیو ۷ بی. بی. سی. می‌باشد. در جلوی این ساختمان مجسمه هائی از پروس پرو و آریل (اثر اثرات شکسپیر " تندباد") قرار داده شده که ساخته اریک گیل هستند.نوسازی مرکز پخش در سال ۲۰۰۲ آغاز گشته و برنامه خاتمه آن به سال ۲۰۱۰ برخواهد گشت. به‌عنوان یکی از برنامه‌های تجدید سازمان دارائی‌های بی. بی. سی.، مرکز پخش تبدیل به مرکز اخبار بی. بی. سی. (هم رادیو و هم تلویزیون)، رادیوی ملی و سرویس جهانی بی. بی. سی. خواهد گردید. قسمت عمده این طرح شامل تخریب دو بخش اضافی ساختمان که بعد از جنگ جهانی دوم ساخته شده بودند و ساخت یک بنای جدیدعلاوه بر ساختار فعلی، می‌گردد. در دوره ساختمان سازی‌های جدید، بسیاری از شبکه‌های رادیوئی بی. بی. سی. به ساختمان‌های دیگر در نزدیکی پورتلند پلیس جابجا گردیدند.در سال‌های ۲۰۰۸/۲۰۰۷ بخش اخبار بی. بی. سی. از مرکز اخبار در مرکز تلویزیونی بی. بی. سی. به مرکز بازسازی شده پخش که از آن به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین مراکز پخش زنده دنیا یاد می‌شود، نقل مکان نمود.

تا زمان حاضر بیشترین تمرکز کارکنان بی. بی. سی. در انگلستان در وایت سیتی قرار داشته‌است. ساختمان‌های مشهور این منطقه عبارت‌اند از مرکز تلویزیون بی. بی. سی.، وایت سیتی، مرکز رسانه، مرکز پخش و اداره مرکزی.علاوه بر ساختمان‌های واقع در لندن، مراکز اصلی تولید بی. بی. سی. در شهر‌های کاردیف، بلفاست، گلاسکو، بیرمنگام، منچستر، بریستول، سات همپتون و نیوکسل واقع بر تاین نیز قرار دارند. برخی از این مراکز محلی (به‌عنوان مثال مرکز بلفاست) همچنین با نام "مرکز پخش" خوانده می‌شوند (ببینید مرکز پخش (غیر مبهم)). همچنین تعداد زیادی از استودیو‌های کوچک محلی و منطقه‌ای نیز در سراسر انگلستان پراکنده شده‌اند.مرکز پخش اخبار بی. بی. سی. به‌عنوان بزرگ‌ترین مرکز پخش جهان است که عملیات جمع آوری اخبار در سراسر جهان را سازمان داده،و به رادیو داخلی بی. بی. سی. و همچنین شبکه‌های تلویزیونی همانند اخبار ۲۴ بی. بی. سی.، بی. بی. سی. پارلمان و بی. بی. سی. جهانی و شبکه‌های بی. بی. سی. آی، سیی فکس و بی. بی. سی. آن لاین ارائه خدمت می‌نماید. سرویس‌های جدید اخبار بی. بی. سی. که بسیار محبوب نیز گردیده‌اند سرویس‌های تلفن همراه‌است بروی سیستم‌های تلفن همراه و پی دی ای ارسال می‌گردند. اخطار اخبار خاص بروی صفحه کامپیوتر، اخطار اخبار توسط پست الکترونیک و اخطار اخبار بروی تلویزیون‌های دیجیتالی از دیگر سرویس‌های موجود بحساب می‌آیند.

رادیو بی بی سی

رادیو بی. بی. سی. دارای پنج ایستگاه اصلی ملی می‌باشد که عبارت‌اند از رادیو ۱ ("بهترین وسیله برای دسترسی به موسیقی جدید")، رادیو ۲ (پر شنونده ترین ایستگاه رادیوئی با جمعیت شنونده ۹/۱۲ میلیون نفر در هفته  رادیو ۳ (موسیقی مخصوص متخصصین موسیقی مانند کلاسیک، جهانی، هنری، درام و جاز)، رادیو ۴ (انواع جاری، درام و کمدی)، و رادیوی زنده ۵ (اخبار ۲۴ ساعته، ورزش و گقتار).در سال‌های اخیر ایستگاه‌های ملی بیشتری بروی پخش صدای دیجیتال معرفی گشتند که شامل ورزش زنده فوق العاده پنج (مکمل شبکه زنده پنج برای پوشش اضافی رویداد‌ها)، ۱ فوق العاده (مخصوص انواع موسیقی‌های سیاه، شهری و مذهبی)، موسیقی ۶ (کمتر اقسام جاری موسیقی)، بی. بی. سی. ۷ (کمدی، درام و برنامه‌های کودکان) و شبکه آسیائی بی. بی. سی. (گفتار، موسیقی و اخبار جنوب آسیائی انگلیسی بزبان‌های انگلیسی و بسیاری از زبان‌های آسیای جنوبی)، شبکه‌ای که از شاخه‌های رادیوی محلی بی. بی. سی. است که در دهه ۱۹۷۰ بوجود آمده و هنوز نیز بروی امواج کوتاه در برخی نواحی انگلستان به پخش برنامه می‌پردازد. در کل سرویس جهانی بی. بی. سی. در حال حاضر همچنین بروی دی ای بی و بصورت ملی در انگلستان بنامه پخش می‌نماید.

همچنین شبکه‌ای از ایستگاه‌های محلی وجود دارد (به‌عنوان مثال رادیو بی. بی. سی. منچستر، بی. بی. سی. هیرفورد و ورسستر، رادیو بی. بی. سی. جرسی و بی. بی. سی. لندن) که برنامه‌های متنوع گفتاری، اخبار و موسیقی را در انگلستان و کانال جزایر و همچنین ایستگاه‌های ملی رادیو بی. بی. سی. ولز، رادیو بی. بی. سی. کایمرو (به ولش)، رادیو بی. بی. سی. اسکاتلند، رادیو بی. بی. سی. نان گاید هیل (به گالیک اسکاتلندی)، رادیو بی. بی. سی. اولستر و رادیو بی. بی. سی. فویل نیز به پخش برنامه اهتمام دارند.

بی. بی. سی. برای مخاطبان جهانی، اقدام به ایجاد دفتر خارجه و با منابع مالی سرویس جهانی بی. بی. سی. نموده که برنامه‌های خود را بصورت بین المللی بروی امواج کوتاهرادیوئی و بصورت رادیوی دیجیتال دی ای بی در انگلستان پخش می‌نماید. برنامه‌های سرویس جهانی را می‌توان در ۱۳۹ پایتخت دنیا دریافت نمود که منبع برنامه‌های اطلاعات و اخبار برای بیش از ۱۴۰ میلیون شنونده در سراسر جهان می‌باشد. این سرویس در حال حاضر به ۴۳ زبان و لهجه مختلف (شامل لهجه‌های انگلیسی) پخش برنامه دارد. اگرچه تمام زبان‌ها در تمام مناطق پخش نمی‌شوند. در سال ۲۰۰۵، بی. بی. سی. اعلام نمود سطح پخش برنامه‌های رادیوئی خود به زبانهای اروپائی شرقی را بطور قابل ملاحظه‌ای کاهش داده و در عوض منابع را به یک ایستگاه ماهواره جدید تلویزیونی عرب زبان (شامل مطالب رادیوئی و آن لاین) در خاورمیانه منتقل می‌کند که کار خود را از سال ۲۰۰۷ آغاز خواهد نمود. "تلویزیون عربی بی. بی. سی. از کارکنان سابق الجزیره به‌عنوان ویراستار‌های جدید استفاده می‌کند" از سال ۱۹۴۳، بی. بی. سی. به ارائه برنامه به سرویس پخش نیرو‌های انگلیسی نمود که به پخش برنامه در کشور هائی که سربازان انگلیسی در آن حضور دارند می‌پردازد.کلیه ایستگاه‌های ملی رادیوی بی. بی. سی. و همچنین سرویس جهانی بی. بی. سی. بروی اینترنت و به فرمت ریل اودیو جاری قرار دارند. در آوریل سال ۲۰۰۵ شروع به آزمایشاتی نمود که در آن شماری محدود از برنامه‌های رادیوئی به‌عنوان

پاد کست ارائه می‌گردید. 

بصورت تاریخی، بی. بی. سی. تا سال ۱۹۶۷ به‌عنوان تنها پخش کننده برنامه‌های رادیوئی در انگلستان بحساب می‌آمد. در این زمان رادیو دانشگاه یورک (یو آر وای) و سپس با نام "رادیوی یورک" به‌عنوان اولین (و در حال حاضر قدیمی ترین) ایستگاه رادیوئی قانونی و مستقل کشور شروع بکار نمود.

تلویزیون بی بی سی‎

بی. بی. سی. یک و بی. بی. سی. دو طلایه دار کانال‌های تلویزیونی بی. بی. سی. می‌باشند. همچنین بی. بی. سی. اقدام به ارتقاء کانال‌های جدید تلویزیونی بی. بی. سی. سهوبی. بی. سی. چهار نمود که فقط توسط تجهیزات تلویزیون دیجیتال قابل دریافت بودند (این شبکه‌ها در حال حاضر بصورت گسترده و در حالت آنالوگ در انگلستان مورد بهره برداری هستند که قرار است در سال ۲۰۰۸ از رده خارج شوند). همچنین بی. بی. سی. اداره شبکه‌های اخبار ۲۴ ساعته بی. بی. سی.، بی. بی. سی. پارلمان و دو کانال ویژه کودکان با نام‌های سی. بی. بی. سی. و سی بیبیز بصورت دیجیتال را بر عهده دارد.تلویزیون بی. بی. سی. یک در واقع یک سرویس تلویزیونی منطقه سازی شده‌است که برنامه‌های برگزیده‌ای را در طول روز برای اخبار محلی و دیگر برنامه سازی‌های محلی فراهم می‌آورد. درجمهوری ایرلند شبکه ایرلند شمالی کانال‌های بی. بی. سی. یک و بی. بی. سی. دو را منطقه سازی نموده که بصورت پخش امواج انکساری آنالوگ از شمال قابل دریافت بوده و همچنین بروی اسکای دیجیتال، ان تی ال ایرلند و چاروس اجرا می‌گردند.

از تاریخ ۹ ژوئن سال ۲۰۰۶، بی. بی. سی. اقدام به شروع یک دوره آزمایشی ۱۲-۶ ماهه تلویزیون تعریف بالا نمود که تحت نام بی. بی. سی. اچ دی به پخش برنامه پرداخت. این شرکت برای سالیان متمادی در حال ساخت برنامه با این فرمت بوده‌است و اظهار امیدواری نموده بودکه تا سال ۲۰۱۰ برنامه هائی با فرمت ۱۰۰% اچ دی تی وی را بسازد و البته به این وعده نیز عمل نمود.بی. بی. سی. همچنین از سال ۱۹۷۵ به فراهم نمودن برنامه برای سرویس پخش نیرو‌های انگلیسی (بی اف بی اس) نمود که امکان دیدن و شنیدن برنامه‌های مورد علاقه نیرو‌های اچ ام را در سراسر جهان از کشور خود بروی دو کانال اختصاصی تلویزیونی، ایجاد می‌نمود.

بی بی سی بر روی اینترنت


آدرس اینترنتی bbc.co.uk که نام قبلی آن بی. بی. سی. آی. و نام قبل تر از آن بی. بی. سی آنلاین بود، شامل وب‌گاه اخبار است که به ارائه اخبار جامع و بدون تبلیغات و آرشیو مربوطه می‌پردازد. ادعای بی. بی. سی آنست که این سایت "محبوب ترین سایت اروپائی بر پایه مطالب می‌باشد" واینگونه مبالغه می‌کند که ۲/۱۳ میلیون نفر در انگلستان بیش از ۲ میلیون صفحه این سایت را بازدید نموده‌اند.بنا به اظهار موسسه رنک ترافیکالکسا، در ژوئیه ۲۰۰۶، سایت bbc.co.uk سیزدهمین سایت محبوب انگلیسی زبان در سراسر جهان طبقه بندی گشته‌است ودر کل به‌عنوان بیست و سومین سایت محبوب شناخته شده‌است. وب‌گاه به بی. بی. سی امکان تهیه بخش هائی را می‌داد که مکمل برنامه‌های مختلف تلویزیونی و رادیوئی بودند، همچنین اظهار آدرس‌های وب‌گاه برای بخش‌های سایت bbc.co.uk بمقتضی ماهیت برنامه، برای بینندگان و شنوندگان حالتی عادی دارد. سایت همچنین به بازدید کنندگان امکان گوش کردن به اکثر برنامه‌های زنده رادیوئی و سپس تا هفت روز پس از پخش را از طریق "پخش رادیو" بر پایه ری یل پلیر را می‌دهد؛ برخی برنامه‌های تلویزیونی نیز از طریق فرمت ری یل ویدئو قابل دریافت هستند. یک سیستم جدید بنام آی پلی یر نیز تحت برنامه ریزی می‌باشد که از فن آوری‌های پییر تو پییر و دی آر ام استفاده و از طریق آن می‌توان هم به برنامه‌های رادیو و هم به برنامه‌های تلویزیون بصورت آفلاین و ۷ روز پس از پخش دسترسی داشت. همچنین در صورت عضویت در گروه امتیاز آرشیو خلاق، سایت bbc.co.uk امکان دانلود کردن قانونی متون آرشیو شده انتخابی از طریق اینترنت را فراهم می‌آورد.

در سال‌های اخیر برخی از شرکت‌های بنام آنلاین و برخی سیاست‌مداران از این امر شکایت داشته‌اند که سایت bbc.co.uk در آمد بسیار بالائی را از طریق امتیاز تلویزیونی بدست می‌آورد بدان معنا که سایت‌های دیگر قادر به رقابت با حجم فوق العاده زیاد اطلاعات آنلاین و از تبلیغات آزاد سایت bbc.co.uk نمی‌باشند. بعضی از افراد پیشنهاد دادند که میزان پول حق امتیاز خرج شده برای bbc.co.uk بایستی کاهش یابد.در پاسخ به این ادعا‌ها، بی. بی. سی. اقدام به تحقیقات نموده و اکنون در حال اجرای تحرکاتی در خصوص تغییر روش ارائه سرویس‌های آنلاین خود می‌باشد. در حال حاضر سایت bbc.co.uk مشغول پر کردن جاهای خالی بازار می‌باشد، ولیکن بازدید کنندگان خود را برای استفاده از ظرفیت‌های موجود بازار به وب‌گاه‌های دیگر راهنمائی می‌نماید. (به‌عنوان مثال بجای ارائه اطلاعات در خصوص رویداد‌های محلی و جداول زمانی، بازدید کنندگان به سایت‌های خارج از بی. بی. سی. که حاوی این اطلاعات باشند هدایت می‌گردند.) به‌عنوان بخشی از این طرح، بی. بی. سی. برخی از وب‌گاه‌های خود را تعطیل و هزینه آنها را صرف ارتقاء بخش‌های دیگر می‌کند. 

بی. بی. سی. آی. نام تجاری سرویس‌های کاربر تعامل تلویزیون دیجیتال شرکت بی. بی. سی. می‌باشند که از طریق شبکه‌های فری ویوو (دیجیتال زمینی)، همچنین اسکای دیجیتال(ماهواره)، ان تی ال و تله وست (کابلی) قابل دریافت هستند. بر خلاف سیی فکس، بی. بی. سی. قادر به نمایش گرافیک‌ها، عکس‌ها، ویدئو و همچنین برنامه‌های تمام رنگی می‌باشد. مثال‌های جدید این امر شامل پوشش ورزشی کاربر تعامل برای مسابقات فوتبال و فوتبال راگبی، سایت BBC Soundbites با نمایش هنرپیشه جوان زن جنیفر لین و یک تست کاربر تعامل آی کیو ملی تست ملت می‌باشند. تمام ایستگاه‌های تلویزیون دیجیتال بی. بی. سی.، (و ایستگاه‌های رادیو بروی فری ویوو)، امکان دسترسی به سرویس‌های بی. بی. سی. آی. را در اختیار مخاطب قرار می‌دهند.

بی. بی. سی. آی. هرساله بیش از ۱۰۰ برنامه تلویزیون کاربر تعامل و همچنین سرویسی ۲۴ ساعته را در تمام ۷ روز هفته تدارک می‌نماید.این شبکه همچنین اخبار و وضعیت هوا را بصورت ویدئوئی پخش می‌نماید.

سرویس‌های بازرگانی

شرکت جهانی بی. بی. سی. با مسئولیت محدود یک زیر مجموعه تجاری از بی. بی. سی. می‌باشد که کلا متعلق به بی. بی. سی. بوده و وظیفه آن بهره برداری تجاری از برنامه‌ها و دیگر دارائیهای شبکه بی. بی. سی. بوده و شماری از ایستگاه‌های تلویزیونی در سراسر جهان را شامل می‌گردد. ایستگاه‌های تلویزیونی کابلی و ماهواره‌ای بی. بی. سی. پرایم(در اروپا، آفریقا، خاور میانه و آسیا)، بی. بی. سی. آمریکا، بی. بی. سی. کانادا (بهمراه بی. بی. سی. کودک)، به پخش برنامه‌های معروف بی. بی. سی. به مردم خارج از انگلستان می‌پردازند. همین عمل را یو کی تی وی(با همکاری فاکس تل و فری فریمنتل مدیا) در استرالیا انجام می‌دهند. یک سرویس مشابه با نام بی. بی. سی. ژاپن پخش خود را در آوریل ۲۰۰۶ و پس از برچیده شدن نماینده ژاپنی قطع نمود. >عطف< «وب‌گاه بی. بی. سی. ژاپن».>/عطف< سرویس جهانی بی. بی. سی. همچنین یک کانال ۲۴ ساعته اخبار، سرویس جهانی بی. بی. سی. و اداره مشترک با فلکس تک شبکه ایستگاه‌های یو کی تی وی در انگلستان، با همکاری دیگران یو کی تی وی طلائی را اداره می‌نماید. در جمع، اخبار تلویزیون بی. بی. سی. بصورت شبانه بروی بسیاری از ایستگاه‌های سرویس‌های عمومی پخش در ایالات متحده بنمایش در می‌آید. همچنین پخش مجدد برنامه‌های بی. بی. سی. مانند "ایست اندرز"، و در زلاند نو بروی تی وی یک در دستور کار قرار دارد.

بسیاری از برنامه‌های بی. بی. سی. (خصوصا مستند‌ها) توسط سرویس جهانی بی. بی. سی. به ایستگاه‌های تلویزیونی خارجی فروخته می‌شود. از سوی دیگر فیلم‌های کمدی،مستند‌ها و تولیدات درام‌های تاریخی در بازار بین المللی دی وی دی از محبوبیت خاصی برخوردارند.سرویس جهانی بی. بی. سی. همچنین به‌عنوان بازوی انتشاراتی بی. بی. سی. و سومین انتشارات بزرگ جهان در زمینه مجلات مصرفی در انگلستان مطرح می‌باشد. مجلات بی. بی. سی. که قبلا با نام انتشارات بی. بی. سی. نامیده می‌شدند، اقدام به انتشار "رادیو تایمز" و شماری از مجلات پشتیبان برنامه‌های بی. بی. سی. مانند " بی. بی. سی. تاپ گیر"، "بی. بی. سی. گود فود"، " آسمان شب بی. بی. سی."، "تاریخچه بی. بی. سی."، " بی. بی. سی. وایلد لایف" و "موسیقی بی. بی. سی." می‌نماید. در کل، در سال ۲۰۰۴ سرویس جهانی بی. بی. سی. موفق به کسب اجازه انتشار مجله مستقل گردید. سرویس جهانی بی. بی. سی. همچنین به واگذاری امتیاز و فروش مستقیم دی وی دی و ضبط برنامه‌های صوتی معروف برای مردم اقدام نموده‌است.بی. بی. سی. و دفتر خارجه و مشترک المنافع با همکاری یکدیگر اداره نظارت بی. بی. سی. را برعهده دارند که وظیفه آن نظارت بر رادیو، تلویزیون، مطبوعات و اینترنت سازمان در سطح بین المللی می‌باشد.

اتحادیه‌ها

عضویت در یک اتحادیه یک امر توافقی بین کارکنان و اتحادیه انتخابی آنان می‌باشد: البته کارکنان بصورت خودکار تحت پوشش یک اتحادیه قرار ندارند، ولی از آنجائیکه بی. بی. سی. یک استخدام کننده بزرگ (در بخش رسانه‌ها) می‌باشد، شمار اعضاء قابل توجه هستند.نمایندگی کارکنان بی. بی. سی. اغلب از طریق بی ای سی تی یو بهمراه ان یو جی برای کارکنان روزنامه و امیکاس برای کارکنان بخش الکتریکال انجام می‌پذیرد. عضویت در اتحادیه اختیاری است و هزینه‌های آن نیز توسط کارکنان و نه بی. بی. سی. تامین می‌شود.

انتقاد از بی. بی. سی

بنا به یک گزارش از میل آن ساندی، در طی یک جلسه که در سپتامبر ۲۰۰۶ برگزار گردید، یک مدیر اجرائی سطح بالا اذعان نموده که "بر طبق اخبار واصله، ما در مسیر سلامت سیاسی، بیش از اندازه پیش رفته‌ایم. بدبختانه، قسمت اعظم این پیشرفت ریشه در فرهنگ بی. بی. سی. دارد که تغییر آن نیز بسادگی امکان پذیر نمی‌باشد." همچنین گزارش شده‌است که در همان جلسه یک گفتمان فرضی در باره آنچه آنان به‌عنوان انداختن کمدین یهودی مناقشه انگیز ساچا بارون کوهن به سطل زباله شو‌های هجو تلویزیونی اتاق ۱۰۱ مطرح می‌نمودند، برگزار شده‌است. تصور بر آنست که بارون کوهن را می‌خواهند بداخل اتاق ۱۰۱ اغذیه حلال، اسقف کانتربری، قرآن و انجیل بیندازند. بر طبق متن، مدیران بی. بی. سی. قبول دارند در حالیکه آنها اجازه انداختن مابقی را داده‌اند، ولی قرآن را بخاطر رنجیدن مسلمانان مستثنی نموده‌اند.

اظهار جانبداری

بی. بی. سی. بصورت دائم متهم به جانبداری از سوی برخی روزنامه‌ها مانند دیلی تلگراف می‌باشد. در سال ۲۰۰۳، سردبیر چارلز مور اقدام به برگزاری یک عملیات تبلیغی با عنوان "بیب واچ" نمود که به تحلیل مرتب نظر روزنامه از تمایلات لیبرالی و چپ می‌پرداخت . اتهامات خاص وارده توسط روزنامه تلگراف حول محور ضد آمریکائی بودن موسسه، طرفداری ازفلسطینیان و طرفداری از اتحادیه اروپا می‌گردیدند. در سال ۲۰۰۵ یک گزارش مستقل توسط خود موسسه موید آن بود که بی. بی. سی. از "عادت ذهنی سازمانی" رنج می‌برد که به "عدم اشتیاق پاسخگوئی به شبهات طرفداری از اتحادیه اروپا" رهنمون می‌شود.جف رندال سردبیر اقتصادی سابق بی. بی. سی. اظهار داشته‌است که یک مدیر ارشد خبری موسسه به او گفته که " بی. بی. سی. در زمینه‌های چند فرهنگ گرائی بصورت بیطرف عمل ننموده‌است: موسسه به این اصل اعتقاد داشته و در پیشرفت آن ساعی است." جاستین وب خبرنگار واشنگتن اظهار می‌دارد که رفتار بی. بی. سی. نسبت به ایالات متحده آمریکا اهانت آمیز و مایه تمسخر بوده و هیچ "ارزش معنوی" برای آن قائل نیست. او معتقد است که گزارشات او توسط قائم مقام مدیرکل مارک بایفورد مورد تصحیح قرار گرفته‌اند. اندرو مارر خبرنگار سیاسی نیز ادعا نموده‌است که "بی. بی. سی. بیطرف و بدون نظر با مسائل روبرو نمی‌شود. این یک موسسه‌ای شهری است که با پول مردم اداره شده و در آن شمار بیش از اندازه‌ای از جوانان، اقلیت‌های نژادی و همجنس باز مشغول بکار هستند. این موسسه دارای تمایلات سیاسی می‌باشد ولی نه به اندازه یک حزب سیاسی. بهتر است از آن به‌عنوان یک جانبداری لیبرال فرهنگی نام برد." 

 بی‌بی‌سی آنلاین

 ( BBC Online) نام برند و منزلگاه اصلی سرویس‌های آنلاین بی‌بی‌سی بریتانیا است. بی‌بی‌سی آنلاین شبکه‌ای است عظیم از وب‌گاه‌های پربازدیدی چون بی‌بی‌سی نیوز، بی‌بی‌سی اسپورت، سرویس‌های رادیویی و ویدئویی بنا بر تقاضای بی‌بی‌سی آی‌پلیر، وب‌گاه ویژهٔ کودکان پیش دبستانی سی‌بیبیز، و سرویس‌های آموزشی نظیر بایت‌سایز. بی‌بی‌سی از سال ۱۹۹۴ برای پشتیبانی از برنامه‌های تلویزیونی، رادیویی و طرح‌های مبتنی بر وب خود، حضوری آنلاین داشت ولی تا دسامبر ۱۹۹۷، زمانی که دولت بریتانیا موافقت کرد تا از درآمد ناشی از حق اشتراک تلویزیون در بریتانیا مقداری بودجه به سرویس آنلاین خود اختصاص دهد، به صورت رسمی آغاز به کار نکرد. در طول تاریخ کوتاه فعالیتش، طرح‌های آنلاین بی‌بی‌سی همواره در معرض رایزنی‌های عمومی و بازنگری‌های دولتی قرار گرفته‌است که حاکی از نگرانی‌های رقبای تجاری بی‌بی‌سی آنلاین از تخریب بازار رسانه‌ای بریتانیا به دلیل حضود وسیع و پررنگ و بودجهٔ دولتی‌اش می‌باشد.بی بی سی از طرف هر دو جناح راست و چپ متهم به طرفداری از جناح دیگرمی شود. در همین رابطه دست راستی‌های مشهوری چون نورمن تبیت به آن لقب BBC= Bolshevik Broadcasting Corporationداده‌اند. در مقابل جرج گالووی از جناح چپ بی بی سی را BBC=Bush and Blair Corporation می‌نامد. از جمله منتقدین دائمی بی بی سی روزنامه دیلی تلگراف می‌باشد. در سال ۲۰۰۳، سردبیر چارلز مور اقدام به برگزاری یک عملیات تبلیغی با عنوان «بیب واچ» نمود که به تحلیل مرتب نظر روزنامه می‌پرداخت. بی بی سی همچنین متهم به پوشش خبری ناکافی از ولز می‌شود.

موضع گیری بی بی سی در باره ایران

Image result for ‫عکس ساختمان بی بی سی در زمان شاه‬‎Image result for ‫عکس ساختمان بی بی سی در زمان شاه‬‎

1-کودتای ۲۸ مرداد

برخی معتقدند که بی‌بی‌سی در کودتای ۲۸ مرداد شرکت کرده و در یکی از برنامه‌های رادیو بی‌بی‌سی به زبان انگلیسی پیام رمزی برای شاه ایران ارسال شده که حاکی از حمایت بریتانیا از کودتا علیه دولت دکتر مصدق بوده‌است. به باور این افراد در نیمه شب روز ۲۴ مرداد ۱۳۳۲ رمز عملیات آژاکس با عنوان «اکنون دقیقاً نیمه شب است» به جای «اکنون نیمه شب است» از رادیو بی‌بی‌سی اعلام شده‌است.. سِر شاپور ریپورتر از رهبران کودتای ۲۸ مرداد نیز قبلا در سال‌های کار در اینتلیجنس سرویس در بخش فارسی رادیو دهلی و بعداً بی‌بی‌سی کار می‌کرد.

2-نقش بی بی سی درفتنه88

در پی فتنه سال 88، بی‌بی‌سی و بخصوص بخش فارسی بی‌بی‌سی، از سوی مقامات جمهوری اسلامی ایران، متهم شد که «در کانون جنگ روانی قرار دارد و تظاهرات عوامل بیگانه -که از سوی صهیونیستها و امپریالیسم تغذیه میشوند -را سازمان می‌دهد»و این اتهام در جریان قتل عمدی (ندا آقا سلطان) اثبات گردیده و لکه ننگی شد بر دامان این بنگاه مرموز .

بخش فارسی بی‌بی‌سی زیرمجموعه‌ای از سرویس جهانی بی‌بی‌سی است، که به زبان فارسی از طریق رادیو، اینترنت وتلویزیون، فعالیت خبری و رسانه‌ای می‌کند. هم‌اکنون صادق صبا ریاست این بخش را برعهده دارد.

این شبکه با بودجه ۲۳٫۴ میلیون دلاری وزارت امور خارجه و مشترک‌المنافع بریتانیا اداره می‌شود. البته بخش فارسی بی‌بی‌سی اذعان دارد با این وجود، رویکرد مستقلی نسبت به وزارت امور خارجه انگلیس راجع به رویدادها دارد. در حالی که برای همه مشخص شده که این شبکه در راستای حفظ منافع انگلستان تبلیغ می‌کند. بهمین دلیل دولت جمهوری اسلامی، بخش فارسی بی‌بی‌سی را به عنوان اهرمی علیه منافع و امنیت ملی ایران قلمداد می‌کندوفعالیت آن در حال حاضر در ایران ممنوع میباشد.

 

رادیوی و تلویزیون فارسی بی بی سی و وبگاه آن

رادیوی فارسی بی‌بی‌سی، در تاریخ ۲۹ دسامبر ۱۹۴۰ میلادی (۸ دی ۱۳۱۹ خورشیدی) در اوایل جنگ جهانی دوم و برای رقابت با رادیو برلن راه اندازی شد و آماج برنامه‌های خود را به سود پادشاهی بریتانیا و ضد حکومت نازی آلمان گذارد. اولین گوینده رادیوی بی‌بی‌سی فارسی حسن موقر بالیوزی بود.برنامه‌های فارسی رادیو بی‌بی‌سی (از جمله بامدادی، نیمروزی، شامگاهی، آسیای میانه و روز هفتم) به صورت زنده بر روی سایت فارسی قابل دریافت است.در سال ۲۰۰۷ میلادی، بخش جهانی بی‌بی‌سی اعلام کرد که در پی تاسیس یک تلویزیون به زبان فارسی است و نهایتا"تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی پخش برنامه‌های خود را از روز ۱۴ ژانویه ۲۰۰۹ میلادی، (۲۵ دی ۱۳۸۷ خورشیدی) آغاز نمود ودر حال حاضرهر روز از ساعت ۱۷:۰۰ به وقت ایران و ۱۳:۳۰ به وقت گرینویچ شروع به کار می‌کند.

وب‌گاه فارسی بی‌بی‌سی، سایت خبری فارسی‌زبان، رادیو بی‌بی‌سی است که در سال ۱۳۷۹ راه‌اندازی شد.سایت فارسی بی‌بی‌سی در ماه مه ۲۰۰۱ راه‌اندازی شد. این سایت در چندین صفحهٔ جداگانه مانند صفحهٔ نخست (خبرهای جهان، ایران و منطقه)، صفحهٔ ایران، افغانستان،تاجیکستان، جهان، فرهنگ و هنر، دانش و فن، اقتصاد و بازرگانی، نگاه ژرف، جدیدترین اخبار، عکس و ویدیو، گزارش‌ها و تحلیل‌ها را در این زمینه‌ها به کاربران ارائه می‌دهد. هم اکنون این وبگاه بدلایل امنیتی و به سبب موذیگریهای این رسانه توسط دولت جمهوری اسلامی، از دسترس خارج شده است.

مواضع ضد مردمی بی بی سی از سال 1342 و در جریان کودتای 28 مرداد بود که علنی شد.دولت بریتانیا برای پیشبرد تبلیغات خود علیه دولت مردمی دکترمصدق از رادیوی فارسی بی بی سی هم استفاده می‌کرد و بارها مطالب ضدّ مصدق از این رادیو پخش شد به طوری که کارمندان ایرانی این رادیو دست به اعتصاب زدند. در بیست و یک ژوئیه ۱۹۵۱ میلادی یکی از مقام‌های وزارت امور خارجه بریتانیا از سفیر کشورش در ایران به خاطر پیشنهادهای وی در بهبود برنامه‌های رادیویی علیه مصدق تشکر کرده است. اوگفت:

«بی بی سی تا اینجا اغلب نکاتی که شما فهرست کرده اید انجام داده است. اگر اطلاعات بیشتری بدهید که چگونه می‌توان برنامه‌ها را مؤثر تر کرد تا به همان ترتیب اجرا شود. ضمناً باید از حمله به طبقات حاکم اجتناب کنیم. چرا که احتمال دارد بخواهیم با حکومتی که از همان طبقات بعد از سقوط مصدق تشکیل می‌شود کار کنیم».

 بر اساس گزارش دونالد ویلبرگ کارشناس سیا در ایران اسدالله رشیدیان به شاه گفت که از رادیو فارسی بی بی سی هم درخواست کمک شده تا شاه اطمینان یابد که دولت‌های آمریکا و بریتانیا طرح کودتا را تایید کرده اند. او می‌گوید که قرار شد که رادیوی فارسی بی بی سی جمله "الان نیمه شب است" را به "الان دقیقاً نیمه شب است" تغییر دهد تا شاه آن را بشنود و مطمئن شود که طرح سرنگونی را آمریکا و بریتانیا حمایت می‌کنند. به نظر می‌رسد که این موضوع صرفاً برای جلب حمایت شاه از کودتا با او در میان گذاشته شده باشد. زیرا رادیوی فارسی بی بی سی هرگز برنامه‌ای در دوازده شب نداشته است. 

بی بی سی حتی به نوکر استعمار نیز وفا نکرد.در دوره حکومت محمدرضا پهلوی، گزارش بی بی سی فارسی درباره مرگ ناصر عامری، دبیر کل حزب مردم، دریک حادثه رانندگی و همچنین پخش همزمان برنامه انتقادی پانوراما از تلویزیون بی بی سی در انگلیس، منجر به بسته شدن دفتر بی بی سی و اخراج مسئول این دفتر ازایران شدو این ماجرا نشان داد که بی بی سی تنها در فکر منافع استعمار است و بس و هیچ چیز دیگری برایش اهمیت ندارد.

جوایز ی برای خوش خدمتی مزورانه

در سال ۲۰۰۶ میلادی، آکادمی جهانی هنر، ادبیات و رسانه به سایت فارسی بی‌بی‌سی، جایزهٔ بهترین سایت خبری فارسی آکادمی جهانی هنر، ادبیات و رسانه را اهدا کرد.در سال ۲۰۰۹، اتحادیه رادیو و تلویزیونهای بین‌المللی (AIB) جایزه 'واضح‌ترین پوشش یک حادثه خبری' را به تلویزیون فارسی بی بی سی داد.این جایزه به خاطر گزارشی ۲۶ دقیقه‌ای به نام «انتخاباتی که ایران را لرزاند» به بخش فارسی بی بی سی داده شد که بر اساس حوادث ناشی از فتنه88 ، مشترکاً توسط وطن فروشانی بنامهای:سیما علی‌نژاد، مجید خیام‌دار و پاتریک هوبارد تهیه شده بود.در ضمن در سال ۲۰۰۹ بخش تلویزیونی بی بی سی فارسی موفق به کسب جایزه هاتبرد (Hotbird) شد.

نیوزویک، در سال ۲۰۰۹ میلادی، بخش فارسی بی‌بی‌سی را در رده «۱۸امین شخصیت قدرتمند در ایران» قرار داد. به تازگی هم جایزه بهترین برنامه سال را از طریق کمپانی یوتلست برای مستند از کابل تا لندن با شکسپیر که تهیه کنندگی آن را طاهر قائری داشته است کسب کرده اند.در سال ۲۰۱۴ میلادی، جشنواره بین‌المللی نیویورک، برنامه رادیویی چمدان از برنامه‌های بی‌بی‌سی فارسی را در فهرست برترین آثار مستند رادیویی جهان در سال ۲۰۱۳ قرار داد.این حجم تقدیر و توجه هدف دار نشاندهنده تمرکز بر ایران و ضربه زدن به نظام مقدس جمهوری اسلامی است.

کارکنان بخش فارسی

صادق صبا متولد رشت، رییس کنونی بخش فارسی بی‌بی‌سی است. او مدیر رادیو، تلویزیون و وب‌گاه بی‌بی‌سی فارسی است. کارشناسی حقوق خود را از دانشگاه تهران،کارشناسی ارشد را از انگلستان و دکترای خود را از مدرسه اقتصاد لندن گرفته‌است. او ۲۰ سال است در بی‌بی‌سی کار می‌کند.

نادر سلطان‌پور، حرفه خبرنگاری را در هفته‎نامه‌ای به‎نام «صدای فارسی» در کانادا آغاز کرد که در شهر اونتاریو برای فارسی‎زبانان ارایه می‎شد. سلطان پور از زمانی که بی‎بی‎سی فارسی راه‎اندازی شد به‎عنوان یک مجری اصلی کار خود را آغاز کرد و برنامه‎های سیاسی و مصاحبه با اشخاص سیاسی معاند داخلی و خارجی را بر عهده دارد و به‎عنوان یکی از مجریان اصلی برنامه‎های خبری این شبکه معرفی شد.

  • جمال الدین موسوی بااصالت افغان و متولد ولایت بامیان ،از مجریان برنامه های خبری و سیاسی تلویزیون فارسی بی بی سی است. او روزنامه نگاری را از شهر مشهد شروع کرد و سالها سردبیر یک نشریه محلی در این شهر بود. نشریه ای که برای پناهندگان افغان چاپ می شد. در همین حال جمال الدین موسوی مدیر یک پروژه کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان در مشهد بود که به آموزش کامپیوتر و روزنامه نگاری به افغانها می پرداخت. او از سال 2001 کارش را بی بی سی با برنامه "بازگشت" شروع کرد. برنامه ای مشترک بین کمیساریای عالی سازمان ملل متحد و بخش فارسی بی بی سی. بعد از آن او همکاری اش را با رادیو و سایت فارسی بی بی سی ادامه داد و به استخدام این شبکه درآمد. در سال 2009 و با آغاز کار تلویزیون فارسی بی بی سی او از جمله اولین مجریان این شبکه خبری بود.جمال الدین موسوی سالها در افغانستان، ایران، امارات متحده عربی و بریتانیا به عنوان خبرنگار بی بی سی کار کرده است و مقالات متعددی از او در سایت فارسی بی بی سی منتشر شده است. او حالا از مجریان برنامه شصت دقیقه و برنامه صفحه دوی بی بی سی فارسی است.
  • فرناز قاضی‌زاده، سال‌ها در روزنامه‌های ایرانی فعالیت کرده‌است. او از سال ۱۳۷۵ کارش را در مطبوعات شروع کرده .او در سال ۱۳۷۹ در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز به‌عنوان مجری در یک برنامه علمی به نام کاوش فعالیت می‌کرد. فرناز قاضی‌زاده همسرسینا مطلبی است که درسال ۱۳۸۲ به دلیل نوشته‌های وطن فروشانه ای که در حکم یک خوش رقصی تهوع آور برای بیگانگان بود بازداشت شد و این دلیلی شد که فرناز به همراه خانواده‌اش، ایران را ترک نموده و به هلند و سپس به انگلستان برود. در سال ۲۰۰۵ او به همراه مسعود بهنود، نوشابه امیری، هوشنگ اسدی و حسین باستانی، عضو گروه اولیه بود که روزنامه اینترنتی روزآنلاین را راه‌اندازی کردند و برای مدتی درآن کار کرد. در فوریه ۲۰۰۵، فرناز به عنوان تهیه‌کننده رادیو، به استخدام بی‌بی‌سی فارسی درآمد و علاوه بر تهیه گزارش، به عنوان مجری برنامه‌های رادیویی، جام جهان‌نما، چشم‌انداز بامدادی، روز هفتم و صدای شما کار کرد تا اینکه در سال ۲۰۰۹ به عنوان مجری تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی کار خود را آغاز کرد.
  • کسری ناجی، خبرنگار با سابقه شبکه‌های بی‌بی‌سی، سی‌ان‌ان، ان‌بی‌سی و چندین رسانه بین‌المللی دیگر است. مقالاتی از او در روزنامه‌های گاردین، فاینانشیال تایمز،اکونومیست و لس آنجلس تایمز به چاپ رسیده‌است. او که به هنگام روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد در تهران فعالیت می‌کرد کتابی نوشت به نام «احمدی‌نژاد: داستان ناگفته رهبر تندروی ایران» که در لندن منتشر شد.
  • فرداد فرحزاد، خبرنگار و مجری شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی فارسی و متولد بندر انزلی است. از سال ۲۰۰۶ میلادی همکاریش را با بخش فارسی بی بی سی شروع کرد. گزارش‌های ویدئویی او از امارات و دیگر و کشورهای حاشیه خلیج فارس، اولین گزارش‌های تصویری در بی‌بی‌سی فارسی بود. پیش از بی بی سی با چند تلویزیون و رسانه دیگر در دوبی و آمریکا همکاری داشت.
  • شهریار رادپور، از قدیمی ترین کارمندان بخش فارسی بی بی سی است. شهرت او علاوه بر تهیه گزارش های رادیویی و اجرای برنامه ها، عبارت "اینجا لندن است، رادیوی بی بی سی " است که سالها در ابتدای برنامه های رادیوی فارسی بی بی سی، با صدای او پخش می شد. او از سال ۱۳۵۵ (۱۹۷۶ م) در بنگاه خبری بی‌بی‌سی مشغول به فعالیت شده و پیش از آن در تلویزیون ملی ایران مشغول به کار بوده‌است. از او هم اکنون بیشتر به عنوان کارشناس امور بریتانیا در مصاحبه‌های مختلف استفاده می‌شود.
  • پونه قدوسی، روزنامه‌نگار ایرانی است. پونه قدوسی در بخش فارسی بی‌بی‌سی فعالیت می‌کند و به همراه سیاوش اردلان و ستار سعیدی یکی از مجریان برنامهٔ نوبت شمااست.
  • سیاوش اردلان، مدت زیادی با رسانه معاند و ضد مردمی رادیو فردا کار می‌کرد اما سپس در بخش فارسی بی‌بی‌سی مشغول به کار شد. او یکی از مجریان اصلی برنامه «نوبت شما» است و گاهی با او به عنوان کارشناس امور سیاسی گفتگو می‌شود.
  • فرزاد کاظم‌زاده
  • ستار سعیدی، روزنامه نگار افغان است. او در سال ۱۳۵۴ خورشیدی در شهر هرات افغانستان متولد شد و در شهر مشهد ایران رشد یافت. سعیدی از سال ۱۳۷۷ خورشیدی در مشهد در برخی نشریات ایرانی و نشریات مهاجرین افغان فعالیت داشت. در سال ۱۳۸۱ او به هرات رفت و با نشریه آوای نو همکاری داشت. پس مدتی به عنوان خبرنگاربی‌بی‌سی ابتدا در کابل و سپس در لندن فعالیت داشت اما به علت اینکه فارسی را با لهجه ایرانی صحبت می‌کرد فعالیت او بیشتر در وبسایت خبری بی بی سی فارسی بود. با افتتاح تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی او هم اکنون همراه با سیاوش اردلان و پونه قدوسی یکی از مجریان برنامه نوبت شما است؛ او بیشتر روی موضوعات مربوط به افغانستان کار می‌کند. هرچند وی بیشتر به عنوان مجری ثابت برنامه مذکور تلقی نمی‌شود و نسبت به سیاوش اردلان و پونه قدوسی نقش فرعی‌تری دارد.
  • ناجیه غلامی، خبرنگار افغانی شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی فارسی می‌باشد. وی در سال ۲۰۰۱ حرفه خبرنگار رادیویی و تلویزیونی را به‌عنوان گزارشگر بی‌بی‌سی در شهر مشهدآغاز کرد. غلامی اولین خبرنگاری بود که ازسوی شبکه بی‌بی‌سی در ایران برای فعالیت‌های خبری خود، از مسئولان جمهوری اسلامی ایران مجوز کار گرفت و برای مدتی نیز کار خبری را در ایران دنبال کرد.
  • مسعود بهنود، نویسنده، روزنامه‌نگار و فیلمساز ایرانی است و نقشی نیز در فیلم(خانه عنکبوت) که از آثار ( علیرضا داوود نژاد )در سالهای آغازین انقلاب اسلامیست بازی کرده است. وی کارش را به عنوان روزنامه‌نگاری از سال ۱۳۴۲ شروع کرده‌است. او بیش از بیست روزنامه و مجله را تاسیس کرده‌است و تاکنون پانزده کتاب تألیف کرده‌است. پس از راه اندازی شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی بخش فارسی با این شبکه مشغول همکاری می‌باشد.
  • بهزاد بلور، مدت‌ها مجری برنامه «روز هفتم» در رادیو بی‌بی‌سی فارسی بود که ترانه‌های درخواستی شنوندگان را پخش می‌کرد یا با هنرمندان عرصه موسیقی مصاحبه می‌کرد. او با راه اندازی تلویزیون فارسی به این شبکه پیوست و مجری برنامه «کوک» شد که با خوانندگان و نوازندگان زیر زمینی و غیر مجاز ایرانی، و یا هنرمندان افغان و تاجیک مصاحبه می‌کند و برنامه‌هایی را در مورد زندگی و فعالیت‌های آنها پخش می‌کند.
  • نیما اکبرپور، از برنامه‌سازان در تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی و مجری برنامه کلیک، با موضوع فناوری در آن شبکه تلویزیونی است. وی تحصیلاتش را در رشته مهندسی کامپیوتر و در گرایش نرم‌افزار در دانشگاه آزاد اسلامی واحد لاهیجان به پایان برده‌است. نوشتن را به طور جدی با وبلاگش عصیان آغاز کرد و در هفته‌نامه چلچراغ ادامه داد. آخرین مسئولیتی که در این هفته‌نامه داشت معاونت سردبیری و در چند ماه آخر به عنوان جانشین سردبیر بود.
  • علی همدانی، (زادهٔ ۱۳ اردیبهشت ۱۳۶۴ در تهران) از برنامه‌سازان در تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی است. وی تحصیلاتش را در رشته دکتری دامپزشکی در خرداد ۱۳۸۸، دردانشکده دامپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج به پایان برده‌است. او کار روزنامه نامه نگاری را از پایان سال ۲۰۰۵ میلادی، با اجرا و تهیه گزارش‌های رادیویی از فرهنگ روز و سبک زندگی جوانان در ایران برای برنامه‌های زیگزاگ و روز هفتم بخش فارسی رادیوی بی‌بی‌سی و با نام مستعار زیگعلی آغاز کرد. شهرت اولیه وی مدیون تهیه گزارشها و گفتگوها با خوانندگان غیر مجاززیرزمینی و تمرکز بر هنر خیابان محور و فرهنگ موازی است. خبرگزاری فارس و چند رسانه دیگر در ایران، وی را عامل مطرح شدن بسیاری از خوانندگان زیرزمینی ایران، معرفی کردند. علی همدانی در سال ۲۰۰۹ برای ادامه فعالیت‌های روزنامه نگاری به بریتانیا رفت و کار در بخش فارسی بی بی سی را با پیوستن به تلویزیون بی بی سی و در برنامه‌های امروزی‌ها و نوبت شما پی گرفت. او سپس به اتاق خبر تلویزیون فارسی بی بی سی پیوست و تا کنون با بسیاری از چهره های عمدتا" معاندایرانی و شخصیتهای سرشناس غیرایرانی گفتگوهای رادیو- تلویزیونی انجام داده است. علی همدانی تنهاخبرنگار ایرانی است که پس از آزادی خانم آنگ سان سوچی، رهبر دمکراسی خواهی برمه و برنده جایزه صلح نوبل از حصر خانگی، در سال ۲۰۱۱ میلادی، با او گفتگوی تلویزیونی انجام داد. خانم سوچی در این گفتگو بدلیل عدم شناختش از شرایط ویژه ی ایران و با خط دهی موذیانه علی همدانی به حصر خانگی سران فتنه( موسوی و کروبی) هم اشاره کرد.
  • حسین باستانی روزنامه نویس و روزنامه نگار ایرانی  است که به عنوان کارشناس از موضعی منافقانه و ضد مردمی به تحلیل مسائل سیاسی می‌پردازد.
  • یوسف عزیزی بنی‌طرف، از جمله کارشناسانی است که در برخی برنامه‌های این شبکه که به مسائل اعراب و به ویژه فلسطین و اسرائیل مربوط است، حضور دارد. او متولدسوسنگرد در استان خوزستان است که ساکن تهران بود و از اعضای کانون نویسندگان ایران و عضو افتخاری «اتحادیه نویسندگان عرب» به شمار می‌آمد. وی سابقه فعالیت طولانی در روزنامه همشهری دارد. وی درروز هفتم تیر ماه ۸۷  پس از انجام تحرکاتی معاندانه که به باز داشتش انجامید با خیانت به شخصی که وثیقه چند صد میلیونی برای وی گذاشته بود پس از آزادی کشور را ترک کرد.
  • طاهر قادری، از گزارشگران این شبکه‌است که به‌ویژه به تهیه گزارش‌هایی در مورد افغانستان می‌پردازد. او مدتی مجری برنامه امروزی‌ها بود.
  • نفیسه کوهنورد، خبرنگار بی‌بی‌سی فارسی در استانبول او در روزنامه‌های شرق، همشهری، ایران و شبکه سی‌ان‌ان ترک در تهران سابقه خبرنگاری داشته و از سوی روزنامه همشهری به عنوان خبرنگار اعزامی همشهری به ترکیه سفر کرد و پس از مدتی به عنوان مسئول صفحه سیاست خارجی همشهری منصوب شد.
  • بزرگمهر شرف الدین، تهیه کننده ارشد خبربخش فارسی بی بی سی است . او سازنده مستند هائی خیانتکارانه میباشد،او پیشتر سردبیر هفته نامه چلچراغ بود.
  • اهداف تخریب محور بی بی سی در قبال ایران
  • بخش فارسی بی بی سی اخیرا"با افزایش تعداد نیرو و بودجه همراه بوده است و این موضوع نشان می دهد که دولت انگلستان و بی بی سی، اهداف خاصی را در ایران دنبال می کنند که به خاطر آن نه تنها برنامه ها را در شرایط بحران مالی جهان و اروپا کم نکرده اند بلکه برعکس این بودجه و برنامه های بخش فارسی را افزایش داده اند.
     با وجود تعطیلی و کاهش ساعات برنامه های بی بی سی روسی، عربی، ا ردو و... برنامه های بخش فارسی بی بی سی افزایش یافته و علاوه بر اضافه شدن تلویزیون فارسی که در سال های اخیر راه اندازی شده، بخش رادیو فارسی بی بی سی همچنان به کار خود ادامه می دهد و برنامه چشم انداز صبحگاهی آن پس از سال ها همچنان ادامه دارد.
    اخیرا، وزارت خارجه انگلستان و منابع مالی شبکه بی بی سی، اعلام کرده اند که بخش اعظمی از بودجه اختصاص داده شده به دپارتمان بین المللی بی بی سی جهت برنامه های برون مرزی کاهش یافته و بی بی سی مجبور به کاهش کارمندان و همچنین بودجه اختصاص داده شده به این بخش های بین المللی شده است.
    اما بخش فارسی بی بی سی با افزایش تعداد نیرو و بودجه همراه بوده است و این موضوع نشان می دهد که دولت انگلستان و بی بی سی، اهداف  خاصی را در ایران دنبال می کنند که به خاطر آن نه تنها برنامه ها را در شرایط بحران مالی جهان و اروپا کم نکرده اند بلکه برعکس این بودجه و برنامه های بخش فارسی را افزایش داده اند.
    اخیرا، مکان بخش فارسی بی بی سی که قبلا در یک ساختمان کوچک در منطقه bush house بوش هاوس در مرکز شهر لندن بود به محل جدید و بزرگتری در منطقه  shepherds bush شفردز بوش در جنوب لندن منتقل شده که دارای امکانات بیشتر و ساختمان مجهز و تجهیزاتی قابل توجه است. این جابجایی و انتقال به مکان بزرگتر و مجهزتر نشان می دهد که بی بی سی و دولت انگلستان به فکر تجهیز و توسعه کارهای بی بی سی فارسی است و اهداف مهمی را از نظر دست اندرکاران این شبکه دنبال می کنند.
    مسوولان بی بی سی علاوه بر جذب کمک های دولتی از مالیات دهندگان انگلیسی، از کمک های بنیادهای صهیونیستی، بهایی، سلطنت طلب وافرادی مانند فرح پهلوی، اشرف پهلوی و... نیز تامین می شوند و اخیرا چند فقره کلاهبرداری و جذب پول باهدف تبلیغ برای خاندان پهلوی نیز مورد توجه بی بی سی فارسی بوده است.
    علاوه بر کمک های ویژه، شایعاتی مبنی بر کمک ۱ میلیون پوندی مرکز بهائیت در اسرائیل قوت گرفته است. دلیل آن هم کمک ۷۵۰ هزار یورویی چند خانواده ثروتمند بهایی، و همچنین اعانه 300 هزار پوندی انجمن یهودیان ایرانی مقیم لندن به شبکه بی بی سی فارسی ذکر شده است.
    بی بی سی فارسی به نوعی دارای بودجه ای مستقل است که از طریق مالیات مردم انگلیس و بودجه ویژه حکومت پادشاهی این کشور تامین می شود و این بودجه بندی و نوع مدیریت بی بی سی فارسی نشان می دهد که این شبکه تنها یک شبکه اطلاع رسانی و خبری نیست بلکه برای اهدافی فراتر از یک شبکه اطلاع رسانی سازماندهی شده است
    فرح پهلوی نیز در بازدیدی که از بی بی سی فارسی داشت، ۵۰۰ هزار دلار به این شبکه تقدیم کرد و اشرف پهلوی نیز سود یکی از سپرده های مالی هنگفت خود را به بی بی سی اختصاص داد.
    کمک های بی دریغ انگلیس و عوامل دیگر به شبکه بی بی سی فارسی در حالی است که دولت انگلیس با بحران گسترده اقتصادی، بیکاری کارگران و اعتراضات عمومی مواجه شده اما تحت هر شرایط بودجه خوشگذرانی های روسای بی بی سی برایشان حیاتی تر از معیشت مردم این کشور است.
    اگر چه ظاهرا بخش شبانگاهی رادیو بی بی سی فارسی معروف به جام جهان نما بعد از حدود  50 سال فعالیت حذف شد، اما شبکه تلویزیون فارسی جای آن را گرفته و این شبکه که در ابتدا یک برنامه خبری 60 دقیقه ای و تکرار اخبار آن در بخش های بعدی بود، اکنون به تعداد زیادی برنامه های خبری، مستند، برنامه سازی، موزیک، هنر و سینما، اقتصادی و سیاسی، میزگردهای سیاسی  و تاریخی و....  افزایش یافته است.
    دلیل عمده این تفاوت ها، ماموریت و هدف بی بی سی فارسی برای تلاش در جهت براندازی نظام جمهوری اسلامی است و در نتیجه شبکه بی بی سی فارسی به دلیل دنبال کردن اهداف ویژه سرویس وزارت خارجه انگلیس، مشمول تصمیم مدیران بی بی سی برای تعدیل نیرو و بودجه قرار نگرفته است.
    برآوردها نشان می دهد که حداقل بودجه شبکه بی بی سی فارسی سالانه 22 میلیون دلار است و این بودجه چند برابر یک شبکه معمولی اطلاع رسانی در کشورهای اروپایی است

  •  اهداف اعلامي 
  •                                                   
  •  اهداف اعلامي ارائه تصوير واقعي از ايران وجهان (مسائل سياسي، تحولات فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي و...)؛ 1. -پاسخ به نياز مخاطبان؛ 2. -شكست انحصارصدا وسيما در پخش تلويزيوني؛ 3. -پركردن خلاء رسانه اي در جامعه ايران؛ 4. -پديدآوردن معيارهاي نودرعرصه پخش برنامه هاي تلويزيوني به زبان فارسي.5. -هدف سرويس بي بي سي فارسي، تغيير رژيم نيست بلكه تعامل است .ايران يك جامعه پويا ، پرچالش و متفرق است كه فاقد رسانه هاي مستقل است. 6. -نبرد بين واقع گرايان و تندروها شديد خواهد بود . بي بي سي مي تواند بر آن مباحثات تاثير گذار باشد و اين كار را خواهد كرد . (نقل از تايمز لندن )
  •   اهداف پنهان

  • اهداف پنهان بی بی سی از این قرارند:
  • 1) -تاثيرگذاري بر افكار عمومي در بلند مدت؛ 2) -تغيير نگرش و رفتار مخاطبان؛ 3) -ظرفيت سازي در ساختار فكري مخاطبان؛ 4) -موجه نشان دادن و ترميم چهره غرب؛ 5) -ايجاد تريبون براي مخالفان و منتقدان نظام؛ 6) -براندازي نرم.
  • ومهمترين محور هاي القايي و شيوه هاي تبليغي تلويزيون فارسي بي بي سي  اینها هستند:
  • 1- توجه و تمركز بر تحركات معترضان به نتايج انتخابات رياست جمهوري. 2- فضا سازي و حاشيه سازي رسانه اي در خصوص تحولات جاري ايران. 3- مصاحبه هاي مكرر با كارشناسان و برخي فعالان سياسي ايران. 4- بزرگنمايي تجمع و راهپيمايي مخالفان. 5- پيوند زدن اعتراضات ايرانيان خارج از كشور با اعتراضات داخلي كه اساسا ماهيتي متفاوت دارند. 6- متهم كردن ايران به عدم پايبندي به دموكراسي.
  • مهمترين محور هاي القايي در روز انتخابات ازاین قرار بودند:
  • 1-ادعاي جناحي عمل كردن صدا و سيما در راستاي اعتبار زدايي از آن 2-اعتراف به حضور گسترده مردم در پاي صندوق هاي راي به منظور بهره‌برداري‌هاي بعدي 3-القاي دخالت بسيج و سپاه در انتخابات و برجسته سازي آن 4-القاء نا سالم بودن انتخابات 5-القاء اينكه آمريكا با احتياط نتايج را دنبال مي كند 6-ايجاد شبهه و تقلب در نحوه شمارش آراء 7-تبديل جشن شادي انتخابات به جشنواره سوگ 8-القاي سكوت نكردن كانديداهاي رقيب در برابر تقلب 9-القاي تهديد آميز بودن پيام رهبري 10-القاي امنيتي شدن فضاي شهر تهران 11-القاي احمدي نژاد به عنوان رييس جمهور طبقه پايين 12-القاء بهت و حيرت مردم از نتيجه آراء 13-عادي جلوه دادن تقلب در انتخابات ايران 14-شبهه در صيانت از آراء 15-القاي حمايت تمامي قوميت ها و شهرها از موسوي 16-مايوس كنده بودن پيام رهبري براي اصلاح طلبان 17-شبهه در صيانت از آراء 18- القاي ناكارآمدي و جانبدار بودن نهادهاي داوري كننده .
  • و...نتیجه:
  • بسياري از ما رسانه هاي غربي را به نظم بسيار دقيقي در ساعت پخش برنامه ها مي شناسيم. اما شبكه بي بي سي فارسي از 2 ماه قبل از انتخابات رفتارهايي كرده است كه بايد در خصوص آن سوالاتي پرسيد:
  • 1-چرا بي بي سي از حدود 2 ماه قبل از انتخابات ايران برنامه هاي خود را به طور ويژه اي تغيير داد؟ 2-چرا شعار بي بي سي فارسي از آغاز كه ما براي تمامي فارسي زبانان از جمله افغان ها ، تاجيك ها و ساير فارسي گو ها برنامه پخش مي كنيم و نه فقط براي ايراني ها يك باره رخت بر بست و تمامي بي بي سي در اختيار ايرانيان قرار گرفت؟ 3-چرا بي بي سي فارسي در چند نوبت از برنامه هاي خود از يك ماه قبل از انتخابات كاملا نظم و رنگ و لعاب برنامه هايش را تغيير داد و برنامه هايي همچون“ هفته ايران“ و ... راه اندازي كرد و يا برنامه آپارات كه مستند پخش مي كند با نام ويژه برنامه هاي انتخاباتي اقدام به پخش مستند كرد كه همه آن مستند ها در جهت سياه نمايي و فلاكت ايرانيان بود؟ 4-با چه ظرفيت فني ، انساني ، مالي و... شبكه بي بي سي فارسي از روز پس از انتخابات يكباره تمامي برنامه‌هاي خود را كه بيشتر بستري براي جذب مخاطب بود (همچون مستند‌هاي زيبا، ورزش، برنامه‌هاي جوانان و ...) فرو ريخت و حذف كرد و تمامي اين شبكه ويژه انتخابات شد؟ 5- آيا باور پذير است كه يك شبكه حرفه اي همچون بي بي سي فارسي با برنامه ريزي بسيار دقيق پس از آنكه به بهانه روز انتخابات برنامه هاي 8 سات در روز خود را 24 ساعته كرد ، يكباره همسو با اغتشاشات برنامه هاي خود را به 22 ساعت در شبانه روز افزايش دهد؟ 6- آيا مي‌توان پذيرفت كه به فاصله چند ساعت پس از پارازيته شدن بي بي سي فارسي تغيير در فركانس و ماهواره پخش كننده ايجاد شود؟ آيا يك شبكه معمولي اين همه قدرت انعطاف تكنولوژيك ، انعطاف مالي و انعطاف نيروي انساني دارد؟ 7- آيا نمي دانيم كه تمامي پول بي‌بي‌سي فارسي را وزارت خارجه انگليس و دستگاه‌هاي امنيتي اين كشور تامين مي كنند؟ 8- آيا نمي فهميم كه اين شبكه موج سواري خود را در كشور ما بر اساس خلاء هاي رسانه اي و اطلاعاتي آغاز كرده است؟  
  •    
  • نقش مخرب تاریخی «بی.بی.سی»درایران

  • 1)رادیوی فارسی «بی.‌بی.‌سی» برای مقابله با تبلیغات رادیو فارسی‌زبان برلین آلمان و همچنین برای زمینه‌چینی و توجیه اشغال نظامی ایران به دست نیروهای نظامی بریتانیا و اتحاد جماهیر شوروی راه‌اندازی شد که از چند ماه پیش از آغاز به کار این رادیو، متفقین در تدارک انجام آن بودند و در واقع رادیو فارسی‌زبان را با این هدف تأسیس کردند که چهره مثبتی از اقدام آینده خود در افکار عمومی مردم ایران پدید آورند. جالب بود که همان موقع نیز کارکرد «بی.بی.سی» فارسی، توجیه چپاول ایران توسط انگلیس برای افکار عمومی فارسی زبان بود و این نشان می‌دهد که به لحاظ تاریخی و ماهوی، «بی.بی.سی» همواره در برابر ملت ایران و حامی سیاست‌های دشمنانه دولت انگلیس بوده است. 2 )  رادیو فارسی «بی‌.بی.‌سی» در دوم دی ماه 1319 (درست هشت ماه پیش از حمله متفقین به ایران در شهریور 1320‌) آغاز به کار کرد. اما نکته‌ای که در موضوع راه‌اندازی رادیو فارسی «بی.‌بی.‌سی» اهمیت دارد، تصدی مسئولیت «حسن موقر بالیوزی» (3) (1980 ـ 1908میلادی) از رهبران سرشناس بهائیان در رادیو فارسی زبان «بی‌.بی.‌سی» بود که بر پایه اسناد داخلی بایگانی سرویس جهانی «بی‌.بی.‌سی»، با دستور وزارت خارجه انگلیس انجام گرفت.
  • البته باید در پرانتز گفت که از آن موقع تاکنون، تجربه نشان داده است که چه در مسأله تأثیرگذاری بهائیان در سیاست‌گذاری بخش فارسی و چه درباره جذب اپوزیسیون‌های فراری، حکایت همچنان باقی است و وزارت امور خارجه انگلیس، پایه ثابت تصمیم‌گیری‌های مدیریتی و اجرایی «بی.بی.سی» است. همان گونه که گفته شد، یکی از مواردی که مسئولان سرویس جهانی «بی‌.بی.‌سی» و نیز گزارشگران تاریخ بخش فارسی آن، خواسته یا ناخواسته، از کنار آن گذشته و یا آن را بسیار کمرنگ نشان داده‌اند، حضور و کارآیی انکار نشدنی بهایی مشهور، حسن موقر بالیوزی و دیگر بهائیان در سطوح جدی و سیاستگذاری این رسانه است. 4)  بالیوزی نخستین کسی بود که در آغاز راه‌اندازی «بی‌.بی.‌سی» فارسی، از آن رادیو برای مخاطبان سخن گفت. 5  )  وی از اعضای خاندان افنان و از اقوام نزدیک «میرزا علی محمد باب» و فرزند «محمد علی (محمود) موقرالدوله بالیوزی»، حاکم پیشین بوشهر و وزیر فواید عامه و تجارت در کابینه کودتای سید ضیاءالدین طباطبایی در اواخر 1299 و اوایل 1300 شمسی بود. بالیوزی در شرایطی به استخدام «بی‌.بی.‌سی» درآمد که چند ماهی پیش از آن به عضویت مجمع ملی بهائیان به نام «رضوان» درآمده بود. وی همچنین چند سال پس از راه‌اندازی بخش فارسی، به عنوان نزدیکترین مشاوران «شوقی افندی ربانی»، آخرین رهبر شناخته شده بهائیان جهان، در سال 1956 به عنوان به اصطلاح یکی از ایادی امرالله، به قول پیروان آن فرقه منصوب شد که به منزله عضویت در بالاترین شورای اداری و فرقه‌ای بهائیت (تقریباً معادل کاردینال ارشد در مذهب کاتولیک) است. 6)  او علاوه بر نگارش نزدیک ده اثر با موضوع تاریخ و تبلیغ بهائیت، سال‌ها رییس «محفل ملی معنوی بهائیان» در جزایر بریتانیا بود؛ این سمت به منزله ریاست کل اداری و اجرایی بهائیان بریتانیاست (6). 7 ) وی در طول نزدیک دو دهه کار در «بی‌.بی.‌سی» فارسی، عملاً به یکی از افراد کلیدی و به شدت تأثیرگذار این شبکه تبدیل شد. 8 )  بالیوزی در این مدت با همه قوا هم به امور رسانه اشتغال داشت و هم به امورات فرقه خود و از این راه ثابت کرد که مسئولان «بی‌.بی.‌سی»، نسبت به منشور خود درباره ضرورت حفظ بی‌طرفی دبیران، تهیه‌کنندگان و کارکنان در زمینه سیاسی و دینی، پایبند نیستند. 9 )  حضور چشمگیر بهائیان در سطوح گوناگون سرویس جهانی «بی‌.بی.‌سی» از مدیریت‌های کلان آن شبکه به پایین، ضمن تأثیرگذاری‌های نامحسوس پنهان خود در لایه‌های زیرین این شبکه، گاه نمودهای آشکاری نیز داشته که از آن میان، می‌توان به مصاحبه کاملاً تبلیغاتی و فرمایشی با «مری مکسول» (مشهور به روحیه خانم) بیوه شوقی افندی، رهبر سابق بهائیان، در تاریخ هجدهم آگوست 1981 اشاره کرد. 10 )  البته تهیه رپرتاژ آگهی‌های گزارش‌گونه، منحصر به سال‌ها و ماه‌های گذشته در «بی‌.بی.‌سی» نبوده و انتشار اخبار و گزارش‌های متعدد در این موضوع، نشان دهنده تداوم این سیاست و تلاش «بی‌.بی.‌سی» برای تفرقه‌افکنی‌های مذهبی در ایران با موضوع بهائیت است. در این باره برای نمونه می‌توان به مجموعه گزارش‌های متعدد آگهی‌گونه و جانبدارانه خبرنگاران اعزامی بخش فارسی به اسراییل، درباره مراکز گوناگون بهایی در عکا و دیگر سرزمین‌های فلسطین اشغالی اشاره کرد که برای رادیو، تلویزیون و وب سایت «بی‌.بی.‌سی» فارسی تهیه شد. در این مطالب، گزارشگران اعزامی بخش فارسی «بی‌.بی.‌سی»، حکومت ایران را به یهودی‌ستیزی متهم می‌کردند و با این دروغ، تلاش می‌کردند فرقه خودساخته بهائیت را نیز مانند یهودیت، جزو ادیان الهی قرار دهند. با توجه به تصدی بخش‌های گوناگون «بی‌.بی.‌سی» فارسی از سوی بهائیان متنفذ و سرشناس، معلوم نیست چگونه می‌توان این ادعای مدیران سرویس جهانی «بی‌.بی.‌سی» را درباره استقلال عمل تحریریه و تأثیر نپذیرفتن از جریانات بیرونی پذیرفت! واقعیت این است که بهائیان امروز در جهان هیچ رسانه‌ای، مورد اعتمادتر از «بی‌.بی.‌سی» فارسی برای خود سراغ ندارند، چرا که این رسانه به دستاویزی برای اعمال سلایق و ابراز بدعت‌های فرقه‌ای این گروه مفسد تبدیل شده است.
  • رابطه ی  خونی بی بی سی با بهائیان
  •   بی بی سی در تاریخ 28ژولای (6مرداد)درحالی خبر متهم شدن 11 تن از بهائیان ایرانی به جرم اقدام علیه امنیت ملی را انعکاس داد که گزارشات از نفوذ بهائیان دربدنه بی بی سی فارسی خبر می دهد. با بسط و گسترش رادیو بی‌بی‌سی، سران وزارت امور خارجه انگلیس تصمیم گرفتند با بودجه دولتی این کشور وبگاه جهانی این رسانه را افتتاح کنند که این سایت با سردبیری "بهروز آفاق" فعالیت خود را آغاز کرد. فردی بهائی، که بعدها مدیر شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی فارسی هم شد. برخی از چهره های بهائی در تشکیلات بی‌بی‌سی فارسی: مهدی پرپنچی، سردبیر فعلی بی‌بی‌سی فارسی، در وبلاگ شخصی‌اش، خاطرات سفر به فلسطین اشغالی و دیدار از مراکز بهائیت و حتی خواندن ورد‌ های این فرقه گمراه را منعکس کرده است. باقر معین، شاداب وجدی، لطفعلی خنجی و عنایت فانی از جمله کسانی هستند که از سه دهه گذشته تا کنون به عنوان مجری و تهیه کننده، نقش مهمی را در حمایت از بهائیان در بی‌بی‌سی ایفا کرده‌اند. بی‌بی‌سی فارسی با اعزام خبرنگاران خود به سرزمین‌های اشغالی، سعی کرد تا با توسل به ترفندهای مختلف، چهره بهائیت را تطهیر کند. ناگفته نماند نقش بریتانیا در تشکیل این فرقه در تاریخ، بسیار مشهود است .           بی بی سی بر ضد مهدویت   گویی موضوع مهدویت از دل مشغولی های بی بی سی شده است این شبکه، به مناسبت های مختلف، به این موضوع پرداخته و با نیرنگ های زیرکانه و شبهه های زهرآگین خود سعی می کند ذهن خواننده ها را از مسیر حقیقت منحرف کند. بی بی سی نماینده رسانه ای تفکری است که قرن ها دنیا را به استعمار کشیده و بارها با ایجاد مدعیان دروغین مهدویت در اسلام و مسیحیت، تلاش کرده است به اهداف شوم خود برسد. شاید برای شما هم جالب باشد که بدانید همیشه دولت انگلیس از طرفداران مدعیان دروغین مهدویت بوده است و در طول قرن های گذشته، بارها مدعیان مختلفی را برای ایجاد شکاف در اعتقادات مردم تراشیده است. نطفه تولد بسیاری از مدعیان دروغین مهدویت در گذشته و حال، توسط صاحبان اصلی این رسانه ایجاد شده است. بی بی سی به تریبونی تبدیل شده است که علاوه بر مخالفت های سیاسی با دولت جمهوری اسلامی ایران، تلاش دارد با ایجاد شبهه ها و تزریق دروغ هایی در ذهن جوانان، پایه های اعتقادی مردم ایران را سست کند. ما این جا قصد پرداختن به انواع استعمار رسانه ای بی بی سی را نداریم و فقط به توجه خاصش به موضوع مهدویت می پردازیم، تا متوجه شوید این رسانة پیر با شیوه های جدیدش چگونه میان ده خبر راست خود، یک خبر دروغش را در ذهن خواننده ها می کارد و چگونه شبهه ها را مثل تخم علف های هرز می پراکند. شاید بپرسید چرا مهدویت؟ جواب، ساده و صریح است؛ چون در دنیای امروز، اندیشه شیعه و تفکر مهدویت است که همه خواب های امپریالیسم جهانی و صهیونیسم را به کابوس تبدیل می کند و دستشان را رو می نماید. تفکر شیعه، موجی را در دنیا ایجاد کرده است که همه تارهای عنکبوتی آن ها را ویران، و چشم های به خواب رفته را بیدار کرده است. شاید باورش برای شما هم سخت باشد که آن ها با همه ابزارهای رسانه ای و پیشرفت های علمی و ابزارهای جنگی و ...، بزرگ ترین کابوسشان را شیعه می دانند و از هیچ تلاشی برای ریشه کنی این تفکر دست بر نمی دارند. تفکر شیعه از ریشه هایی تشکیل شده که در همیشه تاریخ، برابر استعمارگران و مستکبران تاریخ ایستاده و آن ها را به نابودی کشانده است: یکی تفکر سرخ (حسینی) شیعه است که مرگ را می پذیرد؛ اما ظلم و استثمار را هرگز. دیگری تفکر سبز (مهدوی) شیعه است که همیشه ایمان به حضور منجی موعود و امید آمدنش، آن را به ایستادگی و آمادگی واداشته است. اکنون که عصر رسانه ها است و استعمار نوین، از طریق رسانه ها انجام می شود، رسانه هایی چون بی بی سی همه تلاش خود را برای خشکاندن این ریشه ها به کار می گیرند و گاه با بد جلوه دادن عاشورای حسینی و گاه با توهم دانستن انتظار مهدوی سعی می کنند شیعیان را از این دو ریشه اساسی جدا کنند. البته تاریخ همیشه شاهد بوده که تلاش آن ها بی اثر مانده است؛ چرا که خون حسین علیه السلام در رگ های تاریخ جاری است و غیر از شیعه و سنی و مسیحی، همه مردم آزادة دنیا را تحت تاثیر قرار داده و انقلاب هند و انقلاب های بسیاری را سبب شده است. انتظار نیز توقع فردایی زیبا و آمدن منجی است که بارقه امید را در جان آزادیخواهان می درخشاند. از گوگل هم می توانید بپرسید! با جست وجوی کوتاهی، گوگل نشان می دهد تا کنون بیش از هزار صفحه درباره مهدویت و امام زمان و جمکران در سایت فارسی بی بی سی ذکر شده است که مخاطب اصلی آن، فارسی زبان های داخل و خارج است نقاد زیاد است، بی بی سی از کدام نوع است؟ بی بی سی کمتر سعی می کند نقد بزند؛ چرا که جایگزینی برای تفکر مهدویت ندارد و کسی نقد زند که جایگزینی برای آنچه نقد می زند داشته باشد. هدف بی بی سی مترقی تر از هدف صاحبان تفکر استعمار پیر است؛ چرا که آن ها تلاش کرده اند با تولید مدعیان دروغین، جایگزینی برای موعود ایجاد کنند، تا توجه مردم را به منجی حقیقی کم کنند؛ اما این شیوه در عصر کنونی چندان جوابگو نیست (نشانه آن هم تولد مدعیان فراوان در کنار هم و دسته دسته است). ظهور مدعیان دروغین فقط می تواند آشفتگی ایجاد کند وگرنه، دیگر تاثیری در افکار مردم ندارد. اما امواج شیطانی استعمار پیر، سعی در حذف صورت مسأله دارد سعی دارد القا کند که مهدویت، خرافه ای بیش نیست و این فکر، در طول تاریخ به هزار و یک علت مثل حمله مغول ها و ... به وجود آمده است. بی بی سی آن قدر کارشناس در اختیار دارد که سعی کند از جدیدترین موضوعات روز برای زیر سؤال بردن سندیت و حقیقی بودن مهدویت استفاده نماید. حتی روحانی نماهایی که از ملت بریدند و در دامن استعمار پیر افتادند، گاه با نوشتن نقدها و یادداشت هایی سعی در بی ریشه جلوه دادن موضوعاتی مثل مهدویت می کنند که روزی با تکیه بر همان ها در میان مردم، عزیز شدند.
  •  یک نکته درمیانه بحث

  •  رسانه در تعريف کلاسيک ، يک مديوم است که معمولا در بخشي از جامعه مدني يک کشور جايي در حدفاصل سازمان رسمي قدرت و توده هاي مردم جايابي مي شود. در اين تعريف مختصاتي، رسانه به مردم و متقابلا به حاکميت تعهد دارد تا برونداد و خروجي مطالبات عمومي را به حکمرانان منتقل نمايد و در مقابل نقاط مثبت و منفي حکومت را نيز ضمن تبيين، نقد و بررسي نمايد. رسانه تلسکوپي است که فراگردهاي تبديل تقاضا ها و انتظارات مردم را به حمايت و پشتيباني از حاکميت رصد مي کند. رسانه هاي کلاسيک در تمام دنيا به واسطه اين تعريف در جايگاه مشخص و چارچوب و تضييقات قانوني مدون به فعاليت هاي حرفه اي خود ادامه مي دهند. در اين تعريف چون گوش دولت ها سنگين است و افراد نمي توانند تک به تک صداي خود را به گوش دولت برسانند مديوم رسانه نقش بلندگويي را ايفا مي کند که صداي مردم را با جريان قدرت رسمي مستقر مي رساند و در مقابل اقدامات و فعاليت هاي دولت را براي مردم بازنمايي مي کند. امروزه در دوره اي که به جهاني سازي و عصر ارتباطات مشهور است عده اي بر اين باورند که نوع جديدي از رفتار رسانه اي به نام "ژورناليسم شهروندي" ظهور کرده است که به موازات روندهاي غير قابل انکار در جهاني سازي براي نفي سلطه دولت-ملت ها و حاکميت رسمي به دنبال لاقيدي و عدم تعهد روزنامه نگاران و خبرنگاران به حاکميت مستقر است. در اين الگو شهروندان ژورناليست با توسل به ساده ترين امکانات ارتباطي که امروزه در دسترس عموم نيز قرار دارد مثل يوتيوب، فيس بوك، بلاگ، بلک بري و حتي ارسال خبر، گزارش، پادپخش، فيلم، صدا و ... به شبکه هاي خبري که در خارج از مرزها الزام و تعهدي به حاکميت هاي مستقر ندارند اقدام به اطلاع رساني کنند. به زبان ساده خبرنگاري شهروندي و يا شهروندان روزنامه نگار الگويي غير پيچيده براي فرار از الزامات و تعهداتي است که يک رسانه و يا يک خبرنگار بايد به حکومت، منافع ملي، مصالح عمومي و ... داشته باشد. يعني يک شهروند خبرنگار چون فاقد تمام فاکتورهاي حرفه اي و قانوني است ممکن است اقدام به تهيه خبر، گزارش و يا فيلمي بکند که بر خلاف منافع 75 ميليون ايراني باشد و هيچ مرجع رسمي نيز صلاحيت رسيدگي به اين رفتار غير حرفه اي و آسيب زننده را نداشته باشد. در اين الگو حتي روا داشته مي شود که شخصي با دسترسي به اطلاعات و اسرار محرمانه يک کشور به راحتي آنها را در صفحه فيس بوک خود قرار دهد و يا اينکه فيلمي سري از يکي از سايت هاي نظامي و امنيتي کشور را در يوتيوب قرار دهد. در اين تعريف ديگر هيچ کس در هيچ کجا امنيت ندارد. هر لحظه ممکن است تصاوير مجلس عروسي يک هنرپيشه و يا ورزشکار معروف که به هيچ خبرنگاري اجازه حضور در ميهماني خصوصي و خانوادگي خودش و همسرش را نداده است در يکي از شبکه هاي خارجي پخش شود و هنرمند مذکور نيز نتواند به هيچ مرجعي شکايت کند. نتيجه چنين فضايي به جز آنارشي چيست؟ بي بندوباري رسانه‌اي، لاقيدي در رعايت حريم خصوصي و عمومي مردم و حتي تجاوز به موضوعات راهبردي و مهمي نظير منافع ملي و مصالح کشور حداقل فضايي است که مي توان متصور شد. در دنيايي که به تعبير ژان بودريار تصوير، واقعي تر از واقعيت است واقع نمايي بسي دشوار مي نمايد. در "رژيم تصورات" کتاب وانمايي‌هاي بودريار، پروپاگانداي تبليغاتي بي رحمانه شخصيتها را ترور مي کند و هيچ ردپا و اثر انگشتي از خود به جا نمي گذارد.در اين دهشتکده عصر ارتباطات که براي تسخير افکارعمومي توسل به هر نوع از ادوات جنگ رواني اعم از تحريف واقعيات، شايعه، اغراق، تفرقه و فريب، ترور شخصيت به اشتباه مجاز شمرده مي شود آيا عقلانيت اقتضا مي کند که رسانه به ابزاري رها مبدل شود؟ از طرفي در خبرنگاري شهروندي اگر چه گفته مي شود براي آزادي که بهتر است بخوانيد آنارشي مديوم رسانه از قيد و بندهاي حاکميت رها نمي شود اما هيچ وقت بيان نمي شود که رسانه هاي جديد به کجا التزام و تعهد دارند؟ آنها از چه آبشخور سياسي و فرهنگي سيراب مي شوند؟ جريان استکباري که سلسله روندهاي مرتبط با جهاني سازي ليبراليسم غربي را هدايت و فرماندهي مي کند تا چه اندازه مرجع اين رسانه ها و خبرنگاران در ظاهر غير متعهد است؟ هر چند پاسخ اين سئوال‌ها در خصوص عرصه هاي جديدي که تحت عنوان "وب2" مثل گوگل پلاس، يوتيوب، فيس بوك و ...ايجاد شده سخت نيست اما در قبال برخي شبکه هاي تلويزيوني مثل وي او اي، بي بي سي و ... که کاملا روشن و مشخص است. چه کسي مي تواند وابستگي و پيوستگي اين شبکه ها با سرويس هاي جاسوسي دولت هاي انگليس و آمريکا را انکار کند. بي بي سي رسانه اي است که استارت دروغ بزرگ تقلب را در انتخابات دهم رياست جمهوري زد و تا پايان فتنه 88 دست از فتنه انگيزي برنداشت. تلويزيون بي بي سي فارسي وقتي به پيشنهاد وزارت خارجه انگليس در 25 دي 1387 فعاليت خود را آغاز کرد و در نخستين برنامه ها به موضوع انتخابات رياست جمهوري دهم ايران پرداخت همه مي دانستند که روباه پير استعمار براي انتخابات دهم رياست جمهوري خيز برداشته است. اما در جنبش ماه آگوست محرومان در انگلستان، بي بي سي راستگو کجا بود؟
  • اين رسانه همان جايي بازي مي کرد که اربابان امنيتي و اطلاعاتي از آن مي خواستند. در جريان اين قيام گسترده شركت آر آي ام به عنوان سازنده گوشي هاي بلك بري اعلام كرد كه در تحقيقات پليس لندن درباره نقش سرويس مسنجر رايگان اين شركت در تشديد آشوب و غارت در انگليس همكاري مي كند و هويت استفاده كنندگان از اين وسيله را به پليس گزارش مي دهد. بي بي سي فارسي در تاريخ 11 آگوست(20 مرداد) در خبرهاي خود از احتمال ايجاد محدوديت در شبكه هاي اجتماعي توسط دولت انگليس براي كنترل كردن اعتراضات خبر داد. در حقيقت حوادث آگوست در لندن و ساير شهرهاي بزرگ انگليس مثل منچستر، ليورپول و ...ثابت کرد که اين رسانه ها و ژست ژورناليسم شهروندي زماني خوب است که عليه منافع قدرت هاي استکباري به کار گرفته شود. والا هر گونه استفاده از آنها بر عليه منافع ملي دولت بريتانيا جرم محسوب مي شود. حال فرض کنيد اگر جريان محرومان در انگلستان مي خواست با يکي از رسانه‌هاي خبري غير استکباري مثل المنار و يا پرس تي وي ارتباط قدرتمند و تاثيرگذار برقرار کند دولتمردان انگليسي چه رفتاري با شهروندان به اصطلاح خبرنگاري مي کردند که اقدام به تهيه خبر، گزارش و يا حتي فيلم از درگيري هاي وحشيانه پليس با معترضين مي کردند صورت مي دادند.
  • در پايان بايد تاکيد کرد دستگيري برخي اعضاي شبكه تأمين منافع انگليس (بي بي سي) در تهران و تأمين كننده اطلاعات، فيلم، خبر و گزارش پنهاني كه با محوريت سياه نمايي در مورد ايران و ملت ايران از محيط هاي مختلف براي بي بي سي فارسي انجام مي دادند اقدامي منطبق با مصالح و منافع کشور است بخصوص که برخي دستگيرشدگان در اعترافات خود به هدف جاسوسي اشاره و پذيرفته اند که با علم به سوء استفاده دستگاه امنيتي انگليس از اين فيلم ها و اطلاعات حاضر به همکاري با بي بي سي شده اند. در واقع عده اي از همکاران بي بي سي و صداي آمريکا در داخل و خارج از کشور بيش از آنکه شهروند باشند جاسوساني شهروندنما هستند و از اطلاعات آنها کاملا بهره برداري امنيتي و جاسوسي مي شود. پرسش اما اينجاست چرا علي رغم کشف و احراز چنين افعال مجرمانه اي دستگاه امنيتي و قضائي کشور با تعلل و کمي دير اقدام به متلاشي کردن اين شبکه کرده است         نگاهی  دیگر : شبکه فارسی بی بی سی اگر چه محور اصلی کار خود را خبررسانی معرفی نموده است اما بینندگان آن بعضاً شاهد پخش برنامه هایی در قالب و شکل برنامه های مستند نیز می باشند. بدین جهت نویسنده در این نوشتارسعی دارد تحلیلی پیرامون برخی برنامه های مستند این شبکه ارائه دهد. مشاهده شده است که اینگونه برنامه ها که با ظاهروصورت یک مستند علمی ارائه می شود ، عملاً با شیوه ای غیر علمی و بطور کاملاً جانبدارانه به ترویج و تبلیغ دیدگاه های خاص می پردازد. البته در ساخت یک فیلم داستانی نویسنده می تواند نظرات خود را بصورت یک درام خیالی به بیننده معرفی کند. اما در مورد یک گزارش ویا یک مستند علمی سازنده موظف است دیدگاه ها و حقایق موجود در مورد آن موضوع را بی طرفانه به اطلاع بیننده برساند و قضاوت نهایی را به او واگذار کند. در برنامه های مستند گونه ای که اخیراً از این شبکه پخش شده است مواردی وجود دارد که در آنها بوضوح "پیام های ضد دینی" تحت عنوان "مستند علمی" به بیننده القا می شود. دو نمونه از اینگونه برنامه های مستند گونه یکی در مورد چارلز رابرت داروین ، دانشمند و زیست شناس انگلیسی و بنیانگذار نظریهٔ تکامل است و دیگری در مورد حکیم عمر خیام دانشمند و ریاضی دان معروف ایرانی که هفته های گذشته از این شبکه پخش شد. اگر چه در هر دو فیلم یاد شده نکات آموزنده ومفیدی نیز وجود داشت ، اما نهایتاً سازنده تلاش کرده بود با ارائه تصویری پر قوت از شخصیت علمی دانشمندان مورد اشاره ، نظرات آنان را با اصولی ترین آموزه های دینی مغایر ویا مخالف جلوه دهد و از این طریق به تبلیغ یک دیدگاه ضد دینی بویژه در میان اقشار جوان توفیق یابد. در برنامه مربوط به حکیم عمر خیام، سازنده فیلم از یکسو با مستندات گوناگون از جمله مصاحبه با چندین دانشمند برجسته غربی ، ابعاد شخصیت علمی این دانشمند را بخصوص در زمینه های ریاضی و نجوم مورد توجه قرار داده و در ذهن بیننده شخصیتی ممتاز، مستحکم و درخشان از او ترسیم می نماید و از سوی دیگر با بهره گیری از برخی اشعار منسوب به خیام او را شخصی منکر قیامت یا مخالف عمل به مقتضیات باور های یک مومن به قیامت نشان می دهد و بر آن تاکید می نماید بطوریکه درانتهای برنامه ، گزارشگر به صراحت چنین نتیجه گیری می کند که شخصیت عالِم و موجهی چون خیام به قیامت و پایبندی اخلاقی مقتضی آن کافر بوده است. از نکات قابل تامل دیگردر این برنامه ، استفاده گزینشی از بریدهای کوتاه سخنان برخی کارشناسان در مورد خیام در جهت القای دیدگاه مورد نظر بود بدون آنکه کمترین اشاره ای به نظرات متعدد دیگری که مثلاً در تفسیر عرفانی اشعار خیام وجود دارد یا نظراتی که قایل به ورود برخی رباعیات از افراد دیگر در مجموعه رباعیات خیام است و یا حتی نظراتی که به تفکیک شخص خیام حکیم و خیام شاعر استناد دارد صورت پذیرد. از آن تامل برانگیزتر بهره گیری از مصاحبه با آقای محمد رضا شجریان در این برنامه است. به گفته گزارشگر، مصاحبه با استاد شجریان بدلیل اجرای آواز برخی اشعار خیام درکارنامه هنری ایشان مورد توجه قرار گرفته بود و نظرات ایشان به عنوان استاد برجسته آواز در کنار دیگر کارشناسان فلسفه و ادبیات مطرح گردید و متاسفانه به نظر می رسید بیش از سایر گفتگو ها توانست غرض سازنده فیلم را در ترسیم تصویری الحادی از خیام براورده سازد.
  • چگونگی مبارزه با امواج مخرب

  • واقعیت این است که امروزه امواج ماهواره ای در هر نقطه و مکانی قابل دسترسی است و شبکه های مختلف با نیات و دیدگاه های خاص خود سعی در ترویج و القای اهداف خود دارند. حال اگر مقابله با این امواج در آسمان تلاشی بی اثر باشد ، اما مقابله صحیح و اصولی با این قبیل نظریات در عرصه فرهنگی و رسانه ای از وظایف مهم بوده وبه فضل الهی موثرخواهد بود. با توجه به اهمیت این موضوع توصیه های زیر قابل تامل است : 1- بینندگان اینگونه برنامه ها بخصوص جوانان کنجکاو و پر احساس توجه کنند که استفاد ه از جنبه ها و موارد مثبت علمی چنین برنامه هایی، آنها را از القائات احیاناً منفی و پنهان آنها غافل نسازد. انسان آزاد اندیش ، پرسشگر و جستجوگر است و با بهره گیری از منابع و صاحب نظران گوناگون و مورد وثوق ، به تجزیه و تحلیل همه جوانب یک موضوع اقدام نموده و سپس به قضاوت و نتیجه گیری می پردازد. 2- واضح است که وظیفه صدا وسیما بعنوان تنها رسانه تلویزیونی کشور بسیار خطیر است. بنابه اعتقاد بسیاری توفیق برخی شبکه ها و برنامه های ماهواره ای در جذب بیننده تنها به دلیل شکل و ماهیت جذاب برنامه های آنها نیست بلکه ضعف صدا وسیما در جذب فراگیر مخاطب درمیان اقشار مختلف اجتماعی نیز عامل مهمی در روی آوری به سوی شبکه های خارجی است. شاید یکی از دلایل مهم این ضعف از جنبه محتوایی، بکار گیری متعدد و مکرر روش های ابتدایی صریح گویی در تبلیغ و ترویج اداب و آموزه های دینی است که در بسیاری از برنامه ها دیده می شود و این نوع برنامه ها در ایجاد پذیرش یک باور دینی غالباًً کم اثر و حتی گاهی اثری وارونه دارند. ٣- توصیه به شخصیت هایی است که از نظرات و گفته ها و تصاویر آنها در ساخت برنامه ها بخصوص از طریق شبکه های خارجی استفاده می شود که به پیام و هدفی که برنامه مورد نظر دنبال می نماید توجه نموده، در دام حقّه های رسانه ای گرفتار نشوند و اعتبار و آبروی علمی، هنری و فرهنگی خود را نا خواسته در خدمت اهداف خاص رسانه ها که احتمالاً با آن موافق نیستند قرار ندهند.
  • نقش بی بی سی در اغنشاشات  بعد انتخابات 

  • همانطور که در سطور پیشین ذکر شدتأسيس تلويزيون «بي بي سي فارسي» در سال ۱۳۸۵ توسط وزارت خارجه انگليس پيشنهاد و در سال ۱۳۸۶ اين پيشنهاد پذيرفته شد. مقدمات ايجاد اين شبكه پس از تعيين بودجه ساليانه براي آن مهيا گرديد و سرانجام در ۲۵ دي ۱۳۸۷ و چند روز بعد از هفتاد سالگي راديو فارسي «بي بي سي» فعاليت آن آغاز شد و در نخستين برنامه ها به موضوع انتخابات رياست جمهوري دهم ايران پرداخت؛ موضوعي كه در آن زمان براي مخاطبان عام چندان غريب نمي نمود؛ اما بعد از انتخابات و بروز وقايع تلويزيون بي بي سي از دي ماه ۸۷ عملاً نقش دو وزارتخانه خارجه و وزارت جنگ حكومت سلطنتي لندن و سازمان جاسوسي «ام اي ۶» را عهده دار شد و در اين راستا كوشيد كه نظام اسلامي را با چالش هاي سياسي، فرهنگي و اجتماعي مواجه كند؛ اما اغتشاشات و فتنه ۸۸ نشان داد كه تأسيس اين تلويزيون به اين سادگي ها هم نبوده و اهداف خاصي براي آن پيش بيني شده بود. صهيونيستي، آمريكايي و انگليسي تلويزيون فارسي بي بي سي يكي از نادر رسانه هايي است كه تمهيدات فراهم كردن انتشار اخبار و اطلاعات آن از سوي مقامات صهيونيستي، آمريكايي و انگليسي مورد تأكيد قرار گرفته است. كمك هاي آمريكايي براي تداوم برنامه هاي يك شبكه انگليسي به گونه اي است كه انديشكده «هريتيج» در گزارشي از اين ابتكار عمل اوباما متعجب شد و نوشت: خبرها حاكي از آن است كه دولت اوباما در اين مدت كمك بلاعوضي را در اختيار شبكه بي بي سي نهاده است كه بنا بر گزارشات واصله، اين كمك همچنان در حال افزايش است. گزارش هريتيج مي افزايد: آيا دولت اوباما و وزارت امور خارجه واقعاً آنقدر شيفته بي بي سي هستند كه ترجيح مي دهند بودجه بنگاه هاي خبرپراكني بريتانيا و شبكه هاي خبري معتبر جهاني را تأمين كنند؟ تأكيد بر پخش درست برنامه هاي بي بي سي حتي به حدي است كه سفير آمريكا در آذربايجان به الهام علي اف دستور مي دهد كه رسانه بي بي سي را در آن كشور براي تأثيرگذاري بر ايران نيز تقويت كند! تربيت خبرنگار جاسوس با نام خبرنگاري شهروندي! در ساليان اخير به مدد شبكه هاي اجتماعي و گسترش چند رسانه اي ها، عنوان جديدي در فضاي ارتباطي شكل گرفته است به نام «خبرنگاري شهروندي» (Citizen Journalism) كه با عنوان هاي روزنامه نگاري همگاني، خياباني و خبرنگاري شهروندي نيز معرفي شده است كه نوعي روزنامه نگاري متأثر از موقعيت جديد جهان است؛ موقعيتي كه اكنون با عنوان جامعه اطلاعاتي شناخته شده است. در اين روزنامه نگاري، شهروندان جامعه به مدد فرصت هايي كه رسانه هاي ديجيتال در اختيارشان مي گذارند به طور مستقيم فعاليت و مشاركت سياسي و اجتماعي در جامعه دارند. مردم با استفاده از فناوري هاي همراه خود مانند دوربين و موبايل هاي دوربين دار به عنوان يك شاهد ماجرا عمل مي كنند و از سوي ديگر مي توانند موجي از اخبار به راه بيندازند. در اين نوع از روزنامه نگاري، خبرنگاران مطالب تهيه شده را در شبكه هاي اجتماعي مانند يوتيوب، فيس بوك وبلاگ و حتي خبرگزاري ها و شبكه هاي خبري نشان مي دهند. قدرت خبرنگاري شهروندي به حدي رسيده است كه سايت يوتيوب كه صرفاً اين وظيفه را دنبال مي كند، بيش از پنج كانال رسمي تلويزيون در آمريكا براي بازديدكنندگان دارد. امروزه رسانه هاي بزرگي چون سي ان ان، الجزيره و بي بي سي از خبرنگار شهروند استفاده مي كنند، سرويس جهاني بي بي سي در پروژه «داستان شما» به آموزش روزنامه نگاران شهروند و ارائه تجهيزات به آنها پرداخت و به آنان وعده داد كه گزارش هاي شان را در برنامه هاي مهم بي بي سي پخش كند. اين برنامه از سال ۲۰۰۸ كه مصادف با راه اندازي تلويزيون بي بي سي بود از مردم خواست كه ايده هاي خود براي اخبار و گزارش هاي خبري يا داستان هاي شخصي را به صورت عكس، صدا و ويدئو ارسال كنند. برخي از محتواي توليدي شهروندان خبرنگار در سايت بي بي سي اكنون هم موجود است كه به تربيت شهرونداني مي پردازد كه با عنوان خبرنگار به صورت رايگان و در سطح پيشرفته به شكل مزدوري با آن همكاري مي كنند. بي بي سي هر روز تلاش مي كند ايراني تر به نظر برسد به همين دليل نياز دارد برنامه هاي خود را از منابع درون ايران جمع آوري كند و يا در انگليس از خبرنگاران ايراني با لهجه روز تهران استفاد كند به همين خاطر، اين شبكه در انگليس خبرنگاران ايراني روزنامه هاي زنجيره اي را به استخدام در آورده است   شگردهاي بي بي سي براي پوشش دادن همه موضوعات داخلي ايران سياست هاي بي بي سي براي پوشش دادن تمام موضوعات داخلي ايران بدين شرح است:
  • ۱- اين شبكه درصدد است پيوندي ميان مردم ايران و فعالان فضاي سايبر (اينترنت) برقرار كند. آدرس دهي مرتب به مردم درباره اين سايت ها و وبلاگ ها در جهت ايجاد اطلاعاتي از اين فضا براي مردم و دسترسي آنان به يك آرايش رسانه اي جديد تلقي مي شود. ۲- بي بي سي فارسي درصدد است مشاركت و همكاري جريانات روشنفكري سكولار و بعضاً دوم خردادي را جلب كند. اصحاب روزنامه هاي تعطيل شده جزء اين گروهند و البته اين كشش مي تواند دوطرفه باشد. شركت بهنود، ايازي، فاضل ميبدي، شمس الواعظين در برنامه هاي بي بي سي در همين راستا ارزيابي مي شود. ۳- بي بي سي تلاش مي كند شبكه سازي سياسي - اجتماعي را در رأس اولويت هاي خود قرار دهد و از طريق اين شبكه با بخش هاي بخش هاي مختلف و تعداد بيشتري از مردم ايران ارتباط بگيرد و به بهانه انتشار نظرات آنان به شناسايي نقاط ضعف يا قوت نظام و عمليات رواني عليه آنها بپردازد. فعاليت هاي براندازانه بي بي سي ۱- رسانه رژيم سلطنتي انگليس كه از پايه گذاران «دروغ بزرگ تقلب» در انتخابات۲۲ خرداد ۸۸ بود و پس از آن نيز مدام به دروغگويي درباره مسائل داخلي كشورمان روي آورد كه مهم ترين محور هاي القايي اين رسانه عبارت بوده اند از: القاي دخالت بسيج و سپاه در انتخابات و برجسته سازي آن، القاي ناسالم بودن انتخابات، القاي اينكه آمريكا با احتياط نتايج را دنبال مي كند، ايجاد شبهه و تقلب در نحوه شمارش آرا، تبديل جشن شادي انتخابات به جشنواره سوگ، القاي سكوت نكردن كانديداهاي رقيب در برابر تقلب، القاي تهديدآميزبودن پيام رهبري، القاي امنيتي شدن فضاي شهر تهران، القاي اينكه احمدي نژاد رئيس جمهور طبقه پايين است، القاي بهت و حيرت مردم از نتيجه آرا، عادي جلوه دادن تقلب در انتخابات ايران، شبهه در صيانت از آرا، القاي حمايت تمامي قوميت ها و شهرها ازموسوي، مأيوس كننده بودن پيام رهبري براي اصلاح طلبان، القاي ناكارآمدي و جانبدار بودن نهادهاي داوري كننده و...
  • ۲- سياه نمايي از وضع ايران: بي بي سي يكي از مهم ترين تلاش هايش را براي نااميد كردن مردم از نتيجه انقلاب اسلامي گذاشته است و درصدد است با نشان دادن وضعيتي فلاكت بار از زندگي مردم آنها را نسبت به انقلاب و مسئولان جمهوري اسلامي نااميد كند. ۱-ترويج فساد و بي بندوباري: بي بي سي اگرچه تلاش دارد كه خود را به عنوان يك رسانه سياسي و خبري معرفي كند اما فعاليت هاي ضدفرهنگي و مخرب آن درصدد است آلترناتيو دلخواه خود را به بينندگان القا كند؛ بي بي سي فارسي همزمان با فروكش كردن توهمات سبز در ايران كه مخاطبان خود را از دست داده بود براي جذب مخاطب بارها اقدام به پخش صحنه هاي محرك جنسي كرده است. بي بي سي فارسي همچنين در اقدامي تبليغاتي براي قباحت زدايي از همجنس بازي، لندن را با صراحتي تمام «بهشت همجنس بازان ايراني» معرفي و آرامش و آزادي آنان را در لندن تبليغ كرد. بي بي سي فارسي دست به كار شده تا رپرتاژ و تبليغاتي را براي آزاد بودن و بي پروايي همجنس بازان ايراني مقيم لندن پخش كند و لندن را با صراحتي تمام «بهشت همجنس بازان ايراني» معرفي كند. گزارشگر بي بي سي وقيحانه مي گويد «براي همجنس گراها، لندن در مقايسه با تهران بهشت است.» ۴- تلاش براي ايجاد آشوب و اغتشاش: با توجه به اينكه ماه ها از فضاي شرارت خياباني مزدوران انگليسي مي گذرد، اين رسانه همچنان موضوعات بي پايه را دست مايه زنده بودن فتنه گران قرار مي دهد و از هر فرصتي براي تحريك مردم استفاده مي كند. ۵- حمايت از بهائيان: هرچند سابقه بهائي گري در بي بي سي به ابتداي راه اندازي اين رسانه در زمان تصدي «حسن موقر باليوزي» كه مسئوليت راديو فارسي بي بي سي را داشت، بر مي گردد؛ اما اهميت اين فرقه منحله براي انگليس آنقدر حياتي است كه تلويزيون فارسي خود را در حمايت از بهائيان تجهيز كند. بهائيان امروز در جهان هيچ رسانه اي مورد اعتمادتر از بي بي سي فارسي براي خود سراغ ندارند چراكه اين رسانه به دستاويزي براي اعمال سلايق و ابراز بدعت هاي ديني اين گروه تبديل شده است. در اين باره مي توان به مجموعه گزارش هاي متعدد جانبدارانه و آگهي گونه خبرنگاران اعزامي بخش فارسي در اسرائيل و درباره مراكز مختلف بهائي در عكا و ديگر سرزمين هاي فلسطيني اشاره كرد. در اين مطالب، گزارشگران اعزامي بخش فارسي بي بي سي، حكومت ايران را به بهائي ستيزي و يهودي ستيزي متهم كردند. ۶- بعد از هدفمندي يارانه در آبان ماه سال گذشته شبكه بي بي سي گمان مي كرد كه زمينه بسيار مناسبي پيدا شده تا حملات گسترده اي را عليه نظام تدارك ببيند و با استفاده از نارضايتي هاي احتمالي سعي در پيشبرد اهداف استعماري دولت متبوع خود كند. اين شبكه ها كه از چندين ماه قبل با دعوت از كساني كه دشمني ديرينه اي با نظام داشتند، سعي به ايجاد موجي رواني در جامعه كردند تا در صورت اجرايي شدن طرح، زمينه را براي نارضايتي مردم فراهم كرده باشند و در اين مسير عواقب هولناك و وحشتناكي را براي اقتصاد ايران پيش بيني كردند. تلاش بي بي سي براي بحران آفريني در ايران اسلامي موضوعي نيست كه كسي نسبت به آن شك و ترديد داشته باشد؛ اما آنچه كه مهم به نظر مي رسد اين است كه بي بي سي معناي شهروند و جاسوس را با هم جابه جا كرده است و از شهروندان ايراني مي خواهد اتفاقات و رويدادهاي خود را براي بي بي سي گزارش كنند تا اين رسانه براي اهداف خود در جهت تضعيف نظام از آن بهره ببرد.     نفوذ بی بی سی به خبرگزاری ها و روزنامه نگارها  در داخل ایران : مدتي است خبرنگاران تلويزيون فارسي بي‌بي‌سي طي تماس با سرويس اجتماعي روزنامه‌هاي داخل كشور، از خبرنگاران مي‌خواهند كه به صورت تلفني در برنامه‌هاي خبري ـ تحليلي اين شبكه مانند «نوبت شما» به عنوان كارشناس يا خبرنگار داخل ايران شركت كرده و نظر خود را درباره موضوع آن روز برنامه بيان كنند. آنها اصرار دارند تا خبرنگاران داخلي، وضعيتي سياه از جامعه ايران به تصوير بكشند. مدتي است خبرنگاران تلويزيون فارسي بي‌بي‌سي طي تماس با سرويس اجتماعي روزنامه‌هاي داخل كشور، از خبرنگاران مي‌خواهند كه به صورت تلفني در برنامه‌هاي خبري ـ تحليلي اين شبكه مانند «نوبت شما» به عنوان كارشناس يا خبرنگار داخل ايران شركت كرده و نظر خود را درباره موضوع آن روز برنامه بيان كنند. آنها اصرار دارند تا خبرنگاران داخلي، وضعيتي سياه از جامعه ايران به تصوير بكشند. ماه‌ها از تماس اول خبرنگار بي‌بي‌سي فارسي با سرويس اجتماعي روزنامه «جوان»، مي‌گذرد. آن روز خبرنگار اين شبكه كه خود را آقاي «...» معرفي كرده بود، در تماس با روزنامه خواستار صحبت با يكي از خبرنگاران اجتماعي شد و جالب اينجاست كه خبر‌پراكننان اين شبكه به دليل رصد روزانه صفحات روزنامه‌ها، همه خبرنگاران را به تفكيك حوزه‌هاي خبري و نوع قلم‌شان نيز مي‌شناسند. پس از آن روز تماس‌ها تكرار شد و خبرنگار بي‌بي‌سي هر بار تقاضاي صحبت با يكي از خبرنگاران حوزه اجتماعي را داشت تا بدين وسيله آنها را براي شركت در برنامه «نوبت شما» و اظهار نظر، دعوت كند. پرسش اين است كه اين رسانه با چه هدفي خبرنگاران را شناسايي مي‌كند و پرونده‌اي كامل از هر كدامشان در دست دارد؟ تماس‌هاي بي‌بي‌سي با خبرنگاران همه رسانه‌هاي داخلي پس از پيگيري اين رخداد در ساير رسانه‌هاي داخلي كشور به اين نتيجه رسيديم كه كاركنان بي‌بي‌سي فارسي با ساير رسانه‌ها نيز به دفعات تماس داشته‌اند و از آنها نيز براي اظهار نظر در‌خصوص موضوعات اجتماعي برنامه‌هاي خبري و تحليلي شان نظر خواسته‌اند. از حربه‌هاي خبرنگاران اين شبكه‌ها اين است كه پس از بيان موضوع بحث، سعي مي‌كنند باور خود را به مصاحبه شونده القا كند و به نوعي مي‌خواهند نظر خود را از زبان خبرنگار بشوند. در صورتي هم كه خبرنگار از اظهار نظر و شركت در برنامه آنها امتناع مي‌ورزد، با بيان جملاتي مانند «كسي يا جايي شما را مجبور كرده حرف نزنيد؟»و يا «ترس از دست دادن شغل و نبود آزادي بيان در ايران باعث مي‌شوند شما با رسانه ما گفت‌وگو نكنيد»، مي‌خواهند به نحوي حرف خود را در دهان خبرنگار داخلي بگذارند و به نحوي تمايل نداشتن او براي مصاحبه با بي‌بي سي را به ضرر خبرنگار و كشور ايران و از سوي ديگر به نفع خودشان بهره‌برداري كنند. علاوه بر اين، خبرنگاران سمج بي‌بي سي، انواع حربه‌هاي روانشناختي و رسانه‌اي را براي استخراج پاسخ سؤال از خبرنگار به كار مي‌گيرند و حتي پس از قطع تماس از سوي خبرنگار داخلي، تماس‌هاي بي‌بي سي بارها و بارها تكرار مي‌شود و اصرارها تمامي ندارد. سياه‌نمايي ايران هدف شبكه‌ها از ديگر مولفه‌هاي برنامه «نوبت شما»ي بي‌بي‌سي اين است كه موضوعات آن همواره بحث درباره مباحثي است كه به واسطه آن، اوضاع ايران برآشفته و قوانين كشور غيرانساني تلقي شود. خبرنگار اين شبكه، از خبرنگار داخلي مي‌خواهد كه به هر قيمتي كه شده در اين برنامه شركت كند و از طريق سفسطه‌هاي او، نظر القايي او را بر زبان بياورد و عليه ايران لب به سخن بگشايد. دكتر محمدحسين ساعي، استاد ارتباطات دانشگاه، در اين باره به «جوان» مي‌گويد: VOA، BBC به زبان اصلي در نيمه اول سال ۱۹۴۲ و در بحبوحه جنگ جهاني دوم و در راستاي استفاده از ابزار رسانه در كنار ابزار جنگي به وجود آمد. در تاريخچه VOA آمده است كه پس از خسارات وارده جنگ جهاني دوم، بودجه كشور امريكا كفاف هزينه‌ها را نمي‌داد. در چنين شرايطي كه VOAبه ۶۰ زبان برنامه اجرا مي‌كرد، نمايندگان موافق اختصاص بودجه به رسانه‌ها در مقابل مخالفان، استدلال مي‌كردند كه دو نوع تسليحات داريم كه يك نوع آن نظامي و نوع دوم VOA است و بدون وجود VOA، تسليحات نظامي كاربردي ندارند. به باور ساعي، انگليس به دليل بحران مالي كه مدتي است دچار آن شده، بودجه رسانه‌هايش از جمله بي‌بي‌سي را كاهش داده اما در اين ميان تنها بي‌بي‌سي فارسي بود كه هيچ گونه كاهشي در بودجه‌اش صورت نگرفت و اين نشانه منافع گسترده اين شبكه براي استعمار پير است. ايجاد يأس و گسست اجتماعي مدير پژوهشي پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات درباره اهداف بروز چنين رفتارهايي مي‌افزايد: انگليس و امريكا به دنبال تضعيف حكومت در ايران هستند...
  • تلاش برای تحقق شعار «خاورميانه جديد»

  • نقشه ی خواب خام دشمنان برای ایران!!
  • تجزيه ايران به چند كشور و ايجاد يأس و گسست اجتماعي است هدف غائی این شعار است. بي‌بي سي فارسي در سال‌هاي اخير به دليل ايجاد بي‌ثباتي اجتماعي و تضعيف ملي در ايران، فعال شد و عده‌اي از مسئولان اين شبكه از طرق مختلف به دنبال زير سؤال بردن ساختارهاي اجتماعي كشور هستند. ترفندها: شايعه سازي، منفي گرايي و مغلطه امان‌الله قرائي مقدم، جامعه شناس و استاد دانشگاه نيز در اين خصوص به «جوان» مي‌گويد: انگلستان و ديگر قدرت‌هاي استعماري در سال‌هاي اخير همواره به دنبال اين بوده‌اند كه افكار جامعه را به سمت اهداف خود تغيير دهند و در اين راه از هر حربه و ابزاري استفاده مي‌كنند. به باور وي، يكي از ترفند‌هاي رسانه‌اي اين عده، شايعه‌سازي و استفاده از مغلطه در راستاي توجيه آن است. اخبار مثبت و منفي در همه جاي دنيا اتفاق مي‌افتد، ولي اينكه اين شبكه‌ها تنها بر روي اخبار منفي جامعه فوكوس مي‌كنند و بارها به تكرار آن مي‌پردازند و هيچ توجهي به اخبار و رخدادهاي مثبت داخل كشور ندارند، گوياي منفعت‌گرايي در ارائه اخبار اين شبكه‌ها است. اعتقاد خبرنگاران داخلي براي خارجي‌ها سند است رسانه‌هاي دنياي سرمايه داري به دنبال اين هستند كه عقايد و تفكر مردم دنيا را با فرهنگ آنگلوساكسون كه مدافع منافع سرمايه‌داري آنها است، منطبق كنند و در اين مسير بهترين راه بهره‌برداري از نيروهاي داخل كشور است. به گفته قرائي مقدم، مسئولان اين برنامه‌ها به دنبال اين هستند تا به گونه‌اي القا كنند كه حتي خبرنگاران داخل ايران هم با حكومت مخالف هستند و از آنجا كه اظهار نظر خبرنگاران ايراني تأثير‌گذاري بيشتري در قياس با خبرنگاران شبكه بي‌بي‌سي دارد، از هر طريقي براي توسل به آنها بهره مي‌جويند.  

  • خاورمیانه رویائی امپریالیسم،صهیونیستی!!
  • فساد اخلاقی در تارو پود بی بی سی
  • بدون شك يكي از نمادهاي رسانه منهاي اخلاق شبكه بي بي سي فارسي مي با شد.شبكه اي كه قصد دارد به هر طريق ممكن مخاطبان خود را جلب كند.بي بي سي فارسي همواره ادعا مي كند كه اخبار بي طرفي را به مخاطبان مخابره مي كند اما با اندكي كنكاش در مي يابيم كه چنين مسئله اي به هيچ عنوان صحت ندارد.بي بي سي فارسي در حالي اين اعا را دارد كه شبكه بي بي سي اساسا بدون جلب رضايت لابي هاي قدرت كاري از پيش نمي برد. بدون شك بايد گفت يكي از اصلي ترين شبكه هاي بيگانه و معاند كه در راستاي اهداف ديپلماسي عمومي غرب فعاليت مي كند شبكه بي بي سي فارسي است. اين شبكه با هوشياري مسئولان آن كه همان بوي و رنگ سياست استعماري انگليس را مي دهد با درآميختن حق و باطل، درست و نادرست وكامل و ناقص سعي در جذب مخاطبان ايراني خود دارند . نوع نگاه بي بي سي فارسي به مسائل داخلي ايران با ساير شبكه ها از جمله voa بسيار متفاوت و البته زيركانه است . در بي بي سي فارسي تلاش ها بر اين است كه بخشي از اخبار ايران همان گونه كه هست پوشش داده شود تا مخاطب حس ناآشنايي با اين شبكه را نداشته باشد اما در نهايت اين استعمار پير است كه اطلاعات و پيشفرض هاي خود را به مخاطبان تحميل مي سازد. برخي منابع طي هفته هاي گذشته از تجاوز مدير بخش فارسي بي بي سي به يكي از مجريان زن اين شبكه خبر دادند؛ وسعت اين خبر و سكوت سنگين 2 نفر دخيل در اين ماجرا تا آنجا پيش رفت كه حتي رسانه هاي ضدانقلاب مجبور به انتشار اين خبر شدند و خبر دادند كه اين مجري از شبكه بي بي سي حذف شده است. در برنامه «نوبت شما» نيز يكي از مخاطبان بي بي سي فارسي پس از لحظاتي در حال بيان ماجراي اين تجاوز بر روي آنتن زنده بود كه مجري برنامه مذكور بلافاصله سخنان آن مخاطب را قطع و تاكيد كرد كه مجبوريم «به خاطر رعايت حال آن مجري!» چنين تماس هايي را قطع كنيم. طبق آخرين بررسي هاي اينترنتي در مورد عدم حضور چندين باره خانم «پ ق» در برنامه هاي شبكه بي بي سي طي روزهاي گذشته، صحت خبر تجاوز صادق صبا مدير بخش فارسي بي بي سي به اين مجري زن مشهود است و طفره رفتن سياوش اردلان از پاسخگويي به اين سئوال گواه اين ماجراست. ضمن اينكه اين مجري نيز در صفحه فيس بوك خود هيچ گونه واكنشي به اين خبر نشان نداده و كاملاسكوت كرده است. به راستي مديران شبكه بي بي سي فارسي و بي بي سي چه پاسخي براي اين رسوايي ها دارند؟
  • به نظر مي رسد پس از افشاي تجاوز دو تن از مجريان شبكه صداي آمريكا به 2 مجري زن اين شبكه به نام هاي «ا.س» و «ن.م»، اكنون بحران تجاوز جنسي به بي بي سي فارسي رسيده باشد.در هر صورت افشاگري راجع به تجاوز «صادق صبا» (مدير تلويزيون بي بي سي فارسي) به مجري آن شبكه به تيتر اول وب سايت خود شبكه بي بي سي فارسي تبديل شده است.بديهي است كه مديران اين شبكه نمي توانند توجيهي در اين رسوايي اخلاقي داشته باشند و از اين رو سعي كرده اند به حذف صورت مسئله از طريق سكوت روي آورند.
  • نقض هدف و عدم پایبندی به شعار رسانه

  • در سطور بالا آوردیم  كه تلويزيون بي بي سي فارسي با شعار اخبار بي طرفانه پا به عرصه تصوير گذاشته و مجريان آن نقل كردند كه گزارشهاي آنان صريح، دقيق و بي طرفانه است.در صورتي كه بي بي سي در پوشش اخبار جهت دار اعضاي فرقه ضاله بهائيت، كاملايك طرفه عمل كرده است و رپرتاژ آگهي هاي قابل توجهي را از بهائيان از آغاز به كار شبكه تاكنون به روي آنتن برده است و گويي بهائيت يك خط قرمز برايشان به شمار مي رود.البته با توجه به جابه جا شدن پول هاي ميان بهائيان و دستگاه خبر پراكني بي بي سي اين خط قرمز پررنگ تر هم شده است.مظلوم نمايي هاي مالي بي بي سي نيز در نوع خود جالب توجه است . «بي .بي .سي » با 26000 كارمند و بودجه سالانه چهار ميليارد پوند ( حدود هشت ميليارد دلار ) يك شركت دولتي نيمه خودمختار است كه به ظاهر تحت هيچ نفوذ تجاري و سياسي نيست و تنها به مخاطبانش پاسخگوست! با اين رويكرد، «بي بي سي » سال هاست كه به ظاهر شعار « هر ملت بايد با صلح و آرامش با ملتي ديگر صحبت كند »! را شعار خود قرار داده و آن را پيگيري مي كند. اين در حالي است كه بخش عمده بودجه «بي بي سي » توسط دولت انگليس تامين مي شود. هم اكنون شبكه «بي بي سي » در سه زمينه راديو، تلويزيون و اينترنت فعاليت گسترده اي را دنبال مي كند، به گونه اي كه براي نمونه، برنامه هاي راديويي آن با 33 زبان از جمله فارسي پخش مي شود.هنوز همگان به ياد دارند كه دولت انگليس در دوران نخست وزيري توني بلر عملااقدامات لازم براي اخراج عده اي از كارمندان بي بي سي را ساماندهي نمود. در چنين شرايطي سخن از بي طرفانه بودن صرفا ادعايي مضحكانه محسوب مي شود.البته اين قواعد مربوط به كل ساختار بي بي سي مي شود.حال تكليف شبكه اي مانند بي بي سي فارسي به عنوان زير مجموعه اي كوچك از بي بي سي مشخص است بی بی  سی در ایران  چه میکند؟   شبکه ی "بی بی سی فارسی" از سردمداران شبکه های معاند نظام جمهوری اسلامی می باشد که با هدف براندازی نظام و با پیش فرض جنگ نرم فعالیت می کند و در این مسیر تمام توان خود را برای تحریف افکار عمومی گذاشته است . از این رو ، این شبکه با اختصاص برنامه هایی خاص به تعریف نظام جمهوری اسلامی به عنوان بزرگ ترین ناقص حقوق بشر در جهان پرداخته که یکی از این برنامه ها ، "نوبت شما" نام دارد. برنامه ی " نوبت شما" که به مسائل سیاسی- اجتماعی ایران اسلامی توجه خاصی دارد و در هر قسمت با تعیین موضوعی خاص به بحث می پردازد و با تماس های مخاطبینی از ایران ، انگلیس و دیگر نقاط دنیا رونق چشم گیری داشته است .
  • این برنامه اخیرا با واکاوی مسائل سیاسی و ورزشی به اظهار نظراتی به دور از ارکان کارشناسانه پرداخته ، چنان که در این قسمت از برنامه با اشاره به حضور بسیجی ها در ورزشگاه آزادی هم زمان با بازی ایران و بحرین و نشان دادن اعتراض به سرکوب مردم توسط دولت بحرین ، سعی بر ایجاد شکاف بین اقشار و احزاب سیاسی مختلف را داشت. در این قسمت ، "اردلان" مجری "نوبت شما" برنامه را اینطور آغاز می کند : "دفعه ی قبل نیروهای انتظامی بچه های بسیج را زدند و این بار هم اعلام کردند جلویشان را خواهد گرفت . آیا باید بسیجی ها اجازه اعتراض سیاسی در ورزشگاه را داشته باشند یا نه ؟ و اگر بله ، آیا این حق را آن طرفی ها ، یعنی بچه های جنبش سبز هم دارند ؟" بنابراین "بی بی سی" چه موضعی می توانست اتخاذ کند ؟ این شبکه تصمیم گرفت آزادی بیان (Freedom of expression) را قربانی "اتاق فکر" برنامه کند تا بتواند آرمان خواهی را نزد جوانان تخطئه کند در وهله ی اول این طور به نظر آمد که "بی بی سی فارسی" به شعارهای سابق خود درباره ی آزادی بیان پای بند باشد و از حقِ اعتراض سیاسی در ورزشگاه ها دفاع کند . این موضوع برای شبکه ، منافع دیگری هم داشت ، مثل فراهم شدن فضایی برای طرفدارانش در ایران و ایجاد حرکت های بعدی در راستای اهداف شبکه ؛ اما اگر می خواست چنین کند ، مجبور بود به بسیجی ها نیز حق اعتراض دهد و از آنها نیز مانند جنبش سبز دفاع کند! . اما دست اندر کاران "بی بی سی" ترجیح می دهند از حق اعتراض افرادی که بسیجی نامیده می شوند دفاع نکنند . زیرا اگر افکار عمومی متوجه این اقدام بسیجی ها می شد ، این حرکت آن ها نمادی دالّ بر حمایت مردم ایران از سیاست خارجه ی کشور به شمار می آمد. بنابراین "بی بی سی" چه موضعی می توانست اتخاذ کند ؟ این شبکه تصمیم گرفت آزادی بیان (Freedom of expression) را قربانی "اتاق فکر" برنامه کند تا بتواند آرمان خواهی را نزد جوانان تخطئه کند . "بی بی سی" نظام ارزشی را طوری تغییر می دهد که دیگر کسی سیاست هایش را بر اساس معیارهای انسانی و بشر دوستانه تنظیم نکند. از این رو ، اتاق فکرش را بدین ترتیب عنوان می کند که مردم تنها باید به نفس بازی تیم ملی ایران در برابر یک تیم ملی دیگر اصالت دهند و به کشتار و اعمال غیر انسانی که احتمالا در دنیا و یا در کشوری در همسایگی با ایران رخ می دهد هیچ کاری نداشته باشند . در غیر این صورت هر حرکتی از سوی مردم سیاسی تلقی می شود! از نظر این شبکه ، ورزش در کشور هایی مثل ایران نباید حاوی مسائل و پیام های ایدئولوژیک و بشر دوستانه باشد . بلکه از نظر رسانه های غربی اگر در کشور های به اصطلاح جهان سوم و یا در حال توسعه حرکاتی نظیر آنچه حمایت از مردم مظلوم فلسطین یا بحرین خوانده می شود روی دهد ، دخالت سیاست در ورزش تلقی می گردد! از این رو ، اتاق فکرش را بدین ترتیب عنوان می کند که مردم تنها باید به نفس بازی تیم ملی ایران در برابر یک تیم ملی دیگر اصالت دهند و به کشتار و اعمال غیر انسانی که احتمالا در دنیا و یا در کشوری در همسایگی با ایران رخ می دهد هیچ کاری نداشته باشند . در غیر این صورت هر حرکتی از سوی مردم سیاسی تلقی می شود! در نتیجه ، این گونه رسانه ها با تمام قدرت آن را یک حرکت مذموم و ضد ورزش می خوانند . تا آن جا که شبکه ی فارسی "بی بی سی" که مخصوص مخاطبین فارسی زبان طراحی گشته نیز همین سیاست را در قبال ایران اجرا می کند . حال آن که در همان کشور های اروپایی ، حرکت های مشابه و در راستای اهداف سیاسی غرب ، نه تنها از سوی رسانه های وابسته به دولت دخالت سیاست در ورزش خوانده نمی شود بلکه به عنوان انسان دوستی و دفاع از حقوق بشر هم معرفی می گردد! و این امر ، نشان دهنده ی بهره برداری سیاسی دولت های غربی است و آن ها با مذموم دانستن برخی امور برای کشور ایران و ممدوح دانستن همان امر برای خویش در صدد وارد آوردن ضربه های جنگ نرم بر پیکره ی نظام هستند .
  •  
  • منبع:ویکی پدیا.تابناک.پایگاه جامع تاریخ معاصرایران.وبلاگ ایمان خاکزاد(نوشته خودایشان) 
 

 

 

 

 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 15113
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

ساعت : | نویسنده : م.م

اطلاعات کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
درباره ما
تقدیم به عزیز سفرکرده ام (فاطمه) .گرچه ناگهان مراتنها گذاشتی ولی به دیداردوباره ات امیدوارم،درلحظه موعودی که ناگهان میآید. --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- د رقرونی هم دور وهم نه چندان دور( ایران )باوجود نشیب و فراز های تاریخی بسیارش در بازه های زمانی مکرر،همواره ابرقدرتی احیا شونده و دارای پتانسیل و استعدادبالا برای سیادت برجهان بود .کشورما نه تنها از نقطه نظرقابلیتهای علمی و فرهنگی ،هنری ،ادبی و قدرت نظامی یکی از چندتمدن انگشت شماری بود که حرف اول را دردنیاهای شناخته شده ی آن زمانها میزد، بلکه در دوره هائی طلائی و باشکوه ،قطب معنوی و پرجلال و جبروت جهان اسلام نیز بشمار میرفت . در عصر جدید که قدرت رسانه بمراتب کارآمد تر از قدرت نظامیست باید قابلیتهای بالقوه و اثبات شده ایرانی مسلمان را برای ایجاد رسانه تعالی بخش،درست و کارآمدبه همه یادآوری نمودتا اراده ای عظیم درهنرمندان ما پدید آید درجهت ایجاد (سینمای متعالی)و پدیدآوردن رقیبی متفاوت و معناگرا برای سینمای پوچ ،فاسد و مضمحل غرب و شرق نسیان زده و بالاخص " غول هالیوود"که برکل جهان سیطره یافته است.شاید بپرسید چرا سینما؟...جواب این است : سینما تاثیر بخش ترین رسانه در عالم است و باآن میتوان وجود معنوی انسانها را تعالی دادویا تخریب کرد...و متاسفانه تخریب کاریست که در حال حاضر این رسانه با عمده محصولات خودبه آن همت گماشته است و تک و توک محصولات تعالی بخش آن همیشه در سایه قراردارندو بخوبی دیده نمیشوند چون جذابیت عام ندارندو قادر به رقابت با موج خشونت و برهنه نمایی موجودنیستند. دادن جذابیت و عناصر لذت بخش نوین و امتحان نشده بدون عوامل گناه آلود به محصولات تصویری بگونه ای که بتواند بالذات ناشی از محصولات سخیف و ضد اخلاقی رقابت نماید کاریست بس پیچیده که نیازمند فعالیت خالصانه مغزهای متفکر ومبتکراست و من فکر میکنم این مهم فقط از عهده هنرمندان و متفکران ایرانی برخواهد آمد و شاید روزی که من نباشم محقق گردد...شاید
منو اصلی
موضوعات
آرشیو مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 207
:: کل نظرات : 70

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 25

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 1
:: باردید دیروز : 24
:: بازدید هفته : 104
:: بازدید ماه : 756
:: بازدید سال : 756
:: بازدید کلی : 756
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران