تصویری آرمانگرایانه ازهنر متعالی
[ ]
نقدفیلم : ایکس من (روزهای گذشته در آینده)
نظرات 0

تعداد بازدید از این مطلب: 6060
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

ساعت : | نویسنده : م.م
چیزهائی در مورد اکسدوس ریدلی اسکات(دانلود)
نظرات 0

 چیزهایی درباره (اکسدوس)

منبع : morning star

عنوان فیلم  : هجرت : خدایان و پادشاهان  Exodus: Gods And Kings


محصول 2014 آمریکا، انگلستان و اسپانیا  کمپانی فاکس قرن بیستم ، اسکات فری پروداکشنز و چرنین انترتین‌منت

کارگردان : ریدلی اسکات (Ridley Scott)  فیلمنامه : بیل کولیج (Bill Collage) و آدام کوپر (Adam Cooper بازنویسی فیلمنامه : استیو زیلیان (Steven Zaillian)


آهنگساز : آلبرتو ایگلسیاس (Alberto Iglesias)  - مدیر فیلمبرداری : داریوش ولسکی (  Dariusz Wolski)

تاریخ اکران : 12 دسامبر 2014 (جمعه 21 آذر 1393) - ژانر : تاریخی ، حماسی ، مذهبی


بازیگران : کریستین بیل (Christian Bale) در نقش موسی ، جوئل ادگارتون (Joel Edgerton) در نقش رامسس

سیگورنی ویور (Sigourney Weaver) در نقش تویا ، آرون پل (Aaron Paul) در نقش جاشوا ، جان تورتورو (John Turturro) در نقش فرعون

ماریا ولورد (María Valverde) در نقش سفورا ، ایندیرا وارما (Indira Varma) در نقش مریم ، آنا ساوا (Anna Savva) در نقش مادر موسی

حسن مسعود (Ghassan Massoud) و بی کینگزلی (Ben Kingsley) در نقش نون پدر جاشوا

 

در تاریخ می 2013 ، ریدلی اسکات کارگردان برجسته سینمای جهان برای اولین بار خبر از پیش تولید پروژه ای بر مبنای زندگی حضرت موسی داد. او اعلام کرد سالها بر روی فیلمنامه وداستان کار شده و همه چیز مهیای آغاز فیلمبرداریست . گفته های اسکات حاکی از آن است که فیلم نامه اولیه در سال 2010 توسط بیل کولیج و آدام کوپر بر اساس کتاب عهد عتیق آماده و به ریدلی اسکات ارائه شده و سپس اسکات نسخه اولیه را به استیو زیلیان ( فیلمنامه نویس بیدارگری ، گنگستر آمریکایی و دختری با خالکوبی اژدها ) جهت بازنویسی فیلنامه سپرده است. 

 

 

 

کریستین بیل پس از رد کردن نقش نوح در فیلم دارن آرنوفسکی از سال 2011 بعنوان گزینه ی اصلی ریدلی اسکات برای بازی در نقش حضرت موسی بود. با اینکه همه چیز آماده ساخت فیلم بود اما ریدلی اسکات به دو علت صبر پیشه کرد. اولین علت کثرت پروژه های در حال ساخت ریدلی اسکات بود . البته در این زمان پرومتئوس آماده اکران بود اما اسکات در حال ساخت پروژه مشاور بود . و علت دوم حضور گروه دیگری از هالیوود با قصد ساخت پروژه ای بر اساس زندگی حضرت موسی . اسکات علاوه بر صبر کردن از سال 2010 تا 2013 اجازه درج هیچ گونه خبری در رابطه با ساخت این فیلم را نداد . به محض اظهار آمادگی استیون اسپیلبرگ (بعنوان تهیه کننده) و انگ لی (بعنوان کارگردان ) برای ساخت فیلمی مشابه ، ریدلی اسکات اخبار پروژه اش را بطور رسمی اعلام کرد . او در مصاحبه ای اعلام کرد فیلمنامه اش پس از تلاشهای فراوان آماده شده و قبل از هر کسی فیلم را خواهد ساخت . سرانجام پروژه دیگر، به تعویق افتاد اما همچنان مراحل پیش تولید را طی می کند.

از زمان انتشار خبر رسمی در طول دو ماه تمامی عوامل و بازیگران مشخص شدند. و مراحل پیش تولید در عرض سه ماه به پایان رسید ، چنین اتفاقی در هالیوود بسیار کم اتفاق می افتد .پس از اعلام نام Exodus  برای فیلم ، جنجالهای زیادی بر سر نام فیلم ایجاد شد و سرانجام این حواشی سبب شد تا اسکات عنوان Exodus :Gods And Kings  را برای فیلمش برگزید . البته نام فیلم تنها حاشیه فیلم نبود . صدای اعتراضی از جانب مصر که یکی از مکان های اصلی فیلمبرداری هم بود، شنیده می شد . مصر از همان ابتدا ساخت پروژه ای هالیوودی درباره زندگی حضرت موسی را اشتباه بزرگ نامید . مصری ها که سر پروژه نوح نیز از اولین معترضان فیلم بودند ، نگران تحریف زندگی حضرت موسی همانند نوح آرنوفسکی بودند . اما ریدلی اسکات با بیان اینکه قصد دارد یک فیلم تاریخی  حماسی بسازد و نه فیلمی فانتزی و همچنین با اشاره به اینکه تمام داستان فیلم بر اساس روایت فصل هجرت (Exodus) کتاب عهد عتیق خواهد بود ، سعی کرد به آنها اطمینان دهد که قصد هیچ گونه تحریفی ندارد . البته مصری ها باز هم آرام نشدند و سرانجام پس از موافقت اسکات مبنی بر حضور رئیس میراث فرهنگی مصر به عنوان ناظر بر سر لوکیشن های فیلمبرداری گویی آب سردی بر روی آتش اعتراضات ریخته شد و حالا آنها منتظر اکران فیلم هستند . 

 

پس از پایان مراحل پیش تولید سرانجام اکتبر 2013 فیلمبرداری  بخشهایی از فیلم در آلمریای اسپانیا آغاز شد . پس از آلمریا ، مراکش ، مصر وجزایر قناری مکانهای مورد نظر اسکات جهت فیلمبرداری بودند . در پایان نیز استودیوی پاین‌وود در لندن محل فیلمبرداری بخشهای داخل قصر در فیلم بود .


ماجرای دردسرهای هجرت قوم موسی (ع) برای برگزاری جشن تولد عیسی (ع): 

مردم جزایر قناری به مناسبت تولد حضرت عیسی برای "سفر شاهانی" که با هدایای فراوان و از سرزمین های دور قرار است در روزهای پس از تولد عیسی مسیح از راه برسند، به جای شتر باید به فکر وسیله نقلیه دیگری می افتادند. و یا با صرف هزینه فراوان شترهای مورد نیاز خود را از نقاط دیگر به این جزایر که در آبهای جنوب اقیانوس اطلس واقع شده منتقل کنند.

دلیل کمبود شتر در این جزایر این است که ریدلی اسکات کارگردان انگیسی که در حال فیلمبرداری فیلم جدید خود به نام هجرت  است، همه شترهای موجود را در یکی از این جزایر به نام " گران کاناریاس" از مدتها پیش کرایه کرده بود. به گزارش بی بی سی، مسوول اداره فرهنگ جزایر قناری در مصاحبه ای با رسانه های اسپانیایی گفت که هر سال از اواخر تابستان کارهای مربوط به تدارک جشن های ایام سال نو و از جمله مراسم تعزیه گونه " سواری شاهان" به مناسبت تولد عیسی مسیح را تدارک می بینند. ولی از قرار معلوم یک پارک حیوانات که مالک همه شترهای این جزیره است بدون هماهنگی با مسئولان امور فرهنگی همه حیوانات از جمله شترها ، قاطرها و الاغ ها را به شرکت تولید فیلم ریدلی اسکات کرایه داده است.

سرانجام اقدامات مقامات محلی برای تهیه شتر از نقاط دیگر اسپانیا و یا شمال آفریقا به نتیجه ای نرسید. در نهایت مجبور شدند با شرکت فیلمسازی ریدلی مذاکره کرده و برای چند روزی که این مراسم اجرا می شود تعدادی شتر از آنها قرض گرفتند.


بلاخره  در می 2014 فیمبرداری فیلم هجرت در منطقه «اسوان» مصر به اتمام رسید. گزارش شبکه الیوم ‌السابع : («احمد صالح»، مدیرکل معبدهای «النوبه» و «ابوسمبل» واقع در منطقه تاریخی «اسوان» با تایید این خبر اعلام کرد: این فیلم با کسب موافقت مراجع مربوطه مصر برای تصویربرداری در منطقه تاریخی «اعقاب» و کوه مغاره کار خود را بدون تحریف به اتمام رساند.

«محمد ابراهیم»، وزیر آثار باستانی مصر در تمامی مراحل تصویربرداری در داخل اماکن تاریخی و معابد همراه با گروه فیلمبرداری بود تا از هرگونه امکان برداشت مشابه ذهنی میان فرعون زمان حضرت موسی(ع) و ملک رامسس دوم ممانعت به عمل آورد و تصویربرداری را فورا متوقف کند.)

در مصاحبه ای پس از پایان فیلمبرداری ریدلی اسکات اعلام کرد : از ابتدا قصد نداشته نسخه تازه ای از فیلم ده فرمان را راهی سینماها کند و قصد داشته به بخشهایی از زندگی حضرت موسی بپردازد که تا به حال به آنها اشاره ای نشده.او بزرگترین جذابیت فیلمش را رابطه موسی و رامسس و جنگ میان آنها پس از دوستی دوران کودکیشان می داند.



کریستین بیل ستاره آثار ماندگاری همچون سه گانه ی شوالیه تاریکی و پرستیژ نیز در مصاحبه اعلام کرد علاقه زیاد او به نقش و داستان سختی های حضرت موسی باعث شده تا با تمام توان نقش را ایفا کند پس از تحمل سختی ها به منظور آمادگی برای حضور درنقش و آسیب دیدگی محدود از ناحیه کمر هنگام فیلمبرداری قصد استراحت تا زمان اکران  فیلم را دارد .

کریستین بیل بازی در فیلم های مهمی همچون ماوراء (Transcendence) ساخته والی فیستر و اورست (Everest) ساخته بالتازار کورماکور را به خاطر بازی در هجرت رد کرده بود . به احتمال زیاد او پس از اکران هجرت و به دنیا آمدن فرزند دومش خود را برای بازی در فیلم تازه جیمز منگولد (سازنده قطار 3:10 یه یوما ) با نام "خداحافظی عمیقاً غمگین" آماده خواهد کرد. 

 

 

 

ریدلی اسکات آثار ماندگاری همچون  1492 : فتح بهشت (Conquest of Paradise) ، گلادیاتور (Gladiator) ، سقوط شاهین سیاه (Black Hawk Down) ، حکومت بهشتی (Kingdom of Heaven) و رابین هود (Robin Hood) در کارنامه دارد . آثاری حماسی  تاریخی و  با درون مایه های مذهبی ، شاید به همین علت همگان او را بهترین مذهبی ساز تاریخ سینمای هالیوود می دانند و انتظار دارند هجرت او ساختاری بسیار متفاوت از نوح آرنوفسکی داشته باشد . البته پیش از این آثاری همچون محمد رسول الله (The Message) ، ده فرمان (The Ten Commandments) ، مصائب مسیح (The Passion of the Christ) ، مریم مادر عیسی (Mary, Mother of Jesus) و ... فیلمهای خوبی در وصف زندگی پیامبران بودند. از نکات جالب توجه برای ایرانی ها به حضور حمید دباشی، استاد ایرانی دانشگاه کلمبیا بعنوان مشاور آکادمیک پروژه (همچون حکومت بهشتی) و همچنین گلشیفته فراهانی به عنوان بازیگر می توان اشاره کرد. 

 

دانلود دومین تریلر هجرت خدایان و پادشاهان - Exodus: Gods And Kings

 


 اولین تریلر فیلم هجرت : خدایان و پادشاهان - Exodus: Gods And King 


 اولین موزیک تریلر فیلم ساخته آلبرتو ایگلسیاس با نام هجرت (Exodus)





کلیپ اول پشت صحنه Exodus: Gods And Kings  l(Featurette - World)l





کلیپ دوم پشت صحنه Exodus: Gods And Kings  l(Movie Locations )l




کلیپ سوم پشت صحنه Exodus: Gods And Kings  l(Costume Design)l


تعداد بازدید از این مطلب: 3831
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

ساعت : | نویسنده : م.م
نقد فیلم (لوسی)لوک بسون
نظرات 0

                               نقدی بر (لوسی)لوک بسون

                                                                             منبع :سایت مووی مگ 

                                                                               نوشته:میثم کریمی

                                                                              ***************

 

باور عامیانه ای درباره عملکرد مغز در میان مردم وجود دارد که در آن گفته شده انسان تنها قادر به استفاده از 10 درصد مغز خود هست و 90 درصد دیگر دست نخورده باقی مانده است. این باور که سالهاست در میان عموم مردم پذیرفته شده ، از لحاظ علمی تا حدود زیادی رد شده و دانشمندان معتقد هستند که چنانچه 90 درصد مغز انسان بی استفاده بود، ضربه به این نواحی از مغز نمی بایست تغییری در حالت انسان ایجاد می کرد در صورتی که اینطور نیست و این بخشها پیوسته به یکدیگر متصل هستند. همچنین دکتر بری بایرشتاین که یکی از معروف ترین محققان علوم اعصاب در جهان به شمار می رود معتقد هست که این باور بطور کامل مردود است چراکه تصاویر گرفته شده از مغز نشان می دهد که حتی زمانی که انسان فعالیت خاصی هم انجام نمی دهد، باز هم مغز کار خودش را انجام می دهد و همیشه همه بخش های آن فعال می باشد.

« لوسی » جدیدترین ساختهhttp://moviemag.ir/images/phocagallery/1/Lucy/thumbs/phoca_thumb_l_4.jpg لوک بسون بر پایه همین نظریه ساخته شده است. فیلم داستان دختر 25 ساله ای به نام لوسی ( اسکارلت جوهانسون ) می باشد که در چین تایپه زندگی و تحصیل می کند. او که توسط حقه بازی های دوست پسرش تبدیل به یک دلال مواد مخدر شده، روزگار سختی را در این کشور می گذراند و استرس کار نیز حال و روز او را بسیار بد کرده است. لوسی در یکی از روزهای سختش می بایست کیفی شامل محموله ای خطرناک از مواد ترکیبی به نام CPH4 را به فردی به نام آقای جانگ برساند اما لوسی در حین انجام کار دستگیر می شود و بسته های مواد مخدر بزور داخل شکمش جاساز می شود. لوسی در وضعیت اسارت، متحمل شکنجه هایی نیز می گردد که باعث پاره شدن بسته در شکمش می شود و پس از مدت کوتاهی وی متوجه می شود که قدرت تمرکز فوق العاده ای پیدا کرده که قادر به تغییر شرایط اطرافش می باشد به همین دلیل تصمیم می گیرد انتقام خودش را از کسانی که زندگی او را نابود کرده اند بگیرد و...

« لوسی » همانطور که گفته شد قرار بوده درباره قضیه استفاده ده درصدی از مغز و در ادامه افزایش این قدرت استفاده و نتایجش باشد اما اینhttp://moviemag.ir/images/phocagallery/1/Lucy/thumbs/phoca_thumb_l_7.jpgموضوع به درستی در جریان فیلم بسط و گسترش نمی یابد و به راحتی به حال خود رها می شود تا پیکره داستان براساس همان داستان مواد مخدر و شخصیت اصلی زن که قرار هست همه افراد را قلع و قمع کند بنا شده باشد. متاسفانه بسون از جمله کارگردانانی به شمار می رود که در طول سالها فعالیتش ایده های ناب و جذابی را به دنیای سینما معرفی کرده اما کمتر دیده شده که بتواند آنها را به خوبی پرورش داده و اثری ماندگار خلق کرده باشد که « لوسی » نیز از جمله این آثار به شمار می رود.

فیلم با ایده ای جذاب کار خود را آغاز می کند و شخصیت ساده و مظلومی به نام لوسی را به تماشاگر معرفی می کند که همه جوره می توان واژه « قربانی » را به وی اطلاق کرد. فیلم سپس بسته های مشکوک درون شکم وی را به وسیله چند لگد پاره می کند و از اینجاست که فیلم رویه تخیلی به خود می گیرد و شخصیت معصوم داستان را تبدیل به یک ماشین آدمکشی می کند که ظاهراً احساس و اعصاب درست و حسابی ندارد و ترجیح می دهد بهانه ای برای کشتن انسانها پیدا کند تا اینکه با آنها مراوده ای داشته باشد! فیلم از زمانی که وارد فضایی تخیلی می شود، ایده استفاده از قدرت مغز را مطرح می کند اما این ایده به هیچ عنوان چیزی به جز محیا کردن بستر اکشن بیشتر نبوده است. http://moviemag.ir/images/phocagallery/1/Lucy/thumbs/phoca_thumb_l_3.jpgنکته جالب درباره « لوسی » این هست که در فیلم قدرت مغز لوسی دستخوش تغییراتی می گردد اما قدرت هایی که وی با استفاده از آن موفق می شود دشمنانش را پا در آورد، ارتباط مشخصی با فیزیک بدنی اش ندارد و به نظر می رسد که کارایی بالای مغز وی باعث شده تا قدرت جاذبه نیز تحت تاثیر قرار بگیرد که این هم در نوع خودش یک نظریه جالب و در عین حال عجیب و غریب تلقی می شود که از بسون شاهد هستیم.

با اینحال « لوسی » به عنوان یک اثر اکشن می تواند مخاطبش را راضی نگه دارد. بسون که سالهاست در ساخت و تولید آثار اکشن فعالیت دارد و اثار پرفروشی نظیر « ربوده شده » را نیز در کارنامه اش به عنوان تهیه کننده می بیند، اینبار خودش به سکان کارگردانی فیلم تکیه زده و با استفاده از داستان نصفه و نیمه فیلم توانسته لحظات اکشنی بوجود بیاورد که بتواند مخاطبین فیلمش را هیجان زده کند. اکشن « لوسی » را به نوعی می توان نسخه بهبود یافته وhttp://moviemag.ir/images/phocagallery/1/Lucy/thumbs/phoca_thumb_l_2.jpg " با مغز " فیلم « کرانک » با بازی جیسون استاتم به حساب آورد که البته در اینجا دوربین ابدا باعث سردرد مخاطب نمی شود و چندتایی هم خلاقیت با استفاده از ویژگی نگه داشتن زمان درش بکار رفته تا تماشاگر لذت بیشتری از اکشن فیلم ببرد؛ کما اینکه این خلاقیت ها می توانست با بررسی و آنالیز بهتری در خدمت داستان فیلم باشد. 

بسون از جمله کارگردانانی است که علاقه بسیاری به استفاده از بازیگران زن به عنوان شخصیت های اصلی داستانش دارد که نمونه آن را می توان در آثاری نظیر « نیکیتا » که خود کارگردانش بوده و بسیاری دیگر از آثار اکشن که تهیه کننده اش بوده نیز مشاهده کرد. بسون در « لوسی » نیز از اسکارلت جوهانسون در نقش اصلی داستان استفاده کرده که انتخاب بسیار خوبی به نظر می رسد. جوهانسون که حالا پس از حضور در « انتقام جویان » و « کاپیتان آمریکا » با اعتماد به نفس بیشتری در آثار اکشن حضور پیدا کرده، در نقش لوسی بهترین بازیگر فیلم هست و تقریبا در تمام مدت زمان فیلم در تصویر حضور دارد. جوهانسون به خوبی موفق شده از دختر مظلوم و ساده ابتدایی فیلم شخصیتی هیولا در میانه فیلم ترسیم کند و در لحظات اکشن نیز بهترین عملکرد ممکن را داشته باشد. شاید بتوان همکاری بسون با جوهانسون را یکی از بهترین همکارهای بسون با بازیگران زن در نقش اصلی قلمداد کرد. مورگان فریمن در نقش دانشمند باهوشی که در اواسط داستان با لوسی آشنا می شود مثل همیشه قانع کننده هست و صدای دلنشین فریمن مخصوصا در هنگام سخنرانی ها نیز یکی از نکات جذاب برhttp://moviemag.ir/images/phocagallery/1/Lucy/thumbs/phoca_thumb_l_5.jpgای هر تماشاگری محسوب می شود.

« لوسی » با ایده های جذابی شروع می شود اما در ادامه این ایده ها به انحطاط می رود و در نهایت با کلی سوال بی جواب و حفره در فیلمنامه به پایان می رسد. شاید بهتر می بود که بسون کمی از تمرکزش بر روی اکشن فیلم می کاست و در عوض به پرورش ایده جذاب داستانش می پرداخت و یا حتی این ایده ها را بطور کامل در خدمت اکشن بکار می گرفت تا نتیجه اش اکشنی متفاوت از آثار بدنه هالیوود می بود. اما با اینحال « لوسی » کماکان یک اثر اکشن نسبتاً تماشایی هست که حداقل می تواند برای یکبار دیدن مخاطب فیلم مناسبی باشد. فیلم یک اسکارلت جوهانسون و چندتایی هم اکشن با طعم تخیل دارد که شاید بتواند 90 دقیقه مخاطبش را سرگرم کند.

این مطلب بصورت اختصاصی برای سایت " مووی مگ " به نگارش درآمده و برداشت از آن جز با ذکر دقیق منبع و اشاره به سایت مووی مگ، ممنوع بوده و شامل پیگیرد قانونی می شود.



تعداد بازدید از این مطلب: 8167
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

ساعت : | نویسنده : م.م
خواب مرموز هالیوودبرای نوح(ع) و عیسی(ع)
نظرات 0

 

خواب مرموز هالیوود برای نوح(ع) و عیسی(ع)

 

حضرت موسی(ع) و راه دشوار هدایت مصر و نیز نوح(ع) و هدایت جهانی از جمله موضوعات فیلم‌های اخیر هالیوود هستند. اما آیا هالیوودی‌ها در ساخت این فیلم‌ها به حقایقی چون مقام معنوی و معصومیت پیامبران اولوالعزم الهی پایبند و وفادار باقی می‌مانند یا صرفاً به دنبال ساخت اثری اکشن، ماجراجویانه ، پر آب و مایه و لو مغایر با تصویر قرآنی و انجیلی نوح و موسی خواهند بود؟ استیون اسپیلبرگ در حال ساخت فیلمی درباره حضرت موسی و خروج قوم یهود از مصر است و این فیلم با عنوان غیر قطعی «شاهان و خدایان» در سال ۲۰۱۳ وارد مرحله تولید می‌شود. در عین حال با توجه به ریشه یهودی نژاد اسپیلبرگ و فیلم‌های قدرتمند و مشهوری چون «لیست شیندلر» که او درباره یهودیسم ساخته است دانستن اینکه او در ادامه راه یهودستایی خود از مسیر انجیل، قرآن و سایر کتب آسمانی منحرف می‌شود یا واقعیات را به نمایش می‌گذارد می‌تواند در نوع خود جالب توجه و در عین حال نگران کننده و سؤال برانگیز باشد. همچنین ریدلی اسکات نیز هدایت و کارگردانی فیلمی درباره زندگی حضرت موسی را بر عهده گرفته است. اسکات به کارگردانی فیلم‌های پرفروشی چون «گلادیاتور» و «بلید رانر» و «پرومته» شهرت دارد. او اخیرا در گفت و گو با یکی از مجلات امریکایی گفته است: «برای من آن معجزات بزرگ و چیزهایی که همه درباره موسی می‌دانند جذابیت ندارد. ارتباط موسی با فرعون از همه چیز جالب‌تر است. صادقانه بگویم که در مدرسه زیاد دل به داستان زندگی حضرت موسی نمی‌دادم. با این حال بعضی از جزئیات زندگی او خارق‌العاده است.» اما ساخته شدن فیلم یک پیامبر اولو‌العزم الهی توسط اسکات نیز همچون اسپیلبرگ بیم و هراس ناشی از احتمال تحریف شدن واقعیات را شعله ور می‌کند. مشکل اینجا است که اسکات مرد با ایمانی نیست؛ او یک کافر به تمام معنا است و معتقد است که در دنیا دین بزرگترین منبع شر به حساب می‌آید. با این حساب می‌توان درباره فیلم «موسی» ریدلی اسکات نیز از هم اکنون گمانه‌زنی‌هایی را مطرح کرد. از سوی دیگر اخبار جدید حاکی از بازی راسل کرو در نقش «نوح» آن هم در فیلمی است که این بار هم زیر سایه سنگین هالیوود ساخته می‌شود. راسل کرو در این فیلم به جای نوح کشتی نجات را می‌سازد و وظیفه خطیر مدیریت مقابله با بحران سونامی و سیل جهانی را بر عهده دارد. فیلمبرداری این فیلم هم اکنون به کارگردانی دارن آرنوفسکی آغاز شده است. اگرچه آرنوفسکی طی بیانیه‌ای از کمپانی‌هایی چون «پارامونت» و «ریجنسی» برای پشتیبانی ساخت این فیلم و دمیدن روحی تازه بر حماسه کتاب انجیل تشکر و قدردانی کرده است اما باز هم یک جای کار می‌لنگد؛ بعید به نظر می‌رسد که آرنوفسکی به داستان انجیل و حفظ اصلیات و جزئیات آن وفادار باشد؛ او تعهدی به انجیل ندارد و به نوح به عنوان اولین فعال محیط زیست بشر می‌نگرد. آرنوفسکی پیشتر در سال ۲۰۰۸ گفته بود: من تصور نمی‌کنم که داستان این فیلم چندان مذهبی باشد. فکر می‌کنم زمان خوبی را برای ساخت این فیلم انتخاب کردیم. موضوع این فیلم برای من آن هم در دورانی که جهان در آستانه یک آخرالزمان محیط زیستی است یک سوژه عالی به شمار می‌آید. نوح شخصیت بسیار جالبی دارد و اولین فعال محیط زیست جهان است. به نظر می‌رسد آرنوفسکی که صراحتاً به غیر مذهبی بودن ژانر فیلم خود اشاره کرده است قصد آن را داشته باشد که در فیلم «روزهای نوح» یا «کشتی نوح» خود از عمده حقایق و اصلیات داستان زندگی حضرت نوح چشم بپوشد و به جزئیات و فرعیات زندگی این پیامبر اولوالعزم بپردازد. از معرفی نوح به عنوان صاحب اولین مزرعه انگور تاریخ بشریت و شراب خوردن و مست کردن او این چنین به نظر می‌رسد که ایده آرنوفسکی و سایر همتایان هالیوودی او برای اشتیاق ناگهانی در جهت تولید نسخه سینمایی داستان‌های مقدس و مذهبی چیزی به جز کمک به ارتقای معنویت و ارزش‌های انسانی باشد. ریدلی اسکات به دنبال اصل و ریشه بخشیدن به ریشه‌های قومی و نژادی خود و پرورش یهودستایی است و اسپیلبرگ نیز در فقدان باور و اعتقاد و ایمان قلبی به دین و مذهب درست پای خود را در جایی گذاشته است که انتظار می‌رفت هر کسی جز او در این وادی قدم بگذارد و سرانجام آرنوفسکی که با زبان خودش از غیر مذهبی بودن فیلمی سخن گفته است که دین و مذهب و خداپرستی تم اصلی داستان اورجینال آن در کتب مقدس را تشکیل می‌دهد؛ نیت این سه کارگردان و کمپانی‌های حامی خود برای تبدیل داستان‌های کتب مقدس به فیلم سینمایی هر آنچه باشد بدون شک ابزار هالیوود در سال‌های آینده با این سه فیلم نقش مهمی را در مدیریت روح مذهبی جوامع جهانی و به‌خصوص جامعه غرب ایفا خواهد کرد.


تعداد بازدید از این مطلب: 2009
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

ساعت : | نویسنده : م.م
نظریات سلحشور در مورد سینمای ایران و سینمای دینی ایده آلش
نظرات 0

 فیلم‌سازی ما دروغ‌محور است/ ۵ رکن سینمای دینی

 
 
 
فیلم‌سازی ما دروغ‌محور است/ ۵ رکن سینمای دینی


فرج الله سلحشور و تیمش بر مبنای نظریه ای که به گفته سلحشور از متن قرآن و حدیث گرفته شده و با بسیاری از کارشناسان دینی و هنری مطرح و مورد تأیید قرار گرفته، اقدام به آموزش افرادی با تخصص های مختلف در حوزه سینمای دینی مشغول اند. گو اینکه مشکلات مالی بر سر راه این کار بزرگ قرار دارد اما این مانع نتوانسته است عزم سلحشور و همکارانش را برای ایجاد موج سینمای دینی متزلزل کند.

به متن مصاحبه ای که باایشان انجام شده توجه بفرمائید:

 می گویند آقای سلحشور نگاهش در حوزه فیلمسازی تنها ساخت فیلم هایی نظیر حضرت یوسف، مریم و... است. درصورتی که در حوزه مسائل دینی می توان به موضوعات دیگری هم پرداخت؟

فیلمهای هالیوود بر ۵ رکن استوار است

سلحشور: نه خیر. قصه روز هم می تواند دینی باشد. ما قصه جنگی، تاریخی، خانوادگی، اجتماعی، حتی کمدی هم می توانیم داشته باشیم، به شرطی که نگاه، نگاه مذهبی باشد. ما باید معیار داشته باشیم.

الان فیلمسازی هالیوود بر دنیا حکومت می کند از جمله بر فیلمسازی ایران. فیلمهای هالیوود تقریبا بر ۵ رکن استوار است:

۱) دروغ: می گویند یک قصه ای سرهم کن بیار. قصه ای که انسان سر هم می کند غیر از دروغ چه می تواند باشد؟ ممکن است بگویند خلاقیت. خلاقیت هم اگر سرهم کردن باشد دروغ است. خلق دروغ هم دروغ است. از چیزی که نیست، ساختی. خلاقیت هم اگر به هم بافته باشد می شود دروغ.

http://www.jahannews.com/images/docs/files/000343/nf00343897-2.jpg

 با این دیدگاه که همه رمانها و داستان دروغند.

سلحشور: بله دروغند اما، دروغ ها دوگونه اند. یک دروغگو متصل به حق است. قصه را برای بافتن یا قصه خلق نمی کند. دنبال ایجاد محملی است برای بیان یک حقیقت. مانند داستانهای مولانا. گاهی قصه را خلق می کنی بنام تمثیل که این تمثیل یک حقیقتی را بیان کند. اما دروغ گاهی برای دروغ است.

 گاهی بر اساس شواهد قصه می نویسیم؟ مانند فیلم "فصل کرگردن" که یک قصه ای است ضد ایرانی و نویسنده و فیلمساز مدعی است بر اساس شواهد است؟

چون غرب، خدا، مکتب و مذهب به شکلی که ما داریم ندارد؛ ناخوداگاه مجبورند نظر شخصی خود را وارد کنند و دنیا را به لجن می کشند

سلحشور: اینجا زاویه نگاه مطرح می شود.می گوید من بر اساس شواهد ساختم. اما آن نگاه، نگاه بیماری است. بله تو شواهدی را بیمارگونه داری نقل می کنی و این بیماری را به جامعه منتقل می کنی. ممکن است فیلمسازانی هم باشند که بر اساس واقعیت بسازند.

۲) انسان محور است. اومانیسم. یعنی از فیلمساز سئوال می کنید این فیلم را چرا اینجوری ساختی، با واقعیت همخوانی ندارد، می گوید این فیلم منه. این نگاه منه. یعنی فیلمساز عقاید شخصی خودش را در فیلم وارد می کند. این یک فرهنگ رایج در غرب است. چون خدا، مکتب، مذهب و .. به شکلی که ما داریم غرب ندارد. ناخوداگاه مجبورند نظر شخصی خود را وارد کنند و دنیا را به لجن می کشند. چون دینی که به آن بتوانند استناد کنند ندارند.

۳) فیلمسازی موجود بر اساس مادی گرایی است. ماتریالیسم. می گوید هستی یک ماده است و پشت آن خدایی نیست. جشنواره شهرت، محبوبیت و ....یعنی مادیات، انگیزه فیلمسازی است. فیلمساز، آمده خودش را به جامعه القا کند. یعنی واقعیات جامعه دلش را بدرد نیاورده که فیلم بسازد.

هر چه فیلمساز توهم بیشتر داشته باشد فیلمسازتر است!

۴) درام: یعنی گره ای را در فیلم ایجاد می کنیم و در انتها باز می کنیم. در اکثر موارد این درام یک حالت مالیخولیایی و خارج از عقل و منطق پیدا می کند. این ماورایی است که یک نفر برود توی یک لشکر، همه را بکشد و زنده بیرون بیاید. یا حیوانات در ارباب حلقه ها و اینها با اسم جذابیت که البته ریشه در توهم دارد سعی در جذب مخاطب دارد. هر چه فیلمساز این توهم را بیشتر داشته باشد او فیلمسازتر است.

 مگر اشکالی دارد اگر می خواهی یک موضوعی را عنوان کنی در آن تخیل هم باشد؟ در فیلمهای جنگی خودمان هم گاهی از این اغراقها وجود داشت. نگاه شما به جذابیت چیست؟ برخی می گویند شما قائل به کشش در درام نیستید؟

اگر دقت کنید درسریال یوسف یک صحنه که با عقل و منطق همراه نباشد نداریم. جذابیت هم داشت. حتی در صحنه های اکشن، برای اینکه به تماشاگر بگویم اینکه می گویند اکشن جذابیت دارد، غلط است و می تواند اکشن نباشد اما جذابیت باشد این صحنه ها را کمرنگ کردم.

برای جذابیت باید مرتب دُز توهم را ببری بالاتر!

یک گل را ببینید اوایل برای شما جذابیت دارد بعد جذابیتش پس از یک هفته از بین می رود. جذابیتهای ظاهری نیز اینگونه است. بروسلی میرفت داخل یک لشکر و همه را می کشت. چون برای جذابیت باید مرتب دُز توهم را ببری بالاتر. قبلا دو تا ماشین تصادف می کردند جذابیت داشت الان باید ۱۰۰ تا ماشین تصادف کند تا جذابیت داشته باشد. حالا به نظر شما چه چیزی باعث می شود جذابیتهای یک زن و شوهر از بین نرود: عشق.

جذابیتهای سینما اگر از ظاهرعبور کند و به باطن برسد هیچوقت تکراری نمی شود و همیشه جذابیت خواهد داشت. سینمای غرب چون ظاهری است هیچوقت جذابیت ماندگار نخواهد داشت.

۵) قصه: قصه زیبا. ما دنبالش هستیم اونها هم همینطور. ما در قصه ها روح و درون مایه قصه برامون مهمه، اما برای آنها ظاهر مهم است. قصه یوسف را همه می دانند چرا دنبال می کنند، چون دنبال نهفته های آن هستند. از این مهمتر روح است.

البته ممکن است یک نفر پیدا شود و نکات دیگری هم پیدا کند و تفسیر جدیدی هم ارائه دهد.


اگر بپذیریم همه آنچه در دنیا اتفاق می افتد، خدا در آن دست دارد باید بپذیریم قصه واقعی را هم خدا می نویسد

 برای سینمای ایران چه؟ ارکانی تعریف شده است؟


سلحشور: برای سینمای ایران هم ۵ رکن تعریف کرده ایم:

۱) واقعیت: قصه های واقعی. چرا قصه های واقعی می تواند یکی از ارکان باشد؟ چون قصه واقعی را خدا می نویسد. این را آیت الله حائری شیرازی گفت. اگر بپذیریم همه آنچه در دنیا اتفاق می افتد، خدا در آن دست دارد باید بپذیریم قصه واقعی را هم خدا می نویسد.

قصه های غیر واقعی که تمثیلات است را باید عالم دینی بنویسد. یک دانشجویی که تازه فارغ التحصیل شده علم دینی، روانشناسی، جامعه شناسی و ... ندارد اگر قصه بنویسد نمی تواند قصه واقعی باشد.

وقتی می گویید واقعی یعنی باور پذیر؟

سلحشور:
 نه. یعنی قصه، مستند به آنچه رخ داده است باشد. آنچه اتفاق افتاده است.

علت اینکه سریال یوسف می رود به سراسر دنیا و همه به آن واکنش نشان می دهند، نشان از این دارد که پیوندی بین فطرت انسانها با حقیقت این قصه برقرار شده است

 خب. فیلمهایی مانند "کلید اسرار" یا "شاید برای شما هم اتفاق افتاده است" چون باور پذیر است پذیرفته ایم، از کجا معلوم است که بر اساس قصه واقعی اتفاق افتاده یا ارباب حلقه ها را اگر نمی پذیریم چون برای من باور پذیر نبوده است؟ دنبال سند نمی رویم!

سلحشور:
 ما به این باورپذیر نمی گوییم. باورپذیری جز ذات قصه واقعی است. یعنی فطرت انسان را خدا به گونه ای ساخته که اگر واقعیت را به او بگویید می پذیرد و قصه دروغ را نمی پذیرد. چون فطرت انسان با واقعیت پیوند خورده است. انسان می فهمد که این واقعی است یا ساخته ذهنی فیلمساز است.
علت اینکه سریال یوسف می رود به سراسر دنیا پیر و جوان شیعه و سنی، حتی کودک ۲ ساله به آن واکنش نشان می دهد، نشان از این دارد که پیوندی بین فطرت این انسانها با حقیقت این قصه برقرار شده است.

چرا ما برای رسیدن به امیال شخصی خود ذهن میلیونها نفر را خراب می کنیم؟

بخشی از قصه واقعی مربوط به مستندات است. می شود در حوزه ادبیات داستانی دروغهایی که واقعی نبوده اما زمینه ساز حقیقتهایی باشد بیان شود؟

سلحشور:
 این موضوع را باید جدا کنیم. واقعی و غیر واقعی. غیر واقعی مثل تمثیل. مثل قصه های مولانا. قصه غیر واقعی را باید اهلش بگوید.

در فیلمی که می سازیم چنان عربده هایی زن و شوهر بر سر هم می زنند که ما در دنیای واقعی نداریم

 اینجوری که خیلی ها حذف می شوند

سلحشور:
 بله. ما فیلم می سازیم که میلیونها نفر ببینند. چرا ما برای رسیدن به امیال شخصی خود ذهن میلیونها نفر را خراب می کنیم؟ ما که هنوز دست چپ و راست خود را نمی شناسیم چگونه به خود اجازه می دهیم فیلمسازی کنیم آن هم با ذهن بیمار.

قصه های واقعی را خدا باید بگوید یا انسانهای خدایی. چون این قصه و فیلمنامه باید جامعه را هدایت کند. به نظر شما چون اروپا و آمریکا می خواهند دنیا را بگیرند ما هم در داخل باید همین کار را بکنیم. نه! ما جمهوری اسلامی هستیم. ما خدا و پیغمبر و کتاب و اهل بیت داریم. حتی در کشور ما زن و شوهر سعی می کنند بلند حرف نزنند که مبادا روی بچه ها تاثیر بگذارد، اما ما فیلم می سازیم چنان عربده هایی زن و شوهر بر سر هم می زنند که ما در دنیای واقعی نداریم. حالا روابط زننده و مبتذل در فیلمها بماند.

همانطور که اجازه نمی دهیم هر کسی به حوزه علمیه برود و عالم دینی شود و تربیت جامعه را به عهده بگیرد، درباره فیلمساز هم باید همین سخت گیری را داشته باشیم. فیلمساز مبلغ دین است. باید انسان صالح باشد. حتی اگر کمدی و پلیسی بسازد.

۳) معناگرایی: ما به ارزشها و معنویت بپردازیم. ما در فیلم باید به ترویج ارزشها بپردازیم. فیلمساز نباید برای رسیدن به آمال و آرزوهای خودش فیلم بسازد، برای خدمت به دین و جامعه اش باید فیلم بسازد.

در جشنواره های مختلف چند سالی است بخش معناگرا گنجانده شده و حوزه هنری هم مدعی است که در این بخش پیشرو است. این همان معنا گرایی است که شما می گویید؟

سلحشور: 
این ها فقط اسمش معناگرایی است.

تعریف ما از معناگرایی چیست؟ چون هالیوود هم مدعی است فیلم معناگرا می سازد.

سلحشور:
 متر مشخص ما دین است. فیلمی که تربیت و دستورات دینی را آموزش دهد. اخلاق دینی را آموزش دهد. نه اینکه آنچه من تشخیص می دهم. آنچه من می فهمم! آنچه دین گفته باید آموزش دهیم.

اگر ما شخصیتی مذهبی چون ابوذر را سوسیالیست معرفی کنیم، کتاب مذهبی می شود؟

 با این وجود خیلی از فیلمهایی که در ایران ساخته می شود در تضاد با معناگرایی است. حتی فیلمهایی با موضوع قصاص ساخته می شود که در تضاد با قوانین اسلامی است؟

سلحشور:
 دقیقا. یک کتاب نوشته بودند، نویسنده ابوذر را سوسیالیست معرفی کرده بود. به نظر شما اگر ما شخصیتی مذهبی چون ابوذر را سوسیالیست معرفی کنیم، کتاب مذهبی می شود؟ هر فیلمی که نام حضرت علی روی آن باشد که مذهبی نمی شود. 

برخی در دولت جمهوری اسلامی، مجلس و برخی دولتمردان فرهنگی در جهت مقابله با اسلام و ترویج اسلام باطل و اسلام غلط حرکت می کنند

 خب این فیلمها با حمایت دولت در جمهوری اسلامی ساخته می شود. پخش هر فیلمی از سینما و تلویزیون برای بخش زیادی از مردم سند است و حجت!

سلحشور:
 متاسفانه به صراحت می گویم برخی در دولت جمهوری اسلامی، مجلس شورای اسلامی و برخی دولتمردان فرهنگی در جهت مقابله با اسلام و ترویج اسلام باطل و اسلام غلط حرکت می کنند. مقام معظم رهبری وقتی می گویند به ما تهاجم فرهنگی شده است، اولین نماد تهاجم، عملکرد خود ماست. وقتی سینمای من بر علیه اعتقادات من و انقلاب عمل می کند یعنی تهاجم فرهنگی. هجوم آوردند همه پایگاه ها و سنگرهای فرهنگی را گرفتند و هر کار دلشان می خواهد انجام می دهند.

الان فیلم و سریال‌سازی ما چون انسان محور است، مادی گرایی محور است، دروغ محور است، پس ذاتش بد است

 این فرمایش مقام معظم رهبری که فرمودند مظلومیت فرهنگ، خیلی از سازمانها آمدند و هزینه های زیادی هم کردند، همایش گذاشتند، نشست گذاشتند و خیلی کارها انجام دادند برخی تفسیر کردند که بودجه کم است و باید بودجه را زیاد کنیم.

سلحشور:
 ببینید ذات چیزی را نمی شود عوض کرد.

http://www.jahannews.com/images/docs/files/000343/nf00343897-3.jpg

 این ذات است یا عملکرد؟

سلحشور:
 انرژی هسته ای می تواند در طب مورد استفاده قرار گیرد، می تواند در بمب هسته ای هم استفاده شود. این کاربرد است. اما معنا با ماده فرق می کند. الان فیلم و سریال سازی ما چون انسان محور است، مادی گرایی محور است، دروغ محور است، پس ذاتش بد است.

وقتی افکار مالیخولیایی حاکم می شود، ذاتش بد است. وقتی دنیا را محدود کردید به ظاهر و قصه های ظاهری نوشتید، معنویت در آن نیست. این سینما اگر آقا امام زمان هم بیاید نمی تواند درستش کند.

من گفتم یک خوک را اگر هر کسی بشوید پاک نمی شود. سینمایی که دروغ و خودنمایی و شهوت و شهرت اساسش باشد بدرد نمی خورد مگر اینکه اصولش تغییر کند. اما اگر اصولش تغییر کند می شود یک امر مقدس، یک تکنولوژی مقدس که می تواند افکار انبیا را در سرتاسر دنیا ترویج کند. می تواند به جای انسان خدامحور باشد و باطن بجای ظاهر باشد.

در نهایت رکن چهارم عبرت آموزی و رکن پنجم هم زیبایی.

دنبال این هستیم که با ساخت یکسری از آثار این تفکر را جا بندازیم و بعد از آن کتاب آن را منتشر کنیم

مبنا و اساس این استخراج و صحبتهایی که شما می کنید چیست؟

سلحشور: 
برای این حرفهایی که می زنم مبنای قرآنی دارم. آخرین آیه سوره یوسف. "لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِّأُوْلِي الأَلْبَابِ مَا كَانَ حَدِيثًا يُفْتَرَى وَلَكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ كُلَّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ"

به راستى در سرگذشت آنان براى خردمندان عبرتى است. ‏سخنى نيست كه به دروغ ساخته شده باشد بلكه تصديق آنچه [از كتابهايى] است كه پيش از آن بوده و روشنگر هر چيز است و براى مردمى كه ايمان می آورند رهنمود و رحمتى است.

درصدد مکتوب کردن این نگاه و ترویج آن هستید؟

سلحشور: 
ما دنبال این هستیم که با ساخت یکسری از آثار این مطالب را جا بندازیم و بعد از آن کتاب آن را منتشر کنیم. اساتید بسیاری را هم دعوت کردیم و وقتی این مباحث را عنوان کردیم مدعی شدند که این صحبتها علمی است. اینها را پذیرفتند.

حدود ۴ سال است به مسؤولین مختلف کشور التماس کردیم کمک کنید که ما می توانیم این بینش را به یک جریان تبدیل کنیم هیچکس تا حالا کمک نکرده است

یعنی شما درصدد ترویج نگاهی جدید در حوزه سینما و تلویزیون هستید؟

سلحشور:
 ۵ سال است.

شما در حال آموزش هم هستید. این نگاه و تفکر جدید شما چقدر پیشرفت داشته است؟

سلحشور:
 مقداری از حقوق خودم از سریال حضرت یوسف بود ما صرف آموزش کردیم. از میان حدود ۱۰۰۰ قصه ای که داشتیم حدود ۱۴۰ تا ۱۵۰ قصه خوب را انتخاب کردیم. ۴۵ قصه تبدیل به فیلمنامه شد و درنهایت توسط جوانان مستعد مذهبی، ۹ فیلمنامه تبدیل به فیلم شد که ۶ تا از این فیلمها از شبکه قرآن پخش شد.

البته آثار آموزشی بودند و ادعایی هم نداشتیم. پولمان هم تمام شد و حدود ۴ سال است به مسئولین مختلف کشور از علما گرفته، مجلسی ها، مسؤولین فرهنگی و هنری کشور، التماس کردیم کمک کنید که ما می توانیم این بینش را به یک جریان تبدیل کنیم، این مبانی را عملیاتی کنیم. هیچکس تا حالا کمک نکرده است.

این بینش حمایت نمی شود یا آقای سلحشورحمایت نمی شود؟ البته ظاهراً شما که حمایت می شوید، سریال فاخر می سازید و از سوی مسؤولین و مردم استقبال هم می شود. شاید بینش شما را قبول ندارند.

سلحشور: 
هر دو. من خیلی هم حمایت نمی شوم. الان نزدیک ۱ سال است دوره افتادم به جاهای مختلف می روم می گویم بودجه بدهید فیلم حضرت موسی(ع) را بسازیم. الان ۶۲ قسمت آماده است. نمی دهند.

آخرین گفتگویی که با شما داشتیم این بود که طرحی برای تربیت فیلمساز ارزشی داشتید و شنیدیم که رهبر معظم انقلاب هم موافقت کردند می خواستم ببینیم به کجا رسیده است؟

سلحشور: ما این طرح را ۳ سال پیش دادیم خدمت مقام معظم رهبری و ایشان و مسؤولین و کارشناسان دفتر آقا بررسی کردند و حضرت آقا تایید کردند و مبلغی را هم به این طرح کمک کردند و گفتند این سهم من. اما پیگیری بنده برای گرفتن بودجه از سازمانهای مسؤول و حمایت آنها تا الان بی نتیجه مانده است. فقط آقای حسینی وزیر وقت ارشاد مبلغی را کمک کردند که شاید یک صدم بودجه لازم بود و بعد از آن هیچ مسؤولی کمک نکرد.

تا زمانی که تعریف اسلامی از سینما و تلویزیون نداشته باشیم، سینما و تلویزیون اعدا و عدو قرآن و اسلام است

اگر ممکن است جزییات طرح را توضیح بدید؟

سلحشور:
 ما گفتیم یکسری نیرو می گیریم سناریونویسی اسلامی را یادشان می دهیم. گفتیم بعد از ۳-۴ سال یک جریان فیلمسازی اسلامی را ایجاد می کنیم. آمار دادیم این تعداد کارگردان ـ این تعداد سناریونویس اسلامی تحویل می دهیم تا همه علما و بزرگان و مسئولین، تفاوت این جریان فیلمسازی را با جریان موجود متوجه شوند.

چقدر این طرح را در راستای جشنواره عمار می بینید؟

سلحشور: 
جشنواره عمار تقریبا در همین راستاست اما هنوز این مبانی که گفتم را پیاده نکرده و من نگرانم. بنابراین خدای ناکرده احتمال انحراف وجود دارد.

الان شما ببینید بانکها و اقتصادمان را اسلامی نکردیم؛ الان شده وبال گردن جامعه اسلامی و دارد انقلاب و نظام را تهدید می کند. تا زمانی که تعریف اسلامی از سینما و تلویزیون نداشته باشیم، سینما و تلویزیون اعدا و عدو قرآن و اسلام است. هر کس هم می خواهد در راس سینما و تلویزیون باشد. دزدی، دزدی است. سینمای فاسد، فاسد است. سینمای وابسته، وابسته است.

اگر سیاهی را دیدی و سفیدی را به عنوان راه توانستی ارائه دهی، می توانی فیلم بسازی

با این توضیحاتی که گفتید خیلی ها محدود می شوند. پس تکلیف آزادی بیان چه می شود؟ ممکن است کسی چارچوبها را حفظ کند اما با مبانی که شما می گویید مغایرت داشته باشد تکلیف اینها چیست؟

مقام معظم رهبری اولین کسی هستند که از آزادی بیان دفاع کردند. گفتند در دانشگاه ها کرسی آزاداندیشی داشته باشیم. در فیلمسازی اگر یکی بگوید من یک انتقادی به یک نکته دارم این آدم به شرطی می تواند انتقاد کند که بگوید من انتقاد دارم و راهش را هم دارم. اما اینکه بگوید من فقط می خواهم فحش بدهم، فقط سیاهی ها را ببینم، فقط چهره آدم ها را خراب کنم، چنین آدمی نه در کشور ما که در هیچ جامعه ای جایگاه ندارد.

احمق ها هم این کار را بلدند بکنند. اگر تو سیاهی را دیدی و سفیدی را به عنوان راه توانستی ارائه دهی می توانی فیلم بسازی. چون سینماگر ما توان این کار را ندارد که دردی را در جامعه ببیند و برای آن راهکار ارائه دهد و اصلا در این حد و اندازه نیستند. درصورتی که اگر توانستی راهکار ارائه دهی تو هنرمندی.

و گرنه افرادی که سر کوچه می نشینند حرف های نامربوط می زنند و نیاز به علم، سواد، ایمان، شعور و اینجور چیزها که ندارند. حرف های نامربوط زدن که دردی را دوا نمی کند. اگر فیلمساز ایراد بگیرد و راه حل بدهد حالا می شود فیلمساز فرهیخته.

محدودیت ما آنجاست که بخواهی به فرهنگ و مذهب ما لطمه بزنی.

فیلمسازی این مملکت به جز چند نفر معدود متعلق به این کشور نیست

این مسخره ترین اتفاقی است که در طول تاریخ به وجود آمده است، تنها کشوری که بخش اعظم فیلمسازانش پول این مردم را می گیرند و بر علیه مردم و دولت فیلم می سازند اینجاست. در هیچ کجا اینجوری نیست که دولت پول بدهد و بگوید به من فحش بده و بر علیه مردمت فیلم بساز. اما توی ایران اتفاق افتاده.

http://www.jahannews.com/images/docs/files/000343/nf00343897-1.jpg

چرا این اتفاق افتاد؟ به نظر می رسد فیلمساز ایرانی از یک دوره ای رها شده؟ چه کسی مقصر است؟

تمام این نیروهای ما را به جز انگشت شماری، با خودشان بردند و همراه کردند و ما نتوانستیم حتی یک نفر از آنها را بیاوریم این طرف و صالح شده باشد 

سلحشور:
 حقیقت امر این است که فیلمسازی در ایران مال جمهوری اسلامی ایران نیست، باید بپذیریم. جامعه فیلمسازی ایران شاخه ای از فیلمسازی هالیوود است. منتها چادر هم سرشان کرده اند و پایشان را جرات نمی کنند لخت کنند. البته سریال را هم می گویم. فیلمسازی این مملکت به جز چند نفر معدود متعلق به این کشور نیست.

 به نظر شما با توجه به مسأله جذب حداکثری و حداقلی نمی توان اصلاحاتی انجام داد؟ نمی توان گفتگویی با سینماگران انجام داد و فضا را از این حالت خارج کرد؟

سلحشور:
 نه. این اتفاق نمی تواند بیفتد و دلیل هم دارم. ما از اول انقلاب تا حالا شاید بالای ۵-۶ هزار نیروی معتقد و انقلابی وارد عرصه فیلمسازی کردیم. رزمنده، حزب اللهی، روحانی، قرآن خوان، نمازخوان. به این نیت که بتوانیم جریان فیلمسازی را اصلاح کنیم. بتوانیم تاثیر بگذاریم. اما تمام این نیروهای ما را به جز انگشت شماری، با خودشان بردند و همراه کردند و ما نتوانستیم حتی یک نفر از آنها را بیاوریم این طرف و صالح شده باشد و خود را در خدمت اسلام و انقلاب بگذارد. اگر می شناسید نام ببرید.

یک نکته بگویم که بنده فیلمساز سینما و تلویزیون نیستم. بنده یک مبلغ هستم و از طریق فیلمسازی این کار را انجام می دهند. جامعه فیلمسازی هم از این جمله من بدش می آید. یادمان نرود!

 به نظر شما چه عاملی موجب شد این جریان اصلاح نشود؟

سلحشور:
 به نظرم سه عامل جلوی این اصلاح را گرفته است:

۱) همنشینی بچه مسلمانهای فیلمساز با فیلمسازان ناباب منجر به این انحراف شد. و چون مسئولین هم این حوزه را نمی شناختند موجب شد برای این افراد ارزش قائل شوند. فکر می کردند اگر این طاغوتیها را از دست بدهیم سینمایمان از دست می رود. هنوز که هنوز است مسؤول مملکت از اینکه با یک هنرپیشه عکس بگیرد برایش لذت بخش و افتخار است.

۲) تبلیغات. دشمن تمام ابزار تبلیغاتی برای بزرگ کردن فیلمسازان طاغوتی را در اختیار گرفت و برای بزرگ کردن این طاغوتی ها همه کاری کردند، به گونه ای که هنرمند آلوده فاسد، شبهای ماه رمضان شبهای ماه عبادت مرا اداره می کند. یا هنرمند فاسد می آید به مادر شهید جایزه می دهد. این برای جمهوری اسلامی ننگ است. بزرگ کردن آنها و مطرح کردن آنها و دفاع و حمایت کردن از آنها کار دستگاه تبلیغاتی دشمن است.

۳) نداشتن مبانی و اصول. راهی که درست باشد نداشتیم. رفتیم به اصولی که آنها بلد بودند.
 
                                                                                                                                                  منبع:جهان امروز
 

تعداد بازدید از این مطلب: 5741
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

ساعت : | نویسنده : م.م
نقش کمرنگ سینمای دینی در سینمای ایران
نظرات 0

                   نقش کمرنگ سینمایی دینی در سینمای ایران

 
 
چرا فیلم های مذهبی و دینی که در سال های اخیر در سینما و تلویزیون با هزینه های بسیار بالایی ساخته شده است به جز یکی دو مورد استشنایی مورد توجه مخاطبان قرار نگرفته است؟

 

سئوال مهمی که در این سال ها بسیاری از کارشناسان سینمایی به دنبال آن هستند که در علی رغم شعارهایی که داده می شود و خرج های کلانی که در این زمینه صورت می گیرد و با توجه به این که  تولیدات  سینمایی هم در طول سال کم نیست چرا مورد توجه قرار نمی گیرند؟ چرا فیلمی مثل عصر روز دهم با وجود همه تلاش هایی که برایش شد و افت و خیزهایش رخ داد چرا در اکران حمایت با آن برخورد نشود؟

حبیب الله بهمنی یکی از فیلم سازانی که در چند سال گذشته در زمینه سینمای دینی و دفاع مقدس آثاری را ساخته است با بیان این که  سینمای دینی علی رغم تلاش های زیادی که بخصوص بعد از انقلاب صورت گرفته است نتوانسته است جلوه حقیقی که در حوزه دین و اخلاق و معرفت را نشان دهند؛ گفت:«اگر چه معتقدم سینمای دینی لاجرم نباید نگاهش به قدری باشد که ما فکر کنیم اگر در یک فیلمی یک روحانی حرفی می زند فیلم دینی است. فیلم دینی می تواند جنبه های دیگری داشته باشد. بازخورد و نتیجه آن در زمینه فیلم ها رشد و اعتلای فرهنگ اعتقادی جامعه رفتاری و انسانیت تحت محور خدامحوری باشد.»

به اعتقاد بهمنی اگر یک فیلم پلیسی یا طنز نگاه  انسانی و معرفت شناسانه دینی را طرح می کند، هم فیلم  دینی است:« سینمای دینی در دوران بعد از انقلاب علی رغم تلاش هایی که شده هنوز به صورت کامل و دقیق مطرح نشده است. در طول تاریخ بعد از انقلاب چند فیلم را داشتیم که به صورت انحصاری به این موضوع پرداختند اما این کافی نیست. مثلا در رسانه ملی فیلم های مختلفی از جمله یوسف پیامبر ساخته شده است. اما این فیلم یک موج فراگیر را در ابتدا انجام می دهد اما ادامه پیدا نمی کند. همین مختارنامه می بینید با مخاطب ارتباط خوبی گرفته است. این وظیفه رسانه ملی است که این بستر را طراحی کند و این موج فراگیر را ادامه دهد. ضعف پرداخت در حوزه هنری سینما هم دال بر این موضوع است. ممکن است ما اهالی سینما موقعیت سینمای دینی را درک نکنیم و به حداقل شرایط بسنده کنیم و فیلم را بسازیم. اما این همه توان سینمای ایران برای آثار دینی نیست.»

عبدالله اسفندیاری کارشناس سینما و مدیر کانون سینمای معناگرا یکی دیگر از کارشناسانی بود که در این درباره راهکارهای نزدیک شدن به موضوعات دینی و تاریخی صحبت کرد. اسفندیاری با اشاره به چند مطالعه انجام شده در حوزه این سینما راهکار ارائه شده را پرداختن غیر مستقیم به شخصیت ها و موضوعات دینی دانست:«بهترین راهکار برای ساخت یک فیلم این است که در  حاشیه حرکت کنیم تا در قلب حادثه برویم. به چند دلیل مهم است یکی این که وقتی مستقیم به یک واقعه می روید یا از یک شخصیت می گویید حق ندارید چیزی را تحریف کنید و یا کم و زیاد کنید. دستتان برای پردازش دراماتیک بسته است. اما وقتی در حاشیه حرکت می کنید می توانید پردازش دراماتیک داشته باشید کشش دارماتیک داشته باشید و ببیننده را نسبت به قصه جذب کنید. »

به اعتقاد اسفندیاری:« کافی است که  سایه آن حادثه یا واقعه تاریخی بر قصه بیافتد طوری که در انتهای قصه شناختی از آن واقعه تاریخی به شنونده داده شود. دلیل دیگر شما دیگر در این واقعه و شخصیت را نمی بنیید و اجازه می دهید که در مورد آن اتفاق فیلم های دیگری ساخته شود. اصلا نمی شود چرا نگذاریم هزاران فیلم درباره یک شخصیت ساخته شود. می توانید قصه ای را در حاشیه پردازش کنید که مسائل امروزی و مسائلی که مردم ما نیاز دارند و مخاطب تشنه آن ها است را به آن ها بپردازیم.»

 

                                                          منبع -رادیوفرهنگ

 
 

تعداد بازدید از این مطلب: 10043
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

ساعت : | نویسنده : م.م
ایران سینمای دینی و ملی ندارد
نظرات 0

 

ما ایرانیان سینمایی ملی و دینی نداریم!    

 

وقتی پس از سه دهه از برقراری نظام دینی، تولیدات یک ساله سینمای ایران را با تعریف ساده و فشرده یادشده می‌سنجیم، به نتیجه‌ای تلخ می‌رسیم! یعنی اینکه – بی‌رودربایستی – ما ایرانیان سینمایی ملی و دینی نداریم!

 آیا می توانیم ادعا کنیم که سینمای ملی ایران شکل گرفته است؟!.دقیق تر بپرسم؛آیا می توانیم مدعی شویم سینمای ملی – دینی ایران شکل گرفته است؟!. بی تردید چنین نیست!یعنی متاسفانه به رغم سپری شدن 35 سال از پیروزی انقلاب اسلامی ؛سینمایی که مبتنی بر ارزشهای ملی و دینی ملت ایران قلمداد شود ،سر برنیاورده است!

اتکا به آموز‌ های دینی ،تکیه بر ارزشهای ملی ،برانگیختن غرور ملی و غیرت دینی ،اصلی ترین شاخص های سینمای ملی - دینی است.بر این پایه سینمای دینی؛ سینمایی است که حاوی ارزشهای ملی و دینی است و ایرانی بودن و دین مداری و دغدغه مندی یک ایرانی مسلمان  را به شکل درست و آشکار نمایش می‌دهد.

وقتی پس از سه دهه از برقراری نظام دینی ، تولیدات یک ساله سینمای ایران را با تعریف ساده و فشرده یاد شده  می سنجیم ،به نتیجه ای تلخ می رسیم !یعنی اینکه – بی رودربایستی – ما ایرانیان سینمایی ملی و دینی نداریم!

در سایه این بحران فرهنگی (دقیقا بحران فرهنگی! )است که نمی توانیم با اعتماد از سربرآوردن واقعیت روشن سینمای دفاع مقدس حرف بزنیم!چرا؟!

چون وقتی جو حاکم بر سینمای ایران نه ملی است و نه دینی ؛پدیده ای چون سینمای دفاع مقدس که باید حاوی صادق ارزشهای ملت ایران تلقی شود؛به عنوان یک جریان پویا ،فربه ،جدی و تاثیرگذار بر کلیت سینمای ایران مجال شکوفتگی و بالندگی نمی یابد!

به همین دلیل است که می بینیم ؛"سینمای دفاع مقدس "با وجود آثار قابل تامل،همچنان  نحیف است ،متولی حرفه ای ندارد،مظلوم است،در ویترین بزرگترین جشنواره ی سینمایی کشور  - جز دو دوره- نمی درخشد و  گاه در برخی ادوار، هدف بی اعتنایی قرار می گیرد(حواشی فیلم شیار 143 را بخاطر دارید؟)!

یادمان بماند؛سینمای کارآمد در صحنه ی "فرهنگ سازی "،سینمایی است که حامل فرهنگ یک ملت است و الگو ساز !

سینمایی که مسیر افتخار وفخر ملی را تبیین می کند،بی تردید سینمای ملی است.یعنی سینمایی که تارو پود آن را ارزشهای ملی آن ملت بافته است،خواه این ارزشها منفی و نفسانی ارزیابی شود و خواه الهی !

شاید برخی بگویند سینمایی که پا به بیرون از مرزها گذاشته و جوایز رنگین از آن خود ساخته ،اگر ملی نبود و ارزش ای ایرانی را بر گرده نداشت اساسا نابردار می شد؟!

در پاسخ می توان این گزاره را به رخ کشید   ؛سینمایی که به تعبیری "با لات بازی سیاسی "و "مخالف خوانی شبه سیاسی " و بواسطه ی جرم ضد امنیتی،کرسی درخشش در فلان  محفل سیاسی فرهنگی را تجربه کند و در بهمان جشنواره ی ضد ایرانی بر صدر گذاشته شود،سینمای ملی  و البته دینی ،نیست و به حتم ،ترویج آن ،نفعی به حال فرهنگ ایرانی ندارد و بی شک کاربرد سیاسی علیه ملت ایران دارد!

راه حل چیست؟

آیا می توان با مشوق های رنگارنگ و مادی سینماگران حرفه ای را به سوی سینمای ملی و دینی دلالت داد؟

آیا می توان با سیاست گذاری و بسته های حمایتی ،سینماگران را معطوف به سینمای دفاع مقدس و یا سینمای انقلاب نمود؟!

آیا نهاد های سینمایی متولی سینمای انقلابی و ارزشی می توانند جو سینمای ایران را با تولیدات همسو با فلسفه ی وجودی خودشان،به نفع سینمای متعالی و از جمله سینمای دفاع مقدس سوق دهند؟!

پاسخ قطعا منفی است!

سینمای ملی و – اسلامی متولی باورمند جدی می خواهد،متولیان مرعوب و ناتوان در تحلیل فرهنگی و سیاسی ،سترون اند و برکت مترتب بر فعالیت آنان نیست!

سینمای ملی و دینی سینماگر متعهد نیاز دارد.

سینماگر غیر معتقد ،سینماگری که با عنوان "دفاع مقدس "مسئله دارد(!)نمی تواند  شکل گیری سینمای ملی و دینی و ذیل آن "سینمای دفاع مقدس " منشاء شود!

با احترام به همه آنها که در سینمای ایران بر مدار اخلاق حرکت می کنند باید بگویم؛با اتکا به بخش کلان سینمای فعلی افق دلخواه خودمان را نمی توانیم بر بسترتحقق  ترسیم  کنیم!

به شروعی   دوباره بیاندیشیم!به شناسایی و جذب و حمایت از بهترین استعداد های متعهد!به کارگزارانی که مرعوب "نام  "ها نمی شوند. به بودجه ای که به بهترین استعداد ها و اراده ها و بهترین ایده ها اختصاص می یابد؛آن هم بدون واهمه از سهم خواهان بدنه سینمای فعلی!

به ایده های جذاب و تربیت نهال خلاقیت درونمان فکر کنیم!

اگر چنین شد که با اتحاد" بهترین های متعهد "در سینمای ایران میسر  می شود،آن وقت سینمایی شکل می گیرد که سینمای دفاع مقدس را به عنوان ارزش ملی و دینی هدف توجه جدی و حرفه ای قرار می‌دهد.

برگزاری جشنواره مقاومت دست کم می تواند بهترین استعدادها را شناسایی و معرفی کند،هنرمندان متعهد را جمع کند و در کنار یکدیگر بنشاند !به کارگزاران سینما یادآور شود:"ما به جریان سینمای دفاع مقدس می اندیشیم و نه سالی دو سه فیلم با موضوع یا به بهانه دفاع مقدس!ما به سینمای ملی و دینی فکر می‌کنیم نه سینمایی که مبنایی از بی‌دردی و افاضات روشنفکری دارد!"

 
                                                                             منبع: فارس

 

تعداد بازدید از این مطلب: 5785
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

ساعت : | نویسنده : م.م
قصرویران(رمان)بخش سوم
نظرات 0

 

                                                                                                                                  قصرویران

                                                                                                                          نوشته مهردادمیخبر

                                                                                                                                 بخش سوم

                                                                                                              ******************

                                                                                            

                                                                                                Image result for ‫تصاویر چهار قاپی‬‎

 شریعت یک انقلابی مسلمان واقعی بود.اوچون میدیدبه وجودش نیازهست ایستاده بودوازخودش مایه میگذاشت وحتی بقیه مردم رانیزبه ایستادگی وپایمردی تشویق میکرد.

شریعت درادامه ی حرفهایش از سفری که دیروز به گیلانغرب کرده بود سخن گفت و از شور مردم آن دیار گفت که همگی آماده مقابله با دشمن هستند و مانند مردم قصرشیرین خواستار تشکیل و سازماندهی گروههای مقاومت و در اختیار گرفتن سلاح شده اند .. او در ادامه گفت:

-هنگامی که در مسیر بازگشت از گیلانغرب بودم تصمیم گرفتم بازدیدی نیز از نیروهای خودمان داشته باشم.ناگهان درکمال حیرت و ناباوری متوجه شدم(مله خرمانه)یعنی همان محلی که تا دیروز توپخانه در آن مستقر بوده حالا خالیست و فقط تعداد زیادی پوکه توپهای شلیک شده و صندوقهای چوبی مربوط به آنهادر اطراف پراکنده است.خیلی جاخوردم زیرا درشرایطی که نیروهای خط نگهدار به پشتیبانی آتشبارسنگین نیاز مبرم و حیاتی دارندویکی ازاصلی ترین امیدهایشان همین توپخانه است،این عقب نشینی و جابجائی ناموقع یک فاجعه بزرگ تلقی می شود.از فرماندهان منطقه که کم وکیف  قضیه را جویا شدم گفتند:این عقب نشینی یک عقب نشینی تاکتیکی است.همچنین دردیداری که با فرمانده هنگ مرزی داشتیم ازاوشنیدم که عراق درپادگانی موسوم به (پادگان سیاه) یک لشکر کامل نیروی تابن دندان مسلح مستقر کرده و قصد حمله گسترده ای را دارد.آن فرمانده که بسیار خسته و نگران و نومید بنظر میرسیدازاین موضوع نیزشدیدا" گله مندبودکه هیچکدام ازبالا دستیهاکه در مرکز نشسته اند به گزارشات او و فرماندهان دیگرحاضر در منطقه و حساسیت اوضاع اهمیتی نمی دهندوانگار نه انگار قصرشیرین درمحاصره قرار گرفته است وبیم سقوطش میرود .

 

مادرلحظه ای از گفتن بازایستاد.عاطفه پرسید :

- حاج خانم عقب نشینی تاکتیکی به چه معناست ؟ این دستورات از جانب چه کسی صادر میشد؟چون آنطور که من متوجه شده ام یک سری خیانت ها و کم کاریها باعث آن وضعیت بحرانی و بی ثبات بوده است .

مادرسرش رامیان دستانش گرفت وبالحنی تأسف بارودریغ آلود گفت:

-ای دادبیداد!ای دادبیداددخترم...توچه میدانی؟!

بعد نگاهش رابنرمی و دقت روی  صورت عاطفه ومن لغزاند.گویامیخواست ببیندما تمرکز و آمادگی  لازم برای شنیدن واقعیاتی که قصد گفتنشان را داشت داریم یا نه.

مادرادامه داد :

همان روزآخرین یگان زرهی ایران-شامل چندتانک-ازمرزخسروی عقب نشینی کرد،زیرابه آنهادستورداده بودندکه بسمت  گیلانغرب عقب بنشینندومنتظردستورات بعدی بمانند.البته در آن هنگام هنوز کسی نمیدانست که دستور  این عقب نشینی هارا چه کسی داده است ولی بعد ها مشخص شد که بنی صدر و همپالکی های خود فروخته اش عامل اصلی این برنامه ریزی شوم بوده اند.این مرد بی کفایت درجائی برای توجیه کارش گفته بود: (می خواهم ماننداسکندرذوالقرنین بادشمن بجنگم یعنی دشمن راداخل خاکمان بیاورم وبااومبارزه کنم!)

هر کس که تا حدودی مطالعات تاریخی،سیاسی داشته باشد می داند ارتش ایران در آن دوران مقتدرترین ارتش منطقه محسوب می شد بطوریکه به او "لقب ژاندارم خلیج فارس"راداده بودند واگرهماهنگی های پشت پرده صدام وآمریکاباوطن فروشانی از قماش بنی صدر،امیرانتظام واحمدمدنی وطاغو تیان زخم خورده ای از قبیل بختیارواویسی درداخل و خارج از کشورنبودصدام هر گز حتی جرأت اندیشیدن به تجاوز را نیز به خود نمیدادچه رسد به حمله ای اینچنین بی مهابا و گستاخانه.

Image result for ‫عکس جنگ قصرشیرین‬‎Image result for ‫عکس جنگ قصرشیرین‬‎

عاطفه گفت:

-حاج خانم به شماحق میدهم که بایادآوری آنهمه خیانت ونا مردمی و وطن فروشی متأسف شوید.حقیقتا"که دردناک است.

- بله...تأسف می خورم ولی از سوی دیگر خوشحالم که آن خائنین نتواستند به اهداف پلیدشان برسند.همگی یا به درک واصل شدند و یا منزوی گشتند.ولی به خواست خداوندنظام جمهوری اسلامی همچنان پابرجاست و هیبت و قدرت روز افزونش  در دل دشمنان هول وهراس می افکند .

مادرآنگاه مجددا"به باز گوئی خاطراتش مشغول شد :

- بعد از سخنان شریعت،پدرکه تاآن لحظه ساکت بودازهمگی خواست درهرشرایطی امیدوتوکل رافراموش نکنند.آنگاه قرآن کوچکی را که همیشه در جیب داشت بیرون آوردوبه نیابت از طرف جمع حاضر نیت کرده وباذکرصلوات ازخداوندخواست که ما راراهنمائی کرده وطریق روشن وآشکاری راپیش پای مابندگان درمانده اش قراردهد.آنگاه آیه ای را که آمده بود قرآئت کرد.آیه مزبورآیه216سوره مبارکه بقره بودبااین معنا:

(حکم جهاد بر شما مقرر گردید و حال آنکه بر شما ناگوار و مکروه است.لیکن چه بسیارشودکه چیزی راشماناگواربشمارید ولی به حقیقت خیروصلاح  شمادرآن باشدوچه بسیارشودچیزی را دوست داریدودرواقع شروفسادشمادرآن است وخداوندبه مصالح امورداناست وشمانادانید.)

درآن لحظه ودرآن مکان،من به حقیقتی تکان دهنده،شگفت انگیزوعظیم پی بردم:معجزه قرآن کریم.

توگویی پرده ای ضخیم از جلوی دیدگانم کناررفت زیرافهمیدم که چرا قران را معجزه پیامبر اکرم مینامند.کتاب قرآن یک کتاب معمولی نیست بلکه کتابیست زنده.قرآن همواره با انسانها در گفتگو ست و تابع محدودیتهای زمانی نمیباشدبلکه زمان ومکان رابه سیطره حکمت نهفته درخوددرمیآورد.

خداوند در آن آیه آنچه را که ما جمع مغموم و نگران  باید  می شنیدیم به ما گفت و نمی دانید تا چه اندازه دلهایمان پس از تلاوت آن آیه توسط پدرآرام گرفت.همگی باانفاسی مطمئن،بشکرانه رهنمودکلام الله مجیدصلواتی برزبان  جاری ساختیم وچون سکوت نسبی حاکم برمنطقه فرصت خوبی را برای استراحت فراهم ساخته بودچندنفری ازماتوانستندساعتی رااستراحت کرده وخوابی راحت رادرسکوت تجربه کنند.

پس ازخواباندن بچه هایم تصمیم گرفتم  سری بداخل حیاط بزنم.باهمین نیت ازپله های زیرزمین بالا رفتم وکناردیوار ویران شده از انفجارایستادم.چندگلوله ی منورهنوزداشتند توی آسمان نورافشانی میکردندودرمسیرحرکت آرام خودرشته هائی ازدودسفیدبرجای نهاده بودند.تک وتوک صداهائی ازدورونزدیک بگوش میرسیدکه عموما"صدای شلیک تیرباروتفنگ بودواین نشان میدادکه احتمالا"عراقیهاامشب برنامه جدیدی برای یورش ندارند.طرف دیگر حیاط را نگاه کردم.روی درخت نارنج جسم پارچه مانندسفید و پهنی را دیدم.اول فکر کردم لباسی است که بواسطه وزش باد از روی طناب یکی از همسایه های اطراف به حیاط خانه ما افتاده است ولی هنگامی که نزدیکتر رفته و دقت بیشتر ی کردم متوجه شدم نه تنها شباهتی به لباس نداردبلکه تکه فلز نسبتا"بزرگ و سنگینی  به آن آویزان است.هیچ حدس دیگری نمیتوانستم بزنم و همین باعث شد که بترسم.بااینکه میدانستم جرأت ندارم به آن پارچه سفید دست بزنم اما محتاطانه به درخت نزدیکتر شدم .

- یک بادگیر قشنگ و محکم می شود از آن دوخت .

این صدای حسین بود که مرا متوجه خود کرد.اوادامه داد:

- برایم میدوزی؟

-تو هم وقت گیر آورده ای  هاحسین .. مگر این چیست ؟

حسین چهارپایه ای  راکه گوشه حیاط بودآوردوروی آن رفت. 

-این منورهائی راکه توی آسمان میسوزندو همه جا را روشن می کنند که دیده ای .

-خوب ...بله..معلوم است که دیده ام.

-وقتی که خاموش می شوند  به زمین می افتند ....

وحشتزده حرفش را قطع کردم :

-حسین تورا به جان مهدی دست نزن  خطرناک است!

-حسین درحالیکه چترمنورراپائین میآورد،باخنده گفت :

- نترس،خطری ندارد،ببین چه محکم و مقاوم است.

سپس درحالیکه بادودستش آنرامیکشیدومی آزمودکه استحکامش را بمن نشان دهد ادامه داد:

- خانم آقای ابوالحسن پور یک بادگیری برای شوهرش از همین چتر ها دوخته است که آدم حظ می کند برایش،ضدآب هم هستند.برای زمستان و زیر باران عالیست .

پارچه چتر را لمس کردم.درست میگفت،جنس مرغوبی داشت.

-ولی قول نمیدهم.اگر حوصله و مجالی بودچشم،برایت  میدوزم. حتی بهتر از مال آقای ابوالحسن پور .

سپس حسین را تنها گذاشتم،رفتم کنار حوض و بر لبه آن نشستم.تصویرماه توی آب حوض لرزش ملایمی داشت . دستم را که تا آرنج توی آب فرو کردم خنکی مطبوعی در جانم رخنه کرد و سلولهای بدنم را حال تازه و مطبوعی بخشید . عکس ماه که بهم ریخت زیر لب نجوا کردم :

- چه خواهد شد ؟ عاقبت ما و این شهر رو به ویرانی  چیست ؟ و بعد  برای گرفتن جواب سئوالم به صورت حسین نگریستم که داشت باقی مانده خمپاره راازچترجدامیکرد.حسین درحالیکه چترراتوی دستانش مچاله میکردقسمت فلزی رابه سوئی پرتاب کردوجواب داد:

- کی میداند صدیقه؟نه من میدانم نه توونه حتی آن جانیانی که برای این آب وخاک دندان طمع تیز کرده اند.فقط آن دانای کل و آن مقدر کننده واحد است که میداند.خودت شاهد بودی که چگونه با کلامش و کتابش پیغامش را بما داد .

آری...اینچنین بود.ما جواب خود را گرفته بودیم(الخیر فی ما وقع).خداوندبرای بنده ای که تسلیم بی چون وچرای اوست بجزخیرهیچ نمیخواهدوآنچه که تقدیرش قراردهدنتیجه ای به غیرازرستگاری نمیتواندداشته باشد.مامؤظف به انجام تکلیف و  حرکت درمسیردرست هستیم.مسیردرستی که قلبهای پاک وخداگونه بمانشان میدهند.درآن  زمان مرشدومقتدای ماولی فقیهمان بود واوبودکه ماراهدایت میکردوسره راازناسره متمایزمینمود.او بودکه بمامیگفت مأموربه تکلیفیم وتکلیف همانا طی طریق در صراط مستقیم است.حتی اگر نتیجه آن نوشیدن جام زهر یا فرو رفتن در ورطه بلا باشد که همه خیر مطلقند .

صدای حسین رشته افکارم راگسست:

- بلندشوبرویم پائین.اینجاامنیت ندارد.یادت باشدکه امشب باشبهای دیگرفرق دارد.ازآسمان فتنه میبارد.نزدیکی دشمن به شهر باعث شده که بتواند سلاحهای متفاوتی مثل گلوله کالیبر،گلوله تانک و خمپاره 60 را بکار گیرد.اینها به مراتب خطر ناک تر ازسلاحهای دیگر هستند . هر لحظه ممکن است خمپاره شصتی وسط آب حوض بیفتاد و یا گلوله مستقیمی  سر هایمان را از بدن جدا کند  .

حسین درست میگفت  علاوه بر گلوله های مستقیم تانک که همین بعدازظهر تجربه شان کرده بودیم.تازگیهاتیربارهای کالیبر 50 و 75 میلیمتری وقبضه های خمپاره60 میلمتری هم بلای جان  مردم شده بودند.خمپاره 60 گلوله نسبتا"کوچکی داشت ولی  خطرناکتربودچون فقط هنگامی که داشت برزمین فرود میآمد صدای سوت کوتاهش شنیده میشدواین فرصت بقدری کوتاه بودکه آدم نمیتوانست خیز برداردوروی زمین دراز بکشد.

وصف این نوع ازخمپاره راامروزازمردم شهر شنیده بودم چون عراقی ها  محله های قرنطینه تیمچه- بازارچینی فروشهاو حوالی سینما شیرین با آن زیر آتش گرفته بودند.حتی بیمارستان قرنطینه نیز آسیب دیده بودویکی ازپرستاران به شهادت رسیده بود.

تیر بارهای کالیبر بزرگ هم که از روی تانکها و نفر برها ی مسلح بطرف شهر شلیک می شد،علاوه بر آنکه هول و هراس  در دلها میانداخت باعث تلفاتی نیز شده بود.

وارد زیر زمین که شدیم خیلی ها خواب بودند.فقط پدر و شریعت بیدار بودندودر گوشه ای داشتند بآرامی با هم صحبت می کردند.قبل ازآنکه حسین به جمع دو نفره آنها بپیوندد از او تقاضا کردم که زودتر بخوابد و پدر و شریعت را نیز به استراحت ترغیب کند چون معلوم نبود فردا چه درانتظارمان باشد و آیا فرصتی برای استراحت دست بدهد یا نه . خودم هم که بسیار خسته و کوفته بودم رفتم پیش بچه هایم ، چادرم را روی سرم کشیدم و فورا"درخوابی عمیق فرورفتم.آن شب به برکت همان آیه نورانی قران که دلم را آرامش بخشیده بود باآنکه شبی نامطمئن بنظرمیرسیدوهرآن احتمال بدترین و ناگوارترین حوادث میرفت آرامترین خواب آن شبهاراداشتم

             ***          ***           ***

خیلی سبکبال و سرخوش و راحت داشتم توی یک فضای لایتناهی و پر نور پرواز میکردم.

پروازی شبیه به یک  عقاب که با بالهای گسترده و بی حرکت در آسمان شناور است.به پائین که نگاه میکردم همان فضای بی پایان بود.کم کم همه دراطرافم بودند.صورتهای متبسمشان که نورهائی درخشان ازخود ساطع می کرد مثل پرتره هائی بی قاب درآن  فضای بی پایان به دورمن میچرخیدند.چهرهایشان گرم وسرزنده وبا شکوه بود.پدر،مادر،فرزندانم،خواهرانم،حسین و...

محمداحسان روی یک تکه ابر پنبه ای شکل،درست باندازه گهواره اش به پشت خوابیده بود.تندتنددست وپایش راتکان میدادوباصدای طنین داری میخندید.

ته دلم شادومسروربودم.ازآن شادی هائی که آدم رامثل غنچه گل سرخ شکوفا میکند.تکه ابر پنبه شکل  دور  من می چرخید و در حین  چرخش  در یک خط منظم زیگزاگ بالا و پائین میرفت. من مدام سرم را با حرکت تکه ابر می چرخاندم که مبادا گمش کنم.مردی آبله روکه دهلی به اندازه یک خانه بزرگ را روی شانه هایش انداخته بود از جائی پیدایش شد.هی با گرز زمختی که در دست داشت محکم بر دهل می کوبید.قیافه اش وحرکاتش یک جور به خصوصی بود که نمیدانستم از بودنش باید خوشحال باشم یا ناراحت،ولی حس می کردم زیاداز بودنش راضی نیستم چون تنها آدم غریبه ای بود که آنجا پیدایش شده بود.انگار که از شادی ما هم او شاد بود. همزمان با هر ضربه گرزبه دهل، یک پایش را هم برزمین می کوبید.زمینی که فقط زیر پای او بود.مرددهلچی میخندیدوهر قدر که محکمتر بر دهل میکوفت خنده هایش هم شدیدتر میشد.من وبقیه  همچنان خوشحال بودیم مرددهلچی که داشت زیر چشمی مرانگاه میکردیکدفعه عصبانی شد و انگار که دارد با من لج می کند آنقدر محکم دهل را کوبید که صدایش گوشم را اذیت کرد و دردانداخت.دنبال پدر گشتم که شکایتش را پیش او ببرم ولی پدر نبود.بقیه هم نبودند.مرد ازلج من هی داشت پابرزمین وگرزبر دهل میکوفت وزیرچشمی بابدجنسی نگاهم میکرد.گوشم بد جوری داشت اذیت میشد.دنبال ابر پنبه ای و احسان گشتم.آنها هم نبودند.فریادزدم:احسان...احسان!

یک آن سرم را برگرداندم تا جلویم را نگاه کنم.صورت آبله ای مرددهلچی بادهان بازجلوی صورتم بود.کله ای گنده و دهانی گشادبانفسهای بدبو.باچشمهای خون گرفته ودریده اش نگاهم میکرد.گرز زا بالای سر بردتاتوی ملاجم بکوبد.جیغ زدم و از جا پریدم.گویاهمه قبل ازمن ازخواب پریده  بودند.

زنگ بیدارباش آن روزصبح،سحرگاه روز31شهریورماه1359صدای گلوله باران شدیدی بودکه نظیرش راهرگز به یادنداشتم.بحدی انبوه و متراکم و دیوانه کننده که تو گویی قرار بود آن روز آخرین روز و آن ساعت آخرین ساعت حیات کل بشریت باشد.دریغ ازحتی یک هزارم ثانیه سکوت.گرچه خواب ازسرم پریده بودولی به چندلحظه فرصت احتیاج داشتم که بتوانم فکر پریشان و غافلگیر شده ام را سازماندهی مجدد کرده و حرکتی به بدن کرخت شده ام بدهم.سرجایم نشستم.محمد احسان را که داشت به گریه می افتاد  توی آغوشم گرفتم و مهدی و نرگس را که هر کدامشان در پناه  یکی از خواهرهایم خودشان را مچاله   کرده بودند به نزد خود فرا خواندم.اقدام بعدیم این بود که اطراف راچک کنم.نگاهم رادرمحیط زیرزمین چرخاندم.به جز حاج آقاشریعت که طبق معمول برای رسیدگی به امور نیروهای مردمی بیرون رفته بود،بقیه آنجا بودند.برای اولین بار بود که می دیدم تمام خانواده ام در بحبوحه آتش باران دشمن در کنارم هستند وهمین خیالم راراحت کرد .

مادر،متصل آیات قرآن راباصدای بلندمیخواندوبقیه خواهرانم نیزهر کدام ذکردعائی بر لب داشتند.خواهرکوچکترم بتول هم به نوبه خودآیات قرآنی راکه ازحفظ داشت به تبعیت از بقیه زمزمه میکرد.من طبق معمول شروع کردم به خواندن آیت الکرسی.به حال دیشب خودم سخت غبطه میخوردم.چقدرآسوده و بی خیال  و امیدوار سر به بالین نهاده بودم .

پدر که قدری نزدیک بین  بود کتاب قران کوچکش را با فاصله کمی جلو چشمانش گرفته بود و آنرا قرائت  می کردحسین،ساکت نشسته بود و فقط گاهی اوقات سعی می کرد از درز و دروز لابلای گونی های شن بیرون را مشاهده کند تا شایدچیزی از کم وکیف وضعیت موجود دستگیرش شود.باآنکه آتش دشمن ناجورو شدیدبودولی ازته دل شاد بودم که همه دورهم جمع هستیم ومن دیگرمجبورنیستم بارهنگفت دلشوره هاونگرانیهایم رابردوش نحیفم بکشم .

چند لحظه خیلی کوتاه صداها فرو کش کرد . حسین خواست از زیر زمین بیرون برود.طبق عادت دویدم وبطرفش رفتم که مانعش شوم.ازاوخواستم که سرپانایستد.حسین خشمگین شدوفریادزد:

- چرانمیگذاری بروم صدیقه؟مگرآنهائی که آن بیرون هستند خانواده وزن وفرزندندارند؟

توجیهی برای عملم نداشتم.نمیدانم...شاید حق بااوبود،ولی من میترسیدم.ازبیوه شدن،ازیتیم شدن کودکانم،ازسوگواری،از تنهائی.چیزی نگفتم،فقط بانگاهم التماسش کردم واونشست.

ناگهان زمین زیر پایمان،سقف روی سرمان ودیوارهای چهار سویمان بشدت لرزیدند.گونیهامتلاشی شدندوخاک وماسه مثل باران روی سرمان ریخت.من که صدای انفجاری نشنیده بودم حدس زدم شاید یک تانک عراقی وارد حیاط شده و گونی هارا روی سرمان ریخته  است.مجال فکر کردن به اینکه چه شده است و علت این لرزه ها و متلاشی  شدن ها چیست را نداشتم.فقط  می دانستم که همین الآن و بدون فوت وقت باید بدنم را سپر  بلای محمد احسان کنم واوراازآسیب مصون نگاه دارم.روی زمین سجده نموده وبدن احسان رازیرطاقی که ازهیکلم ساخته بودم پنهان ساختم.بازهم زمین وسقف ودیوارهاشدیدترازپیش لرزیده و حجم زیادی ازماسه وخاک وتکه های گونی  بایک طوفان عظیم داخل آمدند.حس کردم هر دو گوشم پر از خاک شده یک آن چشمانم را گشوده ولی فقط غبار غلیظ و دود دیدم . نفس که می کشیدم بحای هوا،خاک و دودوارد ریه هایم میشد.بوی تند حاصل از انفجارتاوسط مغزم رامیسوزاند.مغزی که فقط یک خیال در آن بود:همه مرده اندومن هم زنده بگور شده ام!

 فکر می کردم اگر الآن بخواهم  قامت  راست کنم قادر نخواهم بودچون زیر آوار ساختمان گیر افتاده ام.جرات نداشتم تکانی بخود بدهم  یا کمر راست  کنم.برای چند دقیقه گوشها و چشمهایم غیر قابل استفاده شد بودند وحالتی شبیه به مرگ به من دست داده بود.شنیده بودم که آدم درلحظات ابتدائی مرگ، خودش هم ازمردنش بیخبراست،این بودکه انتظاریک نشانه یا علامت رامیکشیدم تاتکلیفم روشن شود.عاقبت توانستم اندکی برخودمسلط شوم ولااقل زنده بودنم راباورکنم.پلکهایم رابا احتیاط ازیکدیگرگشوده وتوانستم توی یک محیط نیمه تاریک و پرغبارازورای مژه های خاک آلوده ام صورت گریان محمداحسان رامشاهده کنم.سعی کردم با انگشتانم خاک و ماسه ای ر که در دهانش رفته بود بیرون بکشم.نشستم وبی آنکه به چیزی یا کسی  جزاوتوجه  داشته باشم روی  دوپایم بصورت دمرخواباندمش تا هرچه خاک وماسه توی دهانش بودتف شود.فعلا"دید چشمانم کم بود و البته صدائی راهم نمی شنیدم کمی جلوتر متوجه بطری آبی شدم که به پهلو روی زمین افتاده  بود. بایک دست بر داشتمش و با دست دیگرم درب بطری را گشوده و تلاش کردم کف دستم را با آب داخل آن خیس کنم.دستم که کمی خیس شدآنرا به صورت و چشمان محمد احسان کشیدم.تمام قرص صورت کودکم از خون سرخ شد.وحشتزده بطری را به زمین انداختم.سوزش شدیدی را در کف دستم احساس می کردم.نگاهش که کردم متوجه شدم دستم را بریده ام و البته به دلیل شکسته بودن بطری ، قطره ای آب  درآن وجود ندارد.

رطوبتی که در کف دستم حس کرده بودم،خون بود.نومیدانه خودم راسراندم وبه دیوار تکیه زدم.نگاهی دیگربه دستم انداختم. زخمش سطحی بودولی هنوزداشت خون ازلابلای انگشتانم بیرون می زد.سراحسان راروی شانه ام گذاشتم وآرام آرام به پشتش زدم تاشایدبتوانم گریه اش راساکت کنم.

حالا دیگرازغلظت دود وغبارموجودکاسته شده ومن هم کمی به خودم آمده بودم.تصمیم گرفتم اوضاع رابررسی کنم.همانطور که تلاش میکردم اطرافم راچک کرده و افراد پیرامونم را تشخیص دهم دو دست لرزان دور گردنم حلقه خورد.مادربودکه گریان، نالان وهراسان داشت مرامیبوئیدومیبوسید.

صورتش رابخوبی میتوانستم ببینم ولی بدلیل ضعف قوه سامعه صدایش را بسیار ضعیف متوجه می شدم.ازاوپرسیدم:

- خوبی مادر؟بچه هایم کجاهستند؟پدر،خواهرانم،حسین؟آنها کجاهستند.

                                                                                               ...ادامه دارد


تعداد بازدید از این مطلب: 5939
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

ساعت : | نویسنده : م.م
نقدفیلم (نوح)
نظرات 0

    نقد فیلم (نوح)

       *********************

(درج نقدفیلمهادر این سایت الزاما" به معنای تائیدنظر منتقدان از سوی ما نیست)

 

 نوح : Noah

کارگردان : Darren Aronofsky 

نویسنده : Ari Handel ، Darren Aronofsky

بازیگران :         

Russell Crowe...Noah

Jennifer Connelly...Naameh

Ray Winstone...Tubal-cain

Anthony Hopkins..Methuselah

Emma Watson...Ila             

ژانر : اکشن

رده سنی : PG-13( مناسب برای افراد بالای 13 سال)

زمان : 138 دقیقه

**********************************************************

احتمالا کمپانی پارامونت هرگز تصور نمی کرد که پروژه « نوح » با چنین حواشی پر رنگی در چند روز مانده به اکران مواجه شود. البته پروژه « نوح » از همان اولین روزهای انتشار اخبار ساخت، در صدر اخبار خبرگزاری ها قرار گرفت و با اینکه این پروژه تقریباً در سکوت کامل خبری در حال ساخته شدن بود، اما معمولا از گوشه و کنار ، تصاویری (مخصوصاً از کشتی معروف ) منتشر می شد. با اینحال حدود یک ماه مانده به اکران فیلم، ناگهان موج مخالفت شخصیت های مذهبی علیه فیلم شدت گرفت و این قضیه به حدی جدی شد که برخی از کشورها اکران فیلم « نوح » را تحریم کردند.

اما مشکل اصلی « نوح » نه تحریم برخی از کشورها برای اکران فیلم، بلکه مخالفت های غیر رسمی پاپ مسیحیان بود که این یکی واقعاً یک زنگ خطر بزرگ برای گیشه محسوب می شد. به همین جهت پارامونت به سرعت دست به کار شد و سعی کرد با وساطت افراد پر نفوذ، تائید پاپ را بدست بیاورد و حتی از راسل کرو که در نقش نوح پیامبر در این فیلم ایفای نقش کرده درخواست کرد تا به ملاقات پاپ برود تا اختلافات احتمالی برطرف شود و پاپ هم چراغ سبز خودش را به فیلم نشان دهد. در نهایت هم تمامی این تلاش به نتیجه نسبی رسید و پروژه « نوح »http://moviemag.ir/images/phocagallery/1/Noah/thumbs/phoca_thumb_l_3.jpgاز خشم مذهبیون در امان ماند و از یک شکست مالی شدید جلوگیری شد.

داستان « نوح » با یک فلاش بک کوتاه به داستان آدم وحوا آغاز می شود و سپس به کابوس های نوح پیامبر ( با بازی راسل کرو ) می رسد. کابوس های شبانه ای که حکایت از یک طوفان عظیم دارد و نوح پیامبر نیز معتقد است که تمام آنها واقعی هست و بزودی جهان به زیر آب خواهد رفت. اما برای اطمینان، نوح پیامبر تصمیم میگیرد به سراغ پدرش میتوسلاح ( آنتونی هاپکینگز ) برود. میتوسلاح پس از بررسی های خاص خود درستی صحبت های نوح پیامبر را تائید می کند و حالا که نوح پیامبر از جانب پروردگار برگزیده شده ، باید کشتی بزرگی بسازد و تمام حیوانات را در آن قرار دهد تا از انقراض نسلشان جلوگیری شود اما در این میان توبال کین ( ری وینستون ) که حاکم هست، قصد دارد کشتی نوح پیامبر را با توسل به زور از او بگیرد اما...

سپردن صندلی کارگردانی « نوح » به دارن آرونفسکی که از او به عنوان فیلمسازی با ذهنیت مستقل نام برده می شود، ریسک بسیار بزرگی بود که بسیاری از کارشاناسان درباره عواقب آن تردید داشتند. پروژه « نوح » قرار بود به واقع یک پروژه پر هزینه باشد و کمپانی پارامونت نیز حساب ویژه ای بر روی فروش فیلم باز کرده بود. با اینحال این موضوع باعث نشده تا « نوح » آرونفسکی به اثری کاملاً استودیویی مبدل شود.http://moviemag.ir/images/phocagallery/1/Noah/thumbs/phoca_thumb_l_1.jpg

مخاطبین « نوح » مطمئناً پیش از این بارها داستان نوح پیامبر را و کشتی بزرگش را شنیده اند اما آنچه که فیلم به مخاطب ارائه می کند تصویری دقیق از داستانهای مذهبی نیست بلکه برداشتی است که شخصِ آرونفسکی از داستان نوح پیامبر داشته است. در « نوح » شاید تنها داستان کشتی بزرگ و جمع آوری حیوانات به منظور نجات نسلشان برگرفته از روایت های مذهبی باشد اما در موارد دیگر، شخصِ آرونفسکی داستانهای فرعی به فیلمنامه اضافه کرده که پذیرش آنها ارتباط مستقیمی به نوع نگاه تماشاگر به فیلم دارد.

از جمله مواردی که احتمالا مخاطبین مذهبی فیلم را متعجب خواهد کرد، وجود صحنه های درگیری میان نگهبانان ماورایی نوح پیامبر و طغیانگران هست که شبیه به جنگ های کلاسیک اروپایی می باشد و کمتر کسی بخاطر می آورد که واقعا چیزی از این موضوع در روایات مذهبی شنیده باشد. این جنگ ها که به نظر می رسد بیشتر به جهت حماسی کردن داستان در فیلم گنجانده شده، کارگردانی مناسبی ندارند و کیفیت اجرایی آنها نیز از سطح نه چندان بالایی برخوردار هست که باعث دلزدگی مخاطب می شود. اما بهرحال این صحنه های نبرد بزرگ می توانند باعث بالا بردن ریتم تقریباً کند فیلم شوند که در لحظاتی واقعاً کندتر از آنچه که باید باشد، می شود.

اما « نوح » آرونفسکیhttp://moviemag.ir/images/phocagallery/1/Noah/thumbs/phoca_thumb_l_2.jpg از جنبه درام مطابق انتظارات، حرف های بسیاری برای گفتن دارد و در واقع تماشایی ترین بخش فیلم را تشکیل می دهد. خوشبختانه پرداخت شخصیت نوح پیامبر با دقت و وسواس صورت گرفته و تمامی رفتارهای آشنای نوح پیامبر که پیش از این بارها درباره آن شنیده بودیم،در فیلم نیز به راحتی قابل مشاهده اند. کشمکش های درونی نوح پیامبر و تردید درباره عواقب کارهایش به همراه نگرانی هایی که اعضای خانواده نوح پیامبر از نابودی نسل بشر دارند و همچنین مبارزه نوح پیامبر با فرمانروای زمانه خودش که تفکراتش دقیقا در نقطه مقابل او قرار دارد، از جمله بخش هایی است که آرونفسکی به خوبی آنها را پرورش داده و بطور خلاصه باید بگویم که بخش درام در « نوح » به مراتب ارزشمندتر از بخش اکشن آن از آب درآمده است.

در بخش اکشن مخاطب دقیقاً می داند که قرار هست با چه چیزی مواجه شود. ما در داستان « نوح » بارها درباره طوفان شدید و کشتی عظیم و حیواناتی که بر آن سوار شدند شنیده ایم. در « نوح » نیز تمامی این روایات به تصویر کشیده شده است اما به نظر می رسد که جلوه های ویژه گرافیکی فیلم با عجله ساخته شده باشند و می شد که با صرف زمانی بیشتر ، شکل و شمایل واقعی تری به آن بخشید. فارغ از صحنه های مربوط به طوفان الهی که به دلیل تاریک بودن ، جزئیات چندانی قابل رویت نیست، باید به طراحی کامپیوتری حیوانات نیز اشاره کرد که کیفیت بالایی ندارند و ظاهراً سازندگان هم برای اینکه دردسرهای بیشتری را در طراحی آنها متحمل نشوند، همه آنها را درhttp://moviemag.ir/images/phocagallery/1/Noah/thumbs/phoca_thumb_l_10.jpg هنگام وقوع طوفان الهی به خواب می فرستند تا کسی سراغی از آنها نگیرد و احیاناً تیم جلوه های ویژه هم زحمت بیشتری متحمل نشوند!

متاسفانه وجود برخی پیامهای اجتماعی نیز تجربه بدی هست که به هنگام تماشای « نوح » با آن مواجه خواهیم شد. در « نوح » به شکل عجیبی، پیامهایی در حفاظت از حیوانات و محیط زیست شرح داده می شود و نسل بشر نیز عاملی معرفی می شد که مطلقاً قصد تخریب محیط زیست را دارد. مشخصاً آرونفسکی با به تصویر کشیدن شخصیت منفی فیلم به نام توبال کاین که از نسل قابیل است، قصد داشته به پلیدی های ذات انسان تلنگری زده باشد اما مشخص نیست که به چه دلیل مسیر این پیامها به سمت محیط زیست و مسائلی از این دست سوق پیدا کرده است. اینکه آرونفسکی شخصاً به چنین کاری مبادرت ورزیده یا براثر فشار کمپانی چنین مسیری را برگزیده بر کسی آشکار نیست.

راسل کرو در نقش نوح پیامبر در فیلم « نوح » قابل اعتماد است و تماشاگر خیلی زود می تواند با او ارتباط برقرار کند. کرو در نقش نوح پیامبر متفکر و همواره نگران است. نگرانی او بابت نسل بشر به خوبی در چهره اش نمایان شده و ثابت قدم بودنش در راه نیز به خوبی به تصویر کشیده شده است. نکته جالب اینجاست که کرو در نقش نوح پیامبر کمی درگیری فیزیکی را هم تجربه کرده که بهرحال از پس آن هم به خوبی برآمده است! جنیفر کانلی نیز در نقش نامیح همسر نوح پیامبر، بازی بسیار خوب و منسجمی از خود به نمایش گذاشته است. کانلی که به نظر می رسد هالیوود دیگر او را دوست نداردhttp://moviemag.ir/images/phocagallery/1/Noah/thumbs/phoca_thumb_l_8.jpg و چند سالی است که او را به حاشیه رانده، حال بار دیگر به کمک آرونفسکی که علاقه شدید به بازی وی دارد، بار دیگر به یک اثر بزرگ سینمایی وارد شده و بازی خوبش مطمئناً می تواند بازگشت موفقی را برایش رقم بزند. اِما واتسون نیز در نقش دخترخوانده نوح پیامبر یعنی ایلا ، بازی قابل قبولی از خود ارائه داده است اما ایلا نقشی نیست که بتواند برای اِما واتسون کافی باشد. ری وینستون هم در نقش منفی داستان بهرحال بیشتر شباهت به یک بدمن کلیشه ای با اهداف مشخص دارد. توبال کاین نقشی نیست که بتواند برای وینستون چالش برانگیز باشد.

 

« نوح » آرونفسکی به عنوان یک اثر پر هزینه و بزرگ، تجربه خوشایندی هست که حداقل وجود شخصِ آرونفسکی باعث شده در بخش درام بسیار درخشان باشد. « نوح » همچنین از حضور ارزشمند دوستان قدیمی و حرفه ای آرونفسکی در پشت صحنه برخوردار بوده که از جمله آنها می توان به متیو لیباتیک بعنوان فیلمبردار اشاره کرد که واقعا تصویربرداری درخشانی انجام داده است. به تمامی این موارد باید موسیقی زیبای فیلم را هم اضافه کنم که اثر کلینت مارشال بوده که پیش از این موسیقی ماندگار فیلم « مرثیه ای برای یک رویا » را برای آرونفسکی ساخته بود. « نوح » اثر درخشانی در سطح درام و اثری نه چندان قابل قبول در بخش اکشن و جلوه های ویژه است و فراموش هم نکنیم که پیامهای اخلاقی فیلم هم بدجوری با اعصاب تماشاگر بازی میکند!

                                        منبع :سایت مووی مگ
                                        http://moviemag.ir

تعداد بازدید از این مطلب: 6626
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

ساعت : | نویسنده : م.م

اطلاعات کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
درباره ما
تقدیم به عزیز سفرکرده ام (فاطمه) .گرچه ناگهان مراتنها گذاشتی ولی به دیداردوباره ات امیدوارم،درلحظه موعودی که ناگهان میآید. --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- د رقرونی هم دور وهم نه چندان دور( ایران )باوجود نشیب و فراز های تاریخی بسیارش در بازه های زمانی مکرر،همواره ابرقدرتی احیا شونده و دارای پتانسیل و استعدادبالا برای سیادت برجهان بود .کشورما نه تنها از نقطه نظرقابلیتهای علمی و فرهنگی ،هنری ،ادبی و قدرت نظامی یکی از چندتمدن انگشت شماری بود که حرف اول را دردنیاهای شناخته شده ی آن زمانها میزد، بلکه در دوره هائی طلائی و باشکوه ،قطب معنوی و پرجلال و جبروت جهان اسلام نیز بشمار میرفت . در عصر جدید که قدرت رسانه بمراتب کارآمد تر از قدرت نظامیست باید قابلیتهای بالقوه و اثبات شده ایرانی مسلمان را برای ایجاد رسانه تعالی بخش،درست و کارآمدبه همه یادآوری نمودتا اراده ای عظیم درهنرمندان ما پدید آید درجهت ایجاد (سینمای متعالی)و پدیدآوردن رقیبی متفاوت و معناگرا برای سینمای پوچ ،فاسد و مضمحل غرب و شرق نسیان زده و بالاخص " غول هالیوود"که برکل جهان سیطره یافته است.شاید بپرسید چرا سینما؟...جواب این است : سینما تاثیر بخش ترین رسانه در عالم است و باآن میتوان وجود معنوی انسانها را تعالی دادویا تخریب کرد...و متاسفانه تخریب کاریست که در حال حاضر این رسانه با عمده محصولات خودبه آن همت گماشته است و تک و توک محصولات تعالی بخش آن همیشه در سایه قراردارندو بخوبی دیده نمیشوند چون جذابیت عام ندارندو قادر به رقابت با موج خشونت و برهنه نمایی موجودنیستند. دادن جذابیت و عناصر لذت بخش نوین و امتحان نشده بدون عوامل گناه آلود به محصولات تصویری بگونه ای که بتواند بالذات ناشی از محصولات سخیف و ضد اخلاقی رقابت نماید کاریست بس پیچیده که نیازمند فعالیت خالصانه مغزهای متفکر ومبتکراست و من فکر میکنم این مهم فقط از عهده هنرمندان و متفکران ایرانی برخواهد آمد و شاید روزی که من نباشم محقق گردد...شاید
منو اصلی
موضوعات
آرشیو مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 207
:: کل نظرات : 70

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 25

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 1
:: باردید دیروز : 24
:: بازدید هفته : 104
:: بازدید ماه : 756
:: بازدید سال : 756
:: بازدید کلی : 756
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران